خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
💥💥گلچین آهنگ بندری غمگین یا سهم صنعت نشر در بحرانها💥💥 از حادثه انفجار در اسکله بندر شهید رجایی شهر
بخش دوم)
آیا تا به حال نام «روزنامهنگاری تحقیقی» به گوشتان خورده است؟ این نوع روزنامهنگاری، فرآیند کشف حقایق پنهان از طریق بررسی عمیق اسناد، مصاحبه با منابع محرمانه و ردیابی مدارک است. روزنامهنگار تحقیقی فردی صبور، دقیق، شجاع و متعهد به انعکاس واقعیت است. این افراد با افشای فساد و بیعدالتی، جامعه را نسبت به ضعفها و نواقص خود آگاه میسازند.
روزنامهنگاری تحقیقی در دنیا قدمتی ۱۲۰ ساله دارد. وقتی کتاب «جنگل» آپتون سینکلر منتشر شد، هنوز جنگ جهانی اول رخ نداده بود! روزنامهنگار تحقیقی به دنبال واقعیت است، نه باندبازی، مالهکشی و احساساتگرایی. برای همین دقیق عمل میکند و تعارفی ندارد.
💥💥💥💥
این ویژگیها باعث میشود هم زمان نگارش اثر طولانیتر شود، هم اثرگذاری بیشتری داشته باشد. «جنگل»، آنقدر تأثیرگذار بود که گفته میشود از عوامل اصلی ایجاد سازمان غذا و داروی آمریکا در دوره ریاستجمهوری روزولت است.
جنگل فقط یک نمونه نیست. کتابهای دیگری هم هستند: «بهار خاموش» نوشته ریچل کارسون، «ملت حاضریخور» اریک شلوسر، «پنج روز در مموریال» اثر شرلی فینک. هر یک از این آثار به اندازه اهمیت خود توانستند تغییراتی در جامعه ایجاد کنند و قوانینی برای بهبود وضعیت جامعه شکل دهند.
💥💥💥💥
حالا نتیجه مقدمه اول و دوم: سهم روزنامهنگاری تحقیقی درباره فجایع ملی جامعه ایرانی کجاست؟ درباره حادثه متروپل چه آثاری منتشر شد؟ بارها معدنچیان ایرانی زیر آوار ماندهاند، چند خبرنگار و نویسنده درباره این حوادث کار عمیقی انجام دادهاند؟ از کشتی سانچی چه چیزهایی خواندیم؟ حادثه قطار تبریز-مشهد، سقوط هواپیماها، ریزش ساختمان پلاسکو و حالا ماجرای بندرعباس.
باز هم مثال بزنم یا کافی است؟
💥💥💥💥
تأکید میکنم: نمیگویم در این زمینه هیچ کاری نشده است. قطعاً کارهای استثنایی وجود دارد، اما سهم این آثار در جامعه چقدر است؟ این کتابها تا چه اندازه مردم و مسئولان ما را آگاهتر کردهاند؟ سوالات مهمتر: چه کسانی مانع نگارش چنین آثاری میشوند؟ آیا خبرنگار تحقیقی ایرانی اگر دست به پژوهش بزند، از امنیت روحی و جسمی برخوردار است؟ آیا ناشران حاضرند چنین آثاری را منتشر کنند؟ آیا مروجان کتاب حاضرند درباره این آثار صحبت کنند؟ آیا قوای سهگانه از چنین افرادی که نگهبانان عدالت و شفافیت در جامعه هستند، حمایت میکنند؟
💥💥💥💥
ما به عنوان اعضای صنعت نشر، مسئولیت خود را داریم. مسئولیتی که با چند استوری و پست و تعدادی ایموجی غمگین به سرانجام نمیرسد. ما هم در بحرانها نقش داریم، حتی اگر کارمان دیرتر آغاز شود.
در پایان میگویم: مدیر محترم! جناب ناشر! آقای نویسنده! خانم نویسنده! ویراستار محترم! بیایید نوشتن و نشر را جدیتر بگیریم.
پ.ن: برای مطالعه کتابهای اشاره شده، توجه داشته باشید که دو عنوان فقط ترجمه شدهاند: «جنگل» با عنوان «سلاخخانه شیکاگو» و «بهار خاموش». «ملت حاضریخور» و «پنج روز در مموریال» به صورت اقتباسهای سینمایی و تلویزیونی تولید شدهاند.
پ.ن۲: این کارها، مانع یا نافی مسئولیت مدیران و نمایندگان و قضات نمیشود. آن هم سر جای خودش.
💥💥💥💥
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
یکی از دوستام بهم گفت فلان کتاب که توسط بهمان نویسنده نوشته شده قراره چاپ بشه.
واکنش اول این بود که گفتم خدا به دادمان برسد!😐
بعد چند لحظه گفتم سنت الهی همین است. همیشه خوبها و باکیفیتها کم هستند. طبیعیه آن فلان کتاب هم که توسط بهمان نویسنده نوشته شده چاپ بشود و دربیاد! بدتر از اینها هم نوشته و چاپ شدند.
انگشت اتهاممان را هم سمت کس یا کسان یا گروه خاصی نبریم. هر کس که در صنعت نشر سهمی دارد در رخ دادن چنین وضعیتی باید پاسخگو باشد.
امروز یکی از دوستان اثری را که مربوط به فلسطین بود بهم داد تا ارزیابی ویراستارانه بکنم.
فرق ارزیابی ویراستارانه با ارزیابی معمولی در پیشنهادها است.
ارزیابی معمولی فقط کار را میسنجد و ارزشگذاری میکند. اما ویراستار داستانی برای پررنگ شدن نقاط قوت و کمرنگ کردن نقاط ضعف پیشنهاد فرمی و محتوایی میدهد.
وقتی بهش فایل ارزیابی را دادم، گفت یعنی نویسنده اثرش را بکوبد و از نو بنویسد دیگه؟
گفتم آره!😊
البته اثر گوهر خوبی در درونش دارد که امیدوارم در بازنویسی از دل داستان بیرون بیاید.
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
نکته شماره ۱۴۷
هر جا در رمان یا داستانتان دچار مشکل شدید و دیدید که داستان جلو نمیرود یا آنطور که یاید جلو نمیرود به شخصيتهایتان توجه کنید. مخصوصا قهرمان داستان و حریفش. کلید حل داستان شخصيت است.
داستان خوب یعنی شخصيت چند بُعدی. شخصیتی که تناقضات درونی دارد، ضعف و قوت دارد. لزوما قرار نیست شخصيت قوی و خوب خلق کنید بلکه شخصيت شما باید همذاتپنداری مخاطب را تحریک کنید. اگر خواننده پس از بستن کتابتان، فقط یک چیز را به خاطر بسپارد، آن باید شخصیت اصلی باشد.
رمانهای موفق اول اغلب با شخصیتهایشان شناخته میشوند.
مثال: اسکار ماتیوس در رمان طبل حلبی گونتر گراس، بیلی پیلگیریم در سلاخخانه شماره پنج کورتپ وونهگات، تایلر دوردون در باشگاه مشتزنی و گندالف در ارباب حلقههای تالکین.
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
هر خبری که توجهم را جلب کند به این فکر میکنم چه کتابهایی میشود ازش درآورد.
مثلا این خبر را که خواندم به چندتا ایده رسیدم.
یک ایده درباره رمان طنز،
یک ایده علمیتخیلی،
یک ناداستان با موضوع دایناسورهای ایران،
یک ایده فانتزی.
خلاص که خواستم بگویم در مقام نویسنده حساس باشید. یافتن ایدههای تازه به ظاهر سخت هست اما بیشتر از هرچیز به نوع نگاهتان بستگی دارد.
#تجربیات
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
نکته شماره ۱۴۸
نگاه کردن به سفیدی کاغذ یا صفحه خالی نرمافزار ورد شما را میترساند؟ شروع کردن برایتان عذابآور است؟ احساس میکنید مغزتان قفل کرده است؟
این احساسات کاملاً طبیعی است! همه نویسندگان جهان، حتی نویسندگان مشهور هم از این عارضه رنج میبرند! اچ.جی.ولز نویسنده مشهور علمیتخیلی جایی گفته است گاهی ساعتها به صفحه سفید خیره میماند تا جملۀ اول را بنویسد. ناباکوف نویسنده رمان آتش کمفروغ در مصاحبهاش گفت: «گاهی تمام صبح را به حذف یک ویرگول میگذرانم، بعد آن را دوباره برمیگردانم.»
خب این مشکل را چطور حل کنیم؟ مارگارت اتوود میگوید: «فقط بنویس، حتی اگر افتضاح باشد.» همینگوی هم میگوید: «مست بنویس، هشیار ویرایش کن.»
استفن کینگ رمان «کری» را با همین راه حل نوشت. اولین جمله رمان کری این است: «هیچکس واقعا از آنچه که اتفاق افتاد، شگفتزده نشد.» این جملهای بود که خود کینگ هم آن را «پیشپاافتاده» میدانست، اما نهایتاً به یکی از شاهکارهای رمان وحشت تبدیل شد.
نکته همینجاست. هیچ جملۀ اولی «کامل» نیست، اما هر جمله اولی میتواند دریچۀ یک دنیا باشد.
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
هدایت شده از کتابخانه مرکزی قم
📣کتابخانه مرکزی قم با همکاری کانون کتاب خادمیاران رضوی برگزار میکند:
ویژه برنامه
📕یلدا کنار تو📗
👤نویسنده: خانم فاطمه نفری
👤ناقد: آقای مسعود آذرآباد
🗓زمان: دوشنبه، ۱۵ اردیبهشت ماه
⏰ساعت:۱۶
📍مکان: خیابان امام خمینی(ره)، روبروی پمپ بنزین امید، کتابخانه مرکزی قم
📱@qomcentrallib
📱@teenagerroom
📱@children_qomcentrallibrary
🌐samanpl.ir
🔊 @qomplir
اگر قرار باشد یک رمان شصت هزار کلمهای بنویسید از نمای چشمپرنده اینطوری دیده میشود!
#تجربیات
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
نکته شماره ۱۴۹
اگر نگویم اولین، دومین اشتباه مهلک نویسندگان تازهکار، ویرایشِ مداوم هنگام نگارش است. این عادت مثل ترمز گرفتن وسط مسابقات اتومبیلرانی است. وقتی پس از هر جمله مکث کنید تا ویرایشش کنید، رشته افکار پاره میشود. ویرایش نکردن هنگام نگارش علت علمی دارد. مغز در حالت «جریان خلاق» از نیمکره راست استفاده میکند، حال آنکه «ویرایش» فعالیت نیمکره چپ است.
با تمرکز در زندگی نویسندگان حرفهای، متوجه میشویم آنها موقع نوشتن، فقط مینویسند.
مثلا ویرجینیا وولف در خاطراتش میگوید: هنگام نوشتن رمان «به سوی فانوس دریایی» خود را مجبور میکرد «کلمات را مثل سیل رها کند» و ویرایش را به پایان پیشنویس موکول کند.
نیل گیمن هم در زمان نگارش «سندمن» یک قانون شخصی داشت: «هرگز هنگام نوشتن به عقب برنگرد، حتی اگر اشتباه فاحشی کرده باشی.»
اگر این عادت غلط را دارید، دو فایل یا کاغذ جداگانه مشخص کنید: یکی برای «تفریحی نوشتن» و دیگری برای «کارِ ویرایش.» در اولی بدون قضاوت بنویسید و در دومی همان متن را با تحلیل بازنویسی و ویرایش کنید.
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۱۴۸ نگاه کردن به سفیدی کاغذ یا صفحه خالی نرمافزار ورد شما را میترساند؟ شروع کردن برایت
دوست طنزپرداز داشتن هم اینطوریه!😁
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
📣کتابخانه مرکزی قم با همکاری کانون کتاب خادمیاران رضوی برگزار میکند: ویژه برنامه
آخرین بار که عضو کتابخونه بودم سال ۹۶ بود. قبلترش پانزده سال پیوسته عضو کتابخانههای مختلف بودم.
امروز هم بعد از جلسه نقد کتاب که در محل کتابخانه مرکزی قم برگزار شد، به رایگان عضو کتابخانه مرکزی قم شدم.😊
پ.ن: عکس روی کارت را خودشان از نت برداشتند. برای همین انقدر متفاوت به نظر میرسد.
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۱۴۹ اگر نگویم اولین، دومین اشتباه مهلک نویسندگان تازهکار، ویرایشِ مداوم هنگام نگارش است
هوشمندی یک نویسنده نوقلم کمالگرا! البته ایشان خیلی زیرپوستی میخواست دنبال جواز بازنویسی و ننوشتن باقی کارش برود که خدا به دادش رسید و از انحراف نجات پیدا کرد!
باز هم تکرار میکنم: تا وقتی کارتان را یکبار از اول تا آخر ننوشتید، بازنویسی و ویرایش نکنید. توانتان را بگذارید روی خود نوشتن تا بازنویسی. اصل نوشتن است.
#تجربیات
خرمن کلمات یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir