eitaa logo
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
122 دنبال‌کننده
213 عکس
10 ویدیو
6 فایل
یادداشت‌هایی از یک کارگر کلمات! درباره نویسندگی و کتاب و حواشی! ارتباط با کارگر مورد نظر: @azarbadirr
مشاهده در ایتا
دانلود
روضه‌ای که می‌رویم که فقط سخنران و مداح و مستمع نمی‌خواهد. آبدارچی و مسئول صوت و ظرف‌شوی و کفش‌دار و ... هم می‌خواهد. همه‌شان هم ذیل خادم مجلس امام حسین جمع می‌شوند. جایگاه آدم‌های روضه را جایی که می‌نشینند مشخص نمی‌کند، بلکه نیتشان و کیفیت عملشان مشخص می‌کند. باقی کارهایی هم که می‌کنیم همین است. نوشتن و کار ادبی و داستانی هم همین است. هیچ‌وقت نباید خودمان دست کم بگیریم. جایگاه ما نهایت محدوده توان‌مندی را مشخص نمی‌کند. مهم‌تر از آن، اراده و نیت ما است. اینکه با تمام کمبودها و کاستی‌ها، کارها را بر اساس کوچکی یا بزرگی‌شان ارزش‌گذاری نکنیم. کار درست را پیدا کنیم و همان را انجام بدهیم. خدا بیامرزد حاج قاسم را. می‌گفت: «آن کس که باید ببیند، می‌بیند.» شما هم اگر خواستید جایی درباره جایی حرف بزنید، نگویید کی پیام من را می‌بیند، کی به من توجه می‌کند، کی از من اثر می‌گذارد. ما که از آینده خبر نداریم. مهم این است کارمان را بکنیم. از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی https://eitaa.com/Azarbadir
نکته شماره ۸۹ شخصیت اصلی رمان، شخصیتی است رو به رشد. قهرمان در ابتدای داستان یک دیدگاه دارد و در پایان داستان دیدگاهی دیگر. آنها پیوسته رشد می‌کنند و در انتهای رمان به شخصیت کاملی دست پیدا می‌کنند. رشد اینجا به معنای کمال نیست. ممکن است شخصیت شما در زمینه‌های منفی رشد کند. مثلا می‌خواهیم داستانی درباره شمر بن ذی‌الجوشن بنویسیم. شمر در ابتدای داستان از سربازان امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در جنگ صفین است و حتی در آن جنگ جانباز می‌شود اما در نهایت به قاتل امام حسین (علیه‌السلام) تبدیل می‌شود. قهرمان مثبت هم می‌تواند رمان عزرائیل باشد. سرگرد هدایتی، افسر باهوشی است که می‌خواهد گره از چند قتل باز کند و در نهایت بعد از پیدا کردن قاتل، به شخصیت دیگری تبدیل می‌شود. قهرمان داستان از دیدگاه نویسنده، مثبت باشد یا منفی، در هر حال باید بداند او شخصیتی پویا دارد و در انتهای داستان، آن مثبت بودن یا منفی بودن باید تغییر کند. از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی https://eitaa.com/Azarbadir
قسمت بیست و نهم پادکست متن‌خوانی قابوس‌نامه را در شنوتو بارگزاری کردم. می‌توانید وارد کانال سیکا در شنوتو شوید و گوش کنید. ضمنا می‌توانید با کپی لینک آراس‌اسی که برایتان گذاشته‌ام، سیکاپادکست را در پادگیرهای دیگر به رایگان استفاده کنید. خوشحال میشم از هر پادگیری که استفاده می‌کنید، در کانال سیکا عضو شوید. منتظر پیشنهادها و دیدگاه‌هایتان درباره این مجموعه پادکست هستم. لینک فید آراس‌اس https://shenoto.net/feed/Seika لینک کانال سیکا در شنوتو https://shenoto.com/channel/podcast/Seika از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی
قسمت بیست و نهم پادکست متن‌خوانی قابوس‌نامه را در شنوتو بارگزاری کردم. می‌توانید وارد کانال سیکا در شنوتو شوید و گوش کنید. ضمنا می‌توانید با کپی لینک آراس‌اسی که برایتان گذاشته‌ام، سیکاپادکست را در پادگیرهای دیگر به رایگان استفاده کنید. خوشحال میشم از هر پادگیری که استفاده می‌کنید، در کانال سیکا عضو شوید. منتظر پیشنهادها و دیدگاه‌هایتان درباره این مجموعه پادکست هستم. لینک فید آراس‌اس https://shenoto.net/feed/Seika لینک کانال سیکا در شنوتو https://shenoto.com/channel/podcast/Seika از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی https://eitaa.com/Azarbadir
از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی @Azarbadir
نکته شماره ۹۰ اگر می‌خواهید نویسنده شوید، تنها نمانید. چه در فضای عمومی، چه در فضای مجازی، می‌توانید فرد یا افرادی را پیدا کنید که مانند خودتان در آغاز راه نوشتن هستند. حضوری یا مجازی دور هم جمع شوید، آثار هم را بخوانید و درباره‌شان نظر بدهید. نویسنده نباید از ابتدای راه تنها باشد. حضور در جمع، روی کیفیت نگارش شما اثر مثبت می‌گذارد. حضور در چنین جمع‌هایی باعث می‌شود خودخواهی و غرور و خودپسندی که مانع پیشرفت شما هستند در شما از بین برود. نقدهایی که در این جلسات نسبت به کارتان می‌شنوید هم اثرتان و هم شخصیتتان را صیقل می‌دهد. به شرطی که پذیرا باشید و آنها را تاب بیاورید. انتقادهایی هم که به آثار دیگران می‌کنید، در حقیقت درون‌بینی نقادانه‌ای است که به کار خودتان هم می‌آید. از لحاظ تجربی می‌گویم این جمع‌ها حداقل سه نفر باشد خوب است و بیشتر از ده نفر هم کارآیی خودش را از دست می‌دهد. از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی @Azarbadir
قسمت سی‌ام پادکست متن‌خوانی قابوس‌نامه را در شنوتو بارگزاری کردم. می‌توانید وارد کانال سیکا در شنوتو شوید و گوش کنید. ضمنا می‌توانید با کپی لینک آراس‌اسی که برایتان گذاشته‌ام، سیکاپادکست را در پادگیرهای دیگر به رایگان استفاده کنید. خوشحال میشم از هر پادگیری که استفاده می‌کنید، در کانال سیکا عضو شوید. منتظر پیشنهادها و دیدگاه‌هایتان درباره این مجموعه پادکست هستم. لینک فید آراس‌اس https://shenoto.net/feed/Seika لینک کانال سیکا در شنوتو https://shenoto.com/channel/podcast/Seika از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی @azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
از ملاک‌هایی که می‌توان با آن کیفیت یک رمان را سنجید، میزان ایده‌هایی است که هنگام خواندن آن اثر به ذهن ما می‌آید. یعنی یک اثر آنقدر غنا و محتوا داشته باشد که باعث شود ذهن ما هم درگیر شود و چیزهای به‌ظاهر جزئی اثر، به ما ایده بدهد. رمان «صور» که اقای حسینعلی جعفری آن را نوشته و نشر سروش منتشرش کرده است، برای من جزو همین کتاب‌هاست. داستانی که فلسطین و اربعین را بهم گره زده است و جاندار و پرمغز قصه گفته است. من اولین بار اسم این کتاب را در جایزه ادبی جلال آل‌احمد شنیدم. آنجا که در کنار عزرائیل و صور سکوت و سیاگالش نامزد بخش نهایی داستان شده بود. تا قبل از آن نه اسم نویسنده به گوشم خورده بود و نه کتابش. دو سال هم طول کشید تا فرصت کنم، سراغش بروم و بخوانم. کتاب را دو روزه خواندم و به جانم چسبید. از اینکه دیدم نویسنده ایرانی هم توانسته کلان‌مفاهیم زیست مسلمانان را از زبان یک مسلمان فلسطینی بیان کند بسیار لذت بردم. کشته‌مرده کتاب نشدم، حسابی با پایان‌بندی کتاب مشکل دارم ولی کلیت اثر چیزی است که می‌شود رویش وقت گذاشت و خواند و لذت برد. آقای جعفری به خوبی توانسته ابوخالد، پیرمرد هشتاد ساله فلسطینی را برای ما پردازش کند و از غم و رنج و خواسته‌ها و آرزوهایش برایمان بگوید. جهانی هم که از دنیای فلسطین و عراق برایمان گفته، زنده و جاندار و سرشار از اشارات گوناگون است. قسمت خوبش هم کم بودن ایرانی‌هایش است! پ.ن: کتاب شایسته تقدیر جایزه جلال شده است، بزرگترین جایزه ادبی ملی ایران. موضوعش هم فلسطین است. ولی در این یک سال که از طوفان الاقصی گذشته است اسمی از این کتاب شنیده بودید؟ لیاقت این کتاب آن است که به عربی و انگلیسی ترجمه شود. اما حتی در فضای کشور خودمان هم غریب مانده است. امیدوارم ناشر و مروجان کتاب بیشتر به این کتاب بپردازند. از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی @Azarbadir
از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی @Azarbadir
قسمت سی و یکم پادکست متن‌خوانی قابوس‌نامه را در شنوتو بارگزاری کردم. می‌توانید وارد کانال سیکا در شنوتو شوید و گوش کنید. ضمنا می‌توانید با کپی لینک آراس‌اسی که برایتان گذاشته‌ام، سیکاپادکست را در پادگیرهای دیگر به رایگان استفاده کنید. خوشحال میشم از هر پادگیری که استفاده می‌کنید، در کانال سیکا عضو شوید. منتظر پیشنهادها و دیدگاه‌هایتان درباره این مجموعه پادکست هستم. لینک فید آراس‌اس https://shenoto.net/feed/Seika لینک کانال سیکا در شنوتو https://shenoto.com/channel/podcast/Seika از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی @azarbadir
راهنمای اوج گرفتن یا چگونه درست رنج بکشیم. به عنوان ویراستار داستانی، یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی که با آن دست و پنجه نرم می‌کنم، نویسندگان کار دومی هستند. نویسندگانی که اثر اولشان را نوشته‌اند و حالا دست به قلم برده‌اند تا اثر دوم را بنویسند. نوشتن و چاپ کردن اثر به آدم یک اعتماد به نفسی می‌دهد که لازمه ادامه کار است. ذاتا چیز پسندیده‌ای است. آدم دل‌گرم می‌شود و می‌فهمد که می‌تواند یک مسیر را شروع کند و به انتها برساند. در این مدت بابت چاپ اثر اول هم تحسین شده‌اند. صرف نوشتن یک اثر و چاپ آن مخصوصا اگر به شکل حرفه‌ای باشد، اتفاق بزرگی است. اثرشان ممکن است در نشر آبرومندی هم منتشر شده باشد و حتی در بهترین حالت در مدت کوتاهی به چاپ دوم یا به نامزدی و جایزه گرفتن هم رسیده باشد. یک عالم اتفاق خوب در کمترین زمان ممکن، چی از این بهتر؟! اما چیزی که نویسندگان کار اثری معمولا فراموش می‌کنند، بزرگتر شدن مسائلشان است. آنها می‌خواهند یک قدم بزرگ رو به جلو برداشته و به همان اندازه مسائلش هم بزرگتر می‌شود. از اینجا نویسندگان به دو گروه تقسیم می‌شوند. یک گروه دچار سندروم کتاب دوم می‌شوند. سندروم کتاب دوم، باعث می‌شود نویسنده بخواهد اثر جدیدش را با دقت بیشتری بنویسد و چیزهای فنی‌تر و فرمی‌تری را تجربه کند. برای همین کندتر می‌نویسد و حتی ممکن است هیچ‌وقت به نوشتن اثر دوم خلق نرسد. گروه دوم مسیر مخالف طی می‌کنند. با اعتماد به نفس بیشتری سراغ نوشتن اثر دوم می‌روند. در یک زمان معقول و حتی گاهی زودتر اثرشان را تمام می‌کنند و آن را آماده انتشار می‌کنند. تا اینجا به خودی خود، بد نیست. من هم موافقم که یک نویسنده حرفه‌ای باید سالی یک منتشر کند. کتاب خوب یک عبارت انتزاعی است و نیاز به توضیح داد. الان می‌خواهم روی کلیدی‌ترین بخش این خوب بودن تمرکز کنم. نویسنده باید تمام تلاشش را بکند تا اثر جدیدش پیشرفت محسوسی نسبت به اثر قبلی خودش داشته باشد. پیشرفت محسوس هم در فرم، هم در محتوا. قبل دارم هیچ نویسنده‌ای نیست که همیشه اثر جدیدش بهتر از اثر قبلی‌اش باشد اما این دلیل نمی‌شود تمام تلاشمان را نکنیم. بارها و بارها با نویسندگان گروه دوم در چنین فضایی گفت‌وگو کرده‌ام و متاسفانه فهمیده‌ام که احساس دانایی کاذب دارند یا رخوت پیدا کرده‌اند و حال ندارند به خودشان فشار بیاورند. بدتر از آن، درگیر جهل مرکب شده‌اند و رنجی که کشیده‌اند آن را به بی‌راهه کشانده است! *** از سلطان‌آباد تا آذرباد یادداشت‌های یک نویسنده و ویراستار داستانی @azarbadir