مستحب است شب اول ماه قمری
نوکر در به درت را به زیارت ببری
آمدم پیش تو شاید صدقه جمع کنم
با دو تا کاسه ی اشکی به همین مختصری
آمدم از تو گدایی بکنم کرب و بلا
ور نه هر جا بروم هست کمی سیم و زری
پر من مثل پر فطرستان سوخته است
به من سوخته پر هم برسان بال و پری
سگ قلاده گشاده همه جا در به در است
خسته ام از خودم و خسته ام از در به دری
پیشمرگ توام و جان به کف قافله ات
لشکر شاه پر است از خدم و دور و وری
پارس کردن بلدم خواسته باشید شما
امر فرما به اشاره به سری یا نظری
بارم افتاده زمین بار مرا هم بردار
چون که ارباب بُوَد ضامن هر کارگری
بدم اما بدی ام را نزدی بر رویم
گر چه از زشتی رفتار بدم با خبری
قسم چادر زهرا گرو باشد پیشت
ریخته آبرویم ، آبرویم را بخری
یادت افتادم و از دور سلامت کردم
تو به من ، بیشتر از من به تو ، دلتنگ تری
یک خط از روضه ی گودال بگو گریه کنیم
پنجه ی شمر کجا و گره ی موی سری
+ علیرضا وفایی خیال
۲۶ مرداد ۱۴۰۲
روضه پایانی، کم کم داره.mp3
21.53M
اصلا خبر داری که از دوریت دارم دق میکنم؟!
۲۶ مرداد ۱۴۰۲
ختم نهج البلاغه در ۱۹۲ روز(48).mp3
2.42M
•••
ختم گویای نهج البلاغه بخش حکمت ها🌱
حکمت ۲۱۰ تا ۲۲۲
•••
https://eitaa.com/abotorabalhasan
۲۷ مرداد ۱۴۰۲
‹ الگوهای پرهیزکاری، اخلاقی، تربیتی ›
«از خدا بترسيد، ترسيدن انسان وارسته ای كه دامن به كمر زده و خود را آماده كرده و در فرصتها كوشيده و هراسان در اطاعت خدا تلاش كرده و در دنيای زودگذر و پايان زندگی و عاقبت كار، به درستی انديشيده است.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۱۰
۲۷ مرداد ۱۴۰۲
‹ ارزشهای اخلاقی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی ›
« بخشندگی نگاهدارنده آبروست و شكيبایی دهان بند بی خردان، و عفو زكات پيروزی و دوری كردن كيفر خيانتكار و مشورت چشم هدايت است. و آن كس كه با رای خود احساس بی نيازی كند به كام خطرها افتد، شكيبایی با مصيبتهای شب و روز پيكار كند و بی تابی، زمان را در نابودی انسان ياری دهد و برترين بی نيازی ترك آرزوهاست و چه بسا عقل كه اسير فرمانروایی هوس است، حفظ و به كارگيری تجربه رمز پيروزی است و دوستی نوعی خويشاوندی به دست آمده است و به آن كس كه به ستوه آمده و توان تحمل ندارد اعتماد نكن. »
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۱۱
۲۷ مرداد ۱۴۰۲
‹ خودپسندی آفت عقل، اخلاقی›
« خودپسندی يكی از حسودان عقل است.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۱۲
۲۷ مرداد ۱۴۰۲
‹تحمل مشکلات و خوشنودی، اخلاقی، تربیتی ›
« چشم از سختی خار و خاشاك و رنج ها فروبند تا همواره خشنود باشی.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۱۳
۲۷ مرداد ۱۴۰۲
‹نرمخویی و کامیابی، اخلاقی، علمی ›
« كسی كه درخت شخصيت او نرم و بی عيب باشد، شاخ و برگش فراوان است.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۱۴
۲۷ مرداد ۱۴۰۲
‹ اختلاف آفتِ اندیشه، اخلاقی، سیاسی ›
« اختلاف، نابودكننده انديشه است.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۱۵
۲۷ مرداد ۱۴۰۲
‹ قدرت و تجاوزکاری، اخلاقی، سیاسی ›
« كسی كه به نوایی رسيد تجاوزكار شد.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۱۶
۲۷ مرداد ۱۴۰۲
‹ دگرگونی روزگار و شناخت انسانها، اخلاقی، علمی ›
« در دگرگونی روزگار گوهر شخصيت مردان شناخته می شود.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۱۷
۲۷ مرداد ۱۴۰۲
‹ حسادت آفتِ دوستی، اخلاقی، اجتماعی ›
« حسادت بر دوست، از آفات دوستی است.»
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۲۱۸
۲۷ مرداد ۱۴۰۲