eitaa logo
بُت شناسی
3هزار دنبال‌کننده
475 عکس
571 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
☘بررسی مستندات غلات (9) حدیث «نورانیت» (6) بر نقل رجب برسی اشکالاتی که سابقاً در مود کتاب عتیق ذکر شد؛ وارد است: 🌱تناسخ: كلّنا واحد، و سرّنا واحد، فلا تفرّقوا فينا فتهلكوا، فإنّا نظهر في كل زمان بما شاء الرحمن ... (مشارق انوار الیقین، نشر دلیل ما، ص257) 🌱انکار قتل ائمه ع: إن ميّتنا إذا مات لم يمت، و مقتولنا لم يقتل، و غائبنا إذا غاب لم يغب (ص 257) 🌱تعریف نادرست از ناصب و شاکّ: ... من قصر عن ذاك فهو شاك مرتاب. (ص255) من آمن بما قلت و شرحت فهو مؤمن، امتحن اللّه قلبه للإيمان، و رضي عنه، و من شك و ارتاب فهو ناصب، و إن ادعى ولايتي فهو كاذب. (ص257) ⏱ و علاوه بر این اشکالات دیگری دارد که ان شاء الله ذکر خواهد شد ... @botshenasi
☘ بررسی مستندات غلات (9) حدیث «نورانیت» (7) «لا نلد و لا نولد في البطون.» (مشارق أنوار اليقين؛ نشر اعلمی؛ ص257) «لا نولد فی البطون» یعنی چه؟! دو احتمال دارد: 1. ولادت را مطلقاً انکار کرده باشد که کفر محض و خلاف بدیهی است. 2. یعنی پرورش جنین ائمه علیهم السلام در بطن نبوده چنان که در روایات غلات ادّعا شده است. (الهداية الكبرى، نشر البلاغ، ص355 و دلائل الإمامة، نشر البعثة، ص500 و اثبات الوصية، نشر انصاریان، ص 258 و عيون المعجزات، مکتبة الداوری، ص139) و این دعوی با روایاتِ متواترِ شیعه امامیة در تضادّ است. تنها دو شاهد ذکر می شود: 1. ... قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ الْإِمَامُ يَسْمَعُ الصَّوْتَ فِي بَطْنِ أُمِّهِ. (بصائر الدرجات؛ کتابخانه آیت الله مرعشی؛ ج‏1 ؛ ص431) 2. ... عَنْ أَبِي‏ عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ إِذَا خَلَقَ اللَّهُ الْإِمَامَ فِي بَطْنِ‏ أُمِّهِ ... (تفسير القمي؛ دار الکتاب؛ ج‏1 ؛ 215) امّا «لا نلد» یعنی چه؟! اگر مراد نفی مطلق باشد که انکار ضروری و بدیهی است! و اگر مراد «لا نلد فی البطون» باشد که اوّلاً لفظاً اشکال دارد و ثانیاً با روایات متواتر -که دو نمونه ذکر شد- مخالف است و ثالثاً همه فرزندان ائمه ع، امام نبوده اند تا حتی فرض صحّت این تعبیر روا باشد. متأسفانه همین روایات نفی پرورش ائمه ع در بطون، مستمسک وهّابیت قرار گرفته تا عقاید شیعه را مسخره کنند؛ در حالی که این روایات نه تنها نزد ما معتبر نیست بلکه با روایات متواتر که در کافی، بصائر و دیگر مصادر امامیه نقل شده مخالف است. @botshenasi
☘بررسی مستندات غلات (9) حدیث «نورانیت» (8) «... أنا الخضر معلّم موسى ... أنا نوح، أنا إبراهيم، أنا صاحب الناقة ... أنا أنقلب في الصور كيف شاء اللّه، من رآهم فقد رآني، و من رآني فقد رآهم، و نحن في الحقيقة نور اللّه الذي لا يزول و لا يتغيّر.» (مشارق أنوار اليقين؛ نشر اعلمی؛ ص257) این تعابیر نه تنها صریح در تناسخ، بلکه متناقض نیز هست؛ زیرا «انقلاب در صور» با «عدم زوال و تغیّر» قابل جمع نیست. وانگهی عدم زوال و تغیّر، مخصوص ذات خداوند است: «إِنَّهُ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ إِلَّا يَبِيدُ أَوْ يَتَغَيَّرُ أَوْ يَدْخُلُهُ التَّغَيُّرُ وَ الزَّوَالُ أَوْ يَنْتَقِلُ مِنْ لَوْنٍ إِلَى لَوْنٍ وَ مِنْ هَيْئَةٍ إِلَى هَيْئَةٍ وَ مِنْ صِفَةٍ إِلَى صِفَةٍ وَ مِنْ زِيَادَةٍ إِلَى نُقْصَانٍ وَ مِنْ نُقْصَانٍ إِلَى زِيَادَةٍ إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ فَإِنَّهُ لَمْ يَزَلْ وَ لَا يَزَالُ بِحَالَةٍ وَاحِدَةٍ هُوَ الْأَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ الْآخِرُ عَلَى مَا لَمْ يَزَلْ وَ لَا تَخْتَلِفُ عَلَيْهِ الصِّفَاتُ وَ الْأَسْمَاءُ كَمَا تَخْتَلِفُ عَلَى غَيْرِهِ.» الكافي؛ دار الکتب الإسلامية؛ ج‏1 ؛ ص115 «هیچ چیز نیست مگر آن که نابود می شود و دگرگون می گردد و تغییر و زوال در آن راه می یابد یا از رنگی به رنگی و از شکلی به شکلی و از صفتی به صفتی یا از زیادی به کمی یا از کمی به زیادی منتقل می شود مگر خداوند جهانیان که او پیوسته به یک حال بوده و خواهد بود. او اوّل است پیش از هر چیزی و آخر است به همان کیفیت که همیشه بوده و صفات و اسماء بر او تغییر نمی کند چنان که بر غیر او تغییر می کند.» @botshenasi
☘بررسی مستندات غلات (9) حدیث «نورانیت» (9) «نحن سرّ اللّه الذي لا يخفى.» (مشارق أنوار اليقين، نشر اعلمی، ص 256) سرّ بودن و مخفی نبودن؛ تناقض است. البته می شود تأویلاتی ذکر کرد؛ امّا چون جعلی بودن حدیث ثابت است؛ نیازی به تأویل نیست. 🌱سخن آخر این که فضای کلّی روایت نورانیّت دقیقاً بر سبک جعلیّات غالیان است و اصل تعبیر «معرفت امام به نورانیت» نیز تنها در روایات غلات به کار رفته و در منابع معتبر ما یافت نمی شود. همچنین روایت نورانیت معمولاً بین فِرَق منحرف مانند شیخیه، متصوّفة، غلات و اهل حشو مورد توجّه و تأکید است؛ نه شیعیانِ پاک دین و راست روش. @botshenasi
🔥فیض کاشانی: شمس تبریزی، امیرالمؤمنین علی علیه السلام بود!!! فیض کاشانی به شعر زیر استشهاد نموده است: «سر دو جهان جمله ز پيدا و ز پنهان‏ شمس الحق تبريز كه بنمود على بود» 📚كلمات مكنونة من علوم أهل الحكمة و المعرفة، نشر فراهانی، ص203 واقعاً اسف بار است که شمس تبریزی، صوفی ناصب را جلوه امیرالمؤمنین علی علیه السلام بدانند!! @botshenasi
بُت شناسی
🔥فیض کاشانی: شمس تبریزی، امیرالمؤمنین علی علیه السلام بود!!! فیض کاشانی به شعر زیر استشهاد نموده اس
شهادت بر ولایت امیرالمومنین علیه السلام در اذان و اقامه «۲» در ادله دوم خود این شخص به روایتی از کتاب جواهر الولایة استناد میکند که بازهم وجوبی را اثبات نمیکند. روایت دوم هم که وجوبی را اثبات نمیکند و از کتب مخالفین است و نویسنده آن مجهول و مصدر روایت اول و دوم همین کتاب است و تنها یک شخص گفته که اصل کتاب در کتابخانه دمشق بوده و هویت نویسنده برای کسی احراز نشده است . و این روایت چند سال است که امده و پخش شده است. دوم اینکه روایات متواتر شیعه که در کتب اربعه باب فصول اذان آمده است بخوبی عدم وجوب شهادت به ولایت امیرالمومنین علیه السلام را می رساند. و بدانید این اشخاص به فکر دین و مذهب نیستند و فقط در پی اختلاف بین شیعیان هستند چون آنها ماموریت برای این کار دارند. ودر ابتدای متن منکرین وجوب را لعن کرده است. که دلیلی بر لعن ندارد پس خود ملعون است و در ثانی توهین به ائمه هدی علیهم السلام کرده است زیرا اعتقادی به وجوب نداشته اند.... @botshenasi
کلام آیت الله شیخ جواد تبریزی درباره حدیث نورانیت: س: هل خطبة البيان و الخطبة التطنجية صحيحتان؟ و هل حديث الخيط الأصفر و حديث النورانية المرويان في «البحار» صحيحان؟ ... ج: لم يثبت عندنا صحة نسبة الخطب المذكورة للإمام أمير المؤمنين عليه السلام... 📚صراط النجاة، دار الصدیقة الشهیدة؛ ج‌9، ص70 سؤال: آیا خطبه البیان و خطبه تطنجیه صحیح اند و آیا حدیث خیط اصفر و حدیث نورانیت که در بحار نقل شده صحیح اند؟ پاسخ: نزد ما صحّت نسبت خطبه های مذکور به امام امیرالمؤمنین علیه السلام ثابت نشده است ... @botshenasi
کلام علامه مجلسی درباره خطبة البیان: «و ما ورد من الأخبار الدالة على ذلك كخطبة البيان‏ و أمثالها فلم يوجد إلا في كتب الغلاة و أشباههم.» 📚بحار الأنوار؛ دار احیاء التراث العربی؛ ج‏25 ؛ ص348 آن چه وارد شده از روایاتی که بر آن [یعنی تفویض خلق و رزق] دلالت دارد؛ مانند خطبة البیان و امثال آن جز در کتب غلات و امثال آنان یافت نشده است. @botshenasi
عرضه حدیث نورانیت به قرآن: القصص : 44 وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى‏ مُوسَى الْأَمْرَ وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدينَ‏ القصص : 46 وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا وَ لكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ‏ آل‏عمران : 44 ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ‏ يوسف : 102 ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ يَمْكُرُونَ‏ @botshenasi
🌺 آیا انکار حدیث اهل بیت علیهم السلام مطلقا سبب خروج از ولایت اهل بیت علیهم السلام است؟؟ عن أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ‏ وَ اللَّهِ إِنَّ أَحَبَّ أَصْحَابِي إِلَيَّ أَوْرَعُهُمْ وَ أَفْقَهُهُمْ وَ أَكْتَمُهُمْ لِحَدِيثِنَا وَ إِنَّ أَسْوَأَهُمْ عِنْدِي حَالًا وَ أَمْقَتَهُمْ لَلَّذِي إِذَا سَمِعَ‏ الْحَدِيثَ‏ يُنْسَبُ إِلَيْنَا وَ يُرْوَى عَنَّا فَلَمْ يَقْبَلْهُ اشْمَأَزَّ مِنْهُ وَ جَحَدَهُ وَ كَفَّرَ مَنْ دَانَ بِهِ وَ هُوَ لَا يَدْرِي لَعَلَّ الْحَدِيثَ مِنْ عِنْدِنَا خَرَجَ وَ إِلَيْنَا أُسْنِدَ فَيَكُونُ بِذَلِكَ خَارِجاً عَنْ وَلَايَتِنَا.. امام باقر علیه السلام به خدا سوگند كه محبوب‌ترين يارانم نزد من باورع‌ترين آنها و فقيه‌ترين آنها و حديث را نهان دارترين آنها است. و بدترين و مبغوض‌ترين اصحابم نزد من، كسي است كه هرگاه حديثي را شنود كه به ما نسبت دهند و از ما روايت كنند، آنرا نپذيرد و بدش آيد و انكار ورزد و هر كه را به آن معتقد باشد تكفير كند. در صورتي كه او نمي‌داند، شايد آن حديث از ما صادر شده و به ما منسوب باشد، و او به خاطر انكارش، از ولايت ما خارج مي‌شود. الكافي (ط - الإسلامية) ج‏2 ص 223 🌸 👆 قیود خروج از ولایت در حدیث را ملاحظه بفرمایید: - اشمئزاز - جحود - تكفير قائل به آن - صدور از اهل بیت (ثبوتا) 🌹 در روایات قیود دیگری هم وجود دارد. مثلا روایت است، کسی که امری از اهل بیت علیهم السّلام را بشنود که به آن احاطه ندارد و اهل تسلیم و رضا نسبت به ایشان باشد، تکذیب آن موجب کفر او نمی شود: بصائر الدرجات، ج‏1، ص: 524/ 23 حَدَّثَنَا أَيُّوبُ بْنُ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع: «مَنْ سَمِعَ مِنْ رَجُلٍ أَمْراً لَمْ يُحِطْ بِهِ عِلْماً فَكَذَّبَ بِهِ، وَ مِنْ أَمْرِهِ الرِّضَا بِنَا وَ التَّسْلِيمُ لَنَا، فَإِنَّ ذَلِكَ لَا يُكَفِّرُهُ». و مختصر البصائر، ص: 226/ 16 أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَن‏ أَيُّوب. و... این از حیث کفر. 🔸از حیث نهی از تکذیب هم باز تخصیص هایی وجود دارد. نکته اول نوع نهی است که متوجه ماست که به تعبیر روایات علم و احاطه کامل نداریم. (لَا تَدْرُونَ لَعَلَّهُ مِنَ الْحَقِّ... فَإِنَّكَ لَا تَدْرِي لِمَ قُلْنَا وَ عَلَى أَيِّ وَجْهٍ وَ صِفَةٍ) اما اگر حدیثی را خود اهل بیت ع تکذیب کردند، چه دلیلی بر نهی است؟ توجه به تعلیل حدیث است. که (هُوَ لَا يَدْرِي لَعَلَّ الْحَدِيثَ مِنْ عِنْدِنَا خَرَجَ) ان شالله بعضی مخصص ها را بعدا در گروه مطرح کنیم. 💠 آیا تکذیب حدیث مطلقاً ممنوع است؟ نهی مطلق نیست و استثناءاتش در دیگر روایات ذکر شده است. از جمله استثناءات؛ نسبت دادن اموری است به اهل بیت ع که ممکن نیست در مخلوقات باشد ⚜مختصر البصائر ؛ ص264: [256/ 2] أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ عَلِيُّ بْنُ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ، عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى ، عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ، قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: «مَا جَاءَكُمْ مِنَّا مِمَّا يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ فِي الْمَخْلُوقِينَ، وَ لَمْ تَعْلَمُوهُ، وَ لَمْ تَفْهَمُوهُ، فَلَا تَجْحَدُوهُ، وَ رُدُّوهُ إِلَيْنَا، وَ مَا جَاءَكُمْ عَنَّا مِمَّا لَا يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ فِي الْمَخْلُوقِينَ فَاجْحَدُوهُ‏ وَ لَا تَرُدُّوهُ إِلَيْنَا» هر چه از ما به شما رسید که ممکن است در مخلوقات باشد؛ ولی آن را ندانستید و نفهمیدید؛ آن را انکار نکنید و به ما باز گردانید و هر چه از ما به شما رسید؛ که ممکن نیست در مخلوقات باشد آن را انکار کنید و به ما باز نگردانید. ✅ سند خبر بنا بر مشهور، علی الاقوی معتبر است. و البته موید به بعضی اخبار توحید و فضائل است. 💠 اهل بیت علیهم السلام و تکذیب اخبار در روایات معتبر اهل بیت علیهم السلام، نقل های بسیاری در تکذیب نقل های دیگر است. متاسفانه بعضی از این نقل های نامعتبر وارد بعضی کتب روایی نیز شده است. از جمله در موضوعات زیر: - نقل های طعن بر انبیا، خصوصاً در تفسیر قمی که در روایات بسیاری تکذیب شده اند. - نقل اشتغال معصوم بر لهو و لعب، مثلا در جعفریات و دعائم كه در كافي و ديگر کتب تکذیب شده است. - اخبار بابیت سران غلات که از الهدایة الکبری به کتب بعضی از اخباریان متاخر نفوذ پیدا کرده است. در روایات بسیاری مانند روایات صحیح رجال کشی عینا تکذیب شده است. - روایات مستند واقفه، در بحث وقف و...
