🔥جنّاتی، آخوند بدعتگذار و بی سواد
#جناتی
متن استفتاء از جناتی در کانال او:
«تسلیت گفتن به باز ماندگان غیر مسلمانان، میت غیر مسلمان و شرکت در مراسم تشیع یا خاکسپاری آنان از نظر شرعی چه حکمی دارد؟
پاسخ : بسیار خوب است، و از نظر شرع مانعی وجود ندارد، و در این مورد جابر بن عبدالله انصاری می گوید روزی رسول خدا (صلی الله علیه و اله ) به احترام جنازه مرد یهودی از جای خود بلند شد، عرض کردم یا رسول الله این جنازه مرد یهودی است، شما به آن احترام گذاشتید؟ فرمود بلی مگر او انسان نیست، انسانیت احترام دارد، خواه مسلمان باشد یا غیر مسلمان...»
🌱ردّیه:
جنّاتی به قدر طلّاب تازه کار سواد ندارد و فتوا می دهد! آیا واقعا رسول اکرم صلی الله علیه و آله به احترام یک یهودی و برای انسانیت او برخاستند؟! هیچ مسلمان عاقلی چنین چیزی را نمی پذیرد؛ پس حقیقت ماجرا را از زبان امامان بزرگوار شیعه بشنویم:
1. امام صادق علیه السلام فرمود: امام حسین ع نشسته بود که جنازه ای گذشت. وقتی جنازه سر رسید؛ مردم برخاستند. امام حسین ع (در ردّ کار مردم) فرمود: جنازه مردی یهودی می گذشت که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر سر راه آن نشسته بود. ایشان ناخوش داشت که جنازه یهودی از بالای سر ایشان عبور کند؛ برای همین برخاست. (الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج3 ؛ ص191 و تهذيب الأحكام؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ج1 ؛ ص456)
2. امام باقر (ع) فرمود: امام حسن ع با اصحابش نشسته بود. جنازه ای عبور کرد. بعضی از مردم برخاستند؛ اما امام حسن ع برنخاست. وقتی جنازه را بردند؛ یک نفر گفت: خدا تو را عافیت دهد؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتی جنازه ای را از کنارش عبور می دادند؛ برایش بر می خاست. امام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله تنها یک بار برخاست و آن هم وقتی بود که جنازه یهودی از او گذشت و جا تنگ بود. برای همین رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست زیرا کراهت داشت که آن جنازه از بالای سرش عبور کند. (قرب الإسناد؛ مؤسسة آل البیت؛ ص88)
3. زراره گوید: نزد امام باقر ع بودیم و مردی از انصار نزد او بود. جنازه ای عبور کرد. مرد انصاری برخاست؛ اما امام باقر ع بلند نشد و من نیز همراه امام باقر ع نشستم. انصاری ایستاده بود تا این که جنازه را بردند؛ سپس نشست. امام باقر ع فرمود: برای چه بلند شدی؟ گفت: دیدم حسین بن علی ع چنین می کند. امام باقر ع فرمود: به خدا سوگند حسین ع چنین نکرد و هیچ یک از ما اهل بیت ع هرگز برای جنازه بلند نشده است. مرد انصاری گفت: اصلحک الله؛ مرا به شک انداختی. گمان می کردم که چنین دیده ام. (الكافي؛ دار الکتب الإسلامية؛ ج3 ؛ ص191 و تهذيب الأحكام؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ج1 ؛ ص456)
همچنین رجوع کنید به دعائم الاسلام ، مؤسسة آل البیت، ج1، ص233
✅چنان که از این روایات شریف کاملاً روشن است؛ هیچ گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام برای جنازه کسی بر نمی خاستند؛ مگر یک بار که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای این که دوست نداشتند جنازه یهودی از بالای سر شریفشان عبور کند؛ برخاستند. پس بر خلاف آن چه که این جنّاتی بی سواد گفته است؛ ایشان برای احترام به انسانیت یهودی برنخاستند!! بلکه بر عکس می خواستند که حرمت اسلام با جنازه نحس یهودی، شکسته نشود که «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه.»
Najma
@botshenasi
🔥ملاصدرا و روایات بی اساس
#صدرا
از ويژگی های بارز فلاسفه و عرفا به خصوص ملاصدرا این است که عقاید خود را بر روایات بی سند یا جعلیات صوفیه و اهل سنت بنا می کنند. در این جا یکی از این موارد را بررسی می کنیم.
ملاصدرا در تفسير القرآن الكريم (نشر بيدار، ج3، ص326) می نویسد:
«قد سبقت أيضا الرواية عن النبي صلّى اللّه عليه و آله إنّه قامت لجنازة يهودي فقيل له: «إنّها جنازة يهودي» فقال صلّى اللّه عليه و آله: «أ ليست نفسا؟» أراد صلّى اللّه عليه و آله بها نفسه الناطقة، فقام تعظيما لشرفها و مكانتها لأنّها منفوخة من روح اللّه، فهي من عالم القدس و الطهارة لا يكدّرها شيء من الأرجاس. بل إنّ من النفس الحيوانيّة محلّ الشفاء في الدنيا و الآخرة و هي في الإنسان باقية بعد البدن، محشورة في الآخرة- كما أقيم عليه البرهان، و هو من العرشيّات المختصّة بهذا العبد عناية من اللّه.»
مراد از روایت سابق چیزی است که از فتوحات ابن عربی (لعنه الله) نقل کرده است:
«و قال في الباب الثامن و الخمسون و ثلاثمائة من الفتوحات المكيّة: اعلم- أسعدنا اللّه و إيّاك بسعادة الأبد إنّ النفس الناطقة سعيدة في الدنيا و الآخرة، لا حظّ لها في الشقاء لأنّها ليست من عالم الشقاء ... و النفس الناطقة على شرفها مع عالمها في سعادتها دائمة ألا ترى أنّ النبي صلّى اللّه عليه و آله قد قام لجنازة يهوديّ فقيل له: إنّها جنازة يهودي. فقال: أ ليست نفسا. فما علّل بغير ذاتها فقام إجلالا و تعظيما لشرفها و مكانتها. و كيف لا يكون لها الشرف و هي منفوخة من روح اللّه فهي من العالم الأشرف الملكي الروحاني، عالم الطهارة فلا فرق بين النفس الناطقة- الموجودة لكل أحد و انّها ما عصت ...» (تفسير القرآن الكريم، نشر بیدار، ج1 ، صص 367 و 368)
روایتی که ملاصدرا و ابن عربی مبنای عقیده باطل خود قرار داده اند؛ از روایات عامی است که در صحیح بخاری (باب من قام لجنازة یهودی، حدیث 1311- 1313) نقل شده؛ بنابراین نزد شیعه اعتبار ندارد. اما جالب این جا است که این روایات عامی به صراحت از سوی اهل بیت علیهم السلام تکذیب شده است:
1. امام صادق علیه السلام فرمود: امام حسین ع نشسته بود که جنازه ای گذشت. وقتی جنازه سر رسید؛ مردم برخاستند. امام حسین ع (در ردّ کار مردم) فرمود: جنازه مردی یهودی می گذشت که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر سر راه آن نشسته بود. ایشان ناخوش داشت که جنازه یهودی از بالای سر ایشان عبور کند؛ برای همین برخاست. (الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج3 ؛ ص191 و تهذيب الأحكام؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ج1 ؛ ص456)
2. امام باقر (ع) فرمود: امام حسن ع با اصحابش نشسته بود. جنازه ای عبور کرد. بعضی از مردم برخاستند؛ اما امام حسن ع برنخاست. وقتی جنازه را بردند؛ یک نفر گفت: خدا تو را عافیت دهد؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتی جنازه ای را از کنارش عبور می دادند؛ برایش بر می خاست. امام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله تنها یک بار برخاست و آن هم وقتی بود که جنازه یهودی از او گذشت و جا تنگ بود. برای همین رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست زیرا کراهت داشت که آن جنازه از بالای سرش عبور کند. (قرب الإسناد؛ مؤسسة آل البیت؛ ص88)
3. زراره گوید: نزد امام باقر ع بودیم و مردی از انصار نزد او بود. جنازه ای عبور کرد. مرد انصاری برخاست؛ اما امام باقر ع بلند نشد و من نیز همراه امام باقر ع نشستم. انصاری ایستاده بود تا این که جنازه را بردند؛ سپس نشست. امام باقر ع فرمود: برای چه بلند شدی؟ گفت: دیدم حسین بن علی ع چنین می کند. امام باقر ع فرمود: به خدا سوگند حسین ع چنین نکرد و هیچ یک از ما اهل بیت ع هرگز برای جنازه بلند نشده است. مرد انصاری گفت: اصلحک الله؛ مرا به شک انداختی. گمان می کردم که چنین دیده ام. (الكافي؛ دار الکتب الإسلامية؛ ج3 ؛ ص191 و تهذيب الأحكام؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ج1 ؛ ص456)
4 و 5. رجوع کنید به دو حدیث که در دعائم الاسلام ، مؤسسة آل البیت، ج1، ص233 از امیرالمؤمنین و امام حسین علیهما السلام نقل شده است.
