✅ معنای حدیث با فرض صحّت لفظ
چنان که خواهیم گفت؛ لفظ روایت تحریف شده است؛ اما با فرض صحت لفظ باید گفت: معنای صحیح حدیث همان وجه نخستی است که مجلسی فرموده است:
«أي يمسه الأذى و الشدة في رضاء الله تعالى و قربه»
یعنی در راه رضا و قرب خداوند به او اذیت و سختی می رسد.
تاج العروس من جواهر القاموس ؛ ج8 ؛ ص474: أَمْسَسْتُه الشَّيْءَ فمَسَّهُ. و منه الحَدِيثُ: «و لم يَجِدْ مَسًّا مِن النَّصَبِ». هو أَوَّلُ ما يُحِسُّ به من التَّعَبِ، و يُطْلَق في كُلّ مَا يَنَالُ الإِنْسَانَ مِن أَذًى ...
بنابراین «فی ذات الله» یعنی «لذات الله».
این معنا در روایات متعدد با الفاظ مشابه به کار رفته است؛ مانند:
1. مَكْدُوداً فِي ذَاتِ اللَّهِ (خطبه فدکیه: الإختصاص ؛ ص121 و بلاغات النساء، ص 25 و ...)
2. تَحَمَّلْتُمُ الْمَئُونَةَ فِي ذَاتِ اللَّهِ (تحف العقول ؛ ص238)
3. وَ صَبَرْتُمْ فِي ذَاتِ اللَّهِ (الكافي، نشر الإسلامية) ؛ ج4 ؛ ص)559
4. جَاهَدْتُمْ بِهِ فِي ذَاتِ اللَّهِ ( الكافي، نشر الإسلامية ؛ ج8 ؛ ص361)
و نمونه های متعدد دیگر.
با این حال چنان که نشان خواهیم داد اصل حدیث چیز دیگری است که به این صورت تصحیف شده است.
⁉️اصل ماجرا چیست؟
در یکی از سفرهای جنگی، امیرالمؤمنین علیه السلام سپاه را ترک کرد و وقتی بازگشت؛ دید: سپاهیان لباسهای غنیمت گرفته شده را قبل از آن که به رسول خدا صلی الله علیه و آله برسانند؛ پوشیده اند. حضرت با آنان برخورد تندی کرد و لباس ها را پس گرفت و این باعث کینه ی آنان شد. وقتی در مکه خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدند؛ از امیرالمؤمنین علیه السلام بسیار شکایت کردند. رسول خدا صلی الله علیه و آله به منادی فرمان داد که ندا دهد: ارْفَعُوا أَلْسِنَتَكُمْ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ خَشِنٌ فِي ذَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ غَيْرُ مُدَاهِنٍ فِي دِينِهِ ... یعنی زبان خود را از [بدگویی به] علی بن ابی طالب ع بازدارید زیرا او به خاطر خدا خشن است و در دین او تسامح نمی کند ... (الإرشاد، شیخ مفید، چاپ کنگره، ج1، ص 173 و كشف الغمة، نشر بنی هاشمی، ج1، ص 236 و إعلام الورى؛ نشر الاسلامیة؛ ص131 و بحار الأنوار، چاپ بيروت، ج21، ص 385)
⚜ این اصل ماجرا است و جمله رسول اکرم صلی الله علیه و آله به الفاظ مختلف نقل شده است؛ مانند:
1. «خشن فی ذات الله»
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام؛ ج2 ؛ ص110
إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج15، ص 442
2. «اخشن فی ذات الله»
بحار الأنوار، چاپ بیروت، ج107، ص 31 و إحقاق الحق ، ج15، ص 442و 443 و نیز ج4 ، ص240 و 242 و نیز ج20، ص 299 و 302 و نیز ج 31 ، ص 47 و 48
3. «اخیشن فی ذات الله»
عمدة عيون صحاح الأخبار؛ ص273 و إحقاق الحق ، ج15، ص440 و 441 و 445 و نیز ج20، ص 300 و نیز ج22، ص 255 و نیز ج31، ص 46 و نیز ج4، ص 241 و 242 و 244
4. «مخشوشن فی ذات الله»
إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج31، ص 46 و نیز ج15، ص 440 و 442 و 444 و نیز ج4، ص 241 و نیز ج20، ص 299 و نیز ج22، ص 255.
همه این الفاظ و موارد دیگر معنای نزدیکی دارند.
☘در بسیاری از مصادر لفظ حدیث به صورت چهارم «مخشوشن فی ذات الله» نقل شده است.
«مخشوشن» از فعل «اخشوشن» و به معنای شدید و خشن است. چنان که در حدیث دیگری نیز می خوانیم:
إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ خَشِنٌ مُخْشَوْشِنٌ. (عيون الحكم؛ دار الحدیث؛ ص157 و غرر الحكم ؛ دار الکتاب الاسلامی؛ ص233)
🔷لفظ «مخشوشن» در تحریر بسیار شبیه «ممسوس» است؛ از این رو است که برخی از ناسخان و خوانندگان دچار اشتباه شده و حدیث مذکور را به صورت «ممسوس فی ذات الله» پنداشته اند. ولی با مقابله ی مصادر متعدد و الفاظ مختلف حدیث معلوم می شود که اصل آن «مخشوشن فی ذات الله» است.
البته این مضمون به الفاظ مشابه در احادیث دیگر هم به کار رفته است؛ مانند:
لَمْ أَرْجِعْ عَنِ الشِّدَّةِ فِي ذَاتِ اللَّهِ وَ الْجِهَادِ لِأَعْدَاءِ اللَّهِ (وقعة صفين ؛ ص471)
تَنَمُّرَهُ فِي ذَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (خطبه فدکیه: معاني الأخبار ؛ ص355 و بلاغات النساء ؛ ص32)
و موارد متعدّد دیگر.
☘بررسی مستندات غلات (6)
«انا اصغر من ربی سنتین»
یکی از غالیان عصر نوشته است:
«حضرت مولا اميرالمؤمنان امام علی علی بن ابی طالب سلام الله علیه فرمودند: أنا اصغر من ربی بسنتين (من از خداوند دو سال کوچکتر هستم) مستدرک الصفينة البحار ج 6 ص 285. بحار الانوار مؤسسه الوفاء بيروت سال 1404 ه ق جلد 38 صفحه 278 بر منکر روايت صحيح السند اهلبيت علیهم السلام لعنت»
[اشکالات لفظی متن از نویسنده جاهل است.]
‼️نویسنده نه می داند سند یعنی چه و نه می داند که صحیح به چه می گویند!!
🌱بررسی متن روایت:
بر هر مسلمانی روشن است که ظاهر روایت کفر و مستلزم حدوث و محدودیت خداوند است و همه ی تأویلاتی که اهل اخبار برای آن کرده اند؛ به غایت خنک و پرتکلف است.
🌱بررسی سند روایت:
این روایت فقط در کتب متأخر مانند مصابیح الانوار و ... بدون هیچ گونه سندی نقل شده است.
اما آدرسی که نویسنده متن فوق داده؛ مصداق روشن تدلیس و فریبکاری است زیرا در متن بحار چنین روایتی نیست بلکه مصحح کتاب در پاورقی صفحه مذکور آن را آورده است. و در کتاب معاصر مستدرک سفینة البحار هم سندی برای این روایت ذکر نشده است.
🌿بنا بر نقل سید حیدر آملی این کلام در حقیقت از آن ابوالحسن خرقانی صوفی مشهور است:
المقدمات من نصالنصوص، حیدر آملی (ص 203) : ... و ثالثهم الخرقانى الذي قال: «أنا أقل من ربّى بسنتين».
اگر در زمان حیدر آملی این جمله به امام علی ع منسوب بود؛ حتماً ذکر می کرد؛ زیرا او بر جمع روایات جعلی صوفیه حرص تمام دارد.
🌿 حیدر آملی این جمله را در مواضع دیگر نیز به بعضی از عرفا نسبت داده است:
المقدمات من نصالنصوص، ص 328: قال العارف: «انا اقلّ من ربّى بسنتين»
المقدمات مننصالنصوص، ص 453: ... قول العارف: «لا فرق بينى و بين ربّى الا انّى تقدمت بالعبودية» و قول غيره: «أنا أقلّ من ربّى بسنتين».
نقد النقود، ص 663: قال بعضهم: «أنا أقلّ من ربّى بشيئين»
🌿 همچنین این جمله را از شطحیات ابن عربی دانسته اند:
موسوعة كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ؛ ج1 ؛ ص1028: شطح: ... كقول ابن عربي: أنا أصغر من ربي بسنتين ...
لغت نامه دهخدا، ذیل شطح: ... آنچه صوفیان گاه وجد و حال بیرون از شرع گویند ... چنانکه ابن عربی گفته : انا اصغر من ربی سنتین ...
🌿 حتی فیض کاشانی نیز که مرام حشوی و عرفانی دارد این جمله را به برخی عرفا نسبت داده است:
رسائل فيض كاشانى ؛ ج1-تحقيقمعنىقابليت ؛ ص11: روزى از فضيل عياض پرسيدهاند كه «بسى مردم به اعمال شاقه و عبادات نافله مشغول و مواظبند، و جمعى كه ايشان را آنها نيست مىبينيم كه در احوال و مقامات از آن عمال و عباد در گذشتهاند؛ از كجاست اين؟ گفت: از تفاوت استعداد» سائل ديگر گفت: «من أعدك الأول؟» يعنى مفتاح جود نخستين كه استعداد است چه بود؟ ديگرى بشنيد، گفت: «أنا أقل من ربي بسنتين» يعنى بدو صفت از رب خود كمترم، باقى در همه اشتراك دارم ...
🌿 عبدالرزاق کاشانی نیز که از صوفیه قرن هشت است این جمله را به غیر معصوم نسبت داده است:
مجموعه رسائل و مصنفات كاشانى ؛ ص603: ... و إذا تحققت الحضرات الثلاث و امتداداتها تحقق معنى قول من قال: أنا أقل من ربي بسنتين! ...
☘بررسی مستندات غلات (7)
إِيَّاكُمْ وَ الْغُلُوَّ فِينَا قُولُوا إِنَّا عَبِيدٌ مَرْبُوبُونَ وَ قُولُوا فِي فَضْلِنَا مَا شِئْتُم. (الخصال ؛ ج2 ؛ جامعه مدرسین؛ ص614)
بپرهیزید از غلو در باره ی ما. بگویید ما بندگانی مخلوق هستیم و هر چه می خواهید در فضل ما بگویید.
❌غلات و حشویه با استناد به این حدیث هر فضیلتی که می شنوند یا به ذهنشان می رسد به ائمه ع نسبت می دهند!!
در پاسخ می گوییم این روایت نیز مانند بسیاری از آیات و روایات مطلق نیست و با دلائل قطعی تخصیص خورده و مقید می شود.
🌴چند مثال:
1. «نبوت» فضل است و مقام ربوبی هم نیست اما نسبت دادن آن به ائمه ع کفر است.
رجال الكشي ؛ ص301: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: مَنْ قَالَ إِنَّا أَنْبِيَاءُ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ، وَ مَنْ شَكَ فِي ذَلِكَ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ.
هر کس بگوید ما نبی هستیم؛ پس لعنت خدا بر او باد و هر کس در این [که معتقد به نبوت ما ملعون است] شک کند؛ پس لعنت خدا بر او باد.
🌱اتفاقاً همین قید در یکی از نقل های این روایت ذکر شده است:
الخرائج و الجرائح ؛ ج2 ؛ ص734: عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع ... اجْعَلُونَا عَبِيداً مَخْلُوقِينَ وَ قُولُوا فِينَا مَا شِئْتُمْ إِلَّا النُّبُوَّةَ
امام صادق ع فرمود: ما را بنده مخلوق قرار دهید و هر چه می خواهد درباره ما بگویید؛ جز نبوت.
2. «مرد بودن» فضل است ولی حضرت زهرا سلام الله علیها مرد نیست.
- الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ
- از امیرالمؤمنین ع نقل است که ده نعمت خداوند را برشمرد و فرمود: « [العاشرة] أَنْ جَعَلَنَا سُبْحَانَهُ ذُكْرَاناً لَا إِنَاثاً.» (الأمالي للطوسي ؛ ص492)
- [فَضْلُ الرِّجَالِ عَلَى النِّسَاءِ] كَفَضْلِ السَّمَاءِ عَلَى الْأَرْضِ وَ كَفَضْلِ الْمَاءِ عَلَى الْأَرْضِ (الأمالی للصدوق ؛ ص192)
3. «امیرالمؤمنین» نامیده شدن فضل است ولی بنا بر روایات متواتر اجازه نداریم؛ ائمه دیگر را امیرالمؤمنین بنامیم و اگر احیاناً روایت معارضی باشد شاذّ است:
مردی خدمت امام صادق ع آمد و گفت: السلام علیک یا امیرالمؤمنین. حضرت بر دو قدم خویش ایستاد و فرمود: ساکت باش این اسم جز برای امیرالمؤمنین ع شایسته نیست. خداوند او را به این اسم نامیده و جز او کسی راضی نمی شود که امیرالمؤمنین نامیده شود مگر کسی که منکوح باشد و اگر هم نباشد به آن مبتلا خواهد شد. (تفسير العياشي ؛ ج1 ؛ ص276)
4. برتری بر امیرالمؤمنین علیه السلام فضل است و ربوبیت هم نیست اما نمی توان به دیگر ائمه ع نسبت داد؛ زیرا به ضرورت مذهب امیرالمؤمنین از همه امامان برتر است:
عن الباقر علیه السلام قال: عَلِيٌّ ع أَوَّلُنَا وَ عَلِيٌ أَفْضَلُنَا وَ خَيْرُنَا بَعْدَ النَّبِيِّ ص. (بصائر الدرجات، ج1، ص215)
و موارد متعدّد دیگر که مجال شمارش آنها نیست.
🌴در برخورد با این روایت باید چند نکته را در نظر داشت:
1. کلام امام عرفی است و مخاطب او عقلایند. عقلا و اهل عرف می دانند؛ چنین کلامی مطلق نیست:
محمد بن مارد به امام صادق ع عرض کرد: برای ما روایت شده که شما فرمودی: «إِذَا عَرَفْتَ فَاعْمَلْ مَا شِئْتَ» (وقتی [ولایت را] شناختی هر چه خواستی بکن) امام فرمود: آری من گفتم. راوی گفت: اگر چه زنا و دزدی کند و شراب بخورد؟ امام فرمود: انا لله و انا الیه راجعون ... من فقط منظورم این بود که هر گاه شناختی؛ هر کار خیری می خواهی انجام بده؛ چه کم باشد؛ چه زیاد زیرا از تو پذیرفته خواهد شد. (الكافي، نشر الإسلامية، ج2، ص 464)
حسین بن منذر گوید: به امام صادق ع عرض کردم زنم به من مالی داده تا هر چه می خواهم با آن بکنم. آیا می توانم با آن کنیزی بخرم و با او جماع کنم؟ امام فرمود: نه! زنت این مال را به تو داده که خوشحالش کنی؛ و تو می خواهی ناراحتش کنی؟! (من لا يحضره الفقيه ؛ ج3 ؛ ص195)
2. باید حد ربوبیت و حد بندگی را شناخت و مقتضیات هر کدام را دانست. مثلاً نمی توان گفت: «ما ائمه را خدا نمی دانیم؛ ولی میگوییم ازلی هستند.» زیرا ازلی بودن مستلزم ربوبیت است:
لَوْ كَانَ قَدِيماً لَكَانَ إِلَهاً ثَانِياً (نهج البلاغة؛ نشر الهجرة؛ ص274)
3. دروغ بستن بر ائمه ع حرام است و نمی توان چیزی را که دروغ است یا سندی ندارد به استناد «قولوا فی فضلنا ما شئتم» به ائمه ع نسبت داد!
4. گاهی انسان چیزی را فضل تصور می کند؛ در حالی که نقص است. مثلاً «امیرالمؤمنین» یا «نبی» نامیدن ائمه ع، استخفاف مقام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و انکار «خاتم الانبیاء» بودن رسول خدا صلی الله علیه و آله است.
📚 عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج1، ص: 304 بسنده ... قَالَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ أَبِي مَحْمُودٍ فَقُلْتُ لِلرِّضَا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّ عِنْدَنَا أَخْبَاراً فِي فَضَائِلِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ فَضْلِكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ هِيَ مِنْ رِوَايَةِ مُخَالِفِيكُمْ وَ لَا نَعْرِفُ مِثْلَهَا عِنْدَكُمْ أَ فَنَدِينُ بِهَا فَقَالَ يَا ابْنَ أَبِي مَحْمُودٍ لَقَدْ أَخْبَرَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ عَنْ إِبْلِيسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِيسَ ثُمَّ قَالَ الرِّضَا يَا ابْنَ أَبِي مَحْمُودٍ إِنَّ مُخَالِفِينَا وَضَعُوا أَخْبَاراً فِي فَضَائِلِنَا وَ جَعَلُوهَا عَلَى ثَلَاثَةِ أَقْسَامٍ أَحَدُهَا الْغُلُوُّ وَ ثَانِيهَا التَّقْصِيرُ فِي أَمْرِنَا وَ ثَالِثُهَا التَّصْرِيحُ بِمَثَالِبِ أَعْدَائِنَا فَإِذَا سَمِعَ النَّاسُ الْغُلُوَّ فِينَا كَفَّرُوا شِيعَتَنَا وَ نَسَبُوهُمْ إِلَى الْقَوْلِ بِرُبُوبِيَّتِنَا وَ إِذَا سَمِعُوا التَّقْصِيرَ اعْتَقَدُوهُ فِينَا وَ إِذَا سَمِعُوا مَثَالِبَ أَعْدَائِنَا بِأَسْمَائِهِمْ ثَلَبُونَا بِأَسْمَائِنَا وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ يَا ابْنَ أَبِي مَحْمُودٍ إِذَا أَخَذَ النَّاسُ يَمِيناً وَ شِمَالًا فَالْزَمْ طَرِيقَتَنَا فَإِنَّهُ مَنْ لَزِمَنَا لَزِمْنَاهُ وَ مَنْ فَارَقَنَا فَارَقْنَاهُ إِنَّ أَدْنَى مَا يَخْرُجُ بِهِ الرَّجُلُ مِنَ الْإِيمَانِ أَنْ يَقُولَ لِلْحَصَاةِ هَذِهِ نَوَاةٌ ثُمَّ يَدِينَ بِذَلِكَ وَ يَبْرَأَ مِمَّنْ خَالَفَهُ يَا ابْنَ أَبِي مَحْمُودٍ احْفَظْ مَا حَدَّثْتُكَ بِهِ فَقَدْ جَمَعْتُ لَكَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.
🔸ابراهيم بن ابي محمود گويد: به امام رضا عليه السّلام عرض كردم: يا ابن رسول اللَّه! نزد ما از روايات مخالفين شما در فضائل امير مؤمنان و شما خاندان رواياتى هست كه امثال آن را در بين روايات شما نمىبينم، آيا به آنان معتقد شويم؟ حضرت فرمودند: پدرم از پدرش و آن حضرت از جدّ خود برايم روايت كردند كه حضرت رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: هر كس به سخنگويى گوش فرا دهد او را عبادت كرده است. اگر آن سخنگو از جانب خدا سخن ميگفت، او خدا را عبادت كرده است، و اگر از جانب ابليس سخن ميگفت، ابليس را عبادت كرده است، سپس فرمودند: اى ابن ابي محمود! مخالفين ما سه نوع خبر در فضائل ما جعل كردهاند:
1- غلوّ، 2- كوتاهى در حقّ ما، 3- تصريح به بدىهاى دشمنان ما، و دشنام به آنان.
و وقتى مردم اخبار غلوّ آن دسته را ميشنوند، شيعيان ما را تكفير مىكنند و ميگويند: شيعه قائل به ربوبيّت ائمّه خود مىباشد. و وقتى كوتاهى در حقّ ما را مىشنوند، به آن معتقد ميشوند، و وقتى بدىهاى دشمنان ما و دشنام به آنان را ميشنوند، ما را دشنام ميدهند. و حال آنكه، خداوند ميفرمايد: «وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ» (و كسانى را كه مشركين، بعنوان عبادت ميخوانند، دشنام ندهيد، چه آنكه آنان نيز خدا را به ظلم و از روى نادانى دشنام خواهند داد- انعام: 108) اى ابن ابي محمود! وقتى مردم به چپ و راست ميروند تو ملازم طريقه ما باش، زيرا هر كس با ما همراه شود ما با او همراه خواهيم بود، و هر كس از ما جدا شد ما نيز از او جدا خواهيم شد، كمترين چيزى كه باعث مىشود انسان از ايمان بيرون رود اين است كه: در مورد سنگريزه بگويد اين هسته است و سپس بدان معتقد شده و از مخالفين خود تبرّى جويد. اى ابن ابي محمود! آنچه را برايت گفتم حفظ كن و نگهدار، زيرا خير دنيا و آخرت را برايت در اين گفتار گردآورى كردم.
🌴می گویم: و بد ترین دشمنان اهل بیت ع غلاتی هستند که در روایات بسیاری از آنان تحذیر شده ایم. آیا سزد که با دنباله روی از روایات این گروه ها با نام فضائل اهل بیت ع، موجب بد نامی حضرات معصومین ع شویم؟
#فاطمیه
🔥حکم کسی که امیرالمؤمنین علیه السلام را «هو» بنامد و مرادش از «هو» مقام لاهوت باشد
امام باقر علیه السلام فرمود: وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام از جنگ با اهل بصره فارغ شد هفتاد مرد از نژاد «زطّ» خدمت او آمده و سلام کردند و به زبان خود با او سخن گفتند. سپس امام فرمود: من آن چنان که شما می گویید نیستم. من بنده خدا و آفریده ی اویم. آنها نپذیرفتند و گفتند: «بل انت انت هو» [بلکه تو، او هستی] امیرالمؤمنین ع فرمود: اگر از آن چه گفتید بازنگردید و توبه نکنید؛ شما را می کشم. آنان توبه را نپذیرفتند. امام ع دستور داد که چند چاه حفر کنند و آن چاهها را به هم وصل نمود. سپس آن هفتاد نفر را در آن چاهها افکند و سر چاه ها را پوشاند و در یکی از چاهها که کسی نبود؛ آتش افروخت؛ پس دود در چاهها پیچید و آنها خفه شدند و مردند.
📚من لا يحضره الفقيه ؛ مؤسسه نشر اسلامی؛ ج3 ؛ ص150
رجال الكشي؛ انتشارات دانشگاه مشهد؛ ص109
#فاطمیه
🔥حکم کسی که امامان (ع) را صاحب مقام «لاهوت» بداند
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِمَّنِ اعْتَقَدَ فِيهِمَا اللَّاهُوتَ، وَ قَدَّمَ عَلَيْهِمَا الطَّاغُوتَ، اللَّهُمَّ الْعَنِ النَّاصِبَةَ الْجَاحِدِينَ، وَ الْمُسْرِفِينَ الْغَالِينَ، وَ الشَّاكِّينَ الْمُقَصِّرِينَ وَ الْجَهَلَةَ الْمُفَوِّضِينَ»
«خدایا من به سوی تو بیزاری می جویم از کسانی که در مورد این دو امام (امام هادی ع و امام عسکری ع) معتقد به «لاهوت» باشند و یا «طاغوت» را بر آنان مقدّم بدارند. خدایا «ناصبان اهل جحود» و «زیاده روی کنندگان غالی» و «شک کنندگان اهل تقصیر» و «جاهلان اهل تفویض» را لعنت کن»
📚المزار الكبير، باب زیارة العسکریین (ع) ، ابن المشهدي، مؤسسه نشر اسلامی، ص656
#فاطمیه
💠ارتباط «هو هو» کشیدن صوفیه و غلات با دشنام دادن به امیرالمؤمنین علیه السلام
🌿«بقی من آثار السّب الی يومنا هذا فأهل ديار بكر و الشام يقولون من السّبة الی السّبة و مؤذنوا إصفهان يقولون بالليل هو هو»
ترجمه: بعضی از آثار دشنام دادن به امیرالمؤمنین علیه السلام تا امروز باقی مانده است مثلاً اهل دیاربکر و شام می گویند: از سبة تا سبة و مؤذن های اصفهان در شب می گویند: هو هو.
📚مثالب النواصب، ابن شهرآشوب، ج 1، ص262 ، چاپ دار الوفاق الوطنی، بغداد
🌿 «لعنت بر خاندان رسول مىكردند بر جمله منبرها و منارها در مدت سيزده سال كه خروج ابو مسلم بود و استيصال ايشان مىكرد هر شهر كه درين مدت ابو مسلم بدان نرسيد هم بر آن عادت لعنت مىكردند و خوارزم و رى هزار ماه هر روز هزار دينار زر سرخ مىدادند و هرگز لعنت نكردند و اهل اسفراين و اصفهان برين پنجاه ماه زيادت بكردند و چون ظاهر نتوانستند كردن در اصفهان بعد از بانك نماز گفتندى هو هو، و آن مناره هو هو را در زمان عبد اللطيف خجندى خراب كردند و در اسفراين همچنان در زمان ما نيز بعد از بانك نماز سحر مؤذن گويد سنت سنت و آن قوم چون اين شنوند لعنت بر خاندان كنند ...»
📚تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام (زبان فارسی) ، محمد بن حسین رازی، نشر اساطیر، ص 101
@botshenasi
#فاطمیه
🌷توصیه «سید الشعراء» به مدّاحان اهل بیت (ع)
🌱سیّد حمیری
سیّد حمیری، شاعر کم نظیر شیعه است که عمر خود را در سرودن مدائح و مراثی اهل بیت (ع) و مطاعن دشمنان گذراند. نقل است که امام صادق (ع) او را به لقب «سیّد الشعراء» سرافراز نمود. (رجال الكشي؛ نشر دانشگاه مشهد؛ ص288)
🌱توصیه سیّد حمیری
روزی سیّد حمیری به جعفر بن عثمان طائی گفت: آیا تو درباره ی آل محمد (صلوات الله علیهم) سروده ای:
مَا بَالُ بَيْتِكُمُ تخرّب سَقْفُهُ // وَ ثِيَابُكُمْ مِنْ أَرْذَلِ الْأَثْوَابِ
(چه شده که سقف خانه هایتان خراب شده و لباس هایتان از پست ترین لباس ها است؟!)
جعفر گفت: چه اشکالی دارد؟
سیدّ گفت: وقتی بلد نیستی مدح کنی؛ ساکت باش! آیا آل محمد (صلی الله علیهم) را این گونه وصف می کنند؟! البته تو را معذور می دارم زیرا طبع و دانش و منتهای فهمت همین قدر است! ولی من شعری گفته ام که ننگ مدح تو را بشوید:
أُقْسِمُ بِاللَّهِ وَ آلَائِهِ // وَ الْمَرْءُ عَمَّا قَالَ مَسْئُولٌ ... (تا آخر اشعار بسیار زیبای حماسی که در مفاتیح هم نقل شده)
ای جعفر این گونه باید برای امیرالمؤمنین (ع) شعر گفت و شعر تو مناسب افراد بینوا و ضعیف است! پس جعفر سرِ سیدّ را بوسید و گفت: ای اباهاشم به خدا سوگند تو [در مدح و شاعری] به منزله ی «سر» هستی و ما به منزله ی «دم» .
📚 (امالی شیخ طوسی، مجلس هفتم، دار الثقافة، ص 198)
🌱🌱🌱
@botshenasi
#فاطمیه
لا رایة تبقي أمام راية آل محمد 2017-07-25-AUDIO-00000003.mp3
زمان:
حجم:
2.3M
شیخ مهدی تهرانی: فرهنگ صوفیه و غُلات باید از هیئات و مادحین زدوده شود! اگر زوده نشود، توبه و عقیدت به صفر میرسد! و سخنان ایشان راجب هو کشیدن! #نشر_واجب #فاطمیه
@botshenasi
امام علی بن موسی الرضا علیه آلاف تحیت و ثنا فرمودند:
کمال دین برائت از دشمنان ما است.
بحار الانوار ۵۸/۲۷
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رضوی میگوید: امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: اگر خداوند مرا خلق نمیکرد، من خودم ظاهر میشدم
@botshenasi