🔸باید دقت شود، جاعلین حدیث در موارد بسیاری برای القای باطل خود به جامعه، آن را در میان مطالب حق می گنجانند، تا مورد قبول واقع شود. چرا که اگر یک سره باطل می گفتند، کسی آنان را نمی پذیرفت. در بحث جعل هم نباید انتظار داشت، که مجعولات از فضای روایات صحیحه بسیار دور باشند. بله البته حکم به جعل نیازمند دلیل و قرینه قطعی است. و گرنه مشمول عموم نهی از تکذیب خواهد بود. بنا بر این ما در تکذیب اخبار احتیاط را در آن می دانیم که بر موارد مورد تکذیب اهل بیت و تکذیبات بین اکتفا کنیم. @botshenasi
شهادت بر ولایت امیرالمومنین علیه السلام در اذان و اقامه «۱» این غالی با خدعه و تدلیس در صدد آن بوده که فقط به خواننده مطلب مورد نظر را القا کند و به نیت خود که توهین به مراجع است برسد. ۱-این روایت اصلا به اذان ربطی ندارد. ۲-وجوبی را اثبات نمیکند. ۳-روایت تقطیع شده است. علامه مجلسی در بحارالانوار ج۲۷ درباب باب 10 أن أسماءهم عليهم السلام مکتوبة علی العرش و الکرسی و اللوح و جباه الملائکة و باب الجنة و غيرها 1- ج، الإحتجاج رُوِیَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُعَاوِيَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع هَؤُلَاءِ يَرْوُونَ حَدِيثاً فِی مِعْرَاجِهِمْ أَنَّهُ لَمَّا أُسْرِیَ بِرَسُولِ اللَّهِ ص رَأَی عَلَی الْعَرْشِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ أَبُو بَکْرٍ الصِّدِّيقُ فَقَالسُبْحَانَ اللَّهِ غَيَّرُوا کُلَّ شَیْ ءٍ حَتَّی هَذَا قُلْتُ نَعَمْ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمَّا خَلَقَ الْعَرْشَ کَتَبَ عَلَی قَوَائِمِهِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ- مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْمَاءَ کَتَبَ فِی مَجْرَاهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْکُرْسِیَّ کَتَبَ عَلَی قَوَائِمِهِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اللَّوْحَ کَتَبَ فِيهِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ- مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِسْرَافِيلَ کَتَبَ عَلَی جَبْهَتِهِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَبْرَئِيلَ کَتَبَ عَلَی جَنَاحِهِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ کَتَبَ فِی أَکْنَافِهَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْأَرَضِينَ کَتَبَ فِی أَطْبَاقِهَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْجِبَالَ کَتَبَ فِی رُءُوسِهَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الشَّمْسَ کَتَبَ عَلَيْهَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّه مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْقَمَرَ کَتَبَ عَلَيْهِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ هُوَ السَّوَادُ الَّذِی تَرَوْنَهُ فِی الْقَمَرِ فَإِذَا قَالَ أَحَدُکُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ فَلْيَقُلْ عَلِیٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَلِیُّ اللَّهِ نام باب را مرحوم مجلسی باب نوشته شدن اسماء اهل بیت علیهم السلام بر عرش ولوح و... است ارتباطی با اذان ندارد. در ثانی متن روایت در بحثی دیگر است و ارتباطی باز هم با اذان ندارد. ولی نویسنده مطلب در پی القای اطلاق بوده است. در روایت آمده که شخصی از امام صادق علیه السلام سوال کرد عامه میگویند بر روی عرش حک شده است لا اله الا لله و اشهد ان محمد رسول الله و ابوبکر صدیق(کذاب و لعنت الله علیه) امام صادق علیه السلام فرمود : دروغ میگویند خدا عرش را خلق کرد بر روی قائمه آن نوشت لا اله الا الله و محمد رسول الله و علی امیرالمومنین ولی الله خداوند لوح و قلم و آسمان و زمین و جبرییل و اسرافیل و سرها و خورشید و قمر را خلق کرد و روی آن نوشت لا اله الا لله و محمد رسول الله و علی ولی الله و و او سیاه و سفید است که شما در ماه ببینید که اگر یکی گفت لا اله الا الله محمد رسول الله پس به او می گویند علی امیرالمومنین ولی الله آیا ارتباطی با اذان دارد یا این غالی فقط سعی در تخریب مراجع و القای تفکرات خود را دارد.؟ پ.ن: شهادت بر ولایت امیرالمومنین علیه السلام افضل قربات است. واگر کسی جز اذان و اقامه بداند گناهی مرتکب نشده ولی دیگران را که واجب نمیدانند لعن و سب کند از سگ و خوک تجس تر است. [1]: الاحتجاج: 83. [2]بحار : ج 27 باب 10 ص2