امام علی بن موسی الرضا علیه آلاف تحیت و ثنا فرمودند:
کمال دین برائت از دشمنان ما است.
بحار الانوار ۵۸/۲۷
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رضوی میگوید: امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: اگر خداوند مرا خلق نمیکرد، من خودم ظاهر میشدم
@botshenasi
🌱 نقد بر آقای رضوی سخنگویِ غلات
اقای رضوی بعد از بیان آیه شریفه قران کریم میگوید: روغن و بنزین بدون اشتعال آتش نمیگیرند، این چه روغنی است که بدون اشتعال گُر میگیرد؟ در این هزاران سِر نهفته! امیرالمومنین علیه السلام فرمود: اگر خداوند مرا خلق نمیکرد، من خودم ظاهر میشدم! ثنایی ریشه اش شیعه بوده است!
🍁 نقد:
در تفسیر آیه مذکور امام باقر(علیه السلام)در تفسیر آیه ی الله نور السماوات و الارض می فرماید:ابتدا نور خود را ذکر کرد مثل نوره یعنی هدایت در قلب مومن کمشکاه فیها مصباح المصباح مشکاه جوف مومن و قندیل قلب او و مصباح نوری است که خداوند در قلب او نهاده است. یوقد من شجره مبارکه می فرماید:شجره مومن است زیتونه لاشرقه و لاغربیه می فرماید:بالای کوه که لا غربیه یعنی شرق ندارد،و لا شرقیه یعنی غربی برایش نیست،چون وقتی آفتاب طلوع کند از بالای آن طلوع می کند،و چون غروب می کند باز از بالای آن غروب می کند. یکاد زیتها یضیء نزدیک است که نور در دل او خودش روشن شود،بدون اینکه کسی با او سخنی بگوید و او را هدایت کند. نورعلی نور واجبی بالای واجبی دیگر و سنتی بالای سنتی دیگر است. یهدی الله لنوره من یشاءخدا هر که را بخواهد به واجبات وسنت های خود هدایت می کند. و یضرب الله الامثال للناس که یکی همین مثلی است که برای مومن زده است. و آنگاه فرمود:پس مومن در پنج نور قرار دارد و در آنها آمد و شد می کند،مدخلش نور،مخرجش نور،علمش نور،کلامش نور و مسیرش در روز قیامت به سوی بهشت نور است. عرضه داشتم:اینها می گویند این مثل،مثل برای نور خداست. فرمود:سبحان الله،خدا که مثل ندارد،مگر خودش نفرموده:فلا تضربوا لله الامثال برای خدا مثل نزنید؟
علت شعله وریِ این نور خداوند متعال است. اما این غالی روایتی جعلی را که به دروغ به مولایِ ما بستند را نقل میکند، که تناقض با ایات و روایات ما دارد و اعتقاد بر این دروغ قطعا کفر است. یک سوال از اقای رضوی داریم، آیا امیرالمومنین علیه السلام قدرتی ما فوق قدرت خدا دارند؟ تواتر شیعه است که خلق از عدم تنها مخصوص خداوند است، و او خالق همه چیز است، حال چگونه امیرالمومنین علیه السلام خودشان ظاهر میشدند؟ کفر از این بالاتر؟ چگونه امیرالمومنین علیه السلام را از خداوند متعال جدا میسازید؟ و برای آن حضرت دفتر و دَستَک جدا میسازید؟ ایا عقل سلیم قبول میکند که خداوند اراده به خلق شیء نکند و آن شی خودش ظاهر شود؟ اگر امیرالمومنین علیه السلام خود قدرت ظاهر شدن داشته باشند آن هم بدون خلق از سوی خداوند متعال، یعنی قدرتی بالاتر از خداوند دارند؟ ایا امیرالمومنین علیه السلام که هر چه دارد از خداوند متعال دارد، و به نص روایات ما اهل بیت علیهم السلام قلیل هستند در برابر ذات الهی، چگونه قدرت دارد در مقابل خدا ایستادگی کند؟ این شرک محض است.چرا با احساس پاک شیعیان بازی میکنید، ایا ندیدید چگونه از مودت خود به معصومین فریاد یاعلی سر دادند؟ چرا اعتقادات جوانان را لکه دار میکنید؟ ثنایی هم شاعری صوفی است و شعرش هم که بیان کردند باطل و صوفی مابانه است.
@botshenasi
🌱 موضع خودمان را مشخص کنیم!
باید موضع خودمان را روشن کنیم، نمیشود که ادعای مودت به اهل بیت علیهم السلام کنیم و راه غیر برویم! ایا قبول دارید که راه نجات، راه اهل بیت علیهم السلام است؟ منبع علم، نور و سعادت اهل بیت علیهم السلام است؟ آنچه بخواهیم و نیاز داریم، و نخواهیم و مورد استفاده ما نیست، در این بیت وجود دارد؟ اگر قبول داریم پس چرا میرویم در خانهء این و آن گدایی میکنیم؟ چرا منبع علم را رها کردیم و دنبال زید و عمرو راه افتادیم؟ اگر قبول داریم که منبع توحید و معرفت کلام نورانی معصومین است، پس چرا دنبال مولوی و ابن عربی راه می افتیم؟ چرا برای کسب معرفت، دنبال فلسفه و تصوف هستیم؟ چرا برای تقرب به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله، از کلام خودشان استفاده نمیکنیم؟ میرویم و مثنوی و حافظ میخوانیم؟ اگر کسی آب زلال و گوارا و آب فاضلاب را در کنار هم داشته باشد، و برای رفع عطش آب فاضلاب بخورد، شما چه میگویید؟ قصه ما امروز همین است که آب گوارایی چون اهل بیت علیهم السلام را رها کردیم، و داریم آب فاضلاب میخوریم! معصومین را رها کردیم و دنبال رویِ صوفیه و غلات شدیم! با باطل میخواهیم حق را بشناسیم! موضع خودمان را مشخص کنیم! اهل بیت علیهم السلام یا غیر ایشان؟ اگر قبول کردی صراط مستقیم امیر المومنین علیه السلام است، پس راه دیگر چرا؟ با اشعار مولوی و حافظ میخواهی اهل بیت علیهم السلام شناس شوی و تقرب پیدا کنی؟ میخواهی توحید را بشناسی و مولوی بخوانی؟ مگر زیارت جامعه کبیر و امین الله چه عیبی دارد؟ چرا خانه معصومین را رها کنیم و در خانه دیگران گدایی کنیم؟ برای ما شیعیان زشت نیست؟ تقرب به اهل بیت علیهم السلام با اشعار کفر آمیز و هم جنس بازیِ مولوی امکان پذیر است؟ با خرابات و می و مستیِ حافظ میخواهی امام زمان روحی فداه شناس شویم؟ مگر روایات ما چه عیبی دارد؟ با شعر کسی تقرب پیدا نمیکند! اصلا فرض محال که مولوی و حافظ آدم های خوبی بودند! اما مگر دعای کمیل را از ما گرفتند و لنگ هستیم که برویم شعر های مزخرف این دو صوفی را بخوانیم؟ علم میخواهیم؟ چرا در خانهء جعفر بن محمد علیهما السلام را رها کنیم و در خانهء ابن عربی و ملاصدرا برویم؟ موضعت را مشخص کن، نمیشود بگویی غلام و رعیت ال رسول الله هستم، بروی در خانهء بچه های عمر گدایی کنی! یا اصلا بگوییم که خیر ما قبول نداریم؟ که دیگر حرفی نمیماند! اما اگر قبول داری اهل بیت علیهم السلام را، رها کن غیر ایشان را!
@botshenasi
بُت شناسی
🌱 نقد حافظ ۱
https://t.me/botshenasi/4570
حافظ در این شعر خود ابتدا با بیتی از یزید بن معاویه لعنت الله علیهما شروع میکند. الا یا ایها الساقی! که در مورد باده و جام و ساقی است و از مویِ معشوقه خود میگوید! در ادامه میگوید" بمِی سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید"
اشاره به پیر طریقت که از ارکان اعتقادی صوفی است دارد، که بر خلاف مذهب حقه تشیع است. اباحه گری که سجاده مناجات را با مِی رنگ کن، که بر خلاف فقه شیعه است، اینکه محل نماز الوده به نجاست باشد! و این مصرع نشان میدهد که حافظ انسانی صوفی مسلک که به شرع مقدس اعتنایی نداشته است! در مصرع بعد میگوید: " که سالک بیخبر نَبوَد ز راه و رسم منزلها " که اشاره به سیر و سلوک و ریاضت دارد! که این هم بر خلاف مذهب شیعه است! در ادامه شعر هم که بد نامی و رسوایی را بد نمیداند! این ابیات نشان از مسلک صوفی حافظ دارد، اما حافظ صوفی خراباتی است که حفظ ظاهر هم نمیکند و بد نامی و شُرب خمر را مشکلی نمیداند! او با شرع بیگانه است و مَشربی بی بند و بار دارد! ایا امثال حافظ با این عقاید و مسلک کسانی هستند که ما را به خدا و اهل بیت علیهم السلام نزدیک کنند؟
#نشر_واجب
@botshenasi
4_307674401770307589.pdf
حجم:
408.4K
حافظ و علاقه اش به مُغ بچه!
فساد اخلاقی و همجنس بازیِ حافظ
#نشر_دهید
@botshenasi
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیخ مهدی تهرانی: قران از دستت گرفتند، دیوان حافظ به دستت دادند! حافظ صوفیِ جبری هست!
@botshenasi
بُت شناسی
🌱 نقد حافظ ۲
در شعر دوم دیوان حافظ، اشعاری میسراید که تصوف خود را آشکار میکند!
" دلم از صومعه بگرفت و خرقهء سالوس" معنی این بیت یعنی: دلم از صومعه و خرقهء ریا گرفته است. " کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا؟ "
بگو پیر مغان (پیر طریقت) کجاست؟ شراب ناب کجا؟ اشکارا شُرب خمر را فریاد میکشد! ایا شراب در اسلام حرام است یا خیر؟ در ادامه شعر خود میگوید: " چه نسبت است برندی صلاح و تقوی را" میگوید: تقوا و راستی چه ارتباطی با لا ابالیگیری دارد؟ در مصرع بعد تصوف خود و لاابالیگری را فریاد میکند!
" سماع وعظ کجا؟ نغمهء رباب کجا؟ "
معنی بیت این است که به من تقوا را گوش زد نکنید بلکه به من بگوید، سماع و اواز خوانی کجا است! در ادامه هم ابیاتی برای معشوقهء خود که معلوم نیست مانند همیشه مُغ بچه ای است یا خانمی میسراید! ایا او حافظ قران است؟ ایا حافظ شیعه است؟ کسی که به دنبال شراب و سماع و اواز خوانی است؟
#نشر_دهید
@botshenasi
🌱 حافظ و سماع ۳
عده ای معتقدند که حافظ شیعه بوده است! ابیاتی در دیوان حافظ موجوده است که گرایش آن را به تصوف رمز گشایی میکند. اما حافظ صوفیه خرابات است. ابیاتی در دیوان او موجود است که اصل عبادت صوفیه است. سماع از اساسی ترین اعمال صوفیه است که حافظ بارها جار میزند!
مطرب چه پرده ساخت كه در پرده سماع
بر اهل وجد و حال درهاي و هو ببست
غزل سی
سروبالاي من آن گه كه درآيد به سماع
چه محل جامه جان را كه قبا نتوان كرد
غزل صد و سی و شش
يار ما چون گيرد آغاز سماع
قدسيان بر عرش دست افشان كنند
غزل صد و نود و هفت
در سماع آي و ز سر خرقه برانداز و برقص
ور نه با گوشه رو و خرقه ما در سر گير
غزل دویست و پنجاه و هفت
ببين كه رقص كنان ميرود به ناله چنگ سي
كه رخصه نفرمودي استماع سماع
غزل دویست و نود و دو
در زواياي طربخانه جمشيد فلك
ارغنون ساز كند زهره به آهنگ سماع
غزل دویست و نود و سه
شاها فلك از بزم تو در رقص و سماع است
دست طرب از دامن اين زمزمه مگسل
غزل سیصد و چهار
گر از اين دست زند مطرب مجلس ره عشق
شعر حافظ ببرد وقت سماع از هوشم
غزل سیصد و چهل
جواني باز ميآرد به يادم
سماع چنگ و دست افشان ساقي
غزل چهار صد و شصت
این ابیات بخوبی تمجید و عشق حافظ به سماع را نمایان میکند. البته الان عده ای می آیند و میگویند منظورش سماع صوفی نیست؛ بلکه نوعی عشق به خدا است. یا عده ای دیگر میگویند منظورش عشق به اهل بیت علیهم السلام است!
ولی به هر دو دسته میگوییم که خود را به دکتر نشان دهند.
@botshenasi
🌱 حافظ و شاهد بازی !!!
حافظ شیرازی علاقه بسیار زیادی به شاهد بازی داشته است. و اشعار خود را در ستایش و عشق بازیِ با شاهد خود سروده است.
مستي به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زان رو سپرده اند به مستي زمام ما(۱۱)
اي شاهد قدسي كه كشد بند نقابت
و اي مرغ بهشتي كه دهد دانه و آبت(۱۵)
" حافظ، شاهد خود را قدسی میداند!"
حافظ شراب و شاهد و رندي نه وضع توست
في الجمله ميكني و فرو ميگذارمت(۹۱)
آن كه يك جرعه مياز دست تواند دادن
دست با شاهد مقصود در آغوشش باد(۱۰۵)
" به به، عشق به خدا در این بیت موج میزند!"
برو معالجه خود كن اي نصيحتگو
شراب و شاهد شيرين كه را زياني داد(۱۱۳)
" شرح این بیت با شما"!!!
شاهد آن نيست كه مويي و مياني دارد
بنده طلعت آن باش كه آني دارد(۱۲۵)
ساقي بيا كه شاهد رعناي صوفيان
ديگر به جلوه آمد و آغاز ناز كرد (۱۳۱)
در كار گلاب و گل حكم ازلي اين بود
كاين شاهد بازاري وان پرده نشين باشد (۱۶۱)
ز من بنيوش و دل در شاهدي بند
كه حسنش بسته زيور نباشد(۱۶۲)
" اصلا منظورش جوانان نیست بلکه مقصود عشق به خداوند است!"
شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب باز به پيرانه سر عاشق و ديوانه شد(۱۶۹)
مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقي را
لب گيري و رخ بوسي مينوشي و گل بويي(۴۹۵)
" استغفرالله خیال نکنید جناب لسان الغیب اهل ..... هستند! ایشان مقصودشان خداوند است!"
يا رب به كه شايد گفت اين نكته كه در عالم
رخساره به كس ننمود آن شاهد هرجايي (۴۹۳)
بر تو گر جلوه كند شاهد ما اي زاهد
از خدا جز ميو معشوق تمنا نكني(۴۸۰)
حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
صيد آن شاهد مطبوع شمايل باشي(۴۵۶)
" همه اش منظور خدا است!"
باده نوش از جام عالم بين كه بر اورنگ جم
شاهد مقصود را از رخ نقاب انداختي (۴۶۳)
ز شور و عربده شاهدان شيرين كار
شكر شكسته سمن ريخته رباب زده(۴۲۱)
چو شاهدان چمن زيردست حسن تواند
كرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر كن(۳۹۷)
شاهد بخت چون كرشمه كند
ماش آيينه رخ چو مهيم( ۳۸۱)
بيرون جهيم سرخوش و از بزم صوفيان
غارت كنيم باده و شاهد به بر كشيم(۳۷۵)
جهان فاني و باقي فداي شاهد و ساقي
كه سلطاني عالم را طفيل عشق ميبينم (۳۵۴)
اين تقويم تمام كه با شاهدان شهر
ناز و كرشمه بر سر منبر نمي كنم
من ترك عشق شاهد و ساغر نمي كنم
صد بار توبه كردم و ديگر نمي كنم(۳۵۳)
" دیگر خود ایشان هر آنچه باید گفت"
من نه آن رندم كه ترك شاهد و ساغر كنم
محتسب داند كه من اين كارها كمتر كنم(۳۴۶)
شرح بیت با شما!
شاهدي از لطف و پاكي رشك آب زندگي
دلبري در حسن و خوبي غيرت ماه تمام(۳۰۹)
صلاح ما همه دام ره است و من زين بحث
نيم ز شاهد و ساقي به هيچ باب خجل(۳۰۵)
طره شاهد دنيي همه بند است و فريب
عارفان بر سر اين رشته نجويند نزاع(۲۹۳)
دلبرم شاهد و طفل است و به بازي روزي
بكشد زارم و در شرع نباشد گنهش(۲۸۹)
" خدایی این یکی را دیگربا خدا است، فکر بد نکنیم!"
زهد گران كه شاهد و ساقي نمي خرند
در حلقه چمن به نسيم بهار بخش(۲۷۵)
شاهدان در جلوه و من شرمسار كيسه ام
بار عشق و مفلسي صعب است ميبايد كشيد (۲۴۰)
ز ميوههاي بهشتي چه ذوق دريابد
هر آن كه سيب زنخدان شاهدي نگزيد(۲۳۹)
به دور گل منشين بي شراب و شاهد و چنگ
كه همچو روز بقا هفته اي بود معدود
ز دست شاهد نازك عذار عيسي دم
شراب نوش و رها كن حديث عاد و ثمود (۲۱۹)
به كوي ميكده يا رب سحر چه مشغله بود
كه جوش شاهد و ساقي و شمع و مشعله بود(۲۱۵)
از سر مستي دگر با شاهد عهد شباب
رجعتي ميخواستم ليكن طلاق افتاده بود (۲۱۲)
شاهدان گر دلبري زين سان كنند
زاهدان را رخنه در ايمان كنند (۱۹۷)
#نشر_واجب
@botshenasi