eitaa logo
🍃آوای رویش🍃
309 دنبال‌کننده
875 عکس
938 ویدیو
2 فایل
با سلام #آوای_رویش وابسته به حوزه علمیه فاطمیه بیاض یه دورهمی دوستانه هست برای اینکه بیشتر بخوانیم تا بیشتر بدانیم... راه ارتباط @Yass22 لینک پیام ناشناس https://punz.ir/message/09ZwJdx لینک کانال https://eitaa.com/AvayeRoyesh
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚سرگذشت یک بچه تنبل ✍ﮐﻼﺱ ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، شیراز ﺑﻮﺩﻡ ﺳﺎﻝ ١٣٤٠، ﻭﺳﻄﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ اصفهان. ﯾﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨد، ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﻟﻬﺠﻪ ﻏﻠﯿﻆ ترکی قشقایی، ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﻏﺮﯾﺐ. ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍ اناﺭ ﺑﻮﺩ. ﻭﻟﯽ اصفهان ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ. معضلی ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ، ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ. ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺩﺭﺳﮑﯽ ﻣﯿﺨﻮﻧﺪﻡ. ﺗﻮ اصفهان، ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ. ﻣﻌﻠﻢ ﭘﯿﺮ ﻭ بی حوصله ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ من! ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ می گفت : 🔻ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﺑﺸﯽ ﻓﻼﻧﯽ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻣﻦ ﺑﯿﻨﻮﺍ ﺑﻮﺩﻡ. ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ. در ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺨﺖ ﺑﺪ ﻣﻦ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺷﺪ ﻣﻌﻠﻤﻤﺎﻥ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ می خوردم ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ!! ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ....... ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ، ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ مهربان ﺁﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎﻥ. ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ تميز ﻣﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ. ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ. 🔻ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻢ. می دوﻧﺴﺘﻢ ﺟﺎﻡ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ. ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩ، ﻣﺸﻖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ. ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ. ﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ ﭼﯿﺴﺖ! ﻓﺮﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪ، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﻧﻮﯾﺲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ... ﻫﻤﮕﯽ ﺷﺎﺥ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ!! ﺁﺧﻪ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮﻥ ﺭﺍ ﯾﺎ ﺧﻂ می زدن ﯾﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻥ. ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪ، ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ. ﺩﺳﺘﺎﻡ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﯽ ﺯﺩ. ﺯﯾﺮ ﻫﺮ ﻣﺸﻘﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ می نوشت، 🔻ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ؟!!! ﺑﺎ ﺧﻄﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺖ : ﻋﺎﻟﯽ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ!! ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺭﺩ ﺷﺪ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ. ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻣﻦ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺳﻢ! ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ... ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﯿﺴﺖ، ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ. ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ، ﻧﻔﺮ ﺷﺸﻢ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ. 🔻ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ، ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ. ﭼﺮﺍ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ؟؟؟؟ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﻣﺎ: ﭘﺪﺭﺍﻥ، ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ، ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ، ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ، ﻣﺮﺑﯿﺎﻥ، ﺭﺋﻴﺴﺎﻥ ﻭ... 📚ﺧﺎﻃﺮﻩ ای ﺍﺯ امیر محمد نادری قشقایی ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎسی ﻭ ﻋﻠﻮﻡ ﺗﺮبیتی ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻛﻨﺖ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ‌‌┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈ لینک‌کانال‌ِآوای‌رویش↓ 「➛@AvayeRoyesh 」
203.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫أَمَّنْ یُجِیبُ ✨الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ 💫خدایا به حق این آیه ✨مبارکه 💫هر عزیزی تو دلش هر ✨حاجتی دارد روا بفرما 💫شب زیباتون متبرک به ✨گرمی نگاه خدا 💫الــهی ✨دلخوشی‌هاتون افزون 💫جمع خانواده‌تون پراز دلگرمی ✨آدینه بخیر 🌸 ‌‌┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈ لینک‌کانال‌ِآوای‌رویش↓ 「➛@AvayeRoyesh 」
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
442.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱خواندن سوره در روز جمعه، سرّی از اسرار است که پدرم خواندن آن را در هر جمعه بر من واجب کرده بود 🎙مرحوم آیت‌الله فاطمی‌نیا(ره) هدیه به روح اموات مومنین و مومنات🌱 ‌‌┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈ لینک‌کانال‌ِآوای‌رویش↓ 「➛@AvayeRoyesh 」
037 SaffatParhizgar037.mp3
زمان: حجم: 2.4M
ترتیل سوره مبارکه صافات استاد پرهیزکار ✨✨✨✨
🍃آوای رویش🍃
🌱خواندن سوره #صافات در روز جمعه، سرّی از اسرار است که پدرم خواندن آن را در هر جمعه بر من واجب کرده
🌿 چند نکته ناب از سوره مبارکه صافات ✨ ۱. نظم، مقدمه بندگی است. سوره با سوگند به فرشتگانی آغاز می‌شود که «در صف» ایستاده‌اند؛ گویی قرآن می‌خواهد بگوید راه بندگی از نظم و مسئولیت‌پذیری می‌گذرد. ✨ ۲. توحید، پیام مشترک همه پیامبران است. از نوح و ابراهیم تا موسی، هارون، الیاس، لوط و یونس؛ همه یک سخن داشتند: «فقط خدا را بپرستید.» ✨ ۳. ایمان، در لحظه‌های سخت سنجیده می‌شود. ابراهیم علیه‌السلام هنگامی که مأمور به قربانی کردن اسماعیل شد، تسلیم فرمان خدا بود و اسماعیل نیز با آرامش گفت: «ای پدر! آنچه مأمور شده‌ای انجام بده.» ✨ ۴. دوستان، سرنوشت انسان را می‌سازند. قرآن از مؤمنی یاد می‌کند که در بهشت، دوست گمراه‌کننده‌اش را می‌بیند و می‌گوید: اگر لطف خدا نبود، من هم همراه او هلاک می‌شدم. ✨ ۵. خدا اهل احسان را فراموش نمی‌کند. چندین بار در این سوره این پیام تکرار می‌شود: «إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ» «ما نیکوکاران را این‌گونه پاداش می‌دهیم.» 🌸 شاید بتوان خلاصه سوره صافات را در یک جمله گفت: اگر در راه خدا با اخلاص و استقامت بایستی، حتی اگر همه دنیا در برابر تو باشد، سرانجام یاری و پاداش الهی از آنِ تو خواهد بود. ‌‌┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈ لینک‌کانال‌ِآوای‌رویش↓ 「➛@AvayeRoyesh 」
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃آوای رویش🍃
🌿 چند نکته ناب از سوره مبارکه صافات ✨ ۱. نظم، مقدمه بندگی است. سوره با سوگند به فرشتگانی آغاز می‌شو
💠چه خوبه که بعد از قرائت سوره صافات به پاسخ این سوالات برسیم ✨چرا خداوند سوره را با «صف» آغاز کرده است، نه با عبادت یا ایمان؟ ✨اگر نظم مقدمه بندگی است، چه بی‌نظمی‌هایی مانع رشد معنوی ما می‌شود؟ ✨چرا خداوند پس از هر داستان می‌فرماید: «إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ» و نمی‌گوید «المؤمنین»؟ در صورت تمایل، پاسخ به سوالات رو ارسال فرمایید 👇👇👇 https://punz.ir/message/09ZwJdx
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوشا آن ساعت که یار از در در آید .
. 🔸ایدۀ موفّق استهباناتی‌ها برای مسجدی کردنِ بچه‌ها🔸 🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 استهباناتی‌ها¹ پدرانشان از بچگی روی نمازشان کار می‌کردند. الآن هم اگر کسی از استهباناتی‌ها به شهر دیگری برود، اول سراغ مسجدش می‌رود که مسجد این محل کجاست؟ جزو امتیازات خانه‌شان این است که به مسجد نزدیک باشد و به محض اینکه آنجا ساکن شدند، به سراغ مسجد می‌روند. یک حالت بی‌قراری نسبت به مسجد دارند. برخی تحقیق کردند که چرا اینها نسبت به نماز و مسجد این‌گونه هستند، به این نتیجه رسیدند که [این حالت به خاطر موقوفه‌های استهباناتی‌ها برای مسجد بود]. اینها موقعی که بچه بودند و به مسجد می‌رفتند، مسجد موقوفه‌ای برای بچه‌های خردسال داشته است؛ چون محصول استهبان، انجیر و بادام و گردو و انگور و کشمش است و رسمشان این بوده که مقداری از درخت‌هایشان را وقف مسجد می‌کردند؛ آن هم مخصوص بچه‌های خردسال. این محصولات را در انبار مسجد می‌گذارند و خادم مسجد در صف جماعت نگاه می‌کند که چند تا بچۀ نابالغ و خردسال وجود دارد. به تعداد اینها، ظرف‌های کوچک بیضی شکلی برمی‌دارد که به آنها می‌گویند «ته گنبد» و از این انجیر و گردو و بادام و کشمش در آن می‌ریزد و می‌گذارد جلوی بچه‌ها. من جایی صحبت می‌کردم که کسی از پایین جمعیت، دستش را بالا برد. گفتم: چه می‌خواهی بگویی؟ گفت: من استهباناتی هستم و می‌خواهم حرف شما را تأیید کنم. گفت: من کفش نداشتم، اما در عین حال، پابرهنه می‌رفتم مسجد و کشمش و انجیر و اینها می‌خوردم. از آن به بعد به هر محلی که می‌روم، اول به سراغ مسجدش می‌روم و احساس علاقۀ خاصی به مسجدش دارم. وقتی که یک فرد متمکن، انجیر و گردو و بادام و کشمش را برای مسجد وقف کرد، وقتی که فرزندِ آن واقف، به وقف عمل کرد، وقتی که خادم در این امانت خیانت نکرد و امانت را به حقش رساند و از اول تا آخر، همۀ اهل ایمان کارشان را کردند، این بچه اهل مسجد شد؛ این یعنی . کار فرهنگی که شاخ و دم ندارد. وقف کردن این درخت‌ها برای بچه‌های خردسال، کار فرهنگی است. شما هم می‌توانید افراد را تشویق کنید که مثلاً یک باغ وقف کنند و میوه‌هایش برای مسجد باشد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. یکی از شهرهای استان فارس که اهالی آن، معروف به دینداری و تدیّن هستند. 📖 منبع: راه رشد، ج4، ص115 (تهیه کتاب)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا