#حدیث|
انار در صلب ابی طالب تبدیل به آب شد و چون با فاطمه بنت أسد درآمیخت، به علی علیه السّلام باردار گشت و در نتیجه
آن، زمین به جنب و جوش افتاده چند روز پیاپی دچار زلزله میشد و موجب ترس و وحشت قریش گردیده گفتند، برخیزید و الهه خود را به بالای کوه ابوقبیس برید تا از آن بخواهیم زمین را آرام کند و شما را از این گرفتاری برهاند. و چون بر بالای ابوقبیس جمع شدند، کوه چنان به لرزه افتاد که سخت ترین سنگها خرد گشته و بت آنها با صورت بر زمین افتاد. چون چنین دیدند، گفتند: تاب تحمّل آنچه بر سر ما آمده را نداریم. پس ابوطالب در حالی که اهمیتی به این حادثه نمی داد بر بالای کوه رفته و گفت: ای مردم! خداوند متعال امشب حادثه ای آفریده است و دست به آفرینشی زده است. اگر او را اطاعت نکنید و به ولایتش اقرار ننمایید و به إمامتش شهادت ندهید، این بلا از شما دور نخواهد گشت و کوه آرام نخواهد گرفت و دیگر نمی توانید در سرزمین تهامه اقامت گزینید. گفتند: ای ابوطالب! ما به آنچه گفتی اقرار میکنیم. پس ابوطالب سخت گریست و آنگاه دست خود را به سوی خداوند عزّوجل برداشته و عرض کرد: «إلهی و سیّدی أسألک بالمحمّدیه المحموده و بالعلویّه العالیه و بالفاطمیّه البیضاء إلّا تفضّلت علی تهامه بالرّأفه و الرحمه» سوگند به آنکه دانه را شکافت و خلق را آفرید، عرب تا مدتها این کلمات را مینوشتند و در شدائد و گرفتاریها در دوران جاهلیت میخواندند بی آنکه از حقیقت و کنه این الفاظ اطّلاعی داشته باشند.
بحار الانوار ج ۳۵ ص ۱۸
#امیرالمومنین
@BotShenasi
#غلو|تملق و چاپلوسی و نسبت دادن ایه ای که مصداق آن معصومین هستند به ایت الله سیستانی! غلو در حق اشخاص؟؟؟
#غلات
@BotShenasi
#زینت_پدر| حضرت زینب سلام الله علیها
هنگامي كه حضرت زینب سلام الله علیها متولد شد، مادرش حضرت زهرا سلام الله علیها او را نزد پدرش اميرالمؤمنين علیه السلام آورده و گفت: اين نوزاد را نامگذاري كنيد! حضرت فرمود: من از رسول خدا جلو نمي افتم. در اين ايام حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله در مسافرت بود. پس از مراجعت از سفر، اميرالمؤمنين علیه السلام به آن حضرت عرض كرد: نامي را براي نوزاد انتخاب كنيد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمي گيرم. در اين هنگام جبرئيل فرود آمده و سلام خداوند را به رسول خدا صلی الله علیه و آله ابلاغ كرده و گفت:
نام اين نوزاد را «زينب» بگذاريد! خداوند بزرگ اين نام را براي او بر برگزيده است. بعد مصايب و مشكلاتي را كه بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو كرد. پيامبر صلی الله علیه و اله گريست و فرمود: هر كس بر اين دختر بگريد، همانند كسي است كه بر برادرانش حسن و حسين گريسته باشد.
فاطمه زهرا دل پیامبر ص ۸۵۰
#ام_المصائب
@BotShenasi
#زینت_پدر| چون مادرش ...
وجود نورانی و مقدسهی حضرت زينب کبری سلاماللهعليها دارای فضایل بیشماری است؛ از جمله این که ایشان در عبادت پرودگارش مانند مادرش حضرت زهرا سلاماللهعلیها مثال زدنی بود.
همانطور که وجود مقدس حضرت زينالعابدين علیهالسلام چنين فرمودند: «ما رأيت عمّتي تصلّي الليل عن جلوس إلّا ليلة الحادي عشر، أي أنّها سلاماللّهعليها ما تركت تهجّدها و عبادتها المستحبّة حتّى في تلك الليلة الحزينة الّتي فقدت فيها كلّ عزيز و لاقت ما لاقت في ذلك اليوم من مصائب... إنّ عمّتي زينب مع تلك المصائب و المحن النازلة بها في طريقنا إلى الشام ما تركت نوافلها الليليّة.»
نديدم که عمهام نماز شب را نشسته بخواند مگر شب يازدهم محرم؛ چرا که او هيچ شبی تهجد خودش را ترک نکرد و عبادتهای مستحبی ايشان حتی تا اين شبِ غم انگيزی که همه عزيزانش را از دست داده بود برقرار بود و در آن روز، مصيبت بر آن حضرت پشت سرهم وارد میشد...
به تحقيق که عمهام زينب سلاماللهعليها با توجه به اين مصيبت ها و سختیها که در راه ما به شام بر او وارد شده بود، نافلههای شب او ترک نشد.
عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال، ج۱۱، ص۹۵۳
#ام_المصائب
@BotShenasi
🌱 سید احمد نجفی "آقاجان" و تحریم عزایِ حضرت زینب سلام الله علیها
سید احمد نجفی " آقاجان" میگوید:
روز ۱۵ رجب مجلس عزا برای حضرت زینب سلام الله علیها نگیرید، چون روز ۱۳ رجب حضرت فاطمه بنت اسد سلام الله علیها وارد کعبه شدند، پس روز ۱۵ رجب، روز سرور میلاد امیرالمومنین علیه السلام است، عزاداری نکنید، که حضرت زینب سلام الله علیها غضب میکند!! عزای حضرت زینب سلام الله علیها تاریخ های دیگری هم دارد!!
https://t.me/botshenasi/4332
اینکه ایشان وکیل حضرت زینب سلام الله علیها شدند و از غضب ایشان باخبرند، جای بسی سوال است!! شاید سلوک کردند، یا ریاضت کشیدن!! اما اینکه روز ۱۳ وارد شدند، و ۱۵ رجب روز ولادت است، هیچگونه نقلی ندارد، و ساخته ذهن ایشان است، و با اعتکاف اشتباه گرفتند! در بین شیعیان روز ۱۳ رجب به عنوان ولادت مشهور است، و ارتباطی با ۱۵ رجب ندارد، نظر سیداحمد نجفی شاذ است و ارزشی ندارد. در ثانی اقامه شهادت و ولادت، مصداق تعظیم شعائر است، قرار نیست که بخاطر هرکدام، دیگری را زیر سوال ببریم. شیعیان روز ولادت مولا را احیاکرده، سپس روز شهادت علیا مخدره را احیامیکنند. و اقامه عزایِ حضرت زینب سلام الله علیها که بعد از صدیقه طاهره سلام الله علیها، بیشترین حق را بر گردن اسلام دارند، و ابقای اسلام بخاطر وجود مبارکه آن مخدره است، تضعیف شهادت ایشان، تضعیف غدیر و عاشورا، بلکه تضعیف تشیع است. شهادت حضرت زینب سلام الله علیها یک نقل دارد و آن هم ۱۵ رجب است، اما ولادت امیرالمومنین علیه السلام است که نقلهای گوناگون دارد، چرا ان نقل ها را احیا نمیکنید؟ تضعیف شهادت حضرت زینب سلام الله علیها مصداق آیه شریفه است.
لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ، ایمان جوانان، این عزاداری ها، قامت راست تشیع بخاطر وجود حضرت زینب سلام الله علیها است. هر کس که سبک شمارد، حسین گفتن و حیدر گفتنش دروغ محض است.
https://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
#غلو| غلو اهل تصوف در حق اقای بهجت! سبحان الله! این جماعت چگونه انسانهایی هستند!!
#غلات
#تصوف
@BotShenasi
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#منبر| روایت شنیدنی از محمد بن ابی ابکر رضی الله عنه
نامه محمد بن ابی ابکر به معاویه
لعنت محمد بن ابی بکر بر پدرش
#معاونیان
#لعن
@BotShenasi
يكى از بزرگ ترين افتخارهاى پيامبر گرامى اين است كه با خرافات و اوهام و افسانه و خيال مبارزه كرد و عقل و خرد بشر را از غبار و زنگ خرافات شستشو داد و فرمود: من براى اين آمدهام كه قدرت فكرى بشر را تقويت كنم و با هر گونه خرافات -به هر رنگ كه باشد- حتى اگر به پيشرفت هدفم كمک كند سرسختانه مبارزه كنم.
سياست مداران جهان كه جز حكومت بر مردم غرض و مقصدى ندارند، پيوسته از هر پيشامدى به نفع خود استفاده مى كنند. حتى اگر افسانه هاى باستانى و عقايد خرافى ملتى به رياست و حكومت آنها كمک كند، از ترويج آن خوددارى نمى كنند و اگر آنان، افرادى متفكر و منطقى باشند، در اين صورت به نام احترام به افكار عمومى و عقايد اكثريت، از افسانهها و اوهام -که با ميزان و مقياس عقل تطبيق نمى كند- طرف دارى مى كنند.
ولى پيامبر اسلام، نه تنها از آن عقايد خرافى كه به ضرر خود و اجتماع تمام مى شد جلوگيرى میكرد، بلكه حتى اگر يک افسانه محلى و فكرى بى اساس به پيشرفت هدف او كمک میكرد، با تمام قوا و نيرو با آن مبارزه كرده و مى كوشيد كه مردم بنده حقيقت باشند نه بنده افسانه و خرافات.
اين داستان عملكرد وى را در مقابل چنين اوهامى مشخص مى كند:
... يگانه فرزند ذكور حضرت پيامبر، به نام «ابراهيم» درگذشت. پيامبر در مرگ وى غمگين و دردمند بود و بى اختيار اشک از گوشه چشمانش سرازير مى شد. روز مرگش آفتاب گرفت، ملت خرافى و افسانه پسند عرب، گرفتگى خورشيد را نشانه عظمت مصيبت پيامبر دانسته و گفتند: آفتاب براى مرگ فرزند پيامبر گرفته شده است. پيامبر اين جمله را شنيد، بالاى منبر رفت و فرمود:
آفتاب و ماه، دو نشانه بزرگ از قدرت بى پايان خدا هستند و سر به فرمان او دارند، هرگز براى مرگ و زندگى كسى نمى گيرند. هر موقع ماه و آفتاب گرفت، نماز آيات بخوانيد.
در اين لحظه از منبر پايين آمد و با مردم نماز آيات خواند. [۱]
فكر گرفتگى خورشيد، به خاطر مرگ فرزند صاحب رسالت، عقيده مردم را به وى راسخ تر مى ساخت و در نتيجه به پيشرفت آيين او كمک میكرد، ولى او هرگز راضى نشد كه موقعيت او از طريق افسانه در دل مردم تحكيم گردد.
مبارزه وى با افسانه و خرافه كه نمونه بارز آن، مبارزه با بت پرستى و الوهيت هر مصنوع ممكن است، نه تنها شيوه دوران رسالت وى بود، بلكه او در تمام ادوار زندگى، حتى در زمان كودكى با اوهام و خرافات مبارزه مى كرد.
روزى كه حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم بيش از چهار سال نداشت و در صحرا زير نظر دايه و مادر رضاعى خود «حليمه» زندگى مى كرد، از مادر خود درخواست كرد كه همراه برادران رضاعى خود به صحرا رود.
«حليمه» مى گويد: فرداى آن روز، محمد را شستشو دادم و به موهايش روغن زدم، به چشمانش سرمه كشيدم، براى اين كه ديوهاى صحرا به او صدمه نرسانند، مهره اى يمانى كه در نخ قرار گرفته بود، براى محافظت به گردنش آويختم.
محمد مهره را از گردن درآورد و به مادر خود چنين گفت:
مادر جان آرام، خداى من كه پيوسته با من است، نگه دار و حافظ من است. [۲]
[۱]- بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۱۵۵.
[۲]- مهلا يا أماه، فإن معي من يحفظني. «بحار الانوار، ج ۱۵، ص ۳۹۲».
منبع: کتاب فروغ ابدیّت.
@BotShenasi
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#رائفی_پور: قران مطلا ساختند! من پول داشتم میخریدم براده میکردم میریختم تو دریا! این گوساله طلا سامری را!
پ.ن: وای بر تو که کلام الله را میخواهی چون عثمان نابود کنی! و به کلام الله لقب گوساله سامری میدهی و قیاس میکنی! قابل توجه جناب گوگل پور که فروش این قران مطلا انجام شد و پولش به فقرا داده شد.
@BotShenasi
#حدیث| به غیر شیعیان نیاموز
در کتاب دلائل حمیری از یکی از غلامان حضرت صادق علیه السّلام نقل شده، وقتی ابا الحسن علیه السلام را به بصره میبردند، من همراه ایشان بودم. نزدیک مدائن که رسیدیم، سوار کشتی شدیم، امواج زیادی در آب بود. پشت سرمان کشتی دیگری بود که در آن زنی را به خانه شوهر میبردند و هیاهوی زیادی داشتند. حضرت پرسیدند: این هیاهو برای چیست؟ عرض کردیم: عروسی است. طولی نکشید که صدای فریادی شنیدیم. فرمودند: این فریاد برای چیست؟ گفتند: عروس خواست یک مشت آب بردارد، النگوی طلای او در آب افتاد و فریاد زد. فرمودند: کشتی را نگهدارید! به ناخدای آنها هم بگویید نگهدارد! بر کشتی تکیه نمودند و اندکی نجوا کردند و فرمودند: به ناخدای آنها بگویید فوطه ای ببندد و پایین برود و دستبند را بردارد. دیدیم دست بند روی زمین افتاده و آب کم شده است، ناخدا پایین رفت و دستبند را برداشت. فرمودند: دست بند را به او بده به او بگو: پروردگارش خداوند را سپاس کند.
راه افتادیم، برادرشان اسحاق به ایشان عرض کرد: فدایتان شوم! آن دعایی را که خواندی به من هم بیاموز! فرمودند: بله، به شرط این که به کسانی که اهلش نیستند یاد ندهی و جز به شیعیان نیاموزی. سپس فرمودند: بنویس! و بر من املاء کردند:
«یا سابق کل فوت، یا سامعا لکل صوت قوی أو خفی، یا محیی النفوس بعد الموت، لا تغشاک الظلمات الحندسیة، و لا تشابه علیک اللغات المختلفه، و لا یشغلک شی ء عن شی ء، یا من لا یشغله دعوة داع دعاه من السماء، یا من له عند کل شی ء من خلقه سمع سامع و بصر نافذ، یا من لا تغلطه کثرة المسائل، و لا یبرمه الحاح الملحین، یا حی حین لا حی فی دیمومة ملکه و بقائه، یا من سکن العلی و احتجب عن خلقه بنوره، یا من اشرقت لنوره دجی الظلم، اسألک باسمک الواحد الاحد الفرد الصمد الذی هو من جمیع ارکانک، صل علی محمّد و اهل بیته» {ای پیشی گیرنده از وتر و صمد است بر محمد و آل محمد که پاکیزه و برگزیده اند درود بفرستی} سپس حاجت خود را میخواهی.
فوطة، چیزی است که خدمه کشتی میپوشند، در نزد عوام به قطعه پارچه ای میگویند که با آن دستها را خشک میکنند و به آن لنگ یا حوله میگویند.
کشف الغمة ۳: ۴۲
بحار الانوار ج ۴۸ ص ۳۸
@BotShenasi
#حدیث| مناظره موسی بن جعفر علیه السلام
ابواحمد هانی بن محمد بن محمود عبدی
حدیثی را از طریق پدرش به موسی بن جعفر علیه السّلام میرساند که ایشان فرمودند: وقتی مرا پیش هارون بردند، بر او سلام کردم، جواب سلامم را داد و گفت: ای موسی بن جعفر! در یک مملکت برای دو خلیفه خراج میبرند؟ گفتم: ای امیرالمؤمنین! پناه به خدا میبرم از این که با گناه من و گناه خودت پیش خدا بروی و سخن بیهوده دشمنان ما را علیه ما بپذیری، تو خود میدانی که از وقتی که رسول الله صلی الله علیه و آله با آن سخنانی که خود میدانی بر ما دروغ بستند. اگر صلاح میبینی به حق این خویشاوندی که با رسول الله صلی الله علیه و آله داری اجازه بدهی حدیثی که پدرم آن را از پدران خود از جدم رسول الله صلی الله علیه و آله نقل کرده، برایت نقل کنم، گفت: اجازه میدهم.
گفتم: پدرم از پدرانش از جدم رسول الله صلی الله علیه و آله برایم نقل کرد: وقتی خویشاوند به خویشاوند برسد علاقه خویشاوندی به هیجان و جنب و جوش در میآید، خدا مرا فدایت کند! دست خود را به من بده، هارون گفت: جلو بیا.
من جلو رفتم و دست مرا گرفت و مرا پیش کشید و مدتی در آغوش نگه داشت و بعد رها کرد و گفت: ای موسی! بنشین، با تو کاری ندارم، نگاهش کردم و دیدم چشمانش اشک آلود است. به خودم آمدم، گفت: راست گفتی و جدت نیز راست گفته است، خونم به جوش آمد و رگ هایم به هیجان افتاد و طوری رقت قلب بر من غلبه کرد که اشکم جاری شد. حالا میخواهم چند سؤال از تو بپرسم که مدتی است در دلم تردید به وجود آورده است و آنها را از هیچ کس نپرسیده ام، اگر جواب بدهی، رهایت میکنم و پس از این بدگوییهای دیگران در مورد تو را قبول نمی کنم، شنیدهام تو هرگز دروغ نگفته ای، پس در مورد آن چه از دلم لز تو سؤال میکنم راست بگو. گفتم: اگر به من امان بدهی، هر چه که بدانم میگویم.
شما عباس از مادر عبداللَّه و ابوطالب نبود. گفت: پس چرا شما ادعا میکنید که از پیامبر صلی الله علیه و آله ارث میبرید؟ حال آن که وجود عمو، مانع ارث بردن پسر عمو است، و وقتی رسول الله صلی الله علیه و آله از دنیا رفت ابوطالب قبل از ایشان از دنیا رفته بود و عمویش عباس زنده بود. گفتم: اگر امیرالمؤمنین صلاح میبینند، مرا از این جواب سؤال معذور دارند و هر سؤالی غیر از این میخواهند بپرسند. گفت: نه، باید جواب بدهی. گفتم: امان میدهی؟ گفت: من قبل از شروع کلام به تو امان دادم. گفتم: از فرمایشات علی بن ابی طالب علیه السلام این است که: از آن جا که با بودن فرزند دختر یا پسر هیچ کس جز پدر و مادر و زن و شوهر حقی از ارث ندارند و قرآن هم چنین ارثی را نگفته است. جز تیم و عدی و بنی امیه از پیش خود گفته اند: عمو به منزله پدر است. از پیامبر صلی الله علیه و آله نیز حدیثی در مورد این نظر آنها نرسیده است.
بحار ج ۴۸ ص ۱۴۷
#مناظره
@BotShenasi