میخواهم همچو نفس،
یک دم و نه بیش،
در فضای سینه تو آشیان کنم
همچو نفس که به چشمت نمیآید،
اما جانت در گرو اوست
مارگارت آتوود
إذا أخبرتك عن ظُلمَتي،
هَل ستظل تنظر إليَّ و کأنّي شَمس؟!
«اگه من از تاریکیهام بهت بگم،
بازم جوری نگاهم میکنی که انگار خورشیدم؟!»
مردان کوچک @Blue_library.pdf
حجم:
5.6M
📚مردان کوچک:
👁🗨 ۴۷۸ صفحه
رمان مردان کوچک به گونه ای ادامه رمان زنان کوچک است. داستانش ارتباطی با داستان زنان کوچک ندارد، اما همان شخصیتها در این قصه نیز حضور دارند. جو بزرگ شده و با آقای بائر ازدواج میکند، آنها صاحب دو پسر میشوند. آنها چند پسر بچه کوچک را در یک مدرسه شبانهروزی نگهداری میکنند.
لوییزا می آلکوت¦رمان
BOOK
نمیتوانیم بی گناهی هیچ کس را تایید کنیم،در صورتی که میتوانیم به طور قطع مجرمیت همه کس را مسلم بدانیم .هر انسان گواهی است بر جنایت همه انسان های دیگر.
📙آلبر کامو~ سقوط
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد.pdf
حجم:
2.8M
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
شخصیت اصلی داستان سربازی است که به مرخصی آمده است. او به ایستگاه قطار نگاه میاندازد و دوست دارد کسی جایی منتظرش باشد. ولی در حقیقت در تمامی این داستانها راوی که اغلب شخصیت اصلی میباشد دوست دارد که کسی جایی منتظرش باشد. و درونمایهی این داستانها انتظار است.
@Book_0
در نهایت برخی از بزرگترین دردهای شما تبدیل به بزرگترین نقاط قوت شما می شوند.
- درو بریمور