🌱 حافظ و مطربی !!!
ساقي به دست باش كه غم در كمين ماست(۴۷۹)
مطرب نگاه دار همين ره كه ميزني
بساز اي مطرب خوشخوان خوشگو
به شعر فارسي صوت عراقي(۴۶۰)
ساقي بده شرابي وصف رخ چو ماهش در پرده راست نايد
مطرب بزن نوايي ساقي بده شرابي(۴۳۲)
بزن در پرده چنگ اي ماه مطرب
رگش بخراش تا بخروشم از وي(۴۳۱)
خزينه داري ميراث خوارگان كفر است
به قول مطرب و ساقي به فتوي دف و ني(۴۳۰)
نديم و مطرب و ساقي همه اوست
خيال آب و گل در ره بهانه(۴۲۸)
مي كشيم از قدح لاله شرابي موهوم
چشم بد دور كه بي مطرب و ميمدهوشيم(۳۷۶)
چو در دست است رودي خوش بزن مطرب سرودي خوش(۳۷۴)
كه دست افشان غزل خوانيم و پاكوبان سر اندازيم
مطرب كجاست تا همه محصول زهد و علم
در كار چنگ و بربط و آواز ني كنم(۳۵۰)
گر از اين دست زند مطرب مجلس ره عشق
شعر حافظ ببرد وقت سماع از هوشم(۳۴۰)
بر سر تربت من با ميو مطرب بنشين
تا به بويت ز لحد رقص كنان برخيزم(۳۳۵)
مبادا جز حساب مطرب و مي
اگر نقشي كشد كلك دبيرم(۳۳۲)
پرده مطربم از دست برون خواهد برد
آه اگر زان كه در اين پرده نباشد بارم(۳۲۴)
ساقي شكردهان و مطرب شيرين سخن
همنشيني نيك كردار و نديمي نيك نام
شاهدي از لطف(۳۰۹)
چه ره بود اين كه زد در پرده مطرب
كه ميرقصند با هم مست و هشيار
ابر آذاري برآمد باد نوروزي وزيد
وجه ميمي خواهم و مطرب كه ميگويد رسيد(۲۴۰)
مطرب از درد محبت عملي ميپرداخت
كه حكيمان جهان را مژه خون پالا بود(۲۰۳)
مفلسانيم و هواي ميو مطرب داريم
آه اگر خرقه پشمين به گرو نستانند(۱۹۳)
مطرب بساز پرده كه كس بي اجل نمرد
وان كو نه اين ترانه سرايد خطا كند(۱۸۶)
حاجت مطرب و مينيست تو برقع بگشا
كه به رقص آوردم آتش رويت چو سپند(۱۸۱)
داشتم دلقي و صد عيب مرا ميپوشيد
خرقه رهن ميو مطرب شد و زنار بماند(۱۷۸)
مطرب از گفته حافظ غزلي نغز بخوان
تا بگويم كه ز عهد طربم ياد آمد(۱۷۳)
به مطربان صبوحي دهيم جامه چاك
بدين نويد كه باد سحرگهي آورد(۱۴۶)
به قول مطرب و ساقي برون رفتم گه و بي گه
كز آن راه گران قاصد خبر دشوار ميآورد(۱۴۶)
مباش بي ميو مطرب كه زير طاق سپهر
بدين ترانه غم از دل به در تواني كرد(۱۴۳
مژدگاني بده اي دل كه دگر مطرب عشق
راه مستانه زد و چاره مخموري كرد(۱۴۱)
مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق
كه بدين راه بشد يار و ز ما ياد نكرد(۱۳۸)
اين مطرب از كجاست كه ساز عراق ساخت
و آهنگ بازگشت به راه حجاز كرد(۱۳۳)
مطرب عشق عجب ساز و نوايي دارد
نقش هر نغمه كه زد راه به جاي
سزدم چو ابر بهمن كه بر اين چمن بگريم
طرب آشيان بلبل بنگر كه زاغ دارد(۱۱۷)
تا مطربان ز شوق منت آگهي دهند
قول و غزل به ساز و نوا ميفرستمت(۹۰)
مطرب چه پرده ساخت كه در پرده سماع
بر اهل وجد و حال درهاي و هوبست
چه ساز بود كه در پرده ميزد آن مطرب
كه رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست(۲۲)
دلم ز پرده برون شد كجايي اي مطرب
بنال هان كه از اين پرده كار ما به نواست(۲۲)
ساقي و مطرب و ميجمله مهياست ولي
عيش بي يار مهيا نشود يار كجاست(۱۹)
من از ورع ميو مطرب نديدمي زين پيش
هواي مغبچگانم در اين و آن انداخت(۱۶)
ساقي به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو كه كار جهان شد به كام ما(۱۰)
حديث از مطرب و ميگو و راز دهر كمتر جو
كه كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معما را(۳)
@botshenasi
🌱 حافظ و اعتیاد به شراب
كه اي صوفي شراب آن گه شود صاف
كه در شيشه بماند اربعینی (۴۸۰)
نوش كن جام شراب يك مني
تا بدان بيخ غم از دل بركني
دل گشاده دار چون جام شراب
سر گرفته چند چون خم دني(۴۷۸)
اگر اين شراب خام است اگر آن حريف
پخته
به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامي (۴۶۸)
اين خرقه كه من دارم در رهن شراب اولي
وين دفتر بي معني غرق ميناب اولي
تا بي سر و پا باشد اوضاع فلك زين دست
در سر هوس ساقي در دست شراب اولي (۴۶۶)
نخفتهام ز خيالي كه ميپزد دل من
خمار صدشبه دارم شرابخانه كجاست (۲۲)
ما را ز خيال تو چه پرواي شراب است
خم گو سر خود گير كه خمخانه خراب است (۲۹)
چون نقش غم ز دور ببيني شراب خواه
تشخيص كرده ايم و مداوا مقرر است (۳۹)
از چار چيز مگذر گر عاقلي و زيرك
امن و شراب بي غش معشوق و جاي خالي (۴۶۲)
شرح این بیت با دوستان!
از فريب نرگس مخمور و لعل ميپرست
حافظ خلوت نشين را در شراب انداختي (۴۳۳)
مخمور جام عشقم ساقي بده شرابي
پر كن قدح كه بي ميمجلس ندارد آبي
وصف رخ چو ماهش در پرده راست نايد
مطرب بزن نوايي ساقي بده شرابي (۴۳۲)
سخا نماند سخن طي كنم شراب كجاست
بده به شادي روح و روان حاتم طي (۴۳۰)
دوش رفتم به در ميكده خواب آلوده
خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده (۴۲۳)
گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلوده ست
مگر از مذهب اين طايفه بازآمده اي (۴۲۲)
سلام كردم و با من به روي خندان گفت
كه اي خماركش مفلس شراب زده(۴۲۱)
شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر
كاين سر پرهوس شود خاك در سراي تو(۴۱۱)
نخفتهام ز خيالي كه ميپزد دل من
خمار صدشبه دارم شرابخانه كجاست(۲۲)
شراب خورده و خوي كرده ميروي به چمن
كه آب روي تو آتش در ارغوان انداخت(۱۶)
راه دل عشاق زد آن چشم خماري
پيداست از اين شيوه كه مست است شرابت(۱۵)
چون نقش غم ز دور ببيني شراب خواه
تشخيص كرده ايم و مداوا مقرر است
دي وعده داد وصلم و در سر شراب داشت
امروز تا چه گويد و بازش چه در سر است(۳۹)
#نشر_واجب
@botshenasi
🌱 دین و مذهب حافظ چه بود؟
در مورد حافظ نقل های کثیری است. عده ای معتقدند او صوفی است، عده ای معتقدند مسیحی است، او را سنی و زرتشتی خوانده اند! حتی کسانی او را شیعه هم معرفی کردند. هرکدام هم از اشعار او برای خود دلیلی اقامه میکنند. چون از مُغ میگوید، او را زرتشتی میخوانند. صومعه را تکریم میکند او را مسیحی میدانند! مذمت تصوف میکند و از سیر و سلوک میگوید! او را شیعه میخوانند چون گفته است، " قرآن ز بر بخوانی از چارده روایت"!
اما به راستی دین حافظ چه بوده است؟
حافظ به هیچ دین و مذهبی اعتقاد نداشته است. اصلا خود را پای بند دین و فرقه ای نمیکرده است. او لا ابالی بوده است. عاشق شراب نوشیدن بودن و شاهد بازی! شیفته پیرمغان و مداح صومعه! و در مقام استهزاء مومنین که در اشعارش آن ها را زاهد خوانده است.
من نخواهم كرد ترك لعل يار و جام مي
زاهدان معذور داريدم كه اينم مذهب است، او در این بیت میگوید: من ترک شاهد بازی و شراب خواری نمیکنم! و گفته این مذهب من است. مومنی که او را امر به معروف میکردند را رد کرده است. او پای بند شریعت نبوده است زیرا میگوید: اي نازنين پسر تو چه مذهب گرفته اي ، کت خون ما حلالتر از شير مادر است، در وصف شاهدش این بیت را سروده که حاضر است برای او جان دهد.
او شراب خواری را برای خود حلال میدانسته است، اما بدون حضور معشوقه اش می را حرام میدانسته است.
در مذهب ما باده حلال است وليكن، بي روي تو اي سرو گل اندام حرام است
در کدام مذهب شراب خواری حلال است جز عده ای بی دین و ایمان؟
گفتم شراب و خرقه نه آيين مذهب است
گفت اين عمل به مذهب پير مغان كنند!
حافظ خود را در بند نمیخواسته و مثل عده ای که الان دنبال فحشا هستند به اسم آزادی، بوده است.
اگر شراب خوري جرعه اي فشان بر خاك
از آن گناه كه نفعي رسد به غير چه باك
در یکی از ابیاتش به کلی منکر همه چیز شده و جالب است در آن شعر از همه دینها و فِرق ها تمجید هم نموده است
چه دوزخی چه بهشتی چه آدمی چه پری
به مذهب همه كفر طريقت است امساك
حافظ خود را فردی زرنگ میدانسته که با همه هست و هر کاری دلش میخواهد انجام دهد.
سالها پيروي مذهب رندان كردم
تا به فتوي خرد حرص به زندان كردم
در مذهب طريقت خامي نشان كفر است
آري طريق دولت چالاكي است و چستي
حافظ علاقه خود به بچه بازی را هیچگاه کتمان نکرده است و کسانی که او را مذمت میکردند را مسخره کرده است.
شراب لعل كش و روي مه جبينان بين
خلاف مذهب آنان جمال اينان بين
گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلوده ست
مگر از مذهب اين طايفه بازآمده اي
او خودش را صاحب مذهب میدانسته است و تفکر خود را برتر از دیگران میدانسته است.
بجز ابروي تو محراب دل حافظ نيست
طاعت غير تو در مذهب ما نتوان كرد
اما شخصیت او، شخصیتی بدون ثبات بوده است که معلوم است گاهی در عالم مستی خود حرفی زده و دوباره انکار آن میکرده است.
فكر خود و راي خود در عالم رندي نيست
كفر است در اين مذهب خودبيني و خودرايي
اما علت مذمت صوفیه توسط او به شاهد بازی بر میگرد. آنقدر شاهد بازیِ او اوج میگیرد که صوفیه هم او را مذمت میکنند که حافظ در مقام پاسخ میگوید
صوفيان جمله حريفند و نظرباز ولي
زين ميان حافظ دلسوخته بدنام افتاد
آنچه دیوان حافظ به ما نشان میدهد این است که او فردی دائم الخمر، بچه باز و لا ابالی است. حافظ تلفیقی از تمام مذاهب و ادیان به اضافه اندیشه خود این شخص! علت تقدس دادن او چیست؟ جز نشر بی بند و باری فحشا!
@botshenasi
امام رضا «علیه السلام»:
در نزد هرکسی که صحبتی از صوفیه شود و او انکار آنان را به دل و زبان ننماید، چنین کسی از ما اهل بیت نیست.
و هرکس انکارشان کند مانند کسی است که در رکاب رسول خدا «صلی الله علیه وآله» با دشمنان خداوند متعال جنگ نموده است.
سفینة البحار: ج۲.
که جناب آقای «آهی» این روایت را به شعر در آورده اند:
گوش کن ای شیعهء والا تبار
این روایت را، شوی تا هوشیار
از مقدّس مرجع عالی مقام
در حدیقه، شیعه را هست این پیام
باشد آن پیغام دستور العمل
کان بود بر شیعه، احلی من عسل
این چنین گفتا امام هشتمین
خوش حدیث نغز بهر حفظ دین
ذکر صوفیه، اگر گاه سخن
بر زبان راند کسی در انجمن
بشنود هرکس، چه زن باشد چه مرد
نیست از ما، گر که نفی آن نکرد
ور کند انکارشان در آن زمان
با دلیل و منطق و قلب و زبان
مثل آن مانَد که بنماید جهاد
در رکاب احمد آن خیر العباد
هست «آهی» این نتیجه زین پیام
پیروی از صوفیه باشد حرام
@botshenasi
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیخ مهدی تهرانی: قران از دستت گرفتند، دیوان حافظ به دستت دادند! حافظ صوفیِ جبری هست!
@botshenasi
🌱 امام جواد علیه السلام و تفرقه افکنی!
حال که عده ای میگویند اقا لعن نکنید، باعث اختلاف نشوید، برادران اهل سنت جان ما هستند! امام معصوم هم راضی به این امر نیست! یکی از تفرقه افکنان که به مقدسات برادران اهل سنت توهین که جای خود دارد، جسارت کرده است امام جواد علیه السلام است. اگر اسوه و الگوی ما معصومین است باید مثل امام جواد علیه السلام رفتار کنیم. حدیث شریف است که امام جواد علیه السلام سه الی چهار ساله بودند.
وَ أَخْبَرَنِي أَبُو الْحُسَيْنِ مُحَمَّدُ بْنُ هَارُونَ بْنِ مُوسَى، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي (رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ)، قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي زَكَرِيَّا بْنُ آدَمَ، قَالَ: إِنِّي لَعِنْدَ الرِّضَا (عَلَيْهِ السَّلَامُ) إِذْ جِيءَ بِأَبِي جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، وَ سِنُّهُ أَقَلُّ مِنْ أَرْبَعِ سِنِينَ، فَضَرَبَ بِيَدِهِ إِلَى الْأَرْضِ، وَ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَأَطَالَ الْفِكْرَ، فَقَالَ لَهُ الرِّضَا (عَلَيْهِ السَّلَامُ): بِنَفْسِي أَنْتَ، لِمَ طَالَ فِكْرُكَ؟ فَقَالَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): فِيمَا صُنِعَ بِأُمِّي فَاطِمَةَ (عَلَيْهَا السَّلَامُ)، أَمَا وَ اللَّهِ لَأُخْرِجَنَّهُمَا ثُمَّ لَأُحْرِقَنَّهُمَا، ثُمَّ لَأُذَرِّيَنَّهُمَا، ثُمَّ لَأَنْسِفَنَّهُمَا فِي الْيَمِّ نَسْفاً. فَاسْتَدْنَاهُ، وَ قَبَّلَ مَا بَيْنَ عَيْنَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي، أَنْتَ لَهَا. يَعْنِي الْإِمَامَةَ.
