eitaa logo
چنل فیلتر شده بیو رو چک کن
411 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
53 ویدیو
9 فایل
قبلی فیلتر شد بیا اینجا ممبر۴۰ تا شد فعالیت میکنیم داستانم ادامه میدیم https://eitaa.com/biuogeraporofroomanmechanel
مشاهده در ایتا
دانلود
باورم نمی‌شد. وقتی فرانسیس گفت جسد ماریلا رو دیده، گفتم: «باید بریم کلبه، حتماً اونجا یه سرنخی هست.» هرچند فرانسیس گفت: «نمی‌خوام خودمو تو این جریان‌ها بندازم، می‌ترسم.» ما هم گفتیم فقط بگه جسد ماریلا رو کجا دیده. بعد از فرانسیس خداحافظی کردیم و رفتیم به سمت کلبه. به لوسی گفتم: «شاید حق با فرانسیس باشه… نباید تو این جریان‌ها دخالت کنیم. باید به پلیس بگیم.» قیافه‌ی لوسی درهم رفت و گفت: «نه… نباید این کارو کنیم. اونا هیچ کاری نمی‌کنن.» گفتم: «باشه، ولی اگه خطرناک شد تقصیر من نیست.» گفت: «باشه.» به کلبه رسیدیم. درِ کلبه رو باز کردم. از اینکه دوباره جسد بریتنی رو ببینم، حالم بهم می‌خورد. دور جسد پر از حشره بود… یهو چیزی دیدیم که قبلاً اصلاً بهش دقت نکرده بودیم. کنار جسد بریتنی، یک علامت خرگوش کشیده شده بود. خشکم زد. این علامت رو قبلاً هم روی دیوار مدرسه دیده بودم… نکنه قاتل فقط از مدرسه‌ی ما آدم می‌کشه؟ قولی که نباید میدادم
به لوسی گفتم: «باید بریم جایی که قبلاً این علامت رو دیدم.» خرگوشی که چشم‌هاش مشکی بود، یه دماغ دلقک‌وار داشت و لبخندی کشیده و ترسناک روی صورتش بود… نمی‌دونستم دقیقاً دارم چیکار می‌کنم، فقط دست لوسی رو گرفتم و به سمت دیوار مدرسه دویدم. من بچه نیستم، ۱۸ سالمه. پس اگه اتفاقی بیفته، احتمالاً می‌تونم از پسش بربیام. به مدرسه رسیدیم و علامت رو نشون لوسی دادم. از تعجب و ترس خشکش زد. گفت: «می‌دونم… می‌دونم. قبلاً نزدیک جایی که فرانسیس گفت ماریلا اونجا مرده، این علامت رو دیده بودم.» گفتم: «نکنه… نکنه قاتل فقط کنار جایی که آدم می‌کشه این علامت رو می‌ذاره؟» لوسی گفت: «شاید… آره.» رفتیم به خیابان چناری، پلاک ۲۲. آره… اونجا هم کنار جسد، همین علامت بود. اما این بار، سرنخ فقط خرگوش نبود… یه ورق خونی هم بود. برش داشتم و بازش کردم. روی کاغذ نوشته بود: «خب خب خب… اگه اینو می‌خونی یعنی یه بچه فضول و کودنی و سرت تو کار خودت نیست. اگه نمی‌ترسی ادامه بده، اما اگه ادامه بدی مطمئن نباش سالم بمونی. اگه می‌خوای ادامه‌بدی اجازه بده معمای بعدی رو بهت بدم… برو به خیابان اندرسون، پلاک ۱۳.» یه لحظه یخ زد. لوسی نزدیک بود جیغ بکشه. گفتم: «چیشده؟» گفت: «این آدرس… خونه‌ی منه.» قولی که نباید میدادم
تا پارت ۷ قولی که نباید میدادم موجوده میتونید از سنجاق بخوانید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چنل فیلتر شده بیو رو چک کن
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا