در حالی که رسول خدا - صلی الله علیه و آله - هنوز دفن نشده بودند، عمر به عمد با ابوبکر بیعت کرد. وقتی علی علیه السلام آن [وضعیت] را دید و دید که مردم با ابوبکر بیعت کرده اند، ترسید که مردم دچار فتنه شوند و برای همین مشغول کتاب خدا شد و شروع به جمع آوری آن در یک مصحف کرد. سپس ابوبکر در پی ایشان فرستاد که بیاید و بیعت کند، اما علی - علیه السلام - فرمود: تا قرآن را گردآوری نکنم، بیرون نمی آیم. بار دیگر در پی او فرستاد و ایشان باز هم فرمود: تا قرآن را گردآوری نکنم، بیرون نمی آیم. عمر در مرتبه سوم مردی به نام قنفذ را در پی ایشان فرستاد. فاطمه - صلوات الله علیها - دختر رسول خدا، بین او و علی علیه السلام ایستاد و قنفذ ایشان را زد. قنفذ بدون علی بازگشت و ترسید که علی مردم را جمع کند؛ دستور داد هیزم جمع کنند و هیزمها را در اطراف خانه ایشان گذاشت و سپس عمر آتش آورد و خواست که خانه را بر علی و فاطمه و حسن و حسین - صلوات الله علیهم – آتش بزند.
📚 بحارالانوار ج ۲۸ ص ۲۳۱
#محسنیه
24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
محمد سهرابی از شعرایِ معاصر که آقاجون خیلی ها می باشد. سبک شعر او عراقی است. در کلیپی که مشاهده می کنید این شخص انواع سخنان صوفی مآبانه چون شراب،سبو، مطرب و نسبت دادن این الفاظ به امیرالمومنین علیه السلام! ادعایِ الوهیت و خالقیت برای امیرالمومنین علیه السلام! تناسخ! رابطهء عرضی امیرالمومنین علیه السلام و خداوند! موسوی مطلق هم که معرف حضور همگان می باشد و عقاید وحدت وجودی و.. او زبان زد است! آقای انصاریان هم که این کفریات و شطحیات را می شنود و گریه میکند!
با افتخار هم این دورهمی ها را در فضای مجازی نشر می دهند و یک مسئول نیست که از این اشخاص باز خواست کند! دین مردم را بازیچه خود قرار داده اند!
ان شاء الله خداوند، امام حسین علیه السلام را از دست مداحان و منبریان و شاعران نجات دهد. مسئولین فرهنگی این کشور در خواب ناز هستند و نمی دانند چه بر سر عقاید جوانان این مملکت می آید!
#محمد_سهرابی #موسوی_مطلق #غلات #تصوف
@BotShenasi
ابو هاشم میگوید: فهفکی از امام حسن عسکری علیه السّلام پرسید که چطور میشود زن یک سهم ببرد و مرد از میراث دو سهم داشته باشد؟ فرمود: چون از زن جهاد و تأمین مخارج زندگی برداشته شده و او کفیل پرداخت غرامتها نیست و این مخارج بر عهده مردان است. ابو هاشم گفت: من در دل گفتم، همین سؤال را ابن ابی العوجاء از حضرت صادق علیه السّلام کرده بود و ایشان همان جواب را داده بودند.
در این موقع امام علیه السّلام روی به من نموده و فرمود: صحیح است، این سؤال ابن ابی العوجاء بود و جواب یکی است زیرا او همین سؤال را کرده بود. تمام ما از اولین رهبر تا آخرینمان، در علم و امر امامت یکسان هستیم. رسول اکرم و امیر المؤمنین علیهما السّلام دارای فضیلت مخصوص به خود هستند.
📚بحارالانوار جلد ۵۰، صفحه ۲۵۶
#امام_عسکری
🔍 دست کریمانهء امام حسن عسکری علیه السلام
➖ ابو هاشم جعفری میگوید: یک روز من در خدمت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام از شهر به سمت صحرا خارج شدیم. آن جناب جلو میرفت و من نیز از پی ایشان. در بین راه به فکر قرضی افتادم که موقع پرداخت آن رسیده بود. در این اندیشه بودم که از چه راهی آن را پرداخت کنم.
➖امام علیه السّلام رو به من نموده و فرمود: خداوند پرداخت میکند. در این موقع همان طور که سوار بود خم شد و با شلاق خود خطی روی زمین کشید و فرمود: ابا هاشم! پایین بیا و آن را بردار، ولی مطلب را پوشیده و پنهان کن. من پایین آمدم. چشمم به شمشی از طلا افتاد و آن را در کفش خود جای دادم و به راه افتادیم.
➖ با خود فکر کردم که اگر این طلا معادل تمام قرضم بود که بهتر و گر نه طلبکار را به همین مقدار راضی میکنم ولی باید در مورد مخارج زمستان از خوراک و پوشاک و سایر احتیاجات چاره ای اندیشید. امام علیه السّلام برای مرتبه دوم نگاهی به من نمود و باز با شلاق خطی روی زمین کشید و فرمود: برو پایین! بردار و پنهان کن! این مرتبه شمشی از نقره بود! آن را در کفش دیگر خود پنهان کردم و مختصری راه رفتیم. امام به منزل خود مراجعت نمود و من نیز به منزل رفتم.
➖ قرض خود را حساب کردم. شمش طلا را وزن نمودم که بدون کم و زیاد معادل همان قرض بود. بعد حساب مخارج زمستان را از هر جهت نمودم و مبلغی را حساب کردم که بدون زیاده روی و سخت گیری، بتوانم زمستان را به سر برم. بعد شمش نقره را وزن کردم! مطابق با همان مبلغی که من پیش بینی کرده بودم، بدون کم و زیاد بود.
📚 بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۵۹
#امام_عسکری
🔍 معجزهء امام عسکری علیه السلام
➖ در شهرستان ری، بطریق پزشک که بیش از صد سال داشت میگوید: من شاگرد بختیشوع طبیب متوکل بودم؛ از بین شاگردان مرا بیشتر مورد لطف قرار میداد. روزی حضرت امام حسن عسکری علیه السلام پسر علی بن محمّد بن علی بن موسی الرضا علیهم السّلام به بختیشوع پیغام داد که بهترین شاگرد خود را بفرست تا مرا رگ بزند. بختیشوع مرا انتخاب کرده و گفت: ابن الرضا علیهما السلام از من خواسته یک نفر را برای فصد بفرستم. متوجه باش، او داناترین فرد روی زمین است. دقت کن مبادا در مورد دستوری که میدهد اعتراضی کنی.
➖خدمت آن جناب رفتم، دستور داد در اطاقی باشم و هر وقت احتیاج داشت مرا بخواهد. موقعی که من خدمتش رسیدم، بهترین وقت برای فصد بود ولی ایشان وقتی مرا برای فصد خواست که برایش خوب نبود. یک طشت بزرگ حاضر کرده بود. من رگ اکحل را فصد کردم. خون پیوسته میریخت به اندازه ای که طشت پر شد. بعد فرمود: خون را قطع کن! من قطع کردم و حضرت دست خود را شست و بست. باز مرا به همان اطاق برگردانید و غذاهای گرم و سرد زیادی آوردند. تا عصر آنجا بودم، دوباره مرا خواست. فرمود: رگ را باز کن و همان طشت را دو مرتبه خواست. من رگ را باز کردم، خون جاری شد تا طشت پر گردید. فرمود: قطع کن! خون را قطع کردم. دست خود را بست. باز مرا به همان اطاق برگردانید. شب همان جا خوابیدم.
فردا صبح که آفتاب برآمد مرا خواست و همان طشت را آوردند. فرمود: رگ را بگشا! من گشودم. مثل شیر دوشیده، مایعی خارج گردید تا طشت پر شد.
➖ باز دستور داد قطع کنم. قطع کردم! دست خود را بست و یک دست لباس و پنجاه دینار طلا به من داد!
فرمود: این را بگیر و مرا معذور دار! هدیه ایشان را گرفتم. عرض کردم: آیا امر و دستوری به من میفرمایید؟
فرمود: با کسی که در دیر عاقول همسفر میشوی خوش رفتاری کن.
➖من پیش استادم بختیشوع رفتم و جریان را شرح دادم. گفت: تمام پزشکان در این مطلب اتفاق دارند که بیش از هفت کیل و پیمانه در بدن انسان خون وجود ندارد. آنچه تو نقل کردی اگر از چشمه آبی خارج شود جای تعجب است. از همه عجیب تر جریان شیر است که خارج شده! ساعتی در فکر فرو رفت. سپس شبانه روز پیوسته در جستجو بود تا در لابلای کتابها در این مورد مطلبی بیابد ولی چیزی پیدا نشد!
بعد گفت: در میان نصرانیان کسی دیگر باقی نماند که در علم طب واردتر از راهبی باشد که ساکن دیر عاقول است. نامه ای برای او نوشت و جریان را شرح داد.
➖ من به آن جانب رفتم و از خارج دیر او را صدا زدم. از بالا سر برآورده و گفت: کیستی؟ گفتم من از شاگردان بختیشوع هستم.
گفت: نامه ای آورده ای؟ جواب دادم: آری. سبدی را آویزان کرد و نامه را در آن گذاشتم. بالا کشید و خواند.
پس از خواندن نامه فوری از دیر فرود آمده و گفت: تو آن آقا را فصد کردی؟ گفتم: آری. گفت: خوشا به حال مادرت! و سوار بر قاطری شده، همراه من آمد.
هنوز یک سوم از شب باقی مانده بود که به سر من رأی رسیدیم. گفتم: مایلی به خانه استادم برویم یا منزل همان آقایی که او را فصد کرده ام؟
➖بالاخره قبل از اذان صبح به در خانه امام علیه السّلام رسیدیم. در این موقع در باز شد و غلامی خارج گردید و گفت: کدام یک از شما راهب دیر عاقول هستید؟ گفت: منم فدایت شوم! اجازه ورود داد. غلام رو به من نموده گفت: تو دو قاطر را نگهدار. دست او را گرفت و با او داخل شد.
من تا موقعی که آفتاب برآمد همان جا ایستادم و راهب خارج شد. دیدم لباسهای رهبانیت را از تن خارج نموده و لباسی سفید در تن دارد و مسلمان شده!
➖ گفت: مرا به خانه استادت ببر. همین که چشم بختیشوع به او افتاد، با عجله به طرفش دوید و گفت: چه باعث شد که دین خود را رها کردی؟ گفت: عیسی مسیح را پیدا کردم و به دست او اسلام آوردم. پرسید: تو عیسی را دیدی؟ گفت: نظیر او را دیدم؛ زیرا چنین فصدی را جز عیسی کسی نکرده. این شخص نیز در معجزه و دلائلی که دارد، مانند اوست.
بعد خدمت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام را برگزید و تا زنده بود در خدمت ایشان بود.
📚بحارالانوار ج ۵۰ ص ۲۶۲
#امام_عسکری
🔍 حاجت خود را از ما بخواه
وَ قَالَ أَبُو هَاشِمٍ كُنْتُ مُضَيَّقاً فَأَرَدْتُ أَنْ أَطْلُبَ مِنْهُ مَعُونَةً فَاسْتَحْيَيْتُ فَلَمَّا صِرْتُ إِلَى مَنْزِلٍ لِي وَجَّهَ إِلَيَّ بِمِائَةِ دِينَارٍ وَ كَتَبَ إِلَيَّ إِذَا كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَلَا تَسْتَحْيِ وَ لَا تَحْتَشِمْ وَ اطْلُبْهَا فَإِنَّكَ تَرَى مَا تُحِبُّ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.
🌿 ابوهاشم گفت وقتی در ضیق و تنگی در امر معاش بودم خواستم از حضرت امام حسن عسکری (صلوات الله علیه) معونه طلب کنم خجالت کشیدم، چون به منزل خود رفتم آن حضرت برای من صد اشرفی فرستاد و نوشته بود که هرگاه حاجتی داری خجالت مکش، شرم مکن، بلکه طلب کن آن را از ما که خواهی دید (اجابت میشود) ان شاء اللّه.
📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج1، ص: 508؛ الإرشاد، ج2، ص: 330
#امام_عسکری
اللهم عجل لولیک الفرج
حجت الاسلام احمدی اصفهانیAhmadi Esfahani - La'n Bar Jept va Taaghoot - T.mp3
زمان:
حجم:
2.4M
❌ ثواب عظیم لعن جبت و طاغوت❌
هرکس یکبار جبت و طاغوت را لعن کند...
💐 اللهُمَ عَجِّل لِولیّکَ الفَرَج 💐
استاد #احمدی_اصفهانی #نهم_ربیع
@BotShenasi
هدایت شده از خیرین آل عبا
https://ble.ir/khaierin_alaba
ما را در پیام رسان بله دنبال کنید و دوستان خیر خود را دعوت کنید
🗯 با وجود میراث اهل بیت علیهم السلام چه نیاز به سخنان بی سند و ذوقی؟
مذهبی که مکتب عقلانیت و برهان است و برای همه امور خود دلیل عقلی و نقلی دارد، نیاز به سخنان ذوقی یا مطالب شاذ و بی سند ندارد. دست ما میراث گران بهای اهل بیت علیهم السلام است و ما را از هر مکتب و فکری غیر از خودشان بی نیاز کرده اند. برای کسی مبالغه می کنند که نقص دارد و با بزرگ نمایی او را می خواهند مطرح کنند، اما اهل بیت علیهم السلام با این حجم از فضائل و مناقب که قابل احصاء نیست، نیاز به مبالغه ندارند. کاش در همه مجالس اهل بیت علیهم السلام این روایت نورانی نصب می شد،
امام جعفر صادق عَلَيْهِ السَّلَام به فضيل فرمود:
«عن ابي عبدالله عَلَيْهِ السَّلَام قال:
قَالَ لِفُضَيْلٍ: تَجْلِسُونَ وَ تُحَدِّثُونَ؟قال:
نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ تِلْكَ الْمَجَالِسَ أُحِبُّهَا فَأَحْيُوا أَمْرَنَا يَا فُضَيْلُ! فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْيَا أَمْرَنَا يَا فُضَيْلُ مَنْ ذَكَرَنَا أَوْ ذُكِرْنَا عِنْدَه فَخَرَجَ مِنْ عَيْنِهِ مِثْلُ جَنَاحِ الذُّبَابِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ و لَوْ كَانَتْ أَكْثَرَ مِنْ زَبَدِ الْبَحْر»
آيا مجالس حديث داريد؟ فضيل گفت:
بله، فداي شما شوم. امام عَلَيْهِ السَّلَام فرمود:اين مجالس را دوست دارم، پس دستورات ما را (با اين مجالس) زنده كنيد. اي فضيل، خدا رحمت كند كسي كه سخن ما را زنده كند، اي فضيل كسي كه مصائب ما را بگوديد يا برايش بگويند سپس از چشمش به اندازه بال پشه اشكي خارج شود، خداوند گناهان او را ميبخشد اگر چه از كف دريا بيشتر باشد.
تا همه بدانند در چه مکانی پای می گذارند تا دست از سخنان ذوقی و دلی دست بردارند. در مکتب اهل بیت علیهم السلام جایی برای سخنان ذوقی نیست. باید سخنان مستند و کلام اهل بیت علیهم السلام باشد. متاسفانه آفت امروز جلسات سخنان بی سند،ذوقی و شخص پرستی است. آنچه باید معیار و ترازو باشد، کلام اهل بیت علیهم السلام است. اگر اشخاصی که سخنان ذوقی و بی سند می زنند را مواخذه کنیم هرگز به خود اجازه نمی دهند که مجالس را منحرف کنند.
#ذوقگرایی #حدیث
@BotShenasi
🌿 امام باقر عليه السلام:
مَن أصبَحَ يَجِدُ بَردَ حُبِّنا عَلى قَلبِهِ فَليَحمَدِ اللّه َ عَلى بادِئِ النِّعَمِ.
قيلَ: وما بادِئُ النِّعَمِ؟
فَقالَ: طيبُ المَولِدِ
🌿 امام باقر عليه السلام:
هر كه صبح كند و خنكاى محبّت ما را در دلش احساس كند پس خداوند را بر نخستين نعمت سپاس گويد:
عرض شد: نخستين نعمت كدام است؟
فرمود: حلال زادگى.
📚 أمالي الصدوق: ۳۸۴ / ۱۳،
📚علل الشرائع: ۱۴۱ / ۲،
📚معاني الأخبار: ۱۶۱ / ۲
🚩 محبّت شهِ مردان مَجو ز بی پدری
که دستِ غیر گرفته ست پای مادرِ او
#نهم_ربیع #ولایت #برائت #عید_ام_الحسنین
@BotShenasi
رفع قلم در روز عید الزهراء و عید التبری به چه معنی است!؟
یکی از مسائلی که از قدیم الأیام همواره مورد سؤال و ابهام و بعضأ مورد سوء برداشت و سوء استفاده و حتی در بعضی موارد موجبات متهم گردیدن مؤمنین و محبین حضرت زهرا «سلام الله علیها» در امر مقدّس برپائی عید الزهرا و عید التبری میگردیده این نکته بوده است که با استناد به این قسمت از روایت احمد ابن اسحاق از امام عسکری «علیه السلام» از پدر بزرگوارش امام هادی «علیه السلام» که خداوند متعال میفرماید:
«... يَا مُحَمَّدُ وَ أَمَرْتُ الْكِرَامَ الْكَاتِبِينَ أَنْ يَرْفَعُوا الْقَلَمَ عَنِ الْخَلْقِ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ لَا يَكْتُبُونَ شَيْئاً مِنْ خَطَايَاهُمْ كَرَامَةً لَكَ وَ لِوَصِيِّک...»
«...به خاطر کرامت و حرمت این روز و به احترام تو ( ای رسول خدا ) و احترام وصیّ تو، ملائک نویسندهء اعمال را امر نمودم تا سه روز در آن ایام قلم از کردار و رفتار بندگان برگیرند و چیزی از خطاهای آنان را به حساب نیاورند...».
این شبهه مطرح میگردد که یا باید از این حدیث صرف نظر نموده و خود را از مطالب بسیار ارزشمند و منحصر به فرد این روایت محروم نمائیم و یا باید طبق برداشتی که بعضی از نا آگاهان از این روایت ارائه میدهند، قائل به جواز ارتکاب هرگونه معصیت و گناه کبیره ای به بهانهء رفع قلم گردیم.
در حالی که هرگز نمیتوان با این توجیه سطحی و ظاهر بینانه مجوز صدور معصیت و تشویق و تحریص بر گناه را حتی برای یک لحظه صادر نمود تا چه رسد به سه روز که میتواند بزرگ ترین فسق و فجورها در آن اتفاق بیفتد.
بلکه حقیقت امر این است که این مطلب، منحصر به این مورد نبوده بلکه ما در موارد دیگری نیز در شریعت مقدس نظیر این معنی را داریم. مانند امور ذیل:
۱- آنجا که خداوند متعال دربارهء بندگانی که از گناهان و معاصی کبیره اجتناب می ورزند، میفرماید:
«الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ...».( سوره نجم: ۳۲)
كسانى كه از گناهان بزرگ و زشتي ها اجتناب مىكنند، جز آنكه گناهى كوچک از آنها سر زند، بدانند كه آمرزش پروردگار تو وسيع است.
حال با نظر به این آیه شریفه و با توجیهی که بعضی در ایام عید الزهرا و عید التبری میکنند آیا میتوان گفت: که این آیه شریفه مجوّزی است برای ارتکاب گناهان صغیره در تمام طول سال!؟
۲- و یا از قبیل آنچه در باب بکاء و گریه و تباکی در مجالس عزاء حضرت سید الشهداء «علیه السلام» وارد گردیده که:
« من بکی أو أبکی أو تباکی للحسین وجبت له الجنّة ».
آیا میتواند مجوّزی گردد که مرتکب هر معصیت و فسق و فجوری گردیم و سپس در مجلس حضرت سید الشهداء «علیه السلام» مورد بخشش قرار بگیریم!؟
۳- و یا نظیر آنچه در آیات قرآن کریم دربارهء توبه به بندگان گنهکار بشارت داده شده که:
« وَالَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئَاتِ ثُمَّ تَابُوا مِنْ بَعْدِهَا وَآمَنُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيمٌ». ( سوره اعراف: ۱۵۳ ).
آنان كه مرتكب كارهاى بد شدند، آنگاه توبه كردند و ايمان آوردند، بدانند كه پروردگار تو پس از توبه، آمرزنده و مهربان است.
آیا میتواند مجوّزی برای آسودگی در ارتکاب معاصی به بهانه توبه باشد!؟
۴- و یا آنچه که درباره شفاعت انبیاء و أئمه طاهرین «علیهم السلام» و بعضی از بندگان صالح خداوند متعال که از ضروریات دین ما و تصریحات قرآن کریم میباشد، آیا میتواند مجوّزی برای ارتکاب معصیت گردد!؟
و دلائل دیگری که ما متعرض آنان نشدیم...
پس باید گفت که این روایت ناظر به این معناست که اگر انسان با جهل و بدون آگاهی و از سر قصور نه تقصیر و بر اساس لغزش های طبیعی که منجر به ارتکاب بعضی از معاصی میگردد، خداوند متعال از روی لطف و کرم خویش با دیدهء عفو و اغماض به آنها نگریسته و مشمول عفو و بخشش خویش قرار میدهد.
و در ایام عید الزهراء و عید التبری نیز که ایام احیاء اصل اصیل و رکن رکین شریعت مقدس، یعنی امر تبری میباشد، اگر مؤمنین و مؤمنات در اثر اظهار فرح و سرور مضاعفی که در این ایام به آنها دست میدهد بعضی از لغزش ها و یا خطاها به طور ناخواسته از آنها سر بزند مورد رفع قلم قرار میگیرد.
به خلاف کسی که از روی اعتماد به این قسمت از روایت جرأت بیشتر بر معصیت را برای خود جائز دانسته و از هر قبیح و سیئه ای پروا نداشته باشد، بلکه بر خلاف رضایت حضرت زهرا «سلام الله علیها» است، که نه تنها او را شاد نگردانیده ایم بلکه از گناه و معصیت، قلب او را نیز جریحه دار ساخته ایم.
#رفع_القلم #نهم_ربیع
@botshenasi