eitaa logo
بُت شناسی
3.1هزار دنبال‌کننده
475 عکس
577 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
ردّ: 1. اگر ظهور خداوند؛ متوقّف بر خواست امیرالمؤمنین است؛ خود امیرالمؤمنین چگونه ظاهر شده است؟! 2. انکار این که امیرالمؤمنین ع به خدا فضیلت یافته است؛ چه معنای معقول و صحیحی دارد؟! و آیا چیزی جز غلو است؟ Najma http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
✒️ردّیه بر رجب برسی (5) ☘تضعیف علامه مجلسی علامه مجلسی درباره رجب برسی می نویسد: كتاب مشارق الأنوار و كتاب الألفين للحافظ رجب البرسي‏ و لا أعتمد على ما يتفرد بنقله لاشتمال كتابيه على ما يوهم الخبط و الخلط و الارتفاع. دو کتاب مشارق الانوار و الالفین اثر حافظ رجب برسی؛ و من بر آن چه برسی به تنهایی نقل کند اعتماد ندارم زیرا دو کتاب او مشتمل بر چیزهایی است که موهم خبط و خلط و غلو است. (بحار الأنوار؛ دار احیاء التراث العربی؛ ج‏1 ؛ ص10) و در جای دیگر پس از نقل دو روایت می نویسد: لم أر هذين الخبرين إلا من طريق البرسي‏ و لا أعتمد على ما يتفرد بنقله. این دو روایت را جز از طریق برسی نیافتم و من به آن چه فقط برسی نقل کند؛ اعتماد ندارم. (بحار الأنوار ؛ ج‏42 ؛ ص301) و در جای دیگر می نویسد: اعلم أن الأخبار الواردة في هذا الباب غريبة و بعضها غير معتبرة الأسانيد كروايات البرسي‏ ... بدان که روایات وارد در این باب عجیب و برخی از آن اسنادش نامعتبر است مانند روایات برسی. (بحار الأنوار ؛ ج‏54 ؛ ص349) همچنین پس از نقل چند روایت می نویسد: الأخبار المأخوذة من كتابي الفارسي و البرسي‏ ليست في مرتبة سائر الأخبار في الاعتبار روایاتی که از کتاب [فضل الله] فارسی و برسی اخذ شد؛ در اعتبار به پای سایر روایات نمی رسد. (بحار الأنوار؛ ج‏25 ؛ ص25) ☘تضعیف شیخ حر عاملی شیخ حر عاملی در مورد رجب برسی می نویسد: «في كتابه إفراط و ربما نسب إلى الغلو» در کتاب او افراط است و چه بسا به غلو نسبت داده شده است. (أمل الآمل؛ ج‌2 ؛ ص117 ) Najma telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
✒️ردّیه بر رجب برسی (6) خوانساری صاحب روضات، رجب برسی را مروّج غلوّ و احیاگر بدعت و مخالف فقهاء و سخنانش را مانند کلمات پیروان ابوالخطاب می داند و درباره او می نویسد: «أقول بل امر الرّجل فى تشييده لدعائم المرتفعين و تجديده لمراسم المبتدعين و خروجه عن دائرة ظواهر الشّريعة المحكمة أصولها بالفروع و عروجه على قواعد الغالين و المفوّضة الملتزم وصولها الى غير المشروع و التزامه لتخطئة كبراء أهل الملّة و الدّين و تزكية من يخالف طريقة الفقهاء و المجتهدين و فتحه بكلماته الخطابيّة التّى تشبه مقالات المغيريّة و الخطّابيّة ابواب المسامحة فى امور التّكاليف العظيمة على وجوه العوام الذين هم أضلّ من الانعام و اعتقاده لعدم مؤاخذة أحد من احبّة أهل البيت المعصومين عليهم السلام شىء من الجرائم و الآثام و بنائه المذهب على التّأويلات الهوائية الفاسدة من غير دليل مع انّ أوّل مراتب الالحاد كما استفاضت عليه الكلمة فتح باب التّأويل ممّا ليس لأحد من المتدرّبين لكلماته عليه نقاب و لا لأحد من المتأملين فى تصنيفاته موضع تأمّل و ارتياب.» 📚روضات الجنات في أحوال العلماء و السادات ؛ نشر دهاقانی (اسماعیلیان) ؛ ج3 ؛ صص 340 و 341 Najma http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
🌙 ماه قرآن چون در ایام ماه مبارک رمضان هستیم، مناسب است مطلبی را در موضوع قرآن کریم و قرائت قرآن تقدیم عزیزان کنیم، که جدا مورد غفلت اهل قرآن قرار گرفته است. حتماً نام مصطفی اسماعیل، قاری مشهور مصری را شنیده اید، و می دانید امروزه در اثر شدت تاکید اساتید قرآن بر تقلید از او، جدا مورد علاقه جوانان قرآنی قرار گرفته است. حتی در جلسه ای یکی از مراجع معاصر، در تایید و تقلید سبک قرائت مصطفی اسماعیل، قاری مصری می گوید (در زمان حیات او) آرزوی من این بود که به مصر به ملاقات او بروم. سپس به تفصیل او را می ستاید. می گویم: به طور معمول آدم انتظار دارد که یک فقیه(!) آرزویش در خروج از کشور، رفتن به کربلا و مکه و دمشق باشد، اما او به دنبال مصطفی اسماعیل است. هم چنان که حقیر نگارنده در دوران کودکی به خاطر صوت مصطفی دلبسته او بودم، غافل از آنکه مصطفای سنی ریش تراشیده قاری درباری است، و خانواده اش بی حجاب اند! و خودش هم گاه با ام کلثوم بانوی ترانه سرای مشهور مصری برای اجرای برنامه می رود. قرآن خواندنش هم، اگرچه در موارد زیادی حلاوت خاصی برای خود من هم داشته است؛ اما به خلاف مدعای ایشان که «کلمات قرآن را جان می داد»؛ بیشتر آهنگ بازی بود تا معنا گرایی! آیا صدای چون شیهه را از مستمعین بعد از قرائت مشهور «انتم الفقراء إلی الله» او نشنیده اید؟ این غرق معنا کردن مخاطب است و یا غرق آهنگ کردن او؟ چه آنکه استادم از آقای شاه میوه از پسر مصطفی نقل می کرد که مصطفی روی آهنگ هر تک نفس تلاوت یک ساعت تمرین می کرد!... به هر حال مصطفی هنرمند بود! و قرائت قرآن هم معمولا در مصر یک شغل رسمی برای درآمد است. (مانند خوانندگی) پس نباید بدین سان آن را تقدیس نمود. چه آنکه خود مصطفى اسماعيل رفیق آهنگساز مشهور مصر، محمد عبد الوهاب بود. و به طور کلی مشهور است که این سبک قرائت متأثر از صوفیه مصر است. آیا این مغنیات و فرقه ها در کلام اهل بیت تا حد لعن مذمت نشده اند؟ ختم کلام، گفتار امام صادق ع است: قاریان قرآن سه دسته اند حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَذَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ قَالَ: الْقُرَّاءُ ثَلَاثَةٌ قَارِئٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ لِيَسْتَدِرَّ بِهِ‏ الْمُلُوكَ‏ وَ يَسْتَطِيلَ بِهِ عَلَى النَّاسِ فَذَاكَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ وَ قَارِئٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَحَفِظَ حُرُوفَهُ وَ ضَيَّعَ حُدُودَهُ فَذَاكَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ وَ قَارِئٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَاسْتَتَرَ بِهِ تَحْتَ بُرْنُسِهِ‏ فَهُوَ يَعْمَلُ بِمُحْكَمِهِ وَ يُؤْمِنُ بِمُتَشَابِهِهِ وَ يُقِيمُ فَرَائِضَهُ وَ يُحِلُّ حَلَالَهُ وَ يُحَرِّمُ حَرَامَهُ فَهَذَا مِمَّنْ يُنْقِذُهُ اللَّهُ مِنْ مَضَلَّاتِ الْفِتَنِ وَ هُوَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ يَشْفَعُ فِيمَنْ شَاءَ. 