کتاب "#پادشاه_کرایهای" تلاشی است مذبوحانه برای بیان فضایل و امتیازات برجستهی رضاخان از تولد تا مرگ که با زبان طنز نگاشته شده است،
و چه بسا خواندنِ آن روحِ هرچه رضاشاه توی تاریخ هست را به خندههای عصبی وابدارد.
شنبه ساعت ۱۵:۱۵
غرفه مجمع ناشران انقلاب اسلامی
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۱۵۲ اعتمادبهنفس کاذب و کمالگرایی شباهتهای زیادی دارند. هر دو برای نوشتن و پیشرفت مضر ه
نکته شماره ۱۵۳
اعتمادبهنفس کاذب، یعنی قرار گرفتن نویسنده در حباب خودپسندی.
از اینکه ناشران اثرتان را رد یا نقد میکنند نترسید. نه فرار کنید نه بجنگنید. بشنوید و به کار ببندید. منتقد اثر شما را نقد میکند نه شخصیت شما را.
رقابت و نقد معیارهای واقعی توانایی شما را برای نوشتن میسنجد.
مثال: استیون کینگ بعد از آنکه رمان کری را به ناشران داد، ۳۰ بار جواب نه شنید! آنقدر ناامید شد که پیشنویس را به سطل زباله انداخت، اما همسرش آن را نجات داد و اصرار کرد ادامه دهد. نتیجه؟ «کری» نه تنها منتشر شد بلکه راه را برای سلطنتِ کینگ بر ژانر وحشت باز کرد.
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
خستگی نمایشگاه... خستگی نمایشگاه... خستگی نمایشگاه... خستگی نمایشگاه... !
نکته ۱۵۳
اعتمادبهنفس کاذب اغلب نویسنده را به این باور میرساند که سبکش «بینقص» است و نیازی به یادگیری ندارد. اما هیچکس از مادر نویسنده باسواد متولد نشده است. اگر دنبال موفقیت و پیشرفت و منحصربهفرد بودن هستید مسیر الگوهایتان را بروید. هر نویسندهای، یک نویسنده الگو دارد. این باعث میشود دریابید چقدر با نویسندگان موفق و صاحب سبک فاصله دارید. ضمنا عضلات ذهنتان قوی میشود و فرم و محتوا را بهتر درک میکنید.
یادتان باشد: بهترینها هم روزی شاگردی کردهاند.
مثال:
کورت ونهگات در جوانی، داستانهای کوتاه مارک تواین را 《کلمه به کلمه》 رونویسی میکرد. هدفش درکِ ریتم، طنز و ساختار دیالوگهای تواین بود. این تمرین به او کمک کرد تا سبکِ خاص خودش را شکل دهد:ترکیبی از طنز سیاه و فلسفهٔ اگزیستانسیالیستی که در «سلاخخانهٔ شمارهٔ پنج» به اوج خود رسید.
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
من ویراستار داستانی رمان باخ نبودم اما کتابی است که از خواندنش لذت بردم.
پنج سال پیش برایش یک معرفی ۱۵۰ کلمهای نوشتم که هنوز دوستش دارم.
اینجا میگذارم تا بخوانیدش. شاید ترغیب شدید تا بخوانیدش.
جنگی که میان احساس و منطق روحالله درگرفته است کم از نقشه جنگی ابراهیم و سعید ندارد. صرفِ کردن فعل کشتن، کار هرکسی نیست. حتی اگر عقاب صحرا دستش بدهند زدن کار او نبود.
روحالله ناخواسته وارد ماجرایشان شد اما حالا ورق آسِ بازی، خودش است. تکخالی است که باید دست را خوب بخواند وگرنه همه از پای میز دست خالی بلند خواهند شد. یارو هم راحت و آسوده از چنگشان درخواهد رفت.
اما چهار رزمنده که دوتایشان موها را در آسیاب جنگ هشتساله سفید کردهاند، نخواهند گذاشت. نمیگذارند یارویی که سی سال قبل، باعثوبانی وارد شدن خونهای آلوده به ایران بوده است، به همین سادگی در برود.
اصلاً روحالله برای همین آمده تا یارو را بزند، بعد به اوج برود و در آخر فروبریزد. آنجا که پلکها را رویهم بگذارد و باخ برایش بخواند: «بر زندگی من بتاب خدایا...اگر هستی.»
#معرفی_کتاب
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
یکی امروز آمده بود غرفه کنابستان، دنبال مست جنگ ۲. بعد از اینکه فهمید هنوز نوشته نشده سر دلش باز شد و با من پشت سر نویسنده اثر حرف زد.
(خبر نداشت دارد با خود نويسنده حرف می زند.)
منم همراهیش کردم که حرف دلش را بزند!
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
یکی امروز آمده بود غرفه کنابستان، دنبال مست جنگ ۲. بعد از اینکه فهمید هنوز نوشته نشده سر دلش باز شد
حداقل میگذاشتید یک دقیقه بگذرد بعد!
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته ۱۵۳ اعتمادبهنفس کاذب اغلب نویسنده را به این باور میرساند که سبکش «بینقص» است و نیازی به یادگ
نکته شماره ۱۵۴
اعتمادبهنفس کاذب اغلب نویسنده را کور میکند تا ضعفهای پیشنویس اولیه را نبیند. از اثرتان فاصله بگیرید و آن را با چشمانی تازه، چون خوانندهای بیطرف ببینید.
چرا که ذهن پس از پایان نگارش نسخه اولیه خسته است و خطاها را نادیده میگیرد، اما ذهنِ استراحتکرده، آنها را شکار میکند. علاوه بر این، فاصله، وابستگی عاطفی به کلمات را میشکند و اجازه میدهد اثرمان را بیرحمانه حذف یا بازنویسی کنیم.
مثال:
استیون کینگ در کتاب «در باب نوشتن» می نویسد: «پس از اتمام پیشنویس، آن را حداقل شش هفته در کشو قفل کن. وقتی برگردی، میبینی که اثر متعلق به غریبهای است که باید به او کمک کنی.» این روش به او کمک کرد صحنههای پراکنده در رمان «درخشش» را به کلی بازنویسی کند.
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
بیش از دو سال است ذهنم درگیر ایده یک رمان علمیتخیلی با مضمون و حس و حال عاشورایی است.
امشب یک گره بزرگش باز شد و یک قدم اساسی رفتم جلو، حالا باید بگردم دنبال نویسندهش تا بنویسدش!
#نیازمندیها
نکته
خواندن و نوشتن کار سختیه، ساده نگیریدش.
امشب خستگی زیاد بود، نکتهم بیشتر از این نیمشد!
#نکات
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir