مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه
#اصلاح_دینی | #بازخوانی_تراث | #اجتهاد_جواهری ❖ #جزوه | بازخوانیِ میـــراثِ ایرانی؛ کلیدی برای درک
#پیشنهاد | رساله «آیینه شاهی»/ فیض کاشانی
❃ رساله «آیینه شاهی» از فیض کاشانی متنی است در سنتِ «آییننامه/سیاستنامه»های اسلامی–ایرانی؛ یعنی نوشتهای که میکوشد برای ادارهی عادلانهی حکومت، «اخلاقِ فرمانروایی» و آدابِ رفتارِ سلطان/پادشاه را صورتبندی کند. فیض که فیلسوف، فقیه، محدث و عارفِ برجستهی عصر صفوی است، در این رساله از جایگاه یک عالمِ دینی سخن میگوید و مخاطبِ اصلیاش را قدرت سیاسی میگیرد تا آن را به معیارهای شرع، عدالت و مسئولیتپذیری اخلاقی نزدیک کند.
▫️متن کامل را در ادامه بخوانید!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#تجربه_نگاری | #نوآرایی_ایران_تمدنی
📲 https://eitaa.com/AyeSchool
❖ رساله «آیینه شاهی»/ فیض کاشانی
❃ رساله «آیینه شاهی» از فیض کاشانی متنی است در سنتِ «آییننامه/سیاستنامه»های اسلامی–ایرانی؛ یعنی نوشتهای که میکوشد برای ادارهی عادلانهی حکومت، «اخلاقِ فرمانروایی» و آدابِ رفتارِ سلطان/پادشاه را صورتبندی کند. فیض که فیلسوف، فقیه، محدث و عارفِ برجستهی عصر صفوی است، در این رساله از جایگاه یک عالمِ دینی سخن میگوید و مخاطبِ اصلیاش را قدرت سیاسی میگیرد تا آن را به معیارهای شرع، عدالت و مسئولیتپذیری اخلاقی نزدیک کند. عنوان «آیینه» نیز به سنتِ «آینهی پادشاهان» اشاره دارد: متنی که پادشاه باید خود را در آن ببیند و عیبها و راهِ اصلاح را تشخیص دهد.
❃ محورِ اصلی رساله معمولاً بر این ایده میچرخد که مشروعیت و دوامِ مُلک به «عدل» گره خورده است؛ ظلم— اگر کوتاهمدت سودمند به نظر برسد—ریشهی اعتماد عمومی و امنیت اجتماعی را میخشکاند. فیض با زبانِ پند و اندرز و با تکیه بر آموزههای قرآنی/حدیثی و تجربهی تاریخی، عدالت را نه فقط یک فضیلت فردی، بلکه سازوکارِ حفظِ نظم و آرامش جامعه معرفی میکند. در این نگاه، پادشاه در برابر خدا و خلق مسئول است؛ قدرت «امانت» است و هر تصمیم حکومتی باید پاسخگوی آثارش بر دین، جان، مال و آبروی مردم باشد.
❃ در لایهی اجراییتر، «آیینه شاهی» معمولاً به مجموعهای از وظایف و آداب حکمرانی میپردازد: مراقبت از بیتالمال، گزینش کارگزاران شایسته و پرهیز از چاپلوسان، نظارت بر قضا و رفع ظلمِ دیوانیان، رعایت حالِ ضعفا و محرومان، و مدیریت خشم و شهوتِ قدرت. در چنین رسالههایی، تأکید میشود که بزرگترین خطر برای سلطان، محاصره شدن با حلقهای از منفعتطلبان و گزارشهای تحریفشده است؛ بنابراین «گوش شنوا» برای سخن حق و سازوکاری برای رسیدن شکایت مردم به حاکم، از ارکان حکومت صالح شمرده میشود. همچنین پیوند میان اخلاق شخصی حاکم (تواضع، پرهیز از تجمل افراطی، انصاف) و سلامت نهادهای حکومتی برجسته میگردد.
❃ از نظر سبک و جایگاه فکری، رساله را میتوان در نقطهی تلاقی فقه، اخلاق و عرفان دید: فیض صرفاً توصیههای اداری نمیدهد، بلکه ریشهی نابسامانی سیاسی را در «فساد اخلاق» و «غفلت معنوی» جستوجو میکند. به همین دلیل، بسیاری از توصیهها رنگ تهذیب نفس دارند: یاد مرگ، محاسبهی نفس، پرهیز از خودبزرگبینی، و ترس از ستم به عنوان خطرِ معنوی. در عین حال، لحنِ او معمولاً لحنِ نصیحتِ خیرخواهانهی عالِم به صاحب قدرت است: نه صرفاً نظری و انتزاعی، و نه صرفاً تاریخنگارانه، بلکه راهنمایی برای «چگونه حکومت کردن» در چارچوب دین.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#تجربه_نگاری | #نوآرایی_ایران_تمدنی
📲 https://eitaa.com/AyeSchool
من با رخ چون خزان خرابم بیتو
تو با رخ چون بهار چونی بیمن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#جلال_الدین_عزیز
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📲 https://eitaa.com/AyeSchool
🎙#پادپخش
🔹پیدا و پنهان جنگ با غرب برای اقتصاد مقاومتی
👤 استاد حجت الاسلام محمد وحید سهیلی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#امت_مبعوث | #جنگ_رمضان | #حکمت_عملی
📲 https://eitaa.com/AyeSchool
زمان:
حجم:
15.7M
🎙#پادپخش
🔹پیـــــــــدا و پنهـــــــان جنــــگ
با غرب برای اقتصاد مقاومتی
👤 استاد دکتر محمد وحید سهیلی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#امت_مبعوث | #جنگ_رمضان
📲 https://eitaa.com/AyeSchool
❖ اسلام و عنايتش به امر اجتماع
❃ هيچ شكى نيست در اينكه اسلام تنها دينى است كه بنيان خود را بر اجتماع نهاده و اين معنا را به صراحت اعلام كرده و در هيچ شانى از شؤون بشرى مساله اجتماع را مهمل نگذاشته،- و تو خواننده عزيز اگر بخواهى بيش از پيش نسبت به اين معنا آگاه شوى،- مىتوانى از اين راه وارد شوى كه نخست اعمال انسان ها را دستهبندى كنى و بفهمى كه دامنه اعمال انسان چقدر وسيع است و اعتراف كنى كه چگونه فكر آدمى از شمردن آنها و تقسيماتى كه به خود مىگيرد به اجناس و انواع و اصنافى كه منشعب مىشود عاجز است و از سوى ديگر در اين معنا بينديشى كه چگونه شريعت الهيه اسلام آنها را شمرده و به همه آنها احاطه يافته و چگونه احكام خود را بطور شگفتآورى بر آن اعمال، بسط و گسترش داده (بطورى كه هيچ عمل كوچک و بزرگ آدمى را بدون حكم نگذاشته) آن گاه در اين بينديشى كه چگونه همه اين احكام را در قالبهاى اجتماعى ريخته، آن وقت خواهى ديد كه اسلام روح اجتماع را به نهايت درجه امكان در كالبد احكامش دميده.
❃ سپس آنچه دستگيرت شده با آنچه از ساير شرايع حقه كه قرآن نيز به شان آنها اعتنا ورزيده مقايسه كنى، يعنى با شرايع و احكامى كه نوح و ابراهيم و موسى و عيسى آورده بسنجى نسبت اسلام و آن شرايع به دستت مىآيد و در نتيجه به مقام و منزلت اسلام پى مىبرى. و اما آن شرايعى كه در ساير اديان است و اسلام اعتنايى به آنها نكرده، مانند احكامى كه در كيش بتپرستان و صائبان و پيروان مانى و مجوسيان و سايرين به آنها معتقدند وضع روشنترى دارد كه قابل مقايسه با احكام اسلام نيستند.
❃ و اما امتهاى قديم چه متمدن و چه غير متمدن تاريخ چيزى از وضع آنان ضبط نكرده ولى اين مقدار را مىدانيم كه تابع موروثىهاى قديمترين عهد انسانيت بودهاند، آنها نيز به حكم اضطرار جامعه تشكيل داده و به حكم غريزه، به استخدام يكديگر پرداختند و در آخر افراد تحت يک جمعى اجتماع كردهاند و آن جمع عبارت بوده از حكومتى استبدادى و سلطه پادشاهى و اجتماعشان هم عبارت بوده يا از اجتماعى قومى و نژادى و يا اجتماعى وطنى و اقليمى كه يكى از اين چند عامل، وحدت همه را در تحت رايت و پرچم شاه و يا رئيسى جمع مىكرده و راهنماى زندگيشان هم همان عامل وراثت و اقليم و غير اين دو بوده، نه اينكه به اهميت مساله اجتماع پى برده و در نتيجه نشسته باشند و پيرامون آن بحثى يا عملى كرده باشند، حتى امتهاى بزرگ يعنى ايران و روم هم كه در قديم بر همه دنيا سيادت و حكومت داشتند تا روزگارى هم كه آفتاب دين خدا در بشر طلوع كرد و اشعه خود را در اطراف و اكناف مىپراكند، به اين فكر نيفتادند كه چرا تشكيل اجتماع دهيم و چه نظامى اجتماعى بهتر از نظام امپراطورى است؟
❃ بلكه به همان نظام قيصرى و كسروى خود دلخوش و قانع بودند و رشد و انحطاط جامعهشان تابع لواى سلطنت و امپراطوريشان بود، هر زمانى كه امپراطوريشان قوى و قدرتمند بود جامعه هم نيرومند بود، هر زمان كه رشد امپراطورى متوقف مىشد، رشد جامعه نيز متوقف مىشد. بله در نوشتههايى كه از حكماى خود به ارث برده بودند از قبيل نوشتههاى سقراط و افلاطون و ارسطو و غير اينها، بحثهايى اجتماعى يافت مىشود و ليكن تنها نوشتهها و اوراقى است كه هرگز مورد عمل واقع نشده و مثلهايى است ذهنى كه هرگز در مرحله خارج پياده نگشته است و تاريخ آن زمان كه براى ما به ارث رسيده، بهترين شاهد بر صدق گفتار ما است.
❃ پس درست است كه بگوئيم: اولين ندايى كه از بشر برخاست و براى اولين بار بشر را دعوت نمود كه به امر اجتماع اعتنا و اهتمام بورزد، و آن را از كنج اهمال و زاويه تبعيت حكومتها خارج نموده و موضوعى مستقل و قابل بحث حساب كند، ندايى بود كه شارع اسلام و خاتم انبيا «علیه افضل الصلاة و السلام» سر داد و مردم را دعوت كرد به اينكه آياتى را كه از ناحيه پروردگارش به منظور سعادت زندگى اجتماعى و پاكى آنان نازل شده پيروى كنند، مانند آيات زير كه مىفرمايد:" وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ"، " وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا"تا آنجا كه به مساله حفظ مجتمع از تفرق و انشعاب اشاره نموده و مىفرمايد:" وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ، وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ".
▫️ترجمه تفسير الميزان/ ج۴/ ص۱۴۸
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#امت_مبعوث | #جنگ_رمضان | #حکمت_عملی
📲 https://eitaa.com/AyeSchool