eitaa logo
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
120 دنبال‌کننده
210 عکس
9 ویدیو
6 فایل
یادداشت‌هایی از یک کارگر کلمات! درباره نویسندگی و کتاب و حواشی! ارتباط با کارگر مورد نظر: @azarbadirr
مشاهده در ایتا
دانلود
📚🔥 با مسعود آذرباد، یه نویسنده‌ی پرانرژی، از رمان‌های آینده‌نگرانه حرف می‌زنیم! 🚀 کلی کتاب خفن معرفی می‌کنیم 📚 و میریم سراغ قصه‌های مقاومت! 💡✨ ویژه برنامه سحر و افطار پنجشنبه هفتم فروردین 1404 شبکه امید سیما
نکته شماره ۱۴۰ شخصیت‌های به یاد ماندنی، هیچوقت کامل نیستند. انسان‌ها تناقض دارند. آنها ترکیبی از نور و تاریکی، خوبی و بدی هستند. آنها در خوبی یا بدی مطلق نیستند. همین تناقض‌های درونی است که به داستان شکل می‌دهد و آن را پیش می‌برد. مثال: «قهرمان» داستان ما، مردی قوی، شجاع و مصمم استکه از هیچ چیزی نمی‌ترسد. چنین شخصیتی خسته‌کننده است، چون باورپذیر نیست. حالا به آن یک ترس اضافه می‌کنیم. «علی با آن شانه‌های پهن و مشت‌های آهنین، یوکسوری بود که همه در رینگ بوس هماور نداشت اما همیشه یک ترس پنهان دارد. البته این را هر کسی نمی‌فهمید. بلکه باید به انگشت‌های دقت می‌کردی که آنها را با ریتمی نامرئی روی زانویش می‌کوبید. در اینجا ما هم قدرت جسمانی قهرمان را با ترس ترس پنهان او ترکیب کردیم تا به او عمق بدهیم. این تناقض باعث کنجکاوی مخاطب هم می‌شود. با این تناقض می‌شود روی گذشته یا آینده او تمرکز کرد و هیجان خلق کرد. آیا او در گذشته یک شکست سنگین داشته است یا از شکست‌های احتمالی آینده‌اش می‌ترسد.؟ خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۴۱ 《پیش‌مطالعه با سوالات کلیدی》 روشی است که بیشتر برای خواندن کتاب‌های نظری و ناداستان کاربرد دارد تا رمان. اما در خواندن رمان به شکل تحلیلی هم کاربرد دارد. در روش 《پیش‌مطالعه با سوالات کلیدی》 پیش از شروع کتاب، ۳تا۵ سوال اساسی که می‌خواهید پاسخ آن‌ها را از کتاب پیدا کنید، بنویسید. این پرسش‌ها مغز را در حالت جستجوی فعال قرار می‌دهد و تمرکز را ۲ برابر می‌کند. این کار را می‌توانید فصل به فصل هم انجام بدهید. برای هر فصل ۳ پرسش کلیدی طراحی کنید و در خواندن کتاب به دنبال آنها باشید. مثال: این روزها مشغول خواندن کتاب سرنوشت فلسطین هستم. قبل لز خواندن کتاب سه سوال برای خودم طرح کردم. ۱. چه کسانی سرنوشت فلسطین و فلسطینیان را رقم زدند؟ ۲. واکنش فلسطينيان به این تغییر سرنوشت چه بود؟ ۳. همسایگان و هم‌کیشان فلسطینیان به این تغییر سرنوشت چه رفتاری داشتند؟ خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
گروه نویسندگان ایران برگزار می‌کند: چهارمین جلسه از سلسله جلسات نقد کتاب مجازی نقد کتاب «راهی» نوشته خانم رضوان کفایتی. با حضور: مسعود آذرباد؛ نویسنده و منتقد فاطمه‌زهرا بختیاری: نويسنده رضوان کفایتی: مؤلف اثر ✅حضور برای عموم آزاد است زمان: سه‌شنبه، ۹ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴ ساعت ۲۲ مکان: فضای مجازی، سکوی قرار. لینک جلسه دو ساعت قبل از آغاز جلسه ارسال می‌شود. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۴۲ نقد کردن را نه حمله ببینید، نه وظیفه؛ بلکه هدیه‌ای صادقانه برای رشد خودتان و دیگران بدانید. بسیاری از نویسندگان تازه‌کار-حتی حرفه‌ای‌ها- از نقد کردن در گروه‌هایشان می‌ترسند. یا از دلخوری دیگران می‌هراسند، یا فکر می‌کنند نظرشان «کم‌ارزش» است. اما سکوت، بزرگ‌ترین خیانت به گروهی است که در آن حضور دارید. یک جمع ادبی بدون گفت‌وگوی صریح، مثل باغی بدون هرس است؛ شلوغ، اما بی‌ثمر. به جای سکوت یا کلی‌گویی و گفتن عباراتی مانند: «خوب بود!» و «باریکلا»، منطقی و مستدل نظرتان را بیان کنید. این نه توهین است، نه تعارف. راهی است برای بهتر شدن کار. ترس شما از نقد، همان دیواری است که رشد گروه و خودتان را محدود می‌کند. یادتان باشد: نویسندگان بزرگ از نقد فرار نکردند، بلکه از آن بالا رفتند. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
ساده، واقع‌بینانه، صمیمی و تلخ! این چهار کلمه به‌طور خلاصه کتاب «قصه ننه‌علی» را توصیف می‌کنند. البته وقتی به عمق این کتاب کم‌حجم بروید، متوجه می‌شوید که حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. «قصه ننه‌علی» زیرعنوانی هم دارد که در پایان معرفی‌ام به آن اشاره می‌کنم. اما فعلاً چند نکته کلیدی درباره‌اش بدانید: اول اینکه این کتاب ناشناخته نیست. در طول سه چهار سال گذشته که از چاپ آن می‌گذرد، حداقل بیست بار تجدیدچاپ شده است (الحمدلله!). این نشان می‌دهد مخاطبان، حتی بدون تبلیغات گسترده، از آن استقبال خوبی کرده‌اند. دوم، این کتاب روایتگر بخش مهمی از تاریخ اجتماعی ایران است؛ هم دوران مبارزه مردم مسلمان علیه حکومت پهلوی و هم سال‌های دفاع مقدس در برابر ارتش بعث عراق. اما در اصل، داستان آن حول «بحران ایمان» می‌چرخد. همین نکته کلیدی، «قصه ننه‌علی» را از آثار مشابه متمایز می‌کند. قهرمان روایت، زهرا همایونی، زنی است که انواع بلایا و آزمایش‌های سخت را در زندگی تجربه کرده است. در زندگی او، آن خوشی‌های مادی که ما معمولاً تصور می‌کنیم، وجود ندارد. اما اراده و ایمانِ مثال‌زدنی او، درس‌های بزرگی دارد. اینکه چگونه یک انسان به‌ظاهر عادی، بدون هیچ امتیاز خاصی، به اوج مسلمانی می‌رسد. خانم همایونی ویژگی خاصی ندارد: نه تحصیلات عالی، نه اختراع مهم، نه کار خارق‌العاده. او فقط همسر و مادری است در گوشه‌ای از تهران، از طبقه متوسط به پایین جامعه. فرازونشیب زندگی‌اش هم پر از هیجان‌های نمایشی نیست، اما روند ماجراها به‌شدت درس‌آموز است. سوم، همان‌طور که گفتم، این کتاب بخشی از تاریخ انقلاب و دفاع مقدس را روایت می‌کند، اما سراغ لایه‌هایی رفته که کمتر کسی جرئت پرداختن به آن‌ها را دارد. شخصیت‌های مذهبی داستان، گاهی نگاهی کاملاً متضاد با اخلاق اسلامی دارند! تلخیِ کتاب هم نه از جنس صحنه‌های دلخراش، بلکه در همین تقابل ایمان و واقعیت است. نویسنده به‌خوبی فضا و شخصیت‌ها را پرداخته و آن را با مسئله «بحران ایمان» ترکیب کرده است. چهارم، پرداخت شخصیت‌ها، دیالوگ‌ها و زبان روایت آن‌قدر قوی است که محتوای عمیق کتاب را به‌راحتی منتقل می‌کند. باوجود حجم کم (۱۹۲ صفحه)، تصویرسازی‌ها و روایت آن به‌اندازه و تاثیرگذار است. نکته آخر: خانم همایونی مادر شهیدان علی و امیر شاه‌آبادی است. عکس یکی از این شهیدان در اسناد دفاع مقدس ماندگار شده و روی جلد کتاب هم نقش بسته است. پ.ن: کتاب تکان‌دهنده‌ای است. حتماً بخوانیدش. پ.ن۲: من این کتاب را سال گذشته خواندم، اما هنوز در ذهنم زنده است و یادش را دارم خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
یکی از چیزهایی که تا حالا نتوانستم عملیش کنم اینکه نویسنده‌هام بخشی از نسخه اولیه قبل ویرایش داستانی اثرشان را بدهند تا من با نسخه بعد ویرایش داستانی اثرشان منتشر کنم! خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته ۱۴۳ برخلاف تصور برخی نویسندگان، ویراستاران سختگیر دشمن اثر نیستند، بلکه نخستین خوانندگان دغدغه‌مندی‌اند که می‌خواهند نسخه نهایی کارتان درخشان باشد. تاریخ ادبیات پر از ویراستارانی است که با تیزبینی، شاهکارها را از نوشته‌های خام بیرون کشیده‌اند. ویراستاران بزرگ قصه‌پردازان پشت‌صحنه‌اند. آنها نه برای تخریب، بلکه برای آشکار کردن بهترین نسخه ممکن اثر تلاش می‌کنند. وقتی ویراستارتان بخشی را پیشنهاد حذف یا بازنویسی می‌دهد، بدانید این تغییرات ممکن است اثر شما را از معمولی به ممتاز تبدیل کند. چند مثال معروف: مکسول پرکینز، ویراستار افسانه‌ای، نه‌تنها «گتسبی بزرگ» فیتزجرالد را از حذف شدن نجات داد، بلکه با اصرار بر بازنویسی‌های مکرر، آن را به یکی از مهم‌ترین رمان‌های آمریکایی تبدیل کرد. فیتزجرالد بعدها اعتراف کرد: «پرکینز می‌دانست من چه می‌خواهم بگویم، حتی وقتی خودم نمی‌دانستم.» ریموند کارور سبک مینیمالیستی‌اش را مدیون ویراستار بی‌رحمش، گوردون لیش است که گاهی تا۵۰٪ داستان‌ها را حذف می‌کرد. مجموعه هری پاتر تنها پس از ویرایش تریستام پاورز (حذف توضیحات اضافه و بازنویسی فصل اول جلد اول) به پرفروش‌ترین مجموعه تاریخ تبدیل شد. خلاصه که ویرایش، جراحیِ نجات‌بخشِ متن است، نه حمله به آن! خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
یکی از چیزهایی که تا حالا نتوانستم عملیش کنم اینکه نویسنده‌هام بخشی از نسخه اولیه قبل ویرایش داستانی
فصل 8 ، بندر آبسکون.pdf
حجم: 381.7K
این نسخه اصلی و بازنویسی شده فصل هشتم مست جنگ است که خودم نوشتم و بازنویسی کردم. قسمت‌های قرمز رنگ در بازنویسی اضافه شده‌اند و حذفیات هم در ستون سمت چپ است. اگر به نویسنده‌هام جوالدوز می‌زنم به خودم قبلش سوزن را زدم! خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۴۴ با پوشاندن کتابتان با رنگ زرد باعث نمی‌شود فکر کنید آن کتاب را خوانده‌اید. این فقط توهم یادگیری است. مغز به جای پردازش عمیق مطالب، به خط‌کشیِ رنگارنگ عادت می‌کند و فکر می‌کند کارش تمام است. نتیجه؟ یک کتابِ زردرنگ که هیچ‌چیز ازش یاد نگرفته‌ایم! به جای رنگ‌آمیزیِ کورکورانه، هوشمندانه حاشیه‌نویسی کنید. از علامت‌های ساده اما مؤثر استفاده کنید تا مغزت درگیر شود: علامت سؤال: کنار چیزهای گیج‌کننده. ستاره برای نکات طلایی و فلش کنار ایده‌هایی که می‌توان اجرایشان کرد. اینطوری نه‌تنها کتاب تمیزتر می‌ماند، بلکه مغز مجبور می‌شود فکر کند و ارتباط بسازد. مثلا این روزها مشغول کتاب «سرنوشت فلسطین» هستم. به جمله «سیاست‌های اسرائیل در کرانه باختری نه تنها به اشغال زمین‌ها، بلکه به نابودی اقتصاد محلی و تحقیر روزمره فلسطینی‌ها منجر شده است» می‌رسم. به جای اینکه فقط رویش ماژیک زرد بکشم، می‌توان پرسشی نوشت که این سیاست چطور روی مقاومت فلسطینیان اثر گذاشت. یا اگر مهم‌تر از باقی جملات است یک ستاره کنارش بگذارم. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir