بُکاءالحسِیـن .
الہیمنبمیرمبرایحالامامحسین ..
آخہ رگ چشم مادرازضرب دست اون نامرداپاره شده بود💔
درست نمیتونست ببینه ..
بُکاءالحسِیـن .
باخودتونفکرکنیدتوکوچہتنهاییدبامادرتون ..
یہوچهل تانامردبریزن سرمادرتون،
بُکاءالحسِیـن .
امامحسنچیکارمیتونستبکنه؟
اومدمشت زدتو سینہ ی یکیشون،
اون نامردم باپشت دست پرتش کردروزمین💔
بُکاءالحسِیـن .
اومدمشتزدتوسینہییکیشون، اوننامردمباپشتدستپرتشکردروزمین💔
سیلی زدتوصورت امام حسن ..
بُکاءالحسِیـن .
سیلیزدتوصورتامامحسن ..
امام حسن اومدچادرمادرشوازخاک پاک کرد،
گوشواره های شکستہ روبرداشت،
دست مادرشوگرفت و بردش خونه
بُکاءالحسِیـن .
امامحسناومدچادرمادرشوازخاکپاککرد، گوشوارههایشکستہروبرداشت، دستمادرشوگرفتوبردشخونه
غیرتش بدجوری دلشوآتیش میزد💔
بُکاءالحسِیـن .
همہیایناروگفتمکہاینوبگم،
تواگہ خدای نکرده برای مادرت همچین اتفاقی میفتادمیرفتی تومحلہ جاربزنی
مادرموکتک زدن؟