eitaa logo
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
120 دنبال‌کننده
210 عکس
9 ویدیو
6 فایل
یادداشت‌هایی از یک کارگر کلمات! درباره نویسندگی و کتاب و حواشی! ارتباط با کارگر مورد نظر: @azarbadirr
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی از دوستام بهم گفت فلان کتاب که توسط بهمان نویسنده نوشته شده قراره چاپ بشه. واکنش اول این بود که گفتم خدا به دادمان برسد!😐 بعد چند لحظه گفتم سنت الهی همین است‌. همیشه خوب‌ها و باکیفیت‌ها کم هستند. طبیعیه آن فلان کتاب هم که توسط بهمان نویسنده نوشته شده چاپ بشود و دربیاد! بدتر از این‌ها هم نوشته و چاپ شدند. انگشت اتهاممان را هم سمت کس یا کسان یا گروه خاصی نبریم. هر کس که در صنعت نشر سهمی دارد در رخ دادن چنین وضعیتی باید پاسخ‌گو باشد.
امروز یکی از دوستان اثری را که مربوط به فلسطین بود بهم داد تا ارزیابی ویراستارانه بکنم. فرق ارزیابی ویراستارانه با ارزیابی معمولی در پیشنهادها است. ارزیابی معمولی فقط کار را می‌سنجد و ارزش‌گذاری می‌کند. اما ویراستار داستانی برای پررنگ شدن نقاط قوت و کم‌رنگ کردن نقاط ضعف پیشنهاد فرمی و محتوایی می‌دهد. وقتی بهش فایل ارزیابی را دادم، گفت یعنی نویسنده اثرش را بکوبد و از نو بنویسد دیگه؟ گفتم آره!😊 البته اثر گوهر خوبی در درونش دارد که امیدوارم در بازنویسی از دل داستان بیرون بیاید. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۴۷ هر جا در رمان یا داستانتان دچار مشکل شدید و دیدید که داستان جلو نمی‌رود یا آنطور که یاید جلو نمی‌رود به شخصيت‌هایتان توجه کنید. مخصوصا قهرمان داستان و حریفش. کلید حل داستان شخصيت است‌. داستان خوب یعنی شخصيت چند بُعدی. شخصیتی که تناقضات درونی دارد، ضعف و قوت دارد. لزوما قرار نیست شخصيت قوی و خوب خلق کنید بلکه شخصيت شما باید همذات‌پنداری مخاطب را تحریک کنید. اگر خواننده پس از بستن کتابتان، فقط یک چیز را به خاطر بسپارد، آن باید شخصیت اصلی باشد. رمان‌های موفق اول اغلب با شخصیت‌هایشان شناخته می‌شوند. مثال: اسکار ماتیوس در رمان طبل حلبی گونتر گراس، بیلی پیلگیریم در سلاخ‌خانه شماره پنج کورت‌پ وونه‌گات، تایلر دوردون در باشگاه مشت‌زنی و گندالف در ارباب حلقه‌های تالکین. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
هر خبری که توجهم را جلب کند به این فکر میکنم چه کتاب‌هایی می‌شود ازش درآورد. مثلا این خبر را که خواندم به چندتا ایده رسیدم. یک ایده درباره رمان طنز، یک ایده علمی‌تخیلی، یک ناداستان با موضوع دایناسورهای ایران، یک ایده فانتزی. خلاص که خواستم بگویم در مقام نویسنده حساس باشید. یافتن ایده‌های تازه به ظاهر سخت هست اما بیشتر از هرچیز به نوع نگاهتان بستگی دارد. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۴۸ نگاه کردن به سفیدی کاغذ یا صفحه خالی نرم‌افزار ورد شما را می‌ترساند؟ شروع کردن برایتان عذاب‌آور است؟ احساس می‌کنید مغزتان قفل کرده است؟ این احساسات کاملاً طبیعی است! همه نویسندگان جهان، حتی نویسندگان مشهور هم از این عارضه رنج می‌برند! اچ.جی.ولز نویسنده مشهور علمی‌تخیلی جایی گفته است گاهی ساعت‌ها به صفحه سفید خیره می‌ماند تا جملۀ اول را بنویسد. ناباکوف نویسنده رمان آتش کم‌فروغ در مصاحبه‌اش گفت: «گاهی تمام صبح را به حذف یک ویرگول می‌گذرانم، بعد آن را دوباره برمی‌گردانم.» خب این مشکل را چطور حل کنیم؟ مارگارت اتوود می‌گوید: «فقط بنویس، حتی اگر افتضاح باشد.» همینگوی هم می‌گوید: «مست بنویس، هشیار ویرایش کن.» استفن کینگ رمان «کری» را با همین راه حل نوشت. اولین جمله رمان کری این است: «هیچ‌کس واقعا از آنچه که اتفاق افتاد، شگفت‌زده نشد.» این جمله‌ای بود که خود کینگ هم آن را «پیش‌پاافتاده» می‌دانست، اما نهایتاً به یکی از شاهکارهای رمان وحشت تبدیل شد. نکته همینجاست. هیچ جملۀ اولی «کامل» نیست، اما هر جمله اولی می‌تواند دریچۀ یک دنیا باشد. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
هدایت شده از کتابخانه مرکزی قم
📣کتابخانه مرکزی قم با همکاری کانون کتاب خادمیاران رضوی برگزار می‌کند: ویژه برنامه 📕یلدا کنار تو📗 👤نویسنده: خانم فاطمه نفری 👤ناقد: آقای مسعود آذرآباد 🗓زمان: دوشنبه، ۱۵ اردیبهشت ماه ⏰ساعت:۱۶ 📍مکان: خیابان امام خمینی(ره)، روبروی پمپ بنزین امید، کتابخانه مرکزی قم 📱@qomcentrallib 📱@teenagerroom 📱@children_qomcentrallibrary 🌐samanpl.ir 🔊 @qomplir
اگر قرار باشد یک رمان شصت هزار کلمه‌ای بنویسید از نمای چشم‌پرنده اینطوری دیده می‌شود! خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۴۹ اگر نگویم اولین، دومین اشتباه مهلک نویسندگان تازه‌کار، ویرایشِ مداوم هنگام نگارش است. این عادت مثل ترمز گرفتن وسط مسابقات اتومبیل‌رانی است. وقتی پس از هر جمله مکث کنید تا ویرایشش کنید، رشته افکار پاره می‌شود. ویرایش نکردن هنگام نگارش علت علمی دارد. مغز در حالت «جریان خلاق» از نیمکره راست استفاده می‌کند، حال آنکه «ویرایش» فعالیت نیمکره چپ است. با تمرکز در زندگی نویسندگان حرفه‌ای، متوجه می‌شویم آنها موقع نوشتن، فقط می‌نویسند. مثلا ویرجینیا وولف در خاطراتش می‌گوید: هنگام نوشتن رمان «به سوی فانوس دریایی» خود را مجبور می‌کرد «کلمات را مثل سیل رها کند» و ویرایش را به پایان پیش‌نویس موکول کند. نیل گیمن هم در زمان نگارش «سندمن» یک قانون شخصی داشت: «هرگز هنگام نوشتن به عقب برنگرد، حتی اگر اشتباه فاحشی کرده باشی.» اگر این عادت غلط را دارید، دو فایل یا کاغذ جداگانه مشخص کنید: یکی برای «تفریحی نوشتن» و دیگری برای «کارِ ویرایش.» در اولی بدون قضاوت بنویسید و در دومی همان متن را با تحلیل بازنویسی و ویرایش کنید. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
📣کتابخانه مرکزی قم با همکاری کانون کتاب خادمیاران رضوی برگزار می‌کند: ویژه برنامه
آخرین بار که عضو کتابخونه بودم سال ۹۶ بود. قبل‌ترش پانزده سال پیوسته عضو کتابخانه‌های مختلف بودم. امروز هم بعد از جلسه نقد کتاب که در محل کتابخانه مرکزی قم برگزار شد، به رایگان عضو کتابخانه مرکزی قم شدم.😊 پ.ن: عکس روی کارت را خودشان از نت برداشتند. برای همین انقدر متفاوت به نظر می‌رسد. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۱۴۹ اگر نگویم اولین، دومین اشتباه مهلک نویسندگان تازه‌کار، ویرایشِ مداوم هنگام نگارش است
هوشمندی یک نویسنده نوقلم کمال‌گرا! البته ایشان خیلی زیرپوستی می‌خواست دنبال جواز بازنویسی و ننوشتن باقی کارش برود که خدا به دادش رسید و از انحراف نجات پیدا کرد! باز هم تکرار می‌کنم: تا وقتی کارتان را یکبار از اول تا آخر ننوشتید، بازنویسی و ویرایش نکنید.‌ توانتان را بگذارید روی خود نوشتن تا بازنویسی. اصل نوشتن است. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۱۴۹ اگر نگویم اولین، دومین اشتباه مهلک نویسندگان تازه‌کار، ویرایشِ مداوم هنگام نگارش است
نکته ۱۵۰ باطنِ اثرِ باز‌نویسی نشدهِ کارتان را با ظاهرِ اثر بازنویسی نویسندگان مشهور مقایسه نکنید. باطنِ اثرِ باز‌نویسی نشدهِ کارتان را با ظاهرِ اثر بازنویسی نویسندگان مشهور مقایسه نکنید. باطنِ اثرِ باز‌نویسی نشدهِ کارتان را با ظاهرِ اثر بازنویسی نویسندگان مشهور مقایسه نکنید. مثال اسکرین‌شات بالا مربوط به پنج سال پیش است. نویسنده عزیز ما دقیقا همین کار غلط را انجام داد. مقایسه باطن بازنویسی نشده اثرش را با ظاهر نوشته دیگری. اما دست از مقایسه برداشت و به کارش ادامه داد. ماجرا آنجا جذاب‌تر می‌شود که نویسنده نوقلم ما نه تنها اثر نسبتا پرفروشی نوشت، بلکه جوایز متعدد هم گرفت و آثار بعدی‌اش را هم منتشر کرد و همین هفته کار جدیدش را برای من فرستاده است اما آن نویسنده ای که مایه غبطه‌اش شده بود از ۴ سال پیش دیگر چیزی ننوشته است و از دایره نویسندگی خارج شده! پس مقایسه نکنید، حتی شما دوست عزیز! خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir