خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
آخر هفتهای که گذشت، بنا داشتم یک کتاب درباره خلیج فارس معرفی کنم. گفتم وقت هست و تنبلی کردم و یادم رفت معرفی کتاب را بنویسم. افتاد به امروز یازده اردیبهشت.
این شد که امروز این کتاب را معرفی میکنم.
نشر سمت، یک نشر دانشگاهی است. «سمت» تخصصا درباره علوم انسانی کتاب دانشگاهی تولید میکند. عموم کتابهایش را هم برای دانشجویان دوره کارشناسی تولید میکند. چنین کتابهایی علاوه بر اینکه نیاز یک رشته تحصیلی خاص را رفع میکند برای مخاطب عمومی هم تا حد زیادی کارآیی داشته باشد. کتابهایی است درباره صفر تا صد یک موضوع خاص به صورت جامع. این کتابها توسط اساتید فن و متخصصان آن حوزه نوشته میشود و از نظر بار علمی و استنادی هم متقن است.
یکی از کتابهای نشر سمت که برای دانشجویان رشتههای تاریخ یا جغرافیا کاربرد داشته باشد، کتاب «تاریخ خلیج فارس و ممالک همجوار» است. همانطور که از عنوان کتاب پیدا است، ما با تاریخچه خلیج فارس و مناطق همجوار آن اعم از شهرها و بنادر و کشورهایی که در اطرافش بوده است آشنا میشویم.
به جز فصل اول که به ویژگیهای جغرافیای و طبیعی خلیج فارس میپردازد مابقی کتاب به تاریخ 5 هزارساله خلیج فارس میپردازد. فعالیتهای انسانی در خلیج فارس از حدود سه هزار سال قبل از میلاد مسیح شروع میشود.
فصلهای دوم تا پنجم درباره خلیج فارس در دوره باستان است که از زمان سومریان شروع میشود و تا دوره ساسانی ادامه دارد. فصول ششم تا سیزدهم از آغاز خلافت اسلامی است تا پایان حکومت افشار و زند. چهار فصل آخر به دو حکومت قاجار و پهلوی اختصاص دارد و با آغاز انقلاب اسلامی کتاب به پایان میرسد.
کتاب سعی کرده است با حفظ جزئیات تاریخی، تصویری کامل و روشن از تاریخچه خلیج فارس و نواحی اطرافش به ما نشان دهد. علاوه بر آن، منابعی را هم که برای نگارش این اثر استفاده شده است در انتهای کتاب آورده است که میتواند کمک بزرگی برای پژوهشهای بعدی بکند.
کتاب سرشار از نکات و جزئیات بکر و تازهای است که نگاه ما را به تاریخ خلیج فارس بهبود میدهد و حتی در برخی موارد عوض میکند. مثل ماجرای اشغال جزیره هورمز* در ابتدای دوره صفوی.
خواندن این کتاب خصوصا در این روزها که خلیج فارس اهمیتی صدچندان در عرصه سیاست و اجتماع و فرهنگ پیدا کرده است، به ما کمک کند تصویر بهتری از اهمیت این آبراهه پیدا کنیم.
*: تقریبا تا پایان دوره صفوی، هرمز را هورمز مینوشتند.
پ.ن: من سالها پیش نسخه کاغذی این کتاب را گرفتم. الان که جستوجو کردم دیدم فقط نسخه الکترونیکی آن در کتابخوان خود نشر سمت قابل دانلود است. البته ارزشش را دارد.
#معرفی_کتاب
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
فعلا این را داشته باشید تا سرفرصت دربارهش حرف بزنم
یک مقدمه خیلی خیلی خیلی کوتاه بر رمان رضوی
بخش اول)
این یکی دو روز که پیامهای شما را چه در خصوصی در چه در پیام ناشناس درباره موضوعات حول محور شخصیت نورانی حضرت رضا (علیهالسلام) خواندم به چند نکته رسیدم.
اول اینکه بهخاطر عظمت وجودی حضرت رضا (علیهالسلام) نوشتن از ایشان سخت است. البته این سختی را میتوان به تمام چهارده معصوم (علیهالسلام) تعمیم داد. با این حال نوشتن از حضرت رضا (علیهالسلام) سهلِ ممتنع است. آسان است چون منابع و مطالب ما درباره ایشان زیاد است و سخت است چون درباره ایشان آثار زیادی طی قرون و اعصار نگاشته شده است.
یکی از دوستان که پیام داده بود از نبود مطالب کافی در حوزه ادبیات داستانی اظهار نگرانی کرده بود که نگرانی مبارکی هم هست اما در کنار آن باید به ابعاد دیگر این ماجرا هم توجه کنیم.
اول اینکه حتما تا کنون چندین کتاب خوب درباره شخصیت نورانی حضرت رضا (علیهالسلام) نوشته شده است اما بهخاطر ضعفی که در نظام تولید و توزیع و ترویج داشتهایم این کتابها را درست نمیشناسیم. باید ناشر و منتقد و خبرنگار و کتابفروش در این زمینه فعالیت بهتری داشته باشند تا این گنجهای پنهان آشکار شوند. (انشاءالله سر فرصت از این گنجهای پنهان چندتایی را معرفی خواهم کرد.) خودمان هم در مقام مخاطب یا نویسنده، باید بیشتر جستوجو کنیم تا تصویر بهتری از این حوزه پیدا کنیم.
بُعد دیگری که مربوط به خود #رمان_رضوی است، یک شمشیر دو لبه است. بسیاری از رمانهای تاریخی که با محوریت زندگی و زمانه ایشان نوشته میشود در همان مرحله کلیات ابوالبقا میماند و چیزی از نظر معرفتی و تاریخی به مخاطب اضافه نمیکند. نهایت اینکه نویسنده چند صفحهای از منتهیالآمال را بخواند یا در فضای مجازی جستوجویی بکند و با همان اطلاعات ناقص رمان بنویسد.
جنبه افراطیاش هم آن دسته از نویسندگانی هستند که آنقدر اطلاعات جزئی و گاه بیربط را در رمانشان تلنبار میکنند که جز گیجی مخاطب و دور شدن از اصل ماجرا، چیزی دستگیرشان نمیشود.
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
یک مقدمه خیلی خیلی خیلی کوتاه بر رمان رضوی بخش اول) این یکی دو روز که پیامهای شما را چه در خصوصی در
بخش دوم)
نویسنده رمان رضوی و به شکل عامش نویسنده رمان تاریخی، باید حتما به نسبت مخاطبی که اثرش را برای او مینویسد باید حتما به این دو لبه شمشیر دقت کند و درست به هدف بزند. مفاهیم و مطالبی که در کتاب میآید هم باید دراماتیزه شود و حالت داستان پیدا کند هم باید مناسب و متناسب با مخاطب باشد و هم متقن و مستند باشد.
خلاقیت داستانی هم جایگاه خودش را دارد. یکی از دوستان پیام داده بود از زاویه دید مأمون داستان بلند بنویسد یا یکی دیگر پیشنهاد داده بود از زاویه نگاه عرشی و مافوق عقلی موضوع نوشتن باشد. این موارد پیشنهادی بهرههایی از خلاقیت را دارند اما در کنار عنصر خلاقیت باید به مسئله نوع نگاه و منظر هم بپردازیم. نوشتن از زبان دشمن معصوم یا خود معصوم سختیها و پیچیدگیهای خاص خودش را دارد.
در کنار چنین مواردی، هر قدر نگاه ما به مقوله امامت و ولایت و اختصاصا وجود نازنین حضرت رضا (علیهالسلام) کاملتر و جامعتر باشد خلاقیت ما هم بیشتر شکوفا میشود. مثلا در این همه رمانی که درباره حضرت رضا (علیهالسلام) نوشته شده است تمرکز زیادی بر مناظرات علمی ایشان و همینطور دوران سه ساله ولایتهدی ایشان شده است. طبیعتاً فعالیتها و مجاهدتهای حضرت رضا (علیهالسلام) منحصر به این دوره سه ساله و چنین فعالیتی نمیشده است اما ما اثر چندانی از آن در کتابهای رمان نمیبینیم. لازمه این کار این است که بیشتر و دقیقتر بخوانیم و نگاه عمیقتری به مقوله امامت پیدا کنیم.
*شما هم اگر در این زمینه نظری دارید برایم خصوصی یا در پیام ناشناس بفرستید*
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته ۱۸۲ ده نکته کلیدی برای پرداخت شخصیت در رمان قدرت هر داستان و رمانی به شخصیت آن است. فرقی هم
نکته ۱۸۳
ده نکته کلیدی برای پرداخت شخصیت در رمان
قدرت هر داستان و رمانی به شخصیت آن است. فرقی هم ندارد یک رمان هیجانی و ژانری باشد یا رمانی ادبی. شخصیتی که خوب پرداخته شده باشد، میتواند خط اصلی داستان را با قدرت جلو ببرد. اینجا میخواهم ده نکته کلیدی را بگویم که برای پرداخت شخصیت لازم است.
بخش آخر🔟 :
آخرین و شاید دشوارترین اصل در طراحی شخصیت رعایت سازگاری منطقی همراه با غافلگیری است. نویسنده باید جهانی باورپذیر بسازد که در آن رفتار هر شخصیت با پیشزمینه، انگیزه و منطق درونیاش همخوانی داشته باشد، درعینحال بتواند خواننده را شگفتزده کند. اگر شخصیتها بیدلیل دگرگون شوند، داستان فرو میپاشد؛ اما اگر کنشهایشان کاملاً قابل پیشبینی باشد، داستان کلیشه میشود و لو میرود. هنر نویسنده در یافتن تعادلی میان پیشبینیپذیری ناشی از منطق روانی و غافلگیری ناشی از عمق انسانی است.
وقتی سازگاری رفتاری و شگفتی روایی همزمان برقرار باشند، خواننده حس میکند که شاهد زندگی واقعی است: جهانی که در آن انسانها گاهی غیرمنتظره عمل میکنند، اما هیچ رفتاری از آنان بیدلیل نیست.
نمونه درخشانی از این اصل شخصیت گالوم در ارباب حلقهها است. کنشهای گالوم همواره با میل بیرونیاش (دستیابی به حلقه) سازگار است، اما نحوه بروز این میل دائماً خواننده را غافلگیر میکند؛ گاه با ترحم، گاه با خیانت. هر چرخش رفتاریاش ریشه در وسوسه و شکنندگی روانی او دارد. بنابراین، عمل غیرمنتظرهاش هرگز تصنعی نیست، بلکه زاییده درونیترین لایههای وجود اوست.
راسکولنیکوف در جنایات و مکافات هم از ابتدا منطقی سرد و عقلانی دارد، اما در واکنش به احساس گناه، منطقی تازه و شوریده مییابد. اعتراف نهاییاش هم غافلگیرکننده است و هم کاملاً ضروری؛ زیرا دقیقاً از دل همان کشمکش درونیای برمیخیزد که از ابتدا در وجود او کاشته شده بود.
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
آدم موفق بدون استاد و راهنما و معلم، آدم موفق نمیشود. فرقی هم ندارد در دنیای واقعی باشد یا در دنیای داستان. همیشه باید یکی باشد که راه و چاه را به آدم نشان بدهد. توی رمان و داستان هم اصلا دیدار با پیر فرزانه داریم که کارش کمک کردن به قهرمان داستان برای رسیدن هدفش است.
برای همین باید قدردان معلم و معلمی بود. یکی از خوششانسیهای من در زندگی، داشتن معلمان و اساتید دلسوز بوده. دوتایشان یکی در فلسفه و دیگری در ادبیات دست من را گرفتند و کمک کردند اولین قدمهایم را محکم بردارم. هر دو هم نام خانوادگی واحد داشتند؛ استاد سید محمد موسوی در فلسفه و استاد سید علی موسوی در نوشتن.
بعدها هم اساتید دیگری داشتم. آخرین و بهترین نمونهاش استاد محمدرضا سرشار عزیز بود که همین سال گذشته، پای درسشان در دوره تربیت مدرس نویسندگی نشستم و آنجا بود که فهمیدم استاد واقعی در ادبیات یعنی چی!
البته امسال میخواهم علاوه بر اساتید خودم روز معلم را به معلمان و اساتیدی تبریک بگویم که ویراستار داستانی کتابهایشان بودم. آقایان محمدرضا هوری، آرش محبوبزاده، تقی شجاعی و خانمها فهیمه شهابیانمقدم و معصومه امیرزاده.
البته چندتا معلم و استاد دیگر هم هستند که اکنون مشغول ویراستاری کارهایشان هستم و به زودی به سرانجام میرسد.
پ.ن: من چندسالی مشغول آموزش بودهام اما جز دورههایی کوتاه، هیچگاه به صورت مفصل، داستان تدریس نکردهام. دوم آنقدر اعتماد به نفس دارم که اگر بدانم واقعا استاد هستم با تواضع انکارش نمیکنم. پس به من نگویید استاد! من فامیل دارم. آذرباد هستم.
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۱۷۳ نکات سفر قهرمان_ بخش هفتم نبود متحدان و دشمنان مشخص در مقام ویراستار داستانی یکی
سال قبل یک سلسله نکات فنی را درباره ساختار #سفر_قهرمان شروع کردم. نیم بیشترش را هم نوشته بودم اما ناقص ماند. حالا تصمیم گرفتم این قسمتهای باقیمانده را هم بنویسم تا کامل شود.
برای خواندن نکات قبلی میتوانید روی همین پیامی که ریپلای زدم، بزنید و بخوانیدشان.
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۱۷۳ نکات سفر قهرمان_ بخش هفتم نبود متحدان و دشمنان مشخص در مقام ویراستار داستانی یکی
نکته شماره ۱۸۴
نکات سفر قهرمان
در مقام ویراستار داستانی یکی از مواردی که روی آن تأکید میکنم نگارش طرح رمان بر اساس الگوی 《سفر قهرمان 》 است. در این سلسله نکات به مقوله سفر قهرمان و ریزهکاریهای نگارش یک طرح رمان خوب بر اساس این الگو میپردازم.
بخش هفتم: بازگشت به غار
بازگشت به غار مرحلهای است که در آن قهرمان پس از گذراندن آزمونها و شناخت متحدان و دشمنان، اکنون به مرکز خطر یا حقیقت نزدیک میشود؛ نقطهای که در آن هدف اصلی روایت یا راز اصلی داستان نهفته است. غار لزوماً مکانی مادی نیست؛ میتواند وضعیت ذهنی، یک حقیقت ناگفته یا منطقهای ممنوعه باشد که رویارویی با آن نیازمند آمادگی روانی و استراتژیک است.
قهرمان در این مرحله اغلب متوقف میشود تا نقشه بچیند، متحدان را هماهنگ کند، منابع را بررسی کرده و با ترسهای شخصی خود روبرو شود. این مرحله تنش را بالا میبرد زیرا مخاطب حس میکند چیزی بزرگتر و خطرناکتر در انتظار است. غار درونی نقطهای است که قهرمان برای روبرو شدن با «جوهر تهدید» سفر خود آماده میشود؛ تهدیدی که معمولاً هم بُعد بیرونی دارد و هم بُعد درونی.
این مرحله معمولاً لحظهای است برای کندکردن ریتم داستان، افزایش عمق درونی شخصیت و ایجاد تعلیق. در این نقطه، قهرمان درمییابد که ورود به غار بازگشتی ندارد و شکست در آن به معنای نابودی یا تغییر بنیادین زندگی اوست. بنابراین «وارد شدن به غار» نه صرفاً مرحلهای روایی، بلکه گذار روانشناختی است که قهرمان را از مرحلهی «آزمونها» به مرحلهی سرنوشتساز «آزمایش بزرگ» منتقل میکند.
در ارباب حلقهها، پیش از ورود به موریا، گروه حلقه در کنار دریاچه سیاه توقف میکنند؛ با نگرانی درباره تاریکی مرموز داخل کوه و دشمنان ناشناخته مشورت میکنند. این مکث و ترس، همان «وارد شدن به غار» است.
در جنایات و مکافات، راسکولنیکف پیش از اعتراف، روزها در تب، تردید و کابوس فرو میرود. او پیوسته دور حقیقت جنایتش میچرخد و از رویارویی با هسته تاریک وجودش فرار میکند. این دوره آمادهسازی ذهنی، شکل ذهنی «غار درونی» است.
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
ده روز پیش بود، یکهو پرسید بهخوان داری؟
گفتم بله.
همانجا اسمم را توی بهخوان زد و گفت چرا انقدر کتابهایی که آنجا زدهای کم است؟
گفتم تنبلی.
گفت پاشو بیا همین الان برویم و خواندهها را اضافه کنیم.
خلاصه از آن روز من دوباره بهخوان را بعد از یک سال و خردهای فعال کردم.
شما هم اگر خواستید من را در بهخوان دنبال کنید.
شناسه من در بهخوان:
@Azarbad
پ.ن: برای آنها که با بهخوان آشنا نیستند. بهخوان شبکه اجتماعی کتابخوانها است.تمرکز اصلیش روی خواندن کتاب است اما ویژگیهای دیگری هم دارد.
لینک دانلود سکوی بهخوان در بازار