🔺هشام بن سالم از امام صادق (ع) نقل مى‏كند كه فرمود: قاريان قرآن سه دسته ‏اند: كسى كه قرآن مى‏خواند تا از پادشاهان پول بگيرد و به مردم فخرفروشى كند، او اهل آتش است، و كسى كه قرآن مى‏خواند و حروف آن را حفظ مى‏كند ولى حدودش را ضايع مى‏كند، او نيز اهل آتش است و كسى كه قرآن مى‏خواند و آن را زير كلاه خويش (در مغز خود) جاى داده و به آيات محكم آن عمل مى‏كند و به آيات متشابه آن ايمان دارد و واجباتش را به جاى مى‏آورد و حلالش را حلال و حرامش را حرام مى‏داند، او از كسانى است كه خداوند او را از فتنه‏ هاى گمراه ‏كننده نجات مى‏دهد و او اهل بهشت است و مى‏تواند در باره هر كسى كه بخواهد شفاعت كند. 📚الخصال، ج‏1، ص 143 و در روایات مشابهی در همین باب گروه اخیر، نادر تر از کبریت احمر شمرده شده. حال حساب این کسی که امروزه الگو معرفی می شود، و جوانان، نا خودآگاه شیفته اش می شوند، کجای کار قرار دارد؟ @botshenasi
نکته ای در باب قرائت زیارت عاشورا فقره "... و ان یرزقنی طلب ثاری (ثارکم) ..." به دو صورت نقل شده و در برخی نسخ "ثاری" و در برخی نسخ "ثارکم" آمده است. در کتابچه های دعا برای اشاره به این اختلاف نسخه کلمه را چنین می نویسند: "ثاری کم" و این باعث شده بسیاری از مردم کلمه را به همین صورت "ثاریکم" بخوانند در حالی که این لفظ معنایی ندارد و غلط است. باید این لفظ را یا به صورت "ثاری" و یا به صورت "ثارکم" خواند. Najma http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
⚖نقد قرآنیه (11) ❌بدعت صادقی تهرانی لعنه الله در ثبوت حدّ زنا محمّد صادقی تهرانی، نویسنده جاهل بی خرد و بدعتگذار بی باک گوید: «با جمله‏ لَوْ لا جاؤُ عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ زمينه حد زنا را تنها همان رؤيت چهار نفر مرد عادل دانسته است. روى اين اصل تنها معيار اثبات و اجراى حد، شهادت چهار مرد عادل واجد شرايط شهادت است، و حتى اقرارهاى چهارگانه يا بيشتر با شروطش- بر خلاف آنكه گفته شده است- هرگز حدى را ثابت نمى‏كند.» 📚ترجمان فرقان؛ نشر شکرانه؛ ج‏3؛ ص415 معلوم نیست چگونه از این آیه شریفه استنباط کرده است که تنها راه اثبات حد شهادت چهار مرد عادل است و حتّی اقرارهای چهارگانه هم حدی را ثابت نمی کند!! در حالی که آیه شریفه هرگز در مقام حصر راههای اثبات حد نیست بلکه در مقام بیان قضیه افک است و لفظ آن کمترین دلالتی بر حصر ادّعا شده ندارد؛ کما این که در آیات قبل راه دیگری برای ثبوت حدّ بیان شده است: «وَ الَّذينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلاَّ أَنْفُسُهُمْ فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقينَ وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبينَ. وَ يَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكاذِبينَ‏ وَ الْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْها إِنْ كانَ مِنَ الصَّادِقينَ‏ ...‌‏» (النور،6-9) این جاهل مغرور با اجماع مسلمین مخالفت نموده زیرا همه فقهاء از شیعه و سنی، اقرار به زنا را راه ثبوت حد می دانند؛ هر چند در شرایطش اختلاف دارند. پوشیده نیست که سنت قطعی و روایات متواتر بر اعتبار اقرار دلالت دارد که تنها سه مورد از باب نمونه ذکر میشود: 1. عَنْ أَحَدِهِمَا ع‏ فِي رَجُلٍ أَقَرَّ عَلَى نَفْسِهِ بِالزِّنَى أَرْبَعَ‏ مَرَّاتٍ‏ وَ هُوَ مُحْصَنٌ يُرْجَمُ إِلَى أَنْ يَمُوتَ أَوْ يُكَذِّبَ نَفْسَهُ قَبْلَ أَنْ يُرْجَمَ فَيَقُولَ لَمْ أَفْعَلْ فَإِنْ قَالَ ذَلِكَ تُرِكَ وَ لَمْ يُرْجَمْ ... (الكافي ؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏7 ؛ ص219) 2. أَنَّ امْرَأَةً أَتَتْ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع فَأَقَرَّتْ عِنْدَهُ بِالزِّنَا أَرْبَعَ‏ مَرَّاتٍ‏ قَالَ فَرَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ إِنَّهُ قَدْ ثَبَتَ عَلَيْهَا أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ ... (وسائل الشيعة ؛ ج‏28 ؛ ص13) 3. سُئِلَ الصَّادِقُ ع‏ عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَةٍ يَا زَانِيَةُ فَقَالَتْ أَنْتَ أَزْنَى مِنِّي قَالَ عَلَيْهَا الْحَدُّ فِيمَا قَذَفَتْهُ بِهِ وَ أَمَّا فِي إِقْرَارِهَا عَلَى نَفْسِهَا فَلَا تُحَدُّ حَتَّى‏ تُقِرَّ بِذَلِكَ عِنْدَ الْإِمَامِ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ. (من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏4 ؛ ص73) بنابراین فتوای چرند صادقی تهرانی مصداق کامل «بدعت» و انکار ضروری دین است و البته بدعتهای این ملعون از شماره بیرون است. Najma http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
⚖نقد قرآنیه (12) 💌نامه محمد حسین طباطبایی صاحب تفسیر المیزان به صادقی تهرانی طباطبایی نامه ای برای صادقی تهرانی نوشته و از تفسیر سراسر بدعت و کفر و یاوه سرایی او تمجید کرده و آن را «سند عزّت خود» نامیده است! به راستی که باید هم چنین کند زیرا تفسیر سخیف الفرقان ثمره بدعتهایی است که طباطبایی در شیوه تفسیر قرآن بنیان نهاده است. 📜متن نامه طباطبایی که صادقی آن را به عربی ترجمه کرده است: «فضيلة شيخنا الشيخ الدكتور محمد الصادقي المحترم دامت إفاضاته. السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته. زرنا مجلدين من تفسيركم الشريف (الفرقان) مع كتابكم الكريم، فبعد فراق طويل بيننا بأعوام عدة، و انقطاع اخباركم عنا بزمن بعيد، يسرني أن وصلني نبأ صحتكم و توفيق سماحتكم، فحمدت ربي، و أرجو منه سبحانه أن يقرنكم دائما بالعافية و التوفيق، و أن يسدّد خطاكم، و يؤيدكم بألطافه و عناياته الخاصة. إن تفسير «الفرقان» الشريف الذي زرته، إنه لكتاب يقرّ عيوننا، و هو سند عزنا و أصل من مفاخرنا- نحن المفسرين- إن شاء اللّه تعالى تكرس كافة طاقاتك و إمكانياتك و تبذل جميع مساعيك في مواصلة هذا الأسلوب الفريد من التفسير- أعني: تفسير القرآن بالقرآن- فلا تملّ و لا. تكسل و لا تفشل في هذا المشروع العظيم، خدمة للمعارف القرآنية، و كشفا للقناع عن ذخائر هذا الكتاب المكنون السماوي، و أرجو من اللّه عز اسمه لكم التوفيق و أن يؤيد سماحتكم في هذه السبيل، و السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته. محمد حسين الطباطبائي‏» 📚الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن و السنه، ج‏1، ص 7 Najma http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
☀️نصوص امامت (1) محسن کدیور: «پیامبر (ص) اسامی ائمه ی اثنی عشر غیر از علی بن ابی طالب (ع) را یقیناً اعلام نفرموده اند. این گونه روایات همانند روایات خلفای راشدین همگی در ازمنه ی بعدی ساخته و به پیامبر (ص) نسبت داده شده است ... هیچ امامی جز به نام امام بعد از خود تصریح نکرده است. روایات مخالف این معنی بعداً ساخته و به ساحت ائمه نسبت داده شده اند.» (کانال رسمی کدیور، مقاله تأملی در ادعیه مشهور ماه رمضان) پاسخ: محسن کدیور بر ادّعای پوچ خود کمترین دلیلی ندارد و سخن او صرف تخرّص و ادّعای علم غیب است. در ادامه برای ابطال دعوی او پاره ای از نصوص امامت را از زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله و امامان متقدّم ذکر کرده و به بررسی آن می پردازیم. Najma http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
☀️نصوص امامت (2) 1. «الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا» رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: حسن و حسین امام اند چه قیام کنند و چه [در خانه] بنشینند. این روایت مشهور نبوی به اسناد مختلف نقل شده است: 1. كفاية الأثر، نشر بيدار، صص38 و ص117 2. دعائم الإسلام، مؤسسة آل البیت ع ، ج‏1 ، ص37 3. علل الشرائع، مکتبة داوری، ج‏1، ص211 4. ارشاد المفید، مؤسسة آل البیت ع، ج‏2 ، ص30 و ... اما نکته مهم این جا است که علمای مذاهب این حدیث را صحیح شمرده: 1. مجمع البيان، نشر ناصر خسرو، ج‏4، ص511 2. الایضاح فی شرح المصباح، احمد بن یحیی حابس، مسأله 29 3. عوالي اللئالي ، دار السید الشهداء، ج‏3 ، ص129 و آن را متواتر، اجماعی و مورد قبول همه امّت دانسته اند: 1. إحقاق الحق (ملحقات آیت الله مرعشی) ، کتابخانه آیت الله مرعشی، ج‏19، ص 217 2. الفصول المختارة؛ شیخ مفید؛ مؤتمر الشیخ المفید؛ ص303 3. النكت في مقدمات الأصول؛ شیخ مفید؛ مؤمتر الشیخ المفید ؛ ص48 4. التعجب من أغلاط العامة؛ شیخ کراجکی؛ دار الغدیر؛ ص129 5. مناقب آل أبي طالب؛ نشر علامه ؛ ج‏3 ؛ ص394 6. الحدائق الناضرة، جامعه مدرسین، ج‌12، ص 414 7. الدرر النجفية، دار المصطفی، ج‌3، ص43 8. الأساس لعقائد الأكياس، قاسم بن محمد، مکتبة التراث الاسلامی، صعدة، ص 153 9. الإصباح على المصباح؛ ابراهیم بن محمد؛ مؤسسة الامام زید؛ صنعاء؛ ص169 10. شرح الأساس الكبير؛ احمد بن محمد بن صلاح ؛ دار الحکمة الیمانیة؛ صنعاء؛ ج‏1 ؛ ص92 11. عدة الأكياس؛ احمد بن محمد بن صلاح ؛ دار الحکمة الیمانیة؛ صنعاء ؛ ج‏2 ؛ ص183 12. مجموع السيد حميدان؛ مرکز اهل البیت ؛ صعدة؛ ص436 13. مجموع رسائل المنصور؛ مؤسسة الامام زید؛ صنعاء؛ ج‏1 ؛ ص441 14. مجموع رسائل الهادي؛ مؤسسة الامام زید؛ صنعاء؛ ص195 15. ينابيع النصيحة؛ حسين بن بدرالدین؛ مکتبة البدر؛ صنعاء؛ ص407 16. الكاشف الامین عن جواهر العقد الثمین؛ محمد بن یحیی مداعس؛ مؤسسة الامام زید 17. الموعظة الحسنة، محمد بن القاسم الحوثی، باب 3، فصل3، مسأله 9 18. سبیل الرشاد الی معرفة رب العباد؛ محمد بن الحسن بن المنصور؛ مؤسسة الامام زید 19. لوامع الانوار؛ مجد الدین المؤیدی؛ مرکز اهل البیت 20. مجمع الفوائد؛ مجد الدین المؤیدی 21. منهج الصادقين، کتابفروشی اسلامیة، ج‏3، ص 427 با این وجود محسن کدیور بر چه اساسی بی شرمانه ادّعا می کند: رسول اکرم صلی الله علیه و آله نام امامان را اعلام نکرده اند؟! Najma http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
☀️نصوص امامت (3) 2. حدیث لوح یکی از نصوص جامع امامت حدیث لوح است. لوحی که خداوند برای حضرت زهرا سلام الله علیها فرستاد و در آن نام دوازده امام نوشته شده بود و جابر بن عبد الله انصاری سعادت یافت که این لوح را بنگرد. شیخ ابوالفتح کراجکی در کتاب شریف «الاستنصار» درباره این حدیث می نویسد: «و من ذلک خبر اللّوح المشتهر المعروف الذی قد اجتمعت الشیعة الإمامیة [علیه] و لم تختلف فیه.» ترجمه: «از جمله نصوص امامت روایت مشهور و معروف لوح است که شیعیان امامیه بر آن اجماع دارند و در آن اختلاف ندارند.» این روایت به اسناد متعدّد در مصادر زیر نقل شده: 1. الاستنصار، شیخ کراجکی (نسخه این کتاب پیوست خواهد شد.) 2. الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏1 ؛ صص527 و 532 3. من لا يحضره الفقيه ؛ جامعه مدرسین ؛ ج‏4 ؛ ص180 4. عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ نشر جهان ؛ ج‏1 ؛ صص40-48 5. كمال الدين ؛ دار الکتب الاسلامیة ؛ ج‏1 ؛ ص269 و صص308-313 6. الإرشاد ؛ مؤسسة آل البیت ؛ ج‏2 ؛ ص346 7. تقريب المعارف ؛ نشر الهادی ؛ ص421 8. الإمامة و التبصرة ؛ مدرسة الامام المهدی ع ؛ ص103 9. كفاية الأثر ؛ نشر بیدار ؛ ص195 و 196 10. الغيبة للنعماني، نشر الصدوق ، ص 62 11. الخصال ؛ جامعه مدرسین ؛ ج‏2 ؛ ص477 12. اثبات الوصية ؛ نشر انصاریان ؛ ص168 -170 و 268 و 271 13. إعلام الورى ؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ص386 14. جامع الأخبار؛ المطبعة الحیدریة؛ ص17 15. كشف الغمة؛ نشر بنی هاشمی ؛ ج‏2 ؛ ص448 16. العدد القوية؛ کتابخانه آیت الله مرعشی؛ صص 70 و 71 و ... تعدّد طرق حدیث موجب یقین به صدور آن است. یکی از طرق حدیث؛ روایت ابوالجارود است که به سند صحیح از او نقل شده و ابوالجارود نیز گر چه در وثاقتش اختلاف است؛ اما چون اتّهامات او مبنی بر زیدی بودن او است؛ هرگز گمان جعل در نقل او نمی رود؛ زیرا هیچ گاه «زیدی» به نفع «امامیه» و بر ضدّ «زیدیه» حدیث جعل نمی کند. ضمن این که روایت او مصداق اخبار از آینده است که قابل جعل نیست. ✅به این ترتیب پوچ بودن ادّعای محسن کدیور -که نام ائمه علیهم السلام در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه متقدّم اعلام نشده است- بیشتر روشن می شود. Najma http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
...: قال: أبو جعفر محمّد بن علي بن الحسين بن موسي بن بابويه الفقيه مولّف هذا الكتاب رحمة اللَّه عليه: حدّثني محمّد بن موسي بن المتوكّل‌رحمه الله قال: حدّثنا محمّد ابن يحيي العطار الكوفي عن موسي بن عمران الخعي، عن عمّه الحسين بن يزيد النوفلي، عن علي بن سالم، عن أبيه، عن أبي بصير، قال: قال الصادق «‌عليه السلام»: «شيعتنا أهل الورع و الاجتهاد وأهل الوفاء و الأمانة و أهل الزهد و العبادة أصحاب احدي و خمسين ركعة في اليوم و الليلة، القائمون بالّليل، الصائمون بالنهار، يزكّون أموالهم ويحجّون البيت ويجتنبون كلّ محرّم.» امام صادق‌ «عليه السلام» فرمودند: «شيعيان ما پرهيزکار، پرتلاش، با وفا، امانت دار و دوری كننده از دنيا هستند. پنجاه و يک ركعت نماز در روز و شب به جای می‌آورند. شب‌ها را بيدار هستند و عبادت می‌كنند و روزها را روزه میگيرند، زكات مال خود را می‌دهند و حجّ را به جا می‌آورند و از هر حرامی دوری می‌كنند». - صفات الشیعه، حدیث ۱.