eitaa logo
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
122 دنبال‌کننده
211 عکس
9 ویدیو
6 فایل
یادداشت‌هایی از یک کارگر کلمات! درباره نویسندگی و کتاب و حواشی! ارتباط با کارگر مورد نظر: @azarbadirr
مشاهده در ایتا
دانلود
نکته شماره ۱۶۴ از فرق‌های یک نویسنده حرفه‌ای با یک نویسنده تازه‌کار استفاده از حواس پنج‌گانه است. حرفه‌ای‌ها نه تنها از حس بینایی که باقی حواس پنجگانه هم استفاده می‌کنند. نویسنده حرفه‌ای می‌داند حواس غیربصری، مغز خواننده را فعال می‌کنند و او را از ناظر به تجربه‌کننده تبدیل می‌کند. دلیل دیگر صرفه‌جویی در کلمات است. یک حس، مفاهیم پیچیده را فشرده منتقل می‌کند. مثل بوی گنداب در «پیرمرد و دریا»ی همینگوی که نماد زوال است. مثال غلط: اگر در توصیف جنگل فقط با «سبز و تاریک» بدون توجه به بوی خاک مرطوب یا صدای خش‌خش برگ‌ها اکتفا کنید صحنه‌تان تک‌بعدی و فاقد عمق می‌شوند. مثال درست: مایکل اونداتی در «پزشک انگلیسی» می‌نویسد: «عرق شور پیشانی‌اش به لب‌ها چکید؛ طعمی مثل اشک داشت.» در اینجا حس چشایی با احساس اندوه ترکیب شده است. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
سمت راست: نویسندگی بدون ویراستار داستانی! سمت چپ: نویسندگی همراه با ویراستار داستانی! خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۶۵ شرح در تصویر. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
هر رابطه‌ای در دنیای نشر، خواه رابطه نویسنده_ویراستار باشد یا رابطه ویراستار_دستیار یا نویسنده_دستیار، به ازدواج شباهت دارد: دو طرف برای امر خیر مشترکی همراه می‌شوند به این امید که ماه‌عسلشان تا آخر عمر ادامه پیدا کند. این همکاری‌ها هم، درست مثل ازدواج، پیمان عشق است. هرچه باشد، کتاب هم فرزند خلاقیت نویسنده است. همین کتاب است_این موجودِ ثالثِ همواره مهم و همیشه حاضر در هر پیوندی_ که باید از آن حمایت کرد و به هر ترتیبی که شده قدم به قدم آن را ارتقا داد. کیسی فیوچ، ویراستار ارشد نشر دابلدی و ویراستار دیوید جیمز دانکن. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۶۶ به جای چرخیدن در اطراف و جستجوی چه چیزی بنویسم؟ به این فکر کنید: کدام سوال است که من را آزار می‌دهد و من می‌خواهم آن را در قالب یک داستان کشف کنم؟ سوژه، تنها یک ایده‌ درخشان که ناگهان بر ذهن فرود می‌آید نیست. سوژه، در حقیقت همان «سوال حل نشده‌ای» است که در عمق وجودتان شما را درگیر می‌کند. همان تناقض یا معمایی که خواب را از چشمانتان می‌گیرد. به جای جستجو برای ایده‌های بکر، به سراغ سؤال‌های بی‌جوابی بروید که در زندگی روزمره، در اخبار، در تاریخ و حتی در سکوت و خلوتتان ذهن شما را به خود مشغول می‌سازند. این سوال‌ها، قابلیت تبدیل شدن به یک سوژه قدرتمند را دارند، چرا که از دل دغدغه‌های حقیقی و عمیق شما برمی‌آیند. مثلا: رمان گتسبی بزرگ صرفاً درباره‌ی یک عشق ناکام نیست. بلکه سوالی عمیق‌تر درباره‌ی رویای آمریکایی و پوچی ثروت مطرح می‌کند. خوشه‌های خشم فقط داستان خانواده‌ای مهاجر نیست، سوالی دردناک درباره‌ عدالت اجتماعی و کرامت انسانی در دل خود دارد؟ این رمان‌ها به جای اینکه فقط داستانی را روایت کنند، به یک سوال اساسی پاسخ می‌دهند و همین عمق، آن‌ها را ماندگار کرده است. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۶۷ نکات سفر قهرمان_ بخش اول اهمیت دنیای عادی در سفر قهرمان در مقام ویراستار داستانی یکی از مواردی که روی آن تأکید می‌کنم نگارش طرح رمان بر اساس الگوی 《سفر قهرمان 》 است. در این سلسله نکات به مقوله سفر قهرمان و ریزه‌کاری‌های نگارش یک طرح رمان خوب بر اساس این الگو می‌پردازم. _دنیای عادی قانع‌کننده در سفر قهرمان_، حیاتی‌ترین نقطه آغاز داستان است. این مرحله، نه تنها خواننده را با قهرمان و زندگی روزمره‌اش آشنا می‌کند و بستری برای همدلی می‌سازد، بلکه *مشکلات پنهان* و *محدودیت‌های درونی* قهرمان را به نمایش می‌گذارد. اهمیت آن در این است که تضاد میان *جهان شناخته شده* و *جهان ناشناخته* را پررنگ می‌کند و تحول شخصیت را باورپذیر می‌سازد. اگر این دنیا به خوبی ترسیم نشود، تحول قهرمان بی‌معنا شده و ریسک‌های سفر کمرنگ می‌شوند. مثال: در ناتور دشت: دنیای عادی هولدن کالفیلد، شامل مدرسه‌های شبانه‌روزی، روابط سطحی با همسالان و بیگانگی او با دنیای بزرگسالان است. این تصویر اولیه از بی‌قراری و عدم تطابق هولدن، تحول درونی و سفر او برای درک معنای زندگی و پاکی را بسیار پررنگ می‌کند. در هری پاتر و سنگ جادو: دنیای عادی هری در خانه دورسلی‌ها، سرشار از آزار، نادیده گرفته شدن و احساس بی‌ارزشی است. این دنیای عادی محدود و خاکستری، تضاد شدیدی با ورود او به دنیای جادویی هاگوارتز ایجاد می‌کند و نیاز او به تعلق، قدرت و کشف هویت واقعی‌اش را برجسته می‌کند. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
شماره دوتا نکته آخر را به جای اینکه ۱۶۶ و ۱۶۷ بزنم، به اشتباه و سهواً ۱۹۶ و ۱۹۷ زدم! هیچ‌کس هم نیامد تذکر بده!
خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir