eitaa logo
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
120 دنبال‌کننده
210 عکس
9 ویدیو
6 فایل
یادداشت‌هایی از یک کارگر کلمات! درباره نویسندگی و کتاب و حواشی! ارتباط با کارگر مورد نظر: @azarbadirr
مشاهده در ایتا
دانلود
یک معرفی کتاب نوشته بودم ولی برق رفت و همه چیز پرید!😒 واقعا سخته دوباره نوشتنش!
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
صادقانه بخواهم بگویم من ۱۰-۱۵ سال پیش که کتاب‌های آقای غلامرضا حیدری ابهری را می‌خواندم با خودم می‌گفتم اینها دیگر چه کتابی است؟ داستان خوب نباید مستقیم‌گویی داشته باشد. کتاب داستان خوب یعنی هنر غیرمستقیم‌گویی. یعنی اینکه با شعبده حرفت را به مخاطب منتقل کنی و او هم اصلا نفهمد. بعداً که کمی بزرگتر شدم دیدم نه! نوشتن انقدر هم که من فکر می‌کردم قوانین ساده و کمی ندارد! اصلاً یک گروه بزرگ از مخاطبان را داریم که دلشان می‌خواهد مستقیم بشنوند و واقعا هم حق دارند. ربطی هم به سن و جنس و تحصیلات ندارد. اصلا آنها دنبال داستان نیستند. آنها مخاطب ناداستان هستند. بعدتر فهمیدم هنر مستقیم‌گویی خودش یک هنر والا است که به راحتی هم به دست نمی‌آید. الان آثار آقای حیدری ابهری در زمینه ناداستان دینی، برای من یک الگو است و بسیاری از نویسندگان را به خواندن آثار ایشان ترغیب می‌کنم. همین پارسال یکی از کتاب‌های جدیدشان را گرفته بودم و ازشان خواستم این را برای تولد خواهرزاده‌ام ریحانه امضا کند. (کاش چنین دایی‌ای نصیب بقیه هم بشود!) کتاب «چت با جناب شیطان» همان کتاب مورد نظر است. کتابی است کم‌حجم ولی غنی. ۱۵۹ صفحه است. کتاب شرح گفت‌وگوهای چتی شخصیتی است به اسم مازیار با شیطان لعین. اینکه می‌گویم هنر مستقیم‌گویی واقعا حرف گزافی نیست. چت با شیطان چند مورد از قوی‌ترین حیله‌های شیطان برای منحرف کردن انسان را آورده است. بیان اینها به زبان گروه سنی ۹تا۱۲ سخت است. سختی‌اش هم فقط فرمی نیست که بخواهید به زبان کودکان بنویسید. بلکه نوشتن به زبان کودکان با حفظ همان محتوا کار را سخت می‌کند. این یعنی درهم تنیدگی فرم و محتوا. یعنی کار دینی خوب نوشتن خیلی سخت‌تر از نوشتن کار غیردینی و ضددینی است. به همان اندازه کار دینی خوب خیلی اثرگذارتر از کار غیردینی و ضددینی است. بگذریم. ساختار کتاب چیز جدیدی نیست. قالب چت که قبلاً به شکل نامه بود بارها و بارها استفاده شده است اما هنر اقای حیدری ابهری در «چت با جناب شیطان» ترکیب آن در گفت‌وگو با شیطان است. نوعی آشنایی‌زدایی ادبی که باعث جلب توجه مخاطب می‌شود. خواهرزاده من به محض اینکه کتاب را باز کرد، با ذوق به مادرش گفت: «مامان! توش تلفنه، چت داره!» چنین ساختار و گرافیکی به عنوان قلاب اولیه عمل می‌کند و مخاطب را به سمت خودش می‌‎کشاند. این یعنی استفاده همه جانبه از همه داشته‌های کتاب. البته اگر من بودم روی طرح جلد کتاب بیشتر کار می‌کردم. پالت رنگی‌ای هم که در صفحه‌آرایی استفاده شده است می‌شد بهتر باشد. با این حال این کتاب ارزش خواندن و هدیه دادن برای گروه سنی خودش را دارد. ما هم به عنوان گروه بزرگسال اگر بخوانیم حتما از برخی نکاتش متنبه خواهیم شد! اگر هم برای گروه زیر ۹ سال بخوانید، می‌توانید خودتان برایشان بخوانید و جملات سختش را توضیح بدهید. خلاصه که کتاب خوبی است. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
💥💥گلچین آهنگ بندری غمگین یا سهم صنعت نشر در بحران‌ها💥💥 از حادثه انفجار در اسکله بندر شهید رجایی شهر بندرعباس، پنج روز می‌گذرد. آتش انفجار مهار شده و به قول آتش‌نشان‌ها در حال لکه‌گیری هستند. تکلیف بسیاری از زخمی‌ها و جانباختگان هم مشخص شده است. خداوند جانباختگان را در سایه رحمت خود بپذیرد، به زخمی‌ها شفای عاجل عطا فرماید و به خانواده‌های داغدار صبر عنایت کند. 💥💥💥💥 من هیچ نظری درباره چگونگی شکل‌گیری انفجار و آتش‌سوزی ندارم. نه متخصص هستم و نه اطلاعات کافی در اختیار دارم. فقط می‌خواهم از زاویه دید خودم به عنوان عضوی از خانواده نشر به این پدیده نگاه کنم. بیایید با توجه به تجربه‌های مشابه، آینده رسانه‌ای و کتابی این واقعه را پیش‌بینی کنیم. از همان اولین لحظات، برخی ناشران و نویسندگان به صورت دفعی یا برنامه‌ریزی شده در حال ضبط و ثبت ماجرا هستند. این افراد جدای از خبرنگارانی هستند که کارشان اطلاع‌رسانی لحظه‌ای از این اتفاق است. بلاگرها هم که سر جای خودشان مشغول فعالیتند! 💥💥💥💥 چند وقت بعد، تعدادی از این ناشران و نویسندگان و آن بلاگران، مجموعه‌ای روایت از خود را در این زمینه منتشر می‌کنند. اگر بخواهیم «چند وقت» را دقیق‌تر مشخص کنیم، به بازه‌های زمانی ۳ ماهه و ۶ ماهه می‌رسیم. یعنی در کمتر از ۲۰۰ روز، یک نفر کتابی ۳۰-۴۰ هزار کلمه‌ای درباره یکی از مهم‌ترین وقایع سال ۱۴۰۴ می‌نویسد و به دست مخاطب می‌رساند! حالا عمق و کیفیت این مطالب چقدر است؟ به جرئت می‌گویم: به جز برخی استثناها، تقریباً هیچ! 💥💥💥💥 نمونه می‌خواهید؟ کتاب‌هایی را که در بازه دی ۱۳۹۹ تا خرداد ۱۴۰۰ با موضوع حاج قاسم منتشر شده است بررسی کنید. آثار منتشر شده در فاصله ۲۰۰ روزه از اعلام رسمی کرونا در ایران را بخوانید. حتی نمایشگاه امسال کتاب، محک خوبی است برای ارزیابی کتاب‌هایی با موضوع تشییع پیکر مطهر شهید سیدحسن نصرالله و شهید سیدهاشم صفی‌الدین. تأکید می‌کنم: گفتم تقریباً هیچ! استثناهایی وجود دارد، اما قاعده کلی همین است. شتابزدگی نویسنده و ناشر، محصولاتی سطحی ولی فراوان تولید می‌کند. الحمدلله درباره شهید سلیمانی آثار ارزنده زیادی تولید شده است. خوب است بفهمیم این آثار ارزشمند در چه بازه زمانی‌ای منتشر شده‌اند. تا اینجا مقدمه اول بود. حالا برویم سراغ مقدمه دوم. 💥💥💥💥 خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
💥💥گلچین آهنگ بندری غمگین یا سهم صنعت نشر در بحران‌ها💥💥 از حادثه انفجار در اسکله بندر شهید رجایی شهر
بخش دوم) آیا تا به حال نام «روزنامه‌نگاری تحقیقی» به گوشتان خورده است؟ این نوع روزنامه‌نگاری، فرآیند کشف حقایق پنهان از طریق بررسی عمیق اسناد، مصاحبه با منابع محرمانه و ردیابی مدارک است. روزنامه‌نگار تحقیقی فردی صبور، دقیق، شجاع و متعهد به انعکاس واقعیت است. این افراد با افشای فساد و بی‌عدالتی، جامعه را نسبت به ضعف‌ها و نواقص خود آگاه می‌سازند. روزنامه‌نگاری تحقیقی در دنیا قدمتی ۱۲۰ ساله دارد. وقتی کتاب «جنگل» آپتون سینکلر منتشر شد، هنوز جنگ جهانی اول رخ نداده بود! روزنامه‌نگار تحقیقی به دنبال واقعیت است، نه باندبازی، ماله‌کشی و احساسات‌گرایی. برای همین دقیق عمل می‌کند و تعارفی ندارد. 💥💥💥💥 این ویژگی‌ها باعث می‌شود هم زمان نگارش اثر طولانی‌تر شود، هم اثرگذاری بیشتری داشته باشد. «جنگل»، آنقدر تأثیرگذار بود که گفته می‌شود از عوامل اصلی ایجاد سازمان غذا و داروی آمریکا در دوره ریاست‌جمهوری روزولت است. جنگل فقط یک نمونه نیست. کتاب‌های دیگری هم هستند: «بهار خاموش» نوشته ریچل کارسون، «ملت حاضری‌خور» اریک شلوسر، «پنج روز در مموریال» اثر شرلی فینک. هر یک از این آثار به اندازه اهمیت خود توانستند تغییراتی در جامعه ایجاد کنند و قوانینی برای بهبود وضعیت جامعه شکل دهند. 💥💥💥💥 حالا نتیجه مقدمه اول و دوم: سهم روزنامه‌نگاری تحقیقی درباره فجایع ملی جامعه ایرانی کجاست؟ درباره حادثه متروپل چه آثاری منتشر شد؟ بارها معدنچیان ایرانی زیر آوار مانده‌اند، چند خبرنگار و نویسنده درباره این حوادث کار عمیقی انجام داده‌اند؟ از کشتی سانچی چه چیزهایی خواندیم؟ حادثه قطار تبریز-مشهد، سقوط هواپیماها، ریزش ساختمان پلاسکو و حالا ماجرای بندرعباس. باز هم مثال بزنم یا کافی است؟ 💥💥💥💥 تأکید می‌کنم: نمی‌گویم در این زمینه هیچ کاری نشده است. قطعاً کارهای استثنایی وجود دارد، اما سهم این آثار در جامعه چقدر است؟ این کتاب‌ها تا چه اندازه مردم و مسئولان ما را آگاه‌تر کرده‌اند؟ سوالات مهم‌تر: چه کسانی مانع نگارش چنین آثاری می‌شوند؟ آیا خبرنگار تحقیقی ایرانی اگر دست به پژوهش بزند، از امنیت روحی و جسمی برخوردار است؟ آیا ناشران حاضرند چنین آثاری را منتشر کنند؟ آیا مروجان کتاب حاضرند درباره این آثار صحبت کنند؟ آیا قوای سه‌گانه از چنین افرادی که نگهبانان عدالت و شفافیت در جامعه هستند، حمایت می‌کنند؟ 💥💥💥💥 ما به عنوان اعضای صنعت نشر، مسئولیت خود را داریم. مسئولیتی که با چند استوری و پست و تعدادی ایموجی غمگین به سرانجام نمی‌رسد. ما هم در بحران‌ها نقش داریم، حتی اگر کارمان دیرتر آغاز شود. در پایان می‌گویم: مدیر محترم! جناب ناشر! آقای نویسنده! خانم نویسنده! ویراستار محترم! بیایید نوشتن و نشر را جدی‌تر بگیریم. پ.ن: برای مطالعه کتاب‌های اشاره شده، توجه داشته باشید که دو عنوان فقط ترجمه شده‌اند: «جنگل» با عنوان «سلاخ‌خانه شیکاگو» و «بهار خاموش». «ملت حاضری‌خور» و «پنج روز در مموریال» به صورت اقتباس‌های سینمایی و تلویزیونی تولید شده‌اند. پ.ن۲: این کارها، مانع یا نافی مسئولیت مدیران و نمایندگان و قضات نمی‌شود. آن هم سر جای خودش. 💥💥💥💥 خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
یکی از دوستام بهم گفت فلان کتاب که توسط بهمان نویسنده نوشته شده قراره چاپ بشه. واکنش اول این بود که گفتم خدا به دادمان برسد!😐 بعد چند لحظه گفتم سنت الهی همین است‌. همیشه خوب‌ها و باکیفیت‌ها کم هستند. طبیعیه آن فلان کتاب هم که توسط بهمان نویسنده نوشته شده چاپ بشود و دربیاد! بدتر از این‌ها هم نوشته و چاپ شدند. انگشت اتهاممان را هم سمت کس یا کسان یا گروه خاصی نبریم. هر کس که در صنعت نشر سهمی دارد در رخ دادن چنین وضعیتی باید پاسخ‌گو باشد.
امروز یکی از دوستان اثری را که مربوط به فلسطین بود بهم داد تا ارزیابی ویراستارانه بکنم. فرق ارزیابی ویراستارانه با ارزیابی معمولی در پیشنهادها است. ارزیابی معمولی فقط کار را می‌سنجد و ارزش‌گذاری می‌کند. اما ویراستار داستانی برای پررنگ شدن نقاط قوت و کم‌رنگ کردن نقاط ضعف پیشنهاد فرمی و محتوایی می‌دهد. وقتی بهش فایل ارزیابی را دادم، گفت یعنی نویسنده اثرش را بکوبد و از نو بنویسد دیگه؟ گفتم آره!😊 البته اثر گوهر خوبی در درونش دارد که امیدوارم در بازنویسی از دل داستان بیرون بیاید. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۴۷ هر جا در رمان یا داستانتان دچار مشکل شدید و دیدید که داستان جلو نمی‌رود یا آنطور که یاید جلو نمی‌رود به شخصيت‌هایتان توجه کنید. مخصوصا قهرمان داستان و حریفش. کلید حل داستان شخصيت است‌. داستان خوب یعنی شخصيت چند بُعدی. شخصیتی که تناقضات درونی دارد، ضعف و قوت دارد. لزوما قرار نیست شخصيت قوی و خوب خلق کنید بلکه شخصيت شما باید همذات‌پنداری مخاطب را تحریک کنید. اگر خواننده پس از بستن کتابتان، فقط یک چیز را به خاطر بسپارد، آن باید شخصیت اصلی باشد. رمان‌های موفق اول اغلب با شخصیت‌هایشان شناخته می‌شوند. مثال: اسکار ماتیوس در رمان طبل حلبی گونتر گراس، بیلی پیلگیریم در سلاخ‌خانه شماره پنج کورت‌پ وونه‌گات، تایلر دوردون در باشگاه مشت‌زنی و گندالف در ارباب حلقه‌های تالکین. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
هر خبری که توجهم را جلب کند به این فکر میکنم چه کتاب‌هایی می‌شود ازش درآورد. مثلا این خبر را که خواندم به چندتا ایده رسیدم. یک ایده درباره رمان طنز، یک ایده علمی‌تخیلی، یک ناداستان با موضوع دایناسورهای ایران، یک ایده فانتزی. خلاص که خواستم بگویم در مقام نویسنده حساس باشید. یافتن ایده‌های تازه به ظاهر سخت هست اما بیشتر از هرچیز به نوع نگاهتان بستگی دارد. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۴۸ نگاه کردن به سفیدی کاغذ یا صفحه خالی نرم‌افزار ورد شما را می‌ترساند؟ شروع کردن برایتان عذاب‌آور است؟ احساس می‌کنید مغزتان قفل کرده است؟ این احساسات کاملاً طبیعی است! همه نویسندگان جهان، حتی نویسندگان مشهور هم از این عارضه رنج می‌برند! اچ.جی.ولز نویسنده مشهور علمی‌تخیلی جایی گفته است گاهی ساعت‌ها به صفحه سفید خیره می‌ماند تا جملۀ اول را بنویسد. ناباکوف نویسنده رمان آتش کم‌فروغ در مصاحبه‌اش گفت: «گاهی تمام صبح را به حذف یک ویرگول می‌گذرانم، بعد آن را دوباره برمی‌گردانم.» خب این مشکل را چطور حل کنیم؟ مارگارت اتوود می‌گوید: «فقط بنویس، حتی اگر افتضاح باشد.» همینگوی هم می‌گوید: «مست بنویس، هشیار ویرایش کن.» استفن کینگ رمان «کری» را با همین راه حل نوشت. اولین جمله رمان کری این است: «هیچ‌کس واقعا از آنچه که اتفاق افتاد، شگفت‌زده نشد.» این جمله‌ای بود که خود کینگ هم آن را «پیش‌پاافتاده» می‌دانست، اما نهایتاً به یکی از شاهکارهای رمان وحشت تبدیل شد. نکته همینجاست. هیچ جملۀ اولی «کامل» نیست، اما هر جمله اولی می‌تواند دریچۀ یک دنیا باشد. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
هدایت شده از کتابخانه مرکزی قم
📣کتابخانه مرکزی قم با همکاری کانون کتاب خادمیاران رضوی برگزار می‌کند: ویژه برنامه 📕یلدا کنار تو📗 👤نویسنده: خانم فاطمه نفری 👤ناقد: آقای مسعود آذرآباد 🗓زمان: دوشنبه، ۱۵ اردیبهشت ماه ⏰ساعت:۱۶ 📍مکان: خیابان امام خمینی(ره)، روبروی پمپ بنزین امید، کتابخانه مرکزی قم 📱@qomcentrallib 📱@teenagerroom 📱@children_qomcentrallibrary 🌐samanpl.ir 🔊 @qomplir
اگر قرار باشد یک رمان شصت هزار کلمه‌ای بنویسید از نمای چشم‌پرنده اینطوری دیده می‌شود! خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir