..
🔴 یادداشت حجت الاسلام محمدصادق ناطقی
❎چین بهتر است یا آمریکا؟
🔻گویا از
کاخ سفید نگرانتر
کاخ سعدآبادنشینان هستند! 😏
آنها که همه ی سیب 🍎و گلابی های🍐 خود را در سبد ایالات متحده گذاشتند، و آمریکا هم در یک معاملۀ برد برد، همۀ سیب و گلابی ها را برد و البته سبد را هم برد!😑😐
..
@Beyzai_ChanneL
یه مخاطب به نفیسه روشن اعتراض کرده که چرا تو کرونا رفتید مسافرت و پست گذاشتید، اینم جوابش!
وقتی یه عده رو که هیچ درک و شناختی از جامعه، سیاست و حتی هنر ندارن رو مهم و بزرگ کنیم و خارج از حد ظرفیتشون الگو قرارشون بدیم نتیجه میشه فحاشی و یاوه گویی!
@Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
✍️ #دمشق_شهر_عشق #قسمت_بیست_و_ششم 💠 بیهیچ حرفی از مصطفی گذشتم و وارد صحن شدم که گنبد و ستونهای #
✍️ #دمشق_شهر_عشق
#قسمت_بیست_و_هفتم
💠 بلیط را به طرف ابوالفضل گرفته بود، دیگر نگاهم نمیکرد و از لرزش صدایش پیدا بود پای رفتنم تمام تنش را لرزانده است.
ابوالفضل گمان کرد میخواهد طلاقم دهد که سینه در سینهاش قد علم کرد و #غیرتش را به صلّابه کشید :«به همین راحتی زنت رو ول میکنی میری؟»
💠 از اینکه #همسرش خطاب شدم خجالت کشید، نگاهش پیش چشمان برادرم به زمین افتاد و صدای من میان گریه گم شد :«سه ماهه سعد مُرده!»
ابوالفضل نفهمید چه میگویم و مصطفی بیغیرتی سعد را به چشم دیده بود که دوباره سرش را بالا گرفت و در برابر بهت ابوالفضل سینه سپر کرد :«این سه ماه خواهرتون #امانت پیش ما بودن، اینم بلیط امشبشون واسه #تهران!»
💠 دست ابوالفضل برای گرفتن بلیط بالا نمیآمد و مصطفی طاقتش تمام شده بود که بلیط را در جیبش جا زد، چشمانش را به سمت زمین کشید تا دیگر به روی من نیفتد و صدایش در سینه فرو رفت :«#خدا حافظتون باشه!» و بلافاصله چرخید و مقابل چشمانم از حرم بیرون رفت.
دلم بیاختیار دنبالش کشیده شد و ابوالفضل هنوز در حیرت مرگ سعد مانده بود که صدایم زد :«زینب...»
💠 ذهنش پُر از سوال و قلب من از رفتن مصطفی خالی شده بود و دلم میخواست فقط از او بگویم که با پشت دستم اشکم را پاک کردم و #حسرت حضورش را خوردم :«سعد گفت بیایم اینجا تو مبارزه کنار مردم #سوریه باشیم، اما تکفیریها کشتنش و دنبال من بودن که این آقا نجاتم داد!»
نگاه ابوالفضل گیج حرفهایم در کاسه چشمانش میچرخید و انگار بهتر از من تکفیریها را میشناخت که #غیرتش آتش گرفت و خاکستر نفسش گوشم را پُر کرد :«اذیتت کردن؟»
💠 شش ماه در خانه سعد عذاب کشیده بودم، تا کنیزی آن #تکفیری چیزی نمانده و حالا رفتن مصطفی جانم را به گلو رسانده بود که در آغوش چشمانش دلم را رها کردم :«داداش خیلی خستم، منو ببر خونه!»
و نمیدانستم نام خانه زخم دلش را پاره میکند که چشمانش از درد در هم رفت و بهجای جوابم، خبر داد :«من تازه اومدم سوریه، با بچههای #سردار_همدانی برا مأموریت اومدیم.»
💠 میدانستم درجهدار #سپاه_پاسداران است و نمیدانستم حالا در #سوریه چه میکند و او دلش هنوز پیش خانه مانده و فکری دیوانهاش کرده بود که سرم خراب شد :«میدونی این چند ماه چقدر دنبالت گشتم؟ موبایلت خاموش بود، هیچکدوم از دوستات ازت خبر نداشتن، هر جا بگی سر زدم، حالا باید تو این کشور از دست یه مرد غریبه تحویلت بگیرم؟»
از نمک نگرانی صدایش دلم شور افتاد، فهمیدم خبری بوده که اینهمه دنبالم گشته و فرصت نشد بپرسم که آسمان به زمین افتاد و قلبم از جا کنده شد.
💠 بیاختیار سرم به سمت خروجی #حرم چرخید و دیدم حجم خاک و خاکستر آسمان را سیاه کرده و ستون دود از انتهای خیابان بالا میرود.
دلم تا انتهای خیابان تپید، جایی که با مصطفی از ماشین پیاده شدیم و اختیارم دست خودم نبود که به سمت خیابان دویدم.
💠 هیاهوی جمعیت همه به سمت نقطه #انفجار میرفت، ابوالفضل نگران جانم فریاد میکشید تا به آنسو نروم و من مصطفی را گم کرده بودم که با بیقراری تا انتهای خیابان دویدم و دیدم سر چهارراه غوغا شده است.
بوی دود و حرارت آتش، خیابان را مثل میدان #جنگ کرده و همهمه جیغ و گریه همه جا را پُر کرده بود. اسکلت ماشینی در کوهی از آتش مانده و کف خیابان همه رنگ #خون شده بود که دیگر از نفس افتادم.
💠 دختربچهای دستش قطع شده و به گمانم درجا جان داده بود که صورتش زیر رگههایی از خون به زردی میزد و مادرش طوری ضجه میزد که دلم از هم پاره شد.
قدمهایم به زمین قفل شده و تازه پسر جوانی را دیدم که از کمر به پایینش نبود و پیکرهایی که دیگر چیزی از آنها باقی نمانده و اگر دست ابوالفضل نبود همانجا از حال میرفتم.
💠 تمام تنم میان دستانش از وحشت میلرزید و نگاهم هر گوشه دنبال مصطفی میچرخید و میترسیدم پیکره پارهاش را ببینم که میان خیابان رو به حرم چرخیدم بلکه #حضرت_زینب (علیهاالسلام) کاری کند.
ابوالفضل مرا میان جمعیت هراسان میکشید، میخواست از صحنه انفجار دورم کند و من با گریه التماسش میکردم تا مصطفی را پیدا کند که پیکر غرق خونش را کنار خیابان دیدم و قلبم از تپش افتاد.
💠 به پهلو روی زمین افتاده بود، انگار با خون #غسلش داده بودند و او فقط از درد روی زمین پا میکشید، با یک دستش به زمین چنگ میزد تا برخیزد و توانی به تن زخمیاش نمانده بود که دوباره زمین میخورد.
با اشکهایم به #حضرت_زینب (علیهاالسلام) و با دستهایم به ابوالفضل التماس میکردم نجاتش دهند و او برابر چشمانم دوباره در خون دست و پا میزد...
#ادامه_دارد
✍️نویسنده: #فاطمه_ولی_نژاد
@Beyzai_ChanneL
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بین رزمندگان حزبالله و نظامیان صهیونیست در «مزارع شبعا» تبادل آتش صورت گرفته است.
المیادین به نقع از پایگاه «واللا» گزارش داد، ارتش رژیم صهیونیستی از ترس هدف قرار گرفتن نیروهایش، بخشی از آنها را به اماکنی مستحکم منتقل کرده است.
المیادین به نقل از یک شاهد عینی گزارش داد ارتش رژیم صهیونیستی بهشدت مناطق کفرشوبا، الهباریه و اطراف منطقه مزارع شبعا را هدف قرار داده است.
سخنگوی نیروهای سازمان ملل متحد در لبنان به الجزیره گفت با طرفهای درگیر در ارتباط هستند و اوضاع را پیگیری میکنند
@Beyzai_ChanneL
🔴درگیری شدید میان حزب البنان و اسرائیل در مرزهای فلسطین اشغالی
▪️شبکه 10 اسرائیل: سیدحسن نصرالله کاری رو که به ما وعده داده بود انجام داد.
@Beyzai_ChanneL
🔴تا دقایقی دیگر بیانیه حزبالله در مورد عملیات در شمال فلسطین اشغالی منتشر خواهد شد.
@Beyzai_ChanneL
✊فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ
مقاومت لبنان یک خودروی ارتش رژیم صهیونیستی را با موشک از نوع کورنت هدف قرار داده است
پایگاه اسرائیل الیوم: نیروهای حزب الله باموشک کورنت یک تانک اسرائیلی از نوع مرکاوا را هدف قرار دادند
حزبالله تا لحظاتی بعد بیانیه ای صادر خواهد کرد/منابع صهیونیستی نسبت به این موضوع که عملیات بزرگتری در راه باشد ابراز نگرانی کردند
#حزب_الله 🇱🇧
@Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
✊فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ مقاومت لبنان یک خودروی ارتش رژیم صهیونیستی را با موشک از
برای رزمندگان اسلام
دعا بفرمایید❤️
شهید محمودرضا بیضائی
✊فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ مقاومت لبنان یک خودروی ارتش رژیم صهیونیستی را با موشک از
#فوری
◾️بیانیه مهم حزبالله لبنان:
🔴ادعاهای صهیونیستی، تلاشی برای خلق پیروزی وهمی است| مقاومت امروز حتی یک گلوله شلیک نکرد| انتقام حزبالله حتمی است
🔻حزب الله لبنان در بیانیهای به ادعاهای مطرح شده از سوی رسانههای صهیونیستی و ارتش این رژیم واکنش نشان داد:
🔸به نظر میرسد که حالت ترس و آماده باش ویژه ای که گریبانگیر رژیم صهیونیستی از ترس پاسخ مقاومت به شهادت مجاهد علی کامل محسن است، موجب شده که دشمن از لحاظ میدانی و رسانه ای هر فریادی را متوجه خودشان بدانند.
🔸همه ادعاهای رسانههای دشمن در خصوص ناکام گذاشتن ورود به عمق فلسطین اشغالی و همچنین خبر شهادت و زخمی شدن برخی نیروهای مقاومت در عملیات بمباران مزارع شبعا نادرست و کاملا کذب است و بیشتر تلاشی برای اختراع پیروزیهای وهمی است.
🔸مقاومت تاکید دارد که در حوادث امروز هیچ درگیری یا تیراندازی از سوی ما تا کنون صورت نپذیرفته و تیراندازی تنها از طرف دشمن نگران، بحران زده و دچار ترس بوده است.
🔸پاسخ ما به شهادت برادر مجاهد علی کامل محسن حتمی است و صهیونیستها باید در انتظار عقوبت جنایتهایشان باشند.
🔸همچنین بمباران روستای الهباریه و خسارت به یکی از منازل شهروندان از سوی ما حتما مسکوت نخواهد ماند و فردا برا منتظر آن بسیار نزدیک خواهد بود.
کانال رسمی مقاومت اسلامی نُجَباء:
@alnujaba
@Beyzai_ChanneL