نتیجه: بنابراین نه تنها رسول خدا صلی الله علیه و آله به احترام نفس ناطقه ی آن یهودی برنخاستند (!!!!!) بلکه برعکس غرضشان استخفاف آن یهودی و حفظ حرمت خویش بود و اساساً برخاستن برای جنازه، بر خلاف سنّت ایشان و امامان است.
در این جا نیز ابن عربی و ملاصدرا عقیده خود را بر احادیث دروغ بنا کرده اند. البته از ابن عربی ناصب تعجبی نیست. تعجب از ملاصدرا است که با وجود ادعای تشیع، به جای آن که روایات امامان شیعه را ملاک عقیده و عمل خود قرار دهد؛ روایات ابن عربی ناصب را که از سوی امامان تکذیب شده است؛ اساس دین خود قرار داده است.
Najma
@botshenasi
💠 ولـی امـر مسلمیــن جهـان کیســت؟4
✅تفسیــــر آیـــــه از روایـــات
🍁ابو بصير روايت كرده كه: از امام صادق عليه السلام در باره آيه : «أَطِيعواْ اللّهَ وَأَطِيعواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» سئوال كردم، فرمود: در حق علي بن ابي طالب عليه السلام و اهل بيت او، حسن و حسين عليهما السلام نازل شده است. به ايشان عرض كردم: مردم مي گويند: پس چرا خداوند از علي عليه السلام و اهل بيت او در كتابش نام نمي برد؟ حضرت فرمود: در پاسخ به آنها بگوييد: نماز هم بر رسول نازل شد بدون آن كه سه ركعتي يا چهار ركعتي آن معلوم شود، تا اين كه رسول خدا، خودآن را براي مردم تفسير نمود.
زكات بر پيامبر نازل شد بي آن كه ذكر شود كه از هر چهل درهم، يك درهم، كنار گذاشته شود تا اين كه باز رسول خدا صلي الله عليه و آله آن را تفسير كرد، و حج نازل شد، امّا نفرمود: هفت بار طواف كنيد و اين رسول خدا بود كه آن را براي مردم، تشريح كرد و آيه «أَطِيعواْ اللّهَ وَأَطِيعواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» در حق علي عليه السلام و حسن عليه السلام و حسين عليه السلام نازل شد.
🌱رسول خدا صلي الله عليه و آله در حق علي عليه السلام فرمود: بدانيد كه هر كس من مولاي او هستم، پس علي هم مولاي اوست و فرمود: شما را سفارش مي كنم به كتاب خدا و اهل بيت خودم؛ چون كه من از خداوند بزرگ تقاضا كردم تا روزي كه بر حوض بهشت وارد مي شوند، بين آنها جدايي نيفكند و او تقاضايم را اجابت نمود.
و همچنين فرمود: به آنها آموزش ندهيد، چون آنها از شما داناترند و فرمود آنها شما را از دَر هدايت خارج نمي كنند؛ شما را به گمراهي وارد نمي توانند كنند، چنان كه رسول خدا صلي الله عليه و آله سكوت مي كرد و اهل بيت خود را معرفي نمي كرد، چه بسا آل فلان كس و آل فلان كس ادعا مي كردند كه اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و آله هستند 🌱«اِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرًا [خدا فقط ميخواهد آلودگي را از شما خاندان (پيامبر) بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند] اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و آله، علي عليه السلام، حسن عليه السلام، حسين عليه السلام، و فاطمه سلام الله عليها بودند و آنها را در خانه أُم سلمه زير جامه خود قرار داد و فرمود: بار خدايا! هر پيامبري اهل و عترتي دارد و ايشان اهل و عترت من هستند. ام سلمه گفت: آيا من از اهل بيت تو نيستم؟ فرمود: تو به سوي خير حركت مي كني، ولي اينها اهل و عترت من هستند.
🍂هنگامي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله وفات يافت، علي عليه السلام به دليل تبليغ زياد پيامبر صلي الله عليه و آله براي او و بلند كردن دست او در ميان مردم، سزاوارترين مردم براي حكومت بود.
هنگامي كه امیرالمومنین عليه السلام درگذشت، پسرانش محمد بن علي و عباس بن علي و ديگر فرزندانش را وارد اين موضوع نكرد؛ البته هيچ وقت اين كار را نمي كرد. اگر چنين مي كرد، حسن و حسين عليهما السلام مي گفتند: خداوند سبحان، همان چيزي كه در حق شما نازل فرموده است، در حق ما نيز نازل فرموده و همان طور كه امر به اطاعت از شما فرموده است، مردم را امر به اطاعت از ما نيز فرموده و همان طور كه رسول خدا براي شما تبليغ نمود، براي ما نيز چنين كرد و همان گونه كه پليدي را از شما دور كرد، از ما نيز دور كرد.
هنگامي كه امیرالمومنین عليه السلام شهید شدند، حسن عليه السلام به دليل بزرگتر بودنش نسبت به حسين عليه السلام، شايسته تر بود و زماني كه وفات يافت نتوانست فرزندان خود را وارد اين قضيه كند و اين كار را هم هيچ گاه نمي كرد، هر چند با توجه به اين فرموده خداوند بزرگ كه مي فرمايد: «وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعضُهُمْ أَوْلَي بِبَعضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ» [و خويشاوندان (طبق) كتاب خدا، بعضي (نسبت) به بعضي ديگر اولويت دارند] مي توانست آن را براي پسران خود حلال گرداند.
🍁در چنين حالتي حسن عليه السلام مي گفت: خداوند بلند مرتبه همان طور كه مردم را به فرمانبرداري از شما و پدرتان امر نموده است، مردم را به فرمانبرداري از من نيز امر فرموده است. و همان گونه كه رسول خدا صلي الله عليه و آله براي شما و پدرتان تبليغ نمود، براي من نيز چنين كرده است و همان طور كه از شما و پدرتان پليدي را دور فرمود، از من نيز دور فرموده است.
@botshenasi #ادامه_دارد...
بسم الله الرحمن الرحیم
( عدم تحریف قرآن )
قسمت ۱۶
( تحریف از نظر احادیث )
اما مسئله تمسک به قرآن چون بدون دسترسى به قرآن واقعى امكان پذير نيست.
اين است كه بايد قرآن هميشه در ميان مسلمانان موجود بوده، در دسترس آنان باشد تا بتوانند بر آن تمسک نموده، از آن پيروى كنند و از ضلالت و گمراهى نجات يابند.
از اين گفتار و بيان چنين بر مى آيد آن چه كه مى گويند: قرآن آسمانى و واقعى در نزد امام زمان «علیه السلام» موجود و محفوظ مى باشد، مطلبى است نادرست.
زيرا وجود واقعى قرآن در آسمانها و يا در نزد امام غايب تمسک نمودن به قرآن را براى مسلمانان ميسور نمى كند بلكه بايد قرآن در دسترس مردم باشد، مراجعه نمودن مردم به آن براى هميشه و براى همه ممكن و ميسور باشد.
اين بود خلاصه استدلال بر عدم تحريف قرآن با حديث ثقلين از طريق اول.
اشكال: در رد اين استدلال مى گويند كه اخبار «ثقلين» گرچه بر عدم تحريف قرآن دلالت مى كنند ولى اين دلالت اختصاص به آيات احكام و فقهى قرآن دارد نه همه آيات قرآن زيرا آيات فقهى قرآن است كه مسلمانان بايد به آنها تمسک كنند و اما ساير آيات قرآن كه تمسک به آنها لزومى ندارد، احاديث ثقلين به اين سلسله آيات ارتباطى ندارد و تحريف را از اين قبيل آيات نفى نمى كند.
پاسخ: به نظر ما اين گفتار پايه محكم و اساسى ندارد زيرا خداوند تمام آيات قرآن را براى هدايت و راهنمايى بشر فرستاده است و همه آيات قرآن، انسان را به سوى سعادت جاودانى و كمال انسانى رهبرى مى كند و در اين هدف و جهت گيرى فرقى در ميان آيات قرآن وجود ندارد چنان كه در بيان فضيلت قرآن گفتيم كه آيات قرآن گرچه در مواردى كه به ظاهر صورت داستان و قصه دارند ولى باطن آنها موعظه راهنمايى، عبرت و وسيله هدايت است يا حكمى از احكام خدا را در بر دارد، بنابراين، همه آيات قرآن مورد استناد و تمسک مسلمين است و نه فقط آيات فقهى قرآن.
علاوه بر اين، كسانى كه قائل به تحريفند، اكثر آنان تحريف را تنها در آيات مربوط به بحث ولايت و مشابه آن مى دانند، در صورتى كه آيات ولايت نيز لازم التمسک و لازم التبعية است و آيات لازم التمسک هم طبق اخبار «ثقلين» به هيچ وجه قابل تحريف نبوده، همان طور كه توضيح داده شد، از تحريف و تغيير مصون و محفوظ مى باشد.
- منبع: بیان در مسائل قرآن.
ادامه دارد...
@botshenasi
⚔پاسخ به تحدّی احمقانه دشمنان
چندی است گروهی از دشمنان نادان شیعه، ندای تحدّی می دهند که:
«ما تمامی شیعیان ایران، عراق و ... را تحدی می کنیم که فقط یک روایت صحیح السند مطابق تعریف حدیث صحیح نزد شیعه بیاورید و وجود مهدی فرزند امام حسن عسکری را ثابت کنید ... هر کس یک روایت صریح و صحیح از تمام کتب شیعه در اثبات امام زمان بیاورد، ما کانال هایمان را می بندیم و از بی دینی خارج می شویم و اعلام تشیع می کنیم.»
💣پاسخ کانال بت شناسی:
نیازی به اعلام تشیع شما جماعت کودن نیست! برای ما زیبنده تر است که شما دشمن ما باشید تا دوست ما!! اعتماد به نفس شما بسی شگفت آور است که با وجود جهل مطلق به احادیث شیعه، چنین مستانه مبارزه طلبی می کنید! پس از بیان چند مقدّمه به تحدّی احمقانه شما پاسخ می دهیم:
1. وجود امام عصر علیه السلام و میلاد او از متواترات تاریخ شیعه است و طلب سند صحیح در امر متواتر از جهالت است.
2. شیعه بر خلاف اهل سنّت، هرگز صحّت و ضعف سندی را مساوی با صحّت و ضعف حدیث نمی داند؛ بلکه علاوه بر سند به محتوا و متن حدیث نیز توجّه دارد.
3. وجود امام عصر ع حتّی قبل از میلاد باسعادتش از متواترات شیعه بوده است؛ زیرا شیعیان بنا بر اخبار متواتر انبیاء و اوصیاء می دانستند که فرزند امام یازدهم، حسن عسکری علیه السلام، مهدی موعود (ع) است و در پرده غیبت نهان خواهد شد.
اما یک حدیث صحیح السند و صریح که این جماعت کودن از شیعیان طلب کرده اند:
مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى جَمِيعاً عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيِّ قَالَ: اجْتَمَعْتُ أَنَا وَ الشَّيْخُ أَبُو عَمْرٍو رَحِمَهُ اللَّهُ عِنْدَ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ فَغَمَزَنِي أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنِ الْخَلَفِ ... فَخَرَّ أَبُو عَمْرٍو سَاجِداً وَ بَكَى ثُمَّ قَالَ سَلْ حَاجَتَكَ فَقُلْتُ لَهُ أَنْتَ رَأَيْتَ الْخَلَفَ مِنْ بَعْدِ أَبِي مُحَمَّدٍ ع فَقَالَ إِي وَ اللَّهِ وَ رَقَبَتُهُ مِثْلُ ذَا وَ أَوْمَأَ بِيَدِه ...
📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج1 ؛ ص329
چنان که می بینیم این حدیث صریح به دو سند نقل شده که یک طریقش را بررسی می کنیم:
1. محمد بن يحيى أبو جعفر العطار القمي شيخ من أصحابنا في زمانه ثقة عين كثير الحديث. (رجال العلامة الحلي ؛ دار الذخائر؛ ص157)
2. عبد الله بن جعفر بن الحسين بن مالك بن جامع الحميري بالحاء المهملة أبو العباس القمي شيخ القميين و وجههم، قدم الكوفة سنة نيف و تسعين و مائتين ثقة من أصحاب أبي محمد العسكري عليه السلام. (رجال العلامة الحلي ؛ دار الذخائر؛ ص106)
3. عثمان بن سعيد بفتح السين العمري بفتح العين يكنى أبا عمرو السمان، يقال له: الزيات الأسدي من أصحاب أبي جعفر محمد بن علي الثاني عليه السلام خدمه و له إحدى عشرة سنة و له إليه عهد معروف و هو ثقة جليل القدر وكيل أبي محمد عليه السلام. (رجال العلامة الحلي ؛ دار الذخائر ؛ ص126)
بنابراین سند صحیح و از بهترین اسناد است به کوری چشم دشمنان و البته احادیث صحیح و معتبر مانند این بسیار است.
Najma
@botshenasi
✒️ردّیه بر رجب برسی (4)
#برسی
رجب برسی و تعطیل ذات امیرالمؤمنین (علیه السلام)
رجب برسی در کتاب پر از دروغ «مشارق انوار الیقین» کلام باطل زیر را در ضمن خطبه ای جعلی به امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت داده است:
«أنا المعنى الذي لا يقع عليه اسم و لا شبه.» (مشارق أنوار اليقين ؛ نشر الاعلمي ؛ بيروت ؛ ص269)
نقد:
1. «معنایی که اسمی بر آن صدق نکند» عقلاً و وجداناً بی معنی و موهوم است. (معنا در تعبیر روایات به مصداق و شیء عینی خارجی گفته می شود.)
2. اگر اسمی بر حقیقت امیرالمؤمنین علیه السلام صدق نمی کند؛ پس چگونه از خود سخن می گوید؟! «أنا» ، «المعنی» ، «الذی لا یقع علیه اسم و لاشبه» مگر اسم و وصف نیست؟!!
3. این همه اسماء که برای امیرالمؤمنین ع وجود دارد و برخی از آنها در همین خطبه جعلی ذکر شده؛ چیست؟!
4. برای خداوند نیز چنین ادّعایی باطل و عین تعطیل است؛ پس چگونه برای امیرالمؤمنین ع صحیح باشد؟! به حدیث زیر توجه کنید:
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: ... مَنْ عَبَدَ الْمَعْنَى بِإِيقَاعِ الْأَسْمَاءِ عَلَيْهِ بِصِفَاتِهِ الَّتِي وَصَفَ بِهَا نَفْسَهُ فَعَقَدَ عَلَيْهِ قَلْبَهُ وَ نَطَقَ بِهِ لِسَانُهُ فِي سَرَائِرِهِ وَ عَلَانِيَتِهِ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع حَقّاً ... (الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج1 ؛ ص87)
Najma
@botshenasi
💠 ولـی امـر مسلمیــن جهان کیسـت؟ 5
✅ تفسیــر آیـــه از روایـــات
🍁زماني كه امامت به حسين عليه السلام رسيد، هيچ كدام از اهل بيت او نمي توانستند ادعايي، مانند آن چه او مي توانست از پدر و برادر خود داشته باشد، اقامه نمايند. ادعايي كه در صورت كنار گذاشتنش از اين امر، مي توانست مطرح نمايد، هر چند آنها هرگز چنين كاري نمي كردند. پس حسين عليه السلام به امامت رسيد. هنگامي كه اين امر به ايشان رسيد، جا براي تأويل اين آيه «وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعضُهُمْ أَوْلَي بِبَعضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ» باز شد.
از اين رو، بعد از حسين عليه السلام امامت به علي بن حسين عليه السلام و سپس از او به محمّد بن علي عليه السلام رسيد و فرمود: «رجس» به معناي «شك» است، به خدا سوگند ما هرگز به خدايمان شك نمي كنيم.
🌱عيسي بن سري روايت كرده است كه به امام صادق عليه السلام عرض كردم كه در باره پايه هايي كه اسلام بر آنها استوار گشته است براي من بفرما، به طوري كه چون به آنها چنگ بزنم، عملم پاك باشد و غير از آن چيزهاي ديگري كه نمي دانم به من زيان نرسانند، فرمود: گواهي دادن به يگانگي خدا و اين كه در اموال، حق زكات وجود دارد و ولايتي كه خداوند بزرگ به آن امر فرموده است و آن ولايت آل محمد عليهم السلام است. گفت: حضرت محمد صلي الله عليه و آله فرمود آن را براي مردم تفسير نمود.
🍂زكات بر پيامبر نازل شد بي آن كه ذكر شود كه از هر چهل درهم، يك درهم، كنار گذاشته شود تا اين كه باز رسول خدا صلي الله عليه و آله آن را تفسير كرد، و حج نازل شد، امّا نفرمود: هفت بار طواف كنيد و اين رسول خدا بود كه آن را براي مردم، تشريح كرد و آيه «أَطِيعواْ اللّهَ وَأَطِيعواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» در حق علي عليه السلام و حسن عليه السلام و حسين عليه السلام نازل شد.
رسول خدا صلي الله عليه و آله در حق علي عليه السلام فرمود: بدانيد كه هر كس من مولاي او هستم، پس علي هم مولاي اوست و فرمود: شما را سفارش مي كنم به كتاب خدا و اهل بيت خودم؛ چون كه من از خداوند بزرگ تقاضا كردم تا روزي كه بر حوض بهشت وارد مي شوند، بين آنها جدايي نيفكند و او تقاضايم را اجابت نمود.
و همچنين فرمود: به آنها آموزش ندهيد، چون آنها از شما داناترند و فرمود آنها شما را از دَر هدايت خارج نمي كنند؛ شما را به گمراهي وارد نمي توانند كنند، چنان كه رسول خدا صلي الله عليه و آله سكوت مي كرد و اهل بيت خود را معرفي نمي كرد، چه بسا آل فلان كس و آل فلان كس ادعا مي كردند كه اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و آله هستند «اِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرًا»
[خدا فقط ميخواهد آلودگي را از شما خاندان (پيامبر) بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند]
اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و آله، علي عليه السلام، حسن عليه السلام، حسين عليه السلام، و فاطمه سلام الله عليها بودند و آنها را در خانه أُم سلمه زير جامه خود قرار داد و فرمود: بار خدايا! هر پيامبري اهل و عترتي دارد و ايشان اهل و عترت من هستند. ام سلمه گفت: آيا من از اهل بيت تو نيستم؟ فرمود: تو به سوي خير حركت مي كني، ولي اينها اهل و عترت من هستند.
هنگامي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله وفات يافت، علي عليه السلام به دليل تبليغ زياد پيامبر صلي الله عليه و آله براي او و بلند كردن دست او در ميان مردم، سزاوارترين مردم براي حكومت بود.
💥هنگامي كه امام علي عليه السلام درگذشت، پسرانش محمد بن علي و عباس بن علي و ديگر فرزندانش را وارد اين موضوع نكرد؛ البته هيچ وقت اين كار را نمي كرد. اگر چنين مي كرد، حسن و حسين عليهما السلام مي گفتند: خداوند سبحان، همان چيزي كه در حق شما نازل فرموده است، در حق ما نيز نازل فرموده و همان طور كه امر به اطاعت از شما فرموده است، مردم را امر به اطاعت از ما نيز فرموده و همان طور كه رسول خدا براي شما تبليغ نمود، براي ما نيز چنين كرد و همان گونه كه پليدي را از شما دور كرد، از ما نيز دور كرد.
🌱هنگامي كه علي عليه السلام درگذشت، حسن عليه السلام به دليل بزرگتر بودنش نسبت به حسين عليه السلام، شايسته تر بود و زماني كه وفات يافت نتوانست فرزندان خود را وارد اين قضيه كند و اين كار را هم هيچ گاه نمي كرد، هر چند با توجه به اين فرموده خداوند بزرگ كه مي فرمايد: «وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعضُهُمْ أَوْلَي بِبَعضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ»[و خويشاوندان (طبق) كتاب خدا، بعضي (نسبت) به بعضي ديگر اولويت دارند] مي توانست آن را براي پسران خود حلال گرداند.
در چنين حالتي حسن عليه السلام مي گفت: خداوند بلند مرتبه همان طور كه مردم را به فرمانبرداري از شما و پدرتان امر نموده است، مردم را به فرمانبرداري از من نيز امر فرموده است. و همان گونه كه رسول خدا صلي الله عليه و آله براي شما و پدرتان تبليغ نمود، براي من نيز چنين كرده است
و همان طور كه
از شما و پدرتان پليدي را دور فرمود، از من نيز دور فرموده است.
@botshenasi #ادامه_دارد...
🎤 سرود صوفیه در ماه رمضان
#صوفیه
تواشیح «الاسماء الحسنی» که پیش از اذان پخش می شود و سالها است در میان ما رایج شده؛ نخستین بار توسط شیخ سید محمد نقشبندی (1976-1920) اجرا شده است. چنان که از نام این شخص روشن است؛ منتسب به فرقه صوفیه نقشبندیه می باشد. سید نقشبندی در طهطا قرآن را نزد شیخ احمد خلیل حفظ کرد و نکته جالب این که خوانندگی مذهبی را در حلقات ذکر صوفیه نقشبندیه آموخته است. پدر سید نقشبندی از مشایخ طریقه نقشبندیه و حافظ اشعار ابن فارض، صوفی مشهور بوده است و جد او نیز سید محمد بهاء الدین نقشبندی می باشد.
شکی نیست که سید نقشبندی تواشیح «الاسماء الحسنی» را به سبک صوفیه اجرا کرده است؛ زیرا اساساً او خوانندگی را نزد صوفیه نقشبندیه آموخته است.
متن این تواشیح چنین است:
«نسئلک یا من هو الله الذی لا إله إلا هو الرحمن الرحیم الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر الخالق البارئ المصور الغفار القهار الوهاب الرزاق الفتاح العلیم القابض الباسط الخافض الرافع المعز المذل السمیع البصیر الحکم العدل اللطیف الخبیر الحلیم العظیم الغفور الشکور العلی الکبیر الحفیظ المقیت الحسیب الجلیل الکریم الرقیب المجیب الواسع الحکیم الودود المجید الباعث الشهید الحق الوکیل القوی المتین الولی الحمید المحصی المبدئ المعید المحیی الممیت الحی القیوم الواجد الماجد الواحد الصمد القادر المقتدر المقدم المؤخر الأول الآخر الظاهر الباطن الوالی المتعالی البر التواب المنتقم العفو الرءوف مالک الملک ذو الجلال والإکرام المقسط الجامع الغنی المغنی المعطی المانع الضار النافع النور الهادی البدیع الباقی الوارث الرشید الصبور الذی لیس کمثله شی ء و هو السمیع البصیر اللهم صلّ افضل صلاة على اسعد مخلوقاتك سيدّنا محمد و على آله و صحبه و سلّم عدد معلوماتك و مداد كلماتك كلّما ذكرك الذاكرون و غفل عن ذكرک الغافلون.»
صلواتی که در آخر متن آمده و به رسم سنیان مشتمل بر ذکر صحابه است؛ منتسب به شافعی از ائمه چهارگانه سنیان می باشد.
عدم تناسب این اذکار با شیوه خواندن نقشبندی، با اندک تأملی آشکار می شود. چرا باید اسماء شریف خداوند را به این شیوه قرائت کرد؛ در حالی که کاملاً از معنا دور است؟!
خداوند فرموده است:
-وَ اذْكُرْ رَبَّكَ في نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلينَ (الأعراف، 205)
-ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدينَ (الاعراف، 55)
-أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ (الحدید، 16)
-اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ (زمر، 23)
نه تنها این شیوه خوانندگی هیچ تناسبی با ذکر خداوند ندارد و خالی از هر گونه خشوع و سازگاری با معنا است؛ بلکه بدون شک غِنا و حرام است. به راستی اگر این گونه خوانندگی غنا و حرام نباشد؛ غنا چیست؟! طرب و لحن اهل فسق و ترجیع اهل نوح و رهبانیت چیست؛ که در روایات به شدت نهی شده است؟! پر واضح است که این تواشیح از مصادیق بارز غنا و لحن حرام است که ریشه ای جز در خوانندگی ها و برجستن ها و سماع صوفیه ندارد.
به امید آن که قاریان شیعه به جای تقلید از قاریان فاسد المذهب، فاسق و جاهل مصری به موازین فقه شیعه و روایات اهل بیت علیهم السلام روی آورند و آداب قرائت را از ایشان بیاموزند.
Najma
@botshenasi
🔥حسن زاده آملی: صدور مخلوقات از خداوند، نکاح ازلی و مانند خروج مَنی از مرد است‼️
#آملی
«... چنانكه ناكح از اِمناى خود به توليد مثل خود و ايجاد ولدى بر صورت خود توجه مىنمايد. يعنى در حقيقت بعضى از روح خود را در نطفه نفخ مىكند كه اين امر و عمل خود يكى از مصاديق نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي است. تا از نفخ روح بدين معنى و اِمناء، نفس و عين خود را در مرآت ولد خود ببيند كه «الولد سرّ أبيه» و از عظمت شأن اين امر خداوند قسم مىخورد: وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ (بلد: 3) همچنين است خداوند سبحان در ايجاد خلق بر صورتش كه از آن تعبير به نكاح اصلى أزلي مىشود و نكاح سارى در موجودات كه به طور كلى بر پنج قسم گفته آمد...»
📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، ص 609
توضیحات آقای مهدی نصیری در این باره:
http://www.borhannews.com/news/?p=3081
Najma
@botshenasi
https://t.me/botshenasi/2637
قاعده الواحدونکاح ازلی (برهان نیوز)
http://www.borhannews.com/news/?p=3081