eitaa logo
بُت شناسی
3هزار دنبال‌کننده
475 عکس
576 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم ( دلايل عدم تحريف قرآن ) [ قسمت ۱۲ ] ۱- تحريف از نظر قرآن آيات دالّ بر عدم تحريف قرآن: مباحثى كه در فصول پيش يادآورى گرديد، در واقع مقدمه بحث تحريف بود و اينک بعد از اين، به دلايل عدم تحريف قرآن مى پردازيم و در اين فصل تنها به آياتى چند از قرآن كه به عدم تحريف قرآن دلالت دارند، اكتفا مى كنيم. به طورى كه قبلا اشاره كرديم، تحريف به معناى تنقيص و اسقاط قسمتى از آيات اصلا راهى به قرآن ندارد و تحريف بدين معنى از نظر قرآن مردود است و ما بعضى از آن آيات را كه اساس و شالوده عقيده به تحريف را درهم مى ريزد، در اين جا مى آوريم: آيه اول: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ. ( حجر، ۹ ) ماييم كه ذكر (قرآن) را فرو فرستاديم و به يقين آن را حفظ خواهيم نمود. اين آيه به صراحت دلالت دارد كه قرآن از تحريف محفوظ مانده و تا ابد نيز مصون خواهد ماند و خداوند در برابر تحريف كنندگان از كتاب خود دفاع خواهد كرد. جباران و ستمگران نخواهند توانست، دست خيانت به سوى قرآن ببرند و آن را ملعبه خويش قرار داده و به دلخواه خود در آنتغيير و تبديل به وجود بياورند. - منبع: بیان در مسائل قرآن. @botshenasi
در کلیپ فوق سخنران غُلات، 🔥حسین شریفیان (علیه لعائن الله) می گوید: «وجود مقدّس مرتضی علیّ، رحمة الله است که وسعت علی کلّ شیء. این که وسعت علی کل شیء یعنی «علیّ کلّ شیء» نه این که شیئی در کنار علی هست. چیزی در کنار او نیست. هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ.» 1. بدیهی است که آیه سوم سوره حدید درباره ذات خداوند متعال است نه امیرالمؤمنین علیه السلام. 2. این غالی ملعون مانند صوفیه «هو الاول و الآخر» را به وحدت وجود تفسیر می کند؛ در حالی که آیه شریفه هیچ ربطی به وحدت وجود، ندارد بلکه آن را ردّ میکند. اول بودن خداوند به معنای ازلی و قدیم بودن او است و آخر بودن او نیز به معنای تغییرناپذیر و ابدی بودن او. ظاهر بودن خداوند به این معنا است که بر هر چیز قاهر و برتر است و با آفرینش مخلوقات، قدرت خود را آشکار نموده است. باطن بودن نیز به این معنا است که ذات او قابل ادراک نیست و به پنهانی ها آگاه است. (توحيد الصدوق؛ جامعه مدرسین ؛ صص 76 و 197 و 238 و 313 و 314 و معاني الأخبار؛ جامعه مدرسین ؛ ص12 و الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏1 ؛ ص115 و تفسير القمي؛ دار الکتاب الجزائری ؛ ج‏2 ؛ ص350 و دیگر مصادر روایی و کلامی.) 3. این غالی، مانند فلاسفه و صوفیه، «سعه» را به «سعه و شمول وجودی» تفسیر می کند؛ در حالی که هیچ دلیلی وجود ندارد که مراد از «سعه رحمت بر هر چیز» ، «اتّحاد رحمت با هر چیز» باشد!! 4. مانند شیخیه و صوفیه میگوید: «علیّ کلّ شیء» یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام با همه اشیاء متّحد است!! همه چیز یعنی چه؟ یعنی حتّی معاویه، شمر، یزید، فرعون، سگ، نجاسات، ظلم، کفر، جهل و ... . این غالیان کافر، ظاهراً در مدح حضرت علی علیه السلام، غلوّ می کنند امّا باطن مدح آنان، از هر فحش و ناسزایی به حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بدتر است. NAJMA @botshenasi https://t.me/botshenasi/2430
‼️فیض کاشانی و رساله «اتتل توته تتل» !! رساله «اتتل توته تتل» یکی از آثار منسوب به فیض کاشانی است. این رساله در جلد اول از «مجموعه رسائل مولی محسن فیض کاشانی» توسّط «مدرسه عالی شهید مطهّری» چاپ شده است و در نرم افزار جامع کلام شرکت نور موجود است. ❗️گوشه ای از افاضات عرفانی موجود در رساله منسوب به فیض: «اتتل توته تتل/ پنجه بشير مال و شكر/ هفتاد ميخ آهنى‏ / ژلژل پاى احمدك‏/ احمدك جان پدر/ تيشه [يى‏] بردار و تبر/ برو به جنگ شانه سر/ شانه سر غوغا كند/ پوست به كونت واكند/ برو به حوض توتيا/ خود را بشوى زود بيا» ... بر ضمير منير ارباب دانش و اصحاب بينش مخفى نماناد كه هيچ لفظى نيست كه او را، در حقيقت معنى نباشد ... پس عارف كامل بايد كه هر لفظى كه بشنود در تدبير آن تفكر كند ... زيرا كه جمله اشيا مظهر صفات بارى تعالى است عز اسمه، و از آن اسماء اتتل توته تتل‏ است، چنانكه گزارش خواهد يافت. گويند شخصى بود محمد نام و پسرى داشت احمد نام‏ ، و آن پسر را نصيحت مى‏نمود ... بنابراين امر به فرزند خود گفتى: «اتتل توته تتل». بدان كه همزه حرف ندايست و «تتل» مناديست ... و مى‏تواند بود كه «اتتل» متكلم وحده باشد، يعنى تلاوت مى‏كنم ... و در بعضى نسخه آمده است كه: يا تتل توته تتل. يعنى امثله‏اى كه از براى تو آوردم بشنو ... «پنجه به شير مال و شكر» يعنى: پنجه خود را در پنج چيز استوار كن كه اصول دين است ... «هفتاد ميخ آهنى ژلژل‏ پاى احمدك» يعنى: «هفتاد ميخ [آهنى‏]، يعنى هفتاد عقبه در پيش است ... و احمد تو كه حضرت رسول است گويد اعراض چون بر كسى مستولى شود بر خود بلرزد و متزلزل بشود. بنابراين معنى «كاف» حرف خطاب است نه كاف تصغير ... و بعد از آن «برو به جنگ شانه سر» كه آن نفس اماره است و با او جنگ كردن جهاد اكبر است ... «پوست ز كونت واكند» يعنى: چندان طغيان كند كه پوست تو را بكند، چنانكه ضرب المثل است كه هرگاه شخصى آزار بسيار بكشد گويد «چندان آزار كشيدم كه پوستم رفت» ... «برو به حوض توتيا خود را بشوى زود [ى‏] بيا» يعنى: اول توبه و انابت كن و به آب استغفار سراپاى خود را بشوى ...» 📚مجموعه رسائل مولی محسن فيض كاشانی، مدرسه عالی شهید مطهری، تهران، چاپ اول، 1387، جلد اول، رساله پنجم تصاویر چند صفحه از کتاب در زیر آمده است. NAJMA @sohof2
رساله فیض کاشانی
☘بررسی مستندات غلات (10) 🌱استدلال یکی از غلات بر ازلی بودن اهل بیت (ع) : «اسماء الحسنی، حضرات آل الله (ع) هستند که میفرمایند :نحن -و الله- الاسماء الحسنی. به خدا قسم ما اسماء الحسنی هستیم. (الكافي ج1، ص144) قدیم نیز مانند اسماء دیگر حقّ تعالی، یکی از اسماء است. و در روایات مختلف هم به آن اشاره شده است. ... همینقدر کفایت میکند که بیان شود حضرات آل الله (ع) قدیم هستند.» 🌱پاسخ شیعه: نویسنده میان مفهوم و مصداق خلط کرده است. وقتی گفته می شود: «قدیم از اسماء حسنی است» ؛ یعنی اسم «قدیم» از اسماء حسنی است نه مسمّای آن؛ ولی وقتی گفته می شود: «ائمّه قدیم اند»؛ یعنی ائمّه مسمّای اسم قدیم اند که خلط میان این «مفهوم و مصداق» یا «اسم و مسمّی» ، مغالطه ای است کاملاً آشکار. یکی از ضروریات مذهب شیعه این است که اسم غیر از مسمّی است و همه اسماء از جمله اسم «قدیم» حادث اند: «‏سُئِلَ أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ع عَنِ التَّوْحِيدِ فَقِيلَ لَهُ لَمْ يَزَلِ اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَيْ‏ءَ مَعَهُ ثُمَّ خَلَقَ الْأَشْيَاءَ بَدِيعاً وَ اخْتَارَ لِنَفْسِهِ أَحْسَنَ الْأَسْمَاءِ أَو لَمْ تَزَلِ الْأَسْمَاءُ وَ الْحُرُوفُ مَعَهُ قَدِيمَةً فَكَتَبَ لَمْ‏ يَزَلِ‏ اللَّهُ‏ مَوْجُوداً ثُمَّ كَوَّنَ مَا أَرَاد.» (بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج۴، ص۱۶۰) همچنین رجوع کنید به: الکافی، دار الکتب الاسلامیة، ج‏۱، صص۸۷ و 112 و 113و 116 و 120 و دیگر مصادر روایی در باب توحید. ضمن این که ممکن است بگوییم: «اسماء حسنی» بودن اهل بیت (ع) و «اسماء حسنی» بودن اسم «قدیم» ، اسم «الرحمن» ، اسم «الله» و ... دو وجه مختلف از آیه اند و بر هم مطابقتی ندارند. یقیناً ائمه (ع) لفظ نیستند؛ در عین حال شکّ نداریم که الفاظ مذکور از اسماء حسنی اند. NAJMA @botshenasi
بسم الله الرحمن الرحیم ( عدم تحریف قرآن ) قسمت ۱۳ - ادامه بحث آیه ۹ سوره مبارکه حجر. ۲- مى گويند: منظور از حفظ قرآن در اين آيه شريفه، مصونيت قرآن از قدح و ايراد و ثابت بودن تعاليم و مفاهيم عاليه آن است، نه مصونيت قرآن از تحريف و اسقاط پاره اى از آيات آن. پاسخ: اين گفتار از گفتار اول ضعيف تر و بطلانش روشن تر است زيرا: اگر منظور آنان اين باشدكه خداوند در اين آيه مصونيت قرآن را از انتقاد و ايراد كفار تضمين كرده است، بطلان آن جاى شک و ترديد نيست، چون قرآن از انتقاد مصون نمانده است بلكه ايراد و انتقاد كفار نسبت به قرآن بيش از حد شمارش است، پس اين آيه حتما متوجه اين جهت نيست. و اگر منظورشان اين باشد كه چون داراى روش مستقيم و صحيح و تعاليم محكم و اصيل و داراى دلايل قوى و متقن است و بدين جهت سطح قرآن بالاتر از آن است كه دست انتقاد و ايراد به ساحت آن لطمه و خدشه اى وارد سازد و مقام قرآن برتر از آن است كه شک و ترديد افراد، كوچک ترين اثرى در آن بگذارد اين مطلبى است درست و صحيح، ولى بايد توجه نمود كه اين نوع مصونيت كه به معناى استحكام دليل و استقامت روش و ثبات حقايق آن مى باشد از اول با خود قرآن بوده و ذاتى است، نه اين كه بعد از نازل شدن از سوى خدا به آن متوجه شده است ولى مصونيتى كه از اين آيه استفاده مى شود، مصونيت ذاتى نيست، بلكه مصونيتى است كه بعد از نازل شدن، خداوند آن را از تحريفات مصون و محفوظ بدارد. بنابراين، مصونيت ذاتى كه همان استحكام ذاتى است، هيچ ارتباطى با مفهوم آيه مورد بحث ندارد زيرا: اولا: خود قرآن با اين امتيازات و جهات خاصى كه ذاتا و از اول از آن برخوردار مى باشد، در برابر انتقادات، مدافع و حافظ خود بوده و پاسخگوى ايرادات خواهد بود و از اين لحاظ احتياج به يک حافظ خارجى ندارد. ثانيا: اين آيه شريفه حفظ قرآن را پس از نازل شدن آن، تضمين مى كند نه در حالت نزولش، تا منظور از حفظ و مصونيت، استحكام و استقامت دلايل آن باشد. - منبع: بیان در مسائل قرآن. @botshenasi
( ادامه قسمت ۱۳ ) ۳- مى گويند: درست است كه اين آيه بر مصونيت قرآن از تحريف دلالت دارد ولى كدام قرآن؟ چون ممكن است منظور از آن تنها قرآنى باشد كه نزد حضرت ولى عصر «علیه السلام» است نه همه قرآن‌ها زيرا از ظاهر اين آيه كليت و عموميت استفاده نمى شود. پاسخ: اين احتمال از دو احتمال گذشته ضعيف تر است زيرا قرآن بايد در ميان اجتماع و در نزد مردم كه به آن نيازمند هستند، محفوظ و مصون از تحريف باشد نه در نزد امام زمان «علیه السلام» زيرا محفوظ ماندن قرآن در نزد وى به مانند محفوظ بودن آن در لوح محفوظ است يا در پيش يكى از فرشتگان خدا و اين گفتارى است بسيار سست و غير قابل قبول و شباهت زيادى به گفتار كسى دارد كه بگويد: من هديه اى به شما فرستادم ولى آن را در نزد خود يا در نزد يكى از دوستانم محفوظ داشته ام. شگفت انگيزتر اين كه آنان مى گويند: منظور آيه مصونيت يک قرآن است، از ميان تمام قرآن ها، نه همه قرآن ها. گويا اين افراد خيال مى كنند كه منظور از «ذكر» قرآنى است كه در روى كاغذها نوشته شده، خوانده مى شود و داراى انواع و مصاديق مختلفى مى باشد، در صورتى كه اين مطلب واقعيت ندارد، بلكه منظور از «ذكر» كلام خدا و آن قرآن واقعى و آسمانى است كه به رسول خدا «صلی الله علیه وآله» فرود آمده است و اين قرآن هاى ظاهرى، حاكى، بازگو كننده و نشان دهنده آن هستند زيرا قرآن هاى ظاهر و مطبوع، اوراقى است كه به تدريج كهنه و فرسوده شده و از بين مى روند، قابل دوام و بقا نيستند و هميشگى نمى باشند تا مورد توجه و هدف اين آيه قرار بگيرند و به وسيله آن مصونيت قرآن بدين معنى براى هميشه تضمين شود بلكه منظور از «ذكر» قرآن واقعى بوده، منظور از حفظ و مصونيت آن نيز، مصون و محفوظ ماندن آن از دستبرد خائنان و بدعت گذاران است، بدين صورت كه هميشه در دسترس تمام افراد بشر باشد ولى در عین حال حتى آيه اى از آن ساقط نشود. اين گفتار به مانند آن است كه بگوييم: فلان قصيده محفوظ است و منظور از محفوظ بودن قصيده تغيير نيافتن و از بين نرفتن آن خواهد بود به طورى كه هم مى تواند آن را عينا به دست آورد. - منبع: بیان در مسائل قرآن. با ما همراه باشید ادامه دارد... @botshenasi
در آثاری که از استر آبادی یاد شد ، به دانش های گوناگون همچون فلسفه ، کلام و اصول فقه پرداخته اند. و درباره شرح حدیث نیز رساله هایی نگاشته است. اما اثری از فقه و تفسیر میان آنها نیست. شاید استرآبادی از عمد دست به نوشتن کتابی درباره فقه نزده است. حسین ظهیری از او درخواست که اثری با موضوع فقه بنویسد، اما وی با اشاره به اینکه نمیخواهد به راه گذشتگان برود از این کار تن زد (زنده ، 1051ق) (سبحانی 83/11) از این عبارت روشن میشود که موسس اخباریگری خود او بوده است و حتی در آثار خود در جایگاه تفکر با اصولی معین که منکر حجیت عقل است. حجیت و سندیت قرآن را به بهانه اختصاص فهم قرآن به اهل بیت علیهم السلام نمیپذیرد، اجماع را بدعت اهل سنت میداند. و همه اخبار کتب اربعه را صحیح و معتبر میداند. پیشینه این تفکر فراتر از سده 11 هجری ندارد. علمای پیش از استرآبادی هیچگاه خود را اخباری نخواندند. و میتوان موسس مکتب اخباریگری او را دانست. وحتی علمای پس از او به بهانه پایین بودن مقام علمی اش نادیده گرفتند. و روش او را از چهار چوب روش علمی شیعه امامی راه حل خوبی ندانستند . و در شرح حال نگاری ها به اخباریگری او اشاره نکردند. اما شیخ حر عاملی که خود دیدگاه اخباریگری دارد در کتاب امل الآمل که از نخستین شرح حال نگاری ها است و در هر جلد نام علما به ترتیب حروف الفبا در برمیگیرد جلد نخست آن به علمای منطقه جبل عامل لبنان (زادگاه خویش) میپردازد. در جلد دوم صورت کلی دارد. مدخل "استرآبادی" در همین جلد آمد است نویسنده در این کتاب به اخباریگری استرآبادی اشاره نکرده است اما او را عالم متخصص ،دین شناس، فقیه و محدث خوانده است. و در همان کتاب روش استرآبادی را نکوهش میکند. شگفتا که او خود را آشکار اخباری میخواند ولی در امل الآمل به نزاع اصولیان و اخباریان اشاره نمیکند. عاملی ،آ ج 2 246 کانال تلگرام و اینستاگرام @botshenasi
بسم الله الرحمن الرحیم ( عدم تحریف قرآن ) قسمت ۱۴ ادامه بحث آیه ۹ سوره حجر ۴- گرچه شبهات و ايرادهاى قبلى را كه درباره دلالت اين آيه بر عدم تحريف نپذيرفتيم و هر يک را پاسخ داديم ولى شبهه ديگر نيز به استدلال با اين آيه متوجه است كه با وجود آن شبهه، دلالت اين آيه بر عدم تحريف مشكل خواهد بود و آن شبهه اين است: اگر طرفداران تحريف قرآن در خود اين آيه نيز كه جزئى از قرآن است، احتمال تحريف بدهند، استدلال نمودن با اين آيه بر عدم تحريف قرآن صحيح و اطمينان آور نخواهد بود، زيرا اثبات عدم تحريف در قرآن با آيه اى كه در خود آن احتمال تحريف وجود دارد، مستلزم «دور» بوده، اثبات مطلبى است با خود آن كه بطلان چنين استدلالى، مسلم و بديهى است ولى بايد توجه داشت كه اين ايراد بر كسانى متوجه است كه عترت طاهره و اهل بيت پيامبر را از مقام خلافت الهى معزول و بركنار نموده، بر گفتار و اعمال آنان اعتماد نمى كنند، اين گونه افراد جواب صحيح و قانع كننده اى در برابر اين ايراد ندارند. اما كسانى كه اهل بيت را حجت خدا و همدوش با قرآن و پشتيبان و پشتوانه آن مى دانند و به گفتار آنان اعتماد و تكيه مى كنند، از اين گونه ايرادات و شبهات محفوظ و مصون هستند زيرا به عقيده آنان استدلال نمودن اهل بيت پيامبر با قرآن موجود و تأييد نمودن آنان همين قرآن را دليل و گواه بر حجيت، مدركيت، عدم تحريف و تغيير آن مى باشد. و اگر فرضا تحريف هم شده باشد، با امضا و تأييد اهل بيت اين تحريف جبران گرديده، باز حجيت و مدركيت قرآن تثبيت و تحكيم مى شود. آيه دوم: « وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ. لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ.» و اين قرآن، كتابى است قطعا شكست ناپذير كه هيچ گونه باطلى نه از پيش رو و نه از پشت سر به سراغ آن نمى آيد، چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است. اين آيه شريفه قرآن مجيد را از انواع و اقسام باطل، پاک و به دور معرفى مى كند. زيرا اگر در كلامى «نفى» متوجه طبيعت و موجوديت چيزى گردد، تمام افراد و مصاديق آن را نفى خواهد كرد و اين آيه نيز طبيعت بطلان را از دامن مقدس قرآن زدوده و نفى كرده است. بنابراين هيچ گونه بطلان كه تحريف نيز يكى از مصاديق آن است، نمى تواند به ساحت قدس قرآن راه يابد. - منبع: بیان در مسائل قرآن. ادامه دارد... @botshenasi