eitaa logo
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
122 دنبال‌کننده
211 عکس
9 ویدیو
6 فایل
یادداشت‌هایی از یک کارگر کلمات! درباره نویسندگی و کتاب و حواشی! ارتباط با کارگر مورد نظر: @azarbadirr
مشاهده در ایتا
دانلود
نکته شماره ۱۶۵ شرح در تصویر. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
هر رابطه‌ای در دنیای نشر، خواه رابطه نویسنده_ویراستار باشد یا رابطه ویراستار_دستیار یا نویسنده_دستیار، به ازدواج شباهت دارد: دو طرف برای امر خیر مشترکی همراه می‌شوند به این امید که ماه‌عسلشان تا آخر عمر ادامه پیدا کند. این همکاری‌ها هم، درست مثل ازدواج، پیمان عشق است. هرچه باشد، کتاب هم فرزند خلاقیت نویسنده است. همین کتاب است_این موجودِ ثالثِ همواره مهم و همیشه حاضر در هر پیوندی_ که باید از آن حمایت کرد و به هر ترتیبی که شده قدم به قدم آن را ارتقا داد. کیسی فیوچ، ویراستار ارشد نشر دابلدی و ویراستار دیوید جیمز دانکن. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۶۶ به جای چرخیدن در اطراف و جستجوی چه چیزی بنویسم؟ به این فکر کنید: کدام سوال است که من را آزار می‌دهد و من می‌خواهم آن را در قالب یک داستان کشف کنم؟ سوژه، تنها یک ایده‌ درخشان که ناگهان بر ذهن فرود می‌آید نیست. سوژه، در حقیقت همان «سوال حل نشده‌ای» است که در عمق وجودتان شما را درگیر می‌کند. همان تناقض یا معمایی که خواب را از چشمانتان می‌گیرد. به جای جستجو برای ایده‌های بکر، به سراغ سؤال‌های بی‌جوابی بروید که در زندگی روزمره، در اخبار، در تاریخ و حتی در سکوت و خلوتتان ذهن شما را به خود مشغول می‌سازند. این سوال‌ها، قابلیت تبدیل شدن به یک سوژه قدرتمند را دارند، چرا که از دل دغدغه‌های حقیقی و عمیق شما برمی‌آیند. مثلا: رمان گتسبی بزرگ صرفاً درباره‌ی یک عشق ناکام نیست. بلکه سوالی عمیق‌تر درباره‌ی رویای آمریکایی و پوچی ثروت مطرح می‌کند. خوشه‌های خشم فقط داستان خانواده‌ای مهاجر نیست، سوالی دردناک درباره‌ عدالت اجتماعی و کرامت انسانی در دل خود دارد؟ این رمان‌ها به جای اینکه فقط داستانی را روایت کنند، به یک سوال اساسی پاسخ می‌دهند و همین عمق، آن‌ها را ماندگار کرده است. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته شماره ۱۶۷ نکات سفر قهرمان_ بخش اول اهمیت دنیای عادی در سفر قهرمان در مقام ویراستار داستانی یکی از مواردی که روی آن تأکید می‌کنم نگارش طرح رمان بر اساس الگوی 《سفر قهرمان 》 است. در این سلسله نکات به مقوله سفر قهرمان و ریزه‌کاری‌های نگارش یک طرح رمان خوب بر اساس این الگو می‌پردازم. _دنیای عادی قانع‌کننده در سفر قهرمان_، حیاتی‌ترین نقطه آغاز داستان است. این مرحله، نه تنها خواننده را با قهرمان و زندگی روزمره‌اش آشنا می‌کند و بستری برای همدلی می‌سازد، بلکه *مشکلات پنهان* و *محدودیت‌های درونی* قهرمان را به نمایش می‌گذارد. اهمیت آن در این است که تضاد میان *جهان شناخته شده* و *جهان ناشناخته* را پررنگ می‌کند و تحول شخصیت را باورپذیر می‌سازد. اگر این دنیا به خوبی ترسیم نشود، تحول قهرمان بی‌معنا شده و ریسک‌های سفر کمرنگ می‌شوند. مثال: در ناتور دشت: دنیای عادی هولدن کالفیلد، شامل مدرسه‌های شبانه‌روزی، روابط سطحی با همسالان و بیگانگی او با دنیای بزرگسالان است. این تصویر اولیه از بی‌قراری و عدم تطابق هولدن، تحول درونی و سفر او برای درک معنای زندگی و پاکی را بسیار پررنگ می‌کند. در هری پاتر و سنگ جادو: دنیای عادی هری در خانه دورسلی‌ها، سرشار از آزار، نادیده گرفته شدن و احساس بی‌ارزشی است. این دنیای عادی محدود و خاکستری، تضاد شدیدی با ورود او به دنیای جادویی هاگوارتز ایجاد می‌کند و نیاز او به تعلق، قدرت و کشف هویت واقعی‌اش را برجسته می‌کند. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
شماره دوتا نکته آخر را به جای اینکه ۱۶۶ و ۱۶۷ بزنم، به اشتباه و سهواً ۱۹۶ و ۱۹۷ زدم! هیچ‌کس هم نیامد تذکر بده!
خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
سید مید: راوی آینده به عنوان کسی که همواره دغدغه‌ی ادبیات علمی-تخیلی و نگارش در این ژانر را داشته‌ام، امروز با دیدن نام سید مید در یادداشت‌هایم، بهانه‌ای یافتم تا هم از او سخن بگویم و هم از دنیای علمی-تخیلی. سیدنی جی. مید (۱۹۳۳-۲۰۱۹)، مشهور به سید مید، یک طراح صنعتی نئو-فوتوریست بود. او را بیش از همه به خاطر معماری بصری بی‌نظیرش در فیلم‌های شاخصی چون «بلید رانر»، «بیگانه‌ها» و «ترون» می‌شناسیم. مید نه تنها چشم‌اندازهای آینده را ملموس ساخت، بلکه نگرش ما به امکانات تکنولوژیک و جوامع آینده را دگرگون کرد. آثار او فراتر از زیبایی‌شناسی، بازتابی از تفکر عمیق و منطق طراحی در خلق جهان‌های تخیلی بود. حالا این سوال پیش می‌آید که ما به عنوان نویسندگان ژانر علمی-تخیلی، چه درس‌هایی از یک طراح مفهومی می‌توانیم بیاموزیم؟ اولین درس در باورپذیری جهانی است که می‌سازیم. مید تنها یک وسیله یا ساختمان طراحی نمی‌کرد؛ او برای آن یک زیست‌بوم کامل می‌ساخت. زیست‌بوم او در هر جزئی، منطق و زیبایی‌شناسی کلی جهان را بازتاب می‌داد. ما نویسندگان نیز می‌توانیم از این رویکرد الهام بگیریم تا عناصر مختلف داستانمان – از معماری شهرها گرفته تا طراحی لباس شخصیت‌ها و فناوری‌ها – همگی در یک هارمونی بصری و مفهومی قرار گیرند. این یکپارچگی، به خواننده کمک می‌کند خود را در جهانی ملموس‌تر و باورپذیرتر غرق کند. درس دوم در منطقی بودن ایده‌هاست. طراحی‌های مید، هرچند جسورانه بودند، اما همواره بر پایه‌ای از منطق عملکردی و مهندسی استوار بودند. وسایل نقلیه او می‌توانستند واقعاً حرکت کنند و سازه‌هایش، علی‌رغم ظاهر شگفت‌انگیزشان، از نظر ساختاری محتمل به نظر می‌رسیدند. ما نیز به عنوان نویسنده، باید فناوری‌ها و آینده را به گونه‌ای خلق کنیم که ضمن حفظ خلاقیت و نوآوری، از یک منطق درونی پیروی کرده و از صرف خیال‌پردازی محض فراتر روند. سید مید واقعاً راوی آینده بود. تصویرسازی‌های او بدون نیاز به توضیحات متنی، بلافاصله حس و حال، مقیاس و حتی برخی از قوانین آن جهان را منتقل می‌کرد. در یک داستان علمی-تخیلی نیز باید با توصیفات دقیق و تأثیرگذار بصری، هم فضاسازی کرد و هم اطلاعات زیادی را به صورت غیرمستقیم به خواننده منتقل ساخت. چهارمین درس، توجه به جزئیات است. هر خط، هر سطح و هر نورپردازی در طراحی‌های او هدفمند بود. با پرداختن به جزئیات ظریف محیط‌ها، شخصیت‌ها و اشیاء، به داستانتان عمق و اصالت بدهید. یکی از برجسته‌ترین توانایی‌های مید، برقراری تعادل میان آشنایی و بیگانگی در طراحی‌هایش بود. او عناصری از واقعیت موجود را به گونه‌ای دگرگون می‌ساخت که همزمان نوآورانه و غریب به نظر می‌رسیدند، اما در عین حال ریشه‌هایی در واقعیت داشتند که برای مخاطب قابل درک بود. جهانی که یک نویسنده می‌آفریند نیز باید هم به اندازه کافی نو و متفاوت باشد تا تخیل خواننده را برانگیزد، هم آنقدر دور از ذهن نباشد که ارتباطش با آن قطع شود. این نکته برای مخاطب ایرانی، که تجربه کمتری در خواندن علمی-تخیلی بومی دارد، بسیار کلیدی است و راه رفتن بر لبه تیغ محسوب می‌شود. آخرین درسی که می‌توان از او آموخت، اهمیت ایده گرفتن است. همانطور که او را راوی آینده می‌دانیم، شاید نگاه دقیق به آثارش جرقه یک رمان علمی-تخیلی جدی را در ذهن ما بزند. پ.ن: تصاویری که به متن ضمیمه کرده‌ام، چند نمونه از آثار او است. خودتان نیز حتماً باقی آثارش را جست‌وجو کنید. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
سید مید (مردی که عینک زده است) در استودیوی خود در حال نظارت بر تولید نسخه ماکت یک خودروی آینده. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir