eitaa logo
𖦹𐙚𝐁𝗼𝗼𝗸 𝐓𝗲𝗿𝗶𝗮
473 دنبال‌کننده
674 عکس
663 ویدیو
12 فایل
٭جای چرخیدن تو اکسپلور،یه لیوان چای بیار دوتا دونه پست کتابی ببین!٭ تولــــٰد؟𝟏𝟒𝟎𝟒/𝟖/𝟔🪄 𓂃 کپی؟ خلاقیت خودت ستودنیه𖧧>> لفت؟بزاری‌ روی بیصداکه‌ بهتره:» 449members✈️450members قول بده با کتابات خوب رفتار کنی>>>
مشاهده در ایتا
دانلود
ایلایی رفیق قشنگم برای بار سوم میگم تولدتتتت مبارک
𖦹𐙚𝐁𝗼𝗼𝗸 𝐓𝗲𝗿𝗶𝗮
ایلایی رفیق قشنگم برای بار سوم میگم تولدتتتت مبارک
وایی 😭 جدی میگم خیلی جدی یه دوستی مثل ستایش رو براتون ارزو میکنم🪞🦢
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
کیا با پوزخند به سر و وضع باران نگاه کرد: _با این چادر و این قیافه، کی تو دانشگاه رغبت می‌کنه نگاهت کنه؟ باران نفس عمیقی کشید و خواست بی‌خیال حرفش بشه، که ادامه داد: _با این وضع تا آخر عمر ور دل مامان جونت می‌مونی... دخترهای سانتی‌مانتالی هستن که برای ما پسرها دم تکون میدن، وای به حال تو! باران چند قدم جلو رفت و درست روبه‌رویش ایستاد. _من حیوون خونگی نیستم که دم تکون بدم... شماها هم اگه دنبال همچین زن‌هایی هستین، بهتره سراغ همون‌هایی برین که دغدغه‌شون عوض کردن دوست‌دختره، نه من! صورت کیا از خشم سرخ شد. _به من تیکه میندازی؟ باران لبخند زد. _نه قربان... کلی عرض کردم! حالا اینکه شما هم تو همون دسته‌این، دیگه به من ربطی نداره! 😏🔥 https://eitaa.com/joinchat/1975583008C0c71a8fe03
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
باران با یک پسر لجباز و مغرور طرف بود؛ پسری که هیچ‌کس جرئت نداشت جلوی خواسته‌هاش بایسته... تا وقتی پدربزرگش برای زندگی مستقل، شرطی جلو پاش می‌ذاره که پای باران رو وسط ماجرا می‌کشه! 👀🔥 https://eitaa.com/joinchat/1975583008C0c71a8fe03 ::