موفقیتهایم را نمیپذیریم.
طی ده- دوازده سال گذشته بیشتر نقش هنرمند و مربی را داشتهام. در این مدت با طی زیادی از هنرجویان هنر و ادبیات تعامل داشتهام. چه آنهایی که در ابتدای مسیر بودند و چه آنهایی که حتی جلوتر از من بودند. در این مدت علاوه گفتوگوهایی که درباره فرم و محتوا با هم داشتیم، درباره مسائل روحی و روانیای که ذهنشان را درگیر کرده بود، حرف زدیم.
یکی از پربسامدترین مسائل روحی که اغلب این نویسندگان و هنرمندان را درگیر کرده بود، چیزی است که من اسمش را گذاشتهام: «من یک متقلبم.»
#من_متقلبم یعنی من اگر موفقیتی به دست آوردهام بهخاطر چیزهایی خارج از دایره توانایی من است. عواملی مثل رفاقت، جذابیت، اعتقادات دینی و سیاسی و در مواردی بهخاطر حماقت یا کمهوشی رقیب/استاد/همکار باعث شده است من به موفقیت برسم. این یعنی آن فرد هنرمند/نویسنده علیرغم موفقیتهای بسیاری که به دست آورده است نه تنها از خودش رضایت ندارد بلکه آن موفقیتها را حاصل تلاش خودش نمیداند.
این مسئله باعث شد طی یکی دو سال گذشته دربارهش جستوجو کنم. در جستوجوهایی که کردم دیدم ماجرا فراتر از آنچه که در دور و بر من در جریان بوده، میگذرد. ما با یک نشانگان[سندروم] مواجهیم. سندرومی که نه تنها نویسندگان و هنرمندان که اساتید رشتههای گوناگون، تاجران، سیاستمداران و خیل گوناگون گروههای مختلف را دربرمیگیرد. نشانگان ایمپاستر نه تنها تازهکارها را درگیر میکند که حتی کسی چون نیل گیمن که از غولهای معاصر داستان آمریکاست از پلیسهایی وحشت دارد که یک روز به سراغش بیایند و او را بهخاطر متقلب بودن رسوا کنند!
فردی که مبتلا به نشانگان ایمپاستر است، هیچگاه از موفقیتهایش لذت نمیبرد و همیشه در یک ترس موهوم به سر میبرد. ترسی که در آن فکر میکند این بار شکست میخورد و مفتضح میشود بالاخره یک روز مچش را میگیرند و میگویند همه موفقیتهایش را با دوز و کلک به دست آورده است.
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
موفقیتهایم را نمیپذیریم. طی ده- دوازده سال گذشته بیشتر نقش هنرمند و مربی را داشتهام. در این مدت
بخش دوم)
میزان ابتلا به این نشانگان، در نسبت بین زنان و مردان 4 به 1 است. مردان به این نشانگان کمتر مبتلا میشوند اما به همان اندازه، دیرتر درمان میشوند. من هم به عنوان آدمی که در این گوشه زمین با بخشی از جامعه داستانی و هنری سروکله زدم، چنین تجربهای را دارم. اغلب گفتوگوهای من در این زمینه بیشتر با نویسندگان خانم بوده است تا نویسندگان آقا.
این مسئله از آنجایی برای من اهمیت پیدا کرد که ما در جامعه نویسندگان و هنرمندان نه تنها باید به فکر دغدغههای فرمی و محتوایی و معیشتی خودمان باشیم بلکه باید بدانیم ما هم انسان هستیم و در معرض مشکلات روحی فراوان. با توجه به وضعیت امروز نشر ایران که نویسندگان زن بسیاری در این حیطه مشغولیت دارند و همینطور میزان ابتلای بیشتر زنان به این نشانگان. باید یک فکر اساسی بکنیم.
مدتی پیش در همین زمینه از یک مشاور کمک گرفتم و سعی کردم راهحلهایی کاربردی برای آن پیدا کنم. اول اینکه اگر شما هم با وجود موفقیت در دانشگاه و نویسندگی و حوزههای دیگر، احساس متقلب بودن میکنید، حتما از یک مشاور امین، متخصص و متعهد کمک بگیرید.
دوم احساساتتان را سرکوب نکنید. تعداد آمار متبلایان به این نشانگان دقیقا مشخص نیست اما بیش از 50 سال است که در این حوزه مطالعه جدی انجام شده است. سعی کنید با حضور در گروههای دوستان مورد اعتماد یا افرادی که نسبت به آنها صمیمیت دارید، از احساساتتان بگویید.
سوم نشانگان ایمپاستر ترتیبی معکوس دارد. افراد مبتلا به ایمپاستر، یا خانه نابغه دیده میشوند و در جامعه شکستخورده یا برعکس. در خانه به دردنخور خطاب میشوند و در جامعه مورد احتراماند. در صورتی که مشخص شد چنین مسئلهای در وجودتان هست حتما از اعضای خانواده کمک بگیرید و در صورت امکان به فکر تغییر محیط کار یا همکارانتان باشید. حتی اگر توانایی تغییر محیط یا همکاران را نداشته باشید، با آگاه شدن، احساس امنیت روانی بهتری خواهید داشت.
چهارم معنویت و اعتقادات دینی خودتان را فراموش نکنید. از منظر روانشناسی معنویتگرا، هرقدر فرد ایمان و اعتقاد قویتری داشته باشد دربرابر حوادث روحی و روانی مقاومت بیشتری خواهد داشت.
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
هرشب خوانش متون کهن فارسی را ساعت ۲۱ شروع میکنیم.
تا ۳۰ دقیقه دیگر متنخوانی قسمت بیست و هفتم قابوسنامه آغاز میشود.
لینک حضور در جلسه قرار:
https://gharar.ir/r/edb06cad
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
نکته شماره ۸۷
اشتباههایی که نویسندگان، خصوصا نویسندگان تازهکار انجام میدهند بیشتر شامل موارد زیر است.
۱- آگاهی اندک درباره محتوایی که میخواهند بنویسند. بیشتر نویسندگان تازهکار اغلب روی مشهوراتی که شنیده یا دیدهاند تکیه میکنند یا به یک جستوجوی محدود در فضای مجازی بسنده میکنند اما باید بدانیم نویسنده برای هر موضوعی باید به اندازه کافی مطالعه و پژوهش کند و جستوجو در فضای مجازی اصلا کافی نیست!
۲- گفتوگوهای زیادی که داستان را به نمایشنامه شبیه میکند. نویسنده چون تصویر درستی از صحنه و اتفاقات آن ندارد به جای استفاده از تصاویر برای بیان اطلاعات، فقط آنها را در گفتوگو میآورد. در چنین وضعیتی با کوهی از اطلاعات روبرو هستیم که یکجا جمع شده و داستان را خستهکننده و کند میکند.
۳- استفاده از صحنههای طولانی که بار نمایشی ندارد. این صحنهها داستان را راکد میکند و توضیحاتی که در آن آمده است بعدا در داستان استفاده نمیشود و روی لحن و حس و حال داستان هم اثر ندارد. این صحنههای طولانی را میتوان با روایت یا گفتوگو تعریف کرد.
۴- دروننگریهای طولانی و بحث و جدلهای ذهنی شخصیت با خودش که داستان را پیش نمیبرد. داستان جای کلیگوییهای فلسفی و شخصی و اجتماعی نیست. به جای این کار شخصیت را وادار به فعالیت کنید تا دیدگاههایش را بیان کند.
#نکات_نوشتن
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
قسمت بیست و هشتم پادکست متنخوانی قابوسنامه را در شنوتو بارگزاری کردم. میتوانید وارد کانال سیکا در شنوتو شوید و گوش کنید. ضمنا میتوانید با کپی لینک آراساسی که برایتان گذاشتهام، سیکاپادکست را در پادگیرهای دیگر به رایگان استفاده کنید.
خوشحال میشم از هر پادگیری که استفاده میکنید، در کانال سیکا عضو شوید. منتظر پیشنهادها و دیدگاههایتان درباره این مجموعه پادکست هستم.
#سیکاپادکست
لینک فید آراساس
https://shenoto.net/feed/Seika
لینک کانال سیکا در شنوتو
https://shenoto.com/channel/podcast/Seika
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
چرا اینگونه؟
این روزها بخشی از فعالیتم را صرف #جایزه_حکیمی میکنم. اگر درباره جایزه حکیمی نمیدانید کافی است هشتگش را در کانال جستوجو کنید یا این لینک را ببینید.
https://eitaa.com/Azarbadir/8
طی این مدت بسیاری از دوستان تصمیم گرفتند که به من در برگزاری این مسابقه کمک کنند که همینجا از همهشان تشکر میکنم. تعدادی دیگر از دوستان نیز نکاتی را دلسوزانه گفتند. برخی از آن نکات چون پربسامدتر بود، تصمیم گرفتم اینجا نیز با شما درمیان بگذارم.
همانطور که در مطلب قبلی که اینجا گفتم،
https://eitaa.com/Azarbadir/14
این مسابقه برای من نحوه دیگری است از ماجرای روضه خانگی. آدمی که روضه خانگی برگزار میکند، در همان خانه که زندگی میکند، روضهاش را هم برگزار میکند. برای برگزاری روضه، خانه دیگری نمیگیرد. فقط حواسش هست، خانهای که در آن روضه برگزار میشود حرمتی دارد که خانههای دیگر ندارد. من بنا دارم-حداقل تا اطلاع ثانوی- اتفاقات و ماجراهای مربوط به جایزه محمود حکیمی را از طریق همین کانال «از سلطانآباد تا آذرباد» به دید شما برسانم.
گفتند خوب بود جایزه محمود حکیمی هم برای خودش دبیرخانه میداشت، حتی اگر این دبیرخانه فقط آیدی مجازی بود. این حرف درستی است اما این جایزه فعلا به آن شکل مرسوم باقی جایزهها، دبیرخانه و سایت و کانال و ادمین مخصوص ندارد.
برای همین آثاری که مینویسید و میخواهید در مسابقه شرکت دهید از طریق ایمیل خودم به نشانی
Mazarbad.ir@gmail.com
یا شناسه خودم در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام، بفرستید.
گفتند خوب بود که پوستر و تبلیغات گرافیکی نشر شکل بهتری میداشت که این را هم قبول دارم. همینجا هم اعلام میکنم اگر دوستان کسی هست که در زمینه گرافیک به من کمک کند، واقعا خوشحال میشوم.
حتی شکل اعلامیههای این جایزه هم فرق دارد و من با آن لحن رسمی و اداری دانای کل نمینویسم. من یک اول شخص مفرد هستم که نمیخواهم ساکت بمانم و منفعل بودن را در این روزگار سم میدانم.
نکته آخر: انشاءالله تا امشب، اسامی داوران و جوایز جایزه را خدمتتان اعلام میکنم.
ممنون که همراهی میکنید.
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
علت اینکه امشب دیر اعلام متنخوانی کردم، داشتم با یکی از داوران جشنواره حرف میزدم. ایشان یک ماجرایی داشت که مکالمه ما را طولانی کرد و باعث شد معرفی هیئت داوران #جایزه_حکیمی بیفتد به فردا.
خلاصه که نمیخواستم بدقول شوم ولی متاسفانه شد.
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
الحمدلله امروز همه چیز نهایی شد. هم داوران انتخاب شدند و میتوانید آنها را در پوستر جشنواره ببینید، هم جوایز را مشخص کردیم.
دوستانی هم که خواسته بودند درباره بخشهای محتوایی و فرمی جوایز توضیح بدهیم، پنج پادکست در کانال سیکا قرار دادم. زحمت این پادکستها را داوران جشنواره کشیدهاند. میتوانید وارد کانال سیکا در شنوتو بشوید یا از فید آراساس کانال در کستباکس بشنوید.
فید آراساس کانال سیکا
https://shenoto.net/feed/Seika
لینک کانال سیکا در شنوتو
https://shenoto.com/channel/podcast/Seika
تا ۹ دی ماه هم فرصت دارید آثارتان را برای #جایزه_حکیمی ارسال کنید.
سؤال دیگری هم اگر داشتید میتوانید در بخش نظرات کانال بله یا در خصوصی از من بپرسید.
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir
ostad-hakimi1-1.jpg
حجم:
186.4K
درباره استاد محمود حکیمی
یکی از چیزهایی که من باید حتما دربارهاش مطلب مینوشتم، شخصیت علمی و ادبی استاد محمود حکیمی است. شناختن کسی که جایزه ادبیمان را به نام او کردهایم، برای همه مهم، مغتنم و اثرگذار است.
استاد محمود حکیمی، ۹ شهریور ۱۳۲۳ در تهران به دنیا آمد. ایشان با حضور در مسجد لرزاده و هیئتهای مذهبی با مفاهیم و سنتهای دینی آشنا شد. از سالهای دبستان، مطالعه کتابها و مجلات گوناگون ایشان را نسبت به فرهنگ و نوشتن علاقهمند کرد.
پس از پایان تحصیلات عمومی، به عنوان سپاهی دانش به کردستان رفت و همزمان در مجلاتی مانند کیهان بچهها و امید ایران، داستان و مقاله مینوشت. بعد از دوران سپاهی دانش به قم آمد و به تحصیل علوم دینی پرداخت. پس از آن کنکور داد و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی دانشآموخته شد. از کارهای ایشان آموزش زبان انگلیسی به طلاب علوم دینی مدرسه فیضیه بود.
محمود حکیمی در ۲۳ سالگی به استخدام آموزش و پرورش درآمد و در کنار آن مقاله و داستان هم مینوشت. نویسندگی حرفهای را به پیشنهاد یکی از ناشران پذیرفت. یکی از ناشران از او خواست کتابهایی به زبان ساده درباره زندگی پیامبران بنویسد. این آغاز کتاب قصص قرآن بود.
سال ۱۳۵۱ و در ۲۸ سالگی اولین رمان خود را به نام غروب بیمار منتشر کرد. ایشان ارتباط خود را با مجلات قطع نکرد و سالها برای مجلاتی مانند مکتب اسلام، نسل جوان، نسل نو، مکتب تشیع و پیام شادی داستانهایی با مفاهیم دینی مینوشت که مخاطبانش نوجوان بودند.
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
درباره استاد محمود حکیمی یکی از چیزهایی که من باید حتما دربارهاش مطلب مینوشتم، شخصیت علمی و ادبی
داستانهای «سوگند مقدس»، «طاغوت»، «دلاوران عصر شب»، «سلحشوران علوی»، «شهدای فخ»، «سرودهای رهایی»، «نقاب داران جوان»، «وجدان»، «مسلمان شجاع» و «اشراف زاده قهرمان» از آن جملهاند.
بزرگترین فعالیت ایشان پس از انقلاب اسلامی نگارش مجموعهای است با نام تاریخ تمدن جهان یا داستان زندگی انسان. استاد حکیمی این مجموعه را متأثر از مجموعه تاریخ تمدن ویل دورانت نگاشت اما با نگاه یک مسلمان معتقد. نگارش این مجموعه ۲۲ جلدی، از سال ۱۳۶۰ آغاز شد
استاد حکیمی نویسندهای پرکار بود که نسلهای متمادی از نوجوانان و بزرگسالان تحت تأثیر آثار ایشان هستند. ایشان که دهها مقاله و چندین کتاب درباره زندگانی امام حسین (علیهالسلام) و قیام عاشورا نگاشته بودند، سال ۱۳۸۲ به عنوان خادم فرهنگ عاشورا شناخته شدند.
ایشان علاوه بر نویسندگی به مدت سه سال نیز ویراستار کتابهای درسی علوم انسانی بود و بیش از ۶۰ کتاب درسی را ویرایش کرد. ایشان همینطور سرپرست واحد مطالعات و انتشارات سازمان آموزش کودکان و دانشآموزان استثنائی بودند و در آنجا چند کتاب، از جمله دو کتاب برای کودکان و دانش آموزان استثنایی، ترجمه کردند. از اواخر دهه شصت در تربیت معلم تهران به آموزش روش تحقیق و مرجع شناسی به دانشجویان مرکز تربیت معلم تهران پرداخت. ایشان پس از سی و یک سال خدمت در آموزش و پرورش، در مهر ماه ۷۷ بازنشسته شدند.
البته بازنشستگی پایان کار ایشان نبود. ایشان از آن پس به شکل جدیتری به مطالعه و نگارش آثار داستانی و پژوهشی پرداختند ایشان سرانجام در ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، در سن هشتاد سالگی پس از تحمل یک دوره بیماری در بیمارستان شریعتی تهران به دیدار معبود خود رفت.
استاد محمود حکیمی در روزگاری داستان تاریخی و دینی مینوشت که جامعه تحت فشار طاقتفرسای حکومت پهلوی بود. در آن دوره کمتر نویسنده و روشنفکری، آن هم در سن و سال محمود حکیمی وجود داشت که بخواهد بدون ترس در این زمینه دست به قلم ببرد. آثار ایشان نه تنها زیباییها و جذابیتهای داستانی داشت بلکه از نظر تاریخی و پژوهشی نیز باارزش است.
مسیری که قبلتر از ایشان، علامه مرتضی مطهری با کتاب «داستان راستان» آغاز کرده بود، ایشان با آثار خود آن را اوج رساند. پرکاری ایشان هرگز باعث نشد آثارش از نظر فرمی و محتوایی و پژوهشی ضعیف شوند. از ویژگیهای داستانی ایشان، توجه به آن بخش از تاریخ بود که نه تنها مغفول مانده بود بلکه برای مخاطب امروز نیز آموزنده بود.
در روزگاری که اغلب نویسندگان درگیر ذهنیات و مشغلههای فردی خود بودند ایشان در آثار خود به اتحاد مسلمانان و مقاومت آنها علیه استعمارگران و ستمگران در سراسر سرزمینهای اسلامی میپرداخت. او دغدغه همه مسلمانان را داشت، از ایرانی و عرب و آفریقایی تا مردان و زنان و کودکان.
از سلطانآباد تا آذرباد
یادداشتهای یک نویسنده و ویراستار داستانی
https://eitaa.com/Azarbadir