• افکارِ آنه •
اما بی توجهی ، همیشه اندوه میآورد.
اندوه آدم را انسان میکند.
خیلی وقته که دیگه چیزی نمیدونم.
مگه قبلش میدونستم؟ نمیدونم.
حالم خوبه؟ نمیدونم.
حالم بده؟ نمیدونم.
چمه؟ نمیدونم.
خسته شدم. مطمئنی؟ نمیدونم.
عجیب هستم. عجیب بودم.
نمیدونم نمیدونم نمیدونم نمیدونم. هیچی نمیدونم.
خیلی بده. اینکه هیچی ندونی خیلی بده. ولی اگه همه چی و بدونی هم خیلی بده. خستم از ندونستن. خستم از دونستن و وانمود به ندونستن. خستم از دنیا. دنیا بیرحمه. میدونی؟ مثل گل گوشتخوار میمونه. زیباست. ولی وقتی میخوای به دستش بیاری ، تو رو میبلعه. ترسناکه. زیبای ترسناک.
بیچاره.
میدونی؟ نه نمیدونی! منم نمیدونم.
ولی خب ، من یه چیزی رو خوب میدونم؛ میدونم که نمیدونم. اینکه بدونی چیزی نمیدونی هم خودش دونستنه؛ نه؟
میدونی؟ اینکه انتظار داشته باشی بدونی، بیشتر نادونت میکنه. چون میفهمی که هیچی نمیدونی. آدم هر چی هم که بدونه ، باز هیچی نمیدونه. و این ترسناکه.
ترسناکه بدونی ، ولی ندونی.
میفهمی چی میگم؟ خودمم نمیفهمم.
شاید یه روز فهمیدم.
+ آنه
#چرندیات