eitaa logo
بُت شناسی
3.1هزار دنبال‌کننده
476 عکس
583 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱 اخبار پيغمبر صلي الله عليه و آله به شهادت حضرت محسن صلوات الله عليه شيخ صدوق از ابن عباس نقل مي‌كند: روزي پيغمبر صلي الله عليه و آله نشسته بود كه حسن صلوات الله عليه آمد، وقتي او را ديد، با گريه فرمود: پسرم، سوي من بيا، نزديكم بيا.. بعد حسين صلوات الله عليه آمد.. بعد فاطمه صلوات الله عليها.. آنگاه امير المومنين صلوات الله عليه آمد. اصحاب از سبب اين رفتار پرسيدند.. اين مقدار، بخشي از پاسخ حضرت به آنهاست: اما دخترم فاطمه صلوات الله عليها ؛ او بانوي زنان جهانيان است از اولين و آخرين... و هر گاه او را مي‌بينم، به ياد مي‌آورم كه بعد از من چه بر سر او مي‌آورند، گويي مي‌بينم ذلت را داخل خانه اش كردند ؛ حريم حرمتش هتك و مقامش را پاس نداشتند ؛ حقش را غصب و از ارث، منعش كردند ؛ پهلويش را شكستند و باعث شدند بچه اش سقط گردد. او فرياد مي‌زند: اي محمد، كمكم كن!... ولي هيچ كس جوابش را نمي دهد ؛ او ياري مي‌خواهد، ولي ياري اش نمي كنند ؛ از آن پس، هميشه غمگين و مصيبت زده و گريان خواهد بود... تا جايي كه مي‌فرمايد: او كه خود را در روزگار پدر، گرامي و عزيز مي‌ديد، آن جا خود را خوار و ذليل مي‌بيند... حضرت در ادامه مي‌فرمايند: او اولين فرد از خاندانم است كه با حزن و غم و اندوه به من خواهد پيوست، در حالي كه شهيد شده است. من در آن حال مي‌گويم: پروردگارا! لعن فرما و عقاب كن هركه حقش را غصب كرد، و ذليل فرما هركه او را ذليل شمرد، و هر كه به پهلوي مباركش صدمه زد و را كشت، او را براي هميشه در آتش جهنم قرارش ده ؛ در اين حال، ملائكه مي‌گويند، آمين. @botshenasi
🌱 وقایع کوچه از زبان خود عمر بن خطاب : در نهايت، به سبب شدت ضربات وارده، بچه اش سقط مي‌شود ؛ و خودش بر اثر آن ضربه‌ها بعد از مدتي به شهادت مي‌رسد. روايت زير به برخي از اين حقايق دلالت دارد: عبد الجليل قزويني مي‌گويد: إن عمر مزّق صحيفه فاطمه صلوات الله عليها حول فدك، و ضربها علي بطنها، ثمّ منعوها من البكاء علي أبيها به راستي عمر نامه ي فاطمه صلوات الله عليها را كه درباره ي فدك بود، پاره كرد ؛ و به پهلوي او ضربه زد ؛ در ضمن، مانع سوگواري او براي پدرش هم شد. عمر در نامه اش به معاويه نوشته: ... با لگد به در خانه زدم و فاطمه بين در و ديوار بود، در اين حال آن چنان محكم در را به او فشار دادم كه گوشت و استخوان بدنش بين در و ديوار له شد ؛ به در چسبيد و ميخ آن به بدنش فرو مي‌رفت ؛ چنان فريادي زد كه گمان كردم مدينه زير و رو شد. مي‌گفت: پدر جان! اين رفتارشان با جگر گوشه و دخترت است. آه، فضّه! مرا درياب ؛ به خدا قسم، بچه‌ام را كشتند. او به ديوار تكيه داده بود و صداي ناله اش را كه از درد به خود مي‌پيچيد، مي‌شنيدم. اين جا ديگر در را – از روي فاطمه صلوات الله عليها – كنار زدم و داخل خانه شدم، ديدم فاطمه صلوات الله عليها – از فرط بي حالي – با صورت به طرف من مي‌آيد و بر زمين مي‌افتد، چشم هايم را بستم و از روي مقنعه چنان سيلي بر صورتش زدم كه گوشواره هايش كنده شد و روي زمين افتاد. طبرسي روايت كرده است: امام حسن صلوات الله عليه به مغيره بن شعبه در نزد معاويه فرمود: «.. تو فاطمه، دختر رسول خدا صلي الله عليه و آله را چنان كتك زدي كه آنچه در شكم مطهّرش بود، سقط شد ؛ انجام عمل زشتت به اين جهت بود كه خواستي رسول خدا صلي الله عليه و آله را خوار كني و مخالف خود را با خلافت او نشان دهي و حرمت فاطمه را هتك نمايي ؛ با اين كه رسول خدا صلي الله عليه و آله درباره ي او فرموده بود: تو سرور زنان بهشتي. اي مغيره خدا تو را سوي آتش مي‌برد.. »  الامامه و السياسه 1/30  شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد 2/24 ،‌ تاريخ طبري 3/202 و 206 و 218 ، كتاب طرائف ابن طاووس ص 64 ، سيره ابن هشام 3/472 ، الرياض النضره 1/211 ، الامامه و السياسه 1/25 ،‌ طبقات الكبري 3/182 . تاريخ طبري 3/210 ،‌ طبقات ابن سعد 3/182 ،‌ الرياض النضره 1/217، سيره ابن هشام 3/473 .  شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد 2/56 و 6/48 ، تاريخ طبري 3/202 ، طرائف ابن طاووس ص 64 . الامامه والسياسه 1/30 ،‌ شرح نهج البلاغ ابن ابي الحديد 6/48 .  الامامه والسياسه 1/29 . شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد 2/21 ، تاريخ طبري 3/203 ،‌ طرائف ابن طاووس ص 64 ، الامامه والسياسه 1/28 ، الرياض النضره 1/209 . @botshenasi
🌱هنگامي كه پيامبر صلي الله عليه و آله به معراج رفت. به ايشان گفته شد: خداوند عزّ و جل تو را در سه چيز مي‌آزمايد براي اين كه ببيند صبر تو چگونه است. عرض كرد: پروردگارا! در برابر امر تو تسليمم... اما دخترت ؛ به او ستم مي‌شود و از حقوقش محروم مي‌گردد. آن‌ها حقش را غاصبانه از او مي‌ربايند ؛ همان حقي كه تو براي او قرار مي‌دهي، و او را در حالي كه باردار است، مي‌زنند، و بدون اين كه از او اجازه بگيرند، داخل حريم و منزلش مي‌شوند. آن گاه بدون مراعات حرمتي، با كمال ناسپاسي خوار و ذليلش مي‌شمارند، و وقتي مانعي در مقابل جنايت‌هاي خود نمي بينند، چنان او را مي‌زنند كه بچه ي در شكمش سقط مي‌شود و خودش هم از شدت آن ضربه‌ها به شهادت مي‌رسد. عرضه داشت: ما از جانب حق متعاليم و سوي او باز مي‌گرديم، پروردگارا! قبول كردم و تسليمم ؛ البته از خودت هم توفيق و صبر بر اين مصيبتها را مي‌خواهم... اما دخترت، او را در عرش خودم جاي دهم ؛ به او گويند: خداوند با خواستت در خلقش حكم كند ؛ پس هر كه به تو و پسرت ظلم كرده، هر طور كه دوست داري، برايش حكم كن، من حكمت را درباره ي او جاري كنم و وقتي قيامت بر پا شود، هر كه به او ستم كرده است به پا ايستد، امر كنم او را به آتش دوزخ ببرند، طبق فرمايش الهي ظالم در آن روز گويد: چه حسرتي دارم به سبب كوتاهي كه در باره ي جنب الله علي صلوات الله عليه كردم، او آرزو كند كه دوباره به دنيا برگردد. ظالم در آن روز سر انگشتان خود را با دندانهايش بگزد و بگويد: اي كاش! راه پيامبر صلي الله عليه و آله را بر مي‌گزيدم. واي بر من، اي كاش! فلاني را دوست خود نمي گرفتم، و تا وقتي كه پيش ما آيد، مي‌گويد: كاش بين من و تو فاصله ي بين مشرق و مغرب بود، بد همنشيني بود، و امروز شمارا هيچ نفعي نخواهد بخشيد ؛ چرا كه ظلم كرديد ؛ شما در عذاب شريك هستيد، ظالم گويد: آيا درباره ي اختلافات، خودت حكم مي‌كني يا حكم را به ديگري واگذاري؟ به آن‌ها گفته شود: بدانيد كه لعنت خداوند بر ستمكاران است، آناني كه راه حق را بسته، و قصد انحرافش را دارند و آخرت را نمي پذيرند.و اولين كسي كه درباره قاتل او حكم مي‌شود ؛ صلوات الله عليه است، بعد درباره قنفذ ؛ او و اربابش را بياورند و با شلاق‌هاي آتشين بزنند ؛ اگر يكي از آن شلاق‌ها بر دريا‌ها زده شود ؛ يقيناً از مشرق تا مغرب به جوش آيد، و اگر بر كوه‌ها ي دنيا فرود آيد، ذوب و يا خاكستر شوند ؛ آن‌ها را با آن مي‌زنند، آن گاه علي صلوات الله عليه در پيشگاه الهي براي مخاصمه ي با چهارمي حاضر شود ؛ آن سه را در چاهي اندازند و درش را بگذارند ونه ديده شوند و نه ببينند. طبق فرمايش خداوند، پيروان و دوستان آن‌ها مي‌گويند، به ما نشان بده آناني را كه از جن و انس، ما را به گمراهي كشاندند ؛ آن‌ها را زير قدمهاي ما قرار بده، چون از پست ترين افرادند. خداوند متعال مي‌فرمايد: (آن هيچ نفعي شما را نمي رساند، وقتي شما ظلم كرديد، تمام شما در عذاب مشترك ايد). در آن هنگام ناله و زاري مي‌كنند و نعره سر مي‌دهند ؛ پس در حالي كه محافظاني مراقب آنها هستند، به زحمت، خود را نزديك حوض مي‌رسانند و به امير المومنين صلوات الله عليه التماس مي‌كنند كه ما را ببخش و از آب حوض كوثر هم به ما بنوشان و از اين رنج رهايمان ساز. به آنها گفته مي‌شود: (وقتي او را مستمسك و مايه ي تقرب به حق تعالي ديدند، چهر ه ي افرادي كه كافر بودند سياه گشت، به آنها گفته شود، اين همان كسي است كه شما مدعي مقام او بوديد) به امير المومنين بودن تشنه و عطشان به سوي آتش باز گرديد، شما جز آب جوشان دوزخ و چرك وخونِ جراحات اهل عذاب، چيز ديگري ننوشيد، و شفاعتِ شفاعت كنندگان هم هيچ فايده اي شما را نبخشد. کامل الزیارات ۱۰۸ ح ۱۱ @botshenasi
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حجت الاسلام معاونیان: ایام محسنیه همه سال؟ تو نمیبینی دهه های شادی را؟ در سال ۱۰۰ روز عزاداری داریم! جواب محکم استاد معاونیان به یاوه گویی ها @botshenasi
🌱سندی زنده از کلام رهبر مبنی بر هجوم به در خانه وحی در اول ربیع الاول فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله علیها در رأس مبارزات بعد از رحلت پیامبر صلّی‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم شکّی نیست كه بعد از رحلت پيامبر يك جمعى كه در رأس آنها فاطمه‌ی زهرا(سلام‌الله علیها) بوده، تلاش ميكرده است. در همان در ماجراى خانه و آتش گرفتن درِ خانه، مجروح شده و بعد در عين حال اين را ادامه داده و به مسجد رفته و سخنرانى كرده و در معرض افكار و انظار مسلمانان آن زمان قرار گرفته. دختر پيغمبر، يك دختر جوان ۱۸ ساله، توى مسجد در مقابل انبوه مهاجرين و انصار، آن سخنرانى عجيب را كه كلمه به كلمه‌اش ضبط شده و موجود است در تاريخ، در اسناد ما ايراد كرده است. رهبر انقلاب؛ ۶۴/۱۲/۱۰ https://goo.gl/yg7Baj @botshenasi
امام هادی علیه السلام فرمود: مَا عَلِمْتُمْ أَنَّهُ قَوْلُنَا فَالْزَمُوهُ وَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَرُدُّوهُ إِلَیْنَا.   آنچه می‌دانید از ما است، بر آن پای بند باشید و آن چه را نمی دانید، به ما بازگردانید.  📚 بحارالانوار، جلد ۲، صفحه ۲۴۱
در زیارت امام هادی علیه السلام می خوانیم: @BotShenasi
💡 زیارت غدیر امام هادی علیه السلام : وَ عَلَي مَنْ سَلَّ سَيْفَهُ عَلَيْكَ وَ سَلَلْتَ سَيْفَكَ عَلَيْهِ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُنَافِقِينَ إلَي يَوْمِ الدِّين ▫️و لعنت بر كسی كه شمشير به روی تو كشيد، و تو به روی او شمشير كشيدی، از مشركان و منافقان تا روز قيامت. وَ عَلَي مَنْ رَضِيَ بِمَا سَاءَكَ وَ لَمْ يَكْرَهْهُ وَ أَغْمَضَ عَيْنَهُ وَ لَمْ يُنْكِرْ أَوْ أَعَانَ عَلَيْكَ بِيَدٍ أَوْ لِسَان. ▪️و لعنت بر آنكه خشنود شد به آنچه تو را غمگين ساخت، و غم تو را ناخوش نداشت و ديده برهم نهاد و بی‌‌تفاوت گذشت، و علّت و عاملش را انكار نكرد، يا عليه تو با دست و زبان كمك كرد. أَوْ قَعَدَ عَنْ نَصْرِكَ أَوْ خَذَلَ عَنِ الْجِهَادِ مَعَكَ أَوْ غَمَطَ فَضْلَكَ وَ جَحَدَ حَقَّك ▫️ يا از ياری‌ات دست كشيد، يا از جهاد نمودن به همراه تو كناره‌گيری كرد، يا فضل تو را كوچك شمرد، و حقّت را انكار كرد. @BotShenasi
💡 دینم را از چه کسی بگیرم؟ [کش] رجال الکشی جَبْرَئِیلُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ مُوسَی بْنِ جَعْفَرِ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ حَاتِمِ بْنِ مَاهَوَیْهِ قَالَ: کَتَبْتُ إِلَیْهِ یَعْنِی أَبَا الْحَسَنِ الثَّالِثَ علیه السلام أَسْأَلُهُ عَمَّنْ آخُذُ مَعَالِمَ دِینِی وَ کَتَبَ أَخُوهُ أَیْضاً بِذَلِکَ فَکَتَبَ إِلَیْهِمَا فَهِمْتُ مَا ذَکَرْتُمَا فَاعْتَمِدَا فِی دِینِکُمَا عَلَی مُسِنٍّ فِی حُبِّکُمَا وَ کُلِّ کَثِیرِ الْقَدَمِ فِی أَمْرِنَا فَإِنَّهُمْ کَافُوکُمَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَی. ▪️ حاتم بن ماهویه می‌گوید: به امام هادی علیه السلام نوشتم - برادر وی هم نیز چنین نوشته بود - که مسائل دینی خود را از چه کسی بپرسم؟ امام در جواب آن دو برادر نوشت: آنچه گفته بودید دانستم. در امور دین خود به کسی که سن و سالش در دوستی شما گذشته و در راه امر و ولایت زیاد گام برداشته اعتماد کنید که برای شما به خواست خداوند کافی است.  📚بحارالانوار، جلد ۲، صفحه ۸۲ ▪️[رجال الکشی] مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ فِیرُوزَانَ الْقُمِّیِّ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنِ الْبَزَنْطِیِّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَحْمِلُ هَذَا الدِّینَ فِی کُلِّ قَرْنٍ عُدُولٌ یَنْفُونَ عَنْهُ تَأْوِیلَ الْمُبْطِلِینَ وَ تَحْرِیفَ الْغَالِینَ وَ انْتِحَالَ الْجَاهِلِینَ کَمَا یَنْفِی الْکِیرُ خَبَثَ الحدید اسماعیل بن جابر از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: در هر قرنی عادلانی تأویل مبطلان و تحریف غالیان و انحراف جاهلان را از این دین دور می‌کنند، مثل آتش زن آهنگر که زنگار آهن را در کوره ای آتشین می‌زداید. 📚بحارالانوار، جلد ۲، صفحه ۹۲ ▪️بصائر الدرجات یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: مَنْ دَانَ اللَّهَ بِغَیْرِ سَمَاعٍ عَنْ صَادِقٍ أَلْزَمَهُ اللَّهُ التِّیهَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ شمر بن جابر از امام باقر علیه السلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: هر کس بدون شنیدن از راستگویی، دینداری خدا کند، خدا او را در دینش تا روز قیامت سرگردان سازد. @BotShenasi
💡 قلب اهل بیت علیهم السلام محل اراده خدا [یر، بصائر الدرجات] بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ السَّیَّارِیِّ عَنْ غَیْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالَ خَرَجَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الثَّالِثِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ قُلُوبَ الْأَئِمَّةِ مَوْرِداً لِإِرَادَتِهِ فَإِذَا شَاءَ اللَّهُ شَیْئاً شَاءُوهُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ از امام هادی علیه السّلام نقل شده که فرمودند: خداوند دل‌های ائمه را محل اراده خود قرار داده است؛ اگر خدا چیزی را بخواهد آن‌ها خواهند خواست. و این است معنی آیه: «ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ» . و تا خدا نخواهد [شما] نخواهید خواست.   📚بحارالانوار، جلد ۲۵ ص ۳۷۲ انسان / ۳۰، تکویر / ۲۹ @botShenasi
18.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 شدّت تقابل ائمه طاهرین علیهم السلام با غلات ، دروغ‌بندان بر ایشان و مدعیان دروغین. ⬅️ ماجرای شنیدنی مقابله‌ امام هادی علیه السلام با فارس بن حاتم قزوینی @BotShenasi
🔍 سم مرکب امام هادی علیه السلام‌ را بوسید ▪️ [إعلام الوری] السَّیِّدُ أَبُو طَالِبٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ الْحُسَیْنِیُّ الْجُرْجَانِیُّ عَنْ وَالِدِهِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِی الْحُسَیْنِ طَاهِرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَعْفَرِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَیَّاشٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَحْمَدَ الْمَالِکِیِّ عَنْ أَبِی هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ: کُنْتُ بِالْمَدِینَةِ حَتَّی مَرَّ بِهَا بغا أَیَّامَ الْوَاثِقِ فِی طَلَبِ الْأَعْرَابِ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ أَخْرِجُوا بِنَا حَتَّی نَنْظُرَ إِلَی تَعْبِئَةِ هَذَا التُّرْکِیِّ فَخَرَجْنَا فَوَقَفْنَا فَمَرَّتْ بِنَا تَعْبِئَتُهُ فَمَرَّ بِنَا تُرْکِیٌّ فَکَلَّمَهُ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام بِالتُّرْکِیَّةِ فَنَزَلَ عَنْ فَرَسِهِ فَقَبَّلَ حَافِرَ دَابَّتِهِ قَالَ فَحَلَّفْتُ التُّرْکِیَّ وَ قُلْتُ لَهُ مَا قَالَ لَکَ الرَّجُلُ قَالَ هَذَا نَبِیٌّ قُلْتُ لَیْسَ هَذَا بِنَبِیٍّ قَالَ دَعَانِی بِاسْمٍ سُمِّیتُ بِهِ فِی صِغَرِی فِی بِلَادِ التُّرْکِ مَا عَلِمَهُ أَحَدٌ إِلَّا السَّاعَةَ ▪️ ابو هاشم جعفری می‌گوید: در مدینه بودم که بغاء (یکی از سپهداران متوکل) در عهد واثق عباسی در جستجوی اعراب لشکر به مدینه رسید. حضرت هادی علیه السّلام فرمود: برویم ببینیم این سپهدار ترک چگونه صف آرایی کرده. بیرون شدیم و ایستادیم تا سپاه آمد. مردی از ترکها از کنار ما گذشت. حضرت هادی علیه السلام با او به زبان ترکی صحبت کرد. مرد ترک از اسب پیاده شد و سم مرکب سواری امام را بوسید. من او را قسم دادم که این مرد به تو چه گفت؟ از من پرسید، این مرد پیامبر است؟ گفتم: نه، گفت: مرا به نامی صدا زد که در کودکی در سرزمین ترک آن نام را بر من گذاشته بودند و کسی تا این ساعت از آن نام اطلاع نداشت. 📚بحارالانوار، جلد ۵۰، ص ۱۲۴