زکریا بن آدم گفت : در خدمت حضرت رضا علیه السلام بودم که حضرت جواد علیه السلام را در حالیکه سن شریف ایشان کمتر از چهار سال بود نزدحضرتشان آوردند دست خود را بر زمین زد و سر خود را به طرف آسمان بلند کرد و مدتی در فکر فرو رفت حضرت رضا علیهالسلام فرمودند:
فدایت شوم در چه باره اینقدر فکر می کنی ؟
عرض کرد : در آن رفتار زشت و ظالمانه ای که با مادرم فاطمه سلام الله علیها نمودند بخدا قسم آن دو ظالم را از قبر بیرون می آورم بدن آنها را به آتش می سوزانم و خاکسترش را بر باد میدهم و آن ها را در دریا سرازیر می کنم.
حضرت رضا علیه السلام او را در بر گرفتند و بین دو چشمان مبارک او را بوسیدند و فرمودند : پدر و مادرم به فدایت تو شایسته و سزاوار منصب امامتی .
دلائل الإمامة صفحه ۴۰۰
دوستان مدعی وحدت اگر آنجا بودند چه میکردند؟ یعنی میخواستند بگویند امام جواد علیه السلام معاذ الله از انگلیس پول میگیرد، تفرقه بین مسلمین ایجاد کند؟ در دل یک بچه شیعه همیشه باید بغض و آتش انتقام از ابابکر و عمر شعله ور باشد. غیر از این باشد از صراط مستقیم خارج شده است. اساس مذهب ما برائت از این دو ملعون است. گوشت و خون و ذره ذره بدن و روح ما از این دو نجس بیزار است. نمیتوانیم تکریمشان کنیم. حال به هر جا میخواهند ما را نسبت دهند ما پیروی از جواد الائمه علیه السلام میکنیم
#نشر_دهید
@botshenasi
4_476477792008011867_141215112400 (3).mp3
زمان:
حجم:
860.8K
اقای معاونیان و بیان اصل ماجرای سخن ایت الله سیستانی در مورد اینکه نگویید برادران اهل سنت بلکه بگویید انفسنا
@botshenasi
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عقل جماعت عمریه همین قدر است! 😐
ببینید ایام شادی کمی بخندید 😂
@botshenasi
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قسمت دوم فضائل عمر 😂
ایام شادی کمی شاد شوید
@botshenasi
629.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مولوی گرگیج: هر کس غدیر را به شیعه تبریک بگوید منافق است!
عاقبت عقب نشینی این است.
@botshenasi
🌱 صدا و سیما و تبلیغ تصوف !!
ما خیلی متن بر علیه صوفیه و شعائرش نوشتیم! خیلی متن ارائه دادیم که در متن هیئات ناخواسته تبلیغ شعائر صوفیه میشود. گفتیم مادحین بدون اطلاع اشعار کفر آمیز و صوفی مابانه میخوانند. گفتیم این هو کشیدن توسط مستمعین مخالف سیره معصومین علیهم السلام است. اما وقتی صدا و سیما علنی تبلیغ صوفیه و شعائرش را میکند از چهار تا جوان مستمع و مداح چه توقعی؟ شب عید غدیر ساعت سه و بیست دقیقه شب، شبکه ای فیلم آهنگی پخش میکرد به اسم ای کاروان! بعد هر مصرع خوانندا یک هو میکشیدند. و جالب آن جا است که چند بیت این شعر اصلا عجیب غریب است. ایوان امیرالمومنین علیه السلام را نشان میداد و این ابیات را خواننده میخواند.
بر قدسیان آسمان
من هر شبی یاهو زنم
گر صوفی از لا دم زند
من دم ز الا هو زنم
اشعار کفر آمیز و صوفی مابانه همراه با اشاعه شعائر صوفیه در شب عید غدیر آن هم از رسانه رسمی کشور؟ این صدا و سیما صاحب ندارد؟ طبق کدام مبانی این اشعار را پخش کرده است؟ طبق نظر کدام مرجع عمل میکند؟ زیر نظر چه ارگانی است؟ که اشعاری پخش کند که کفریات است و صدای هو کشیدن پخش کند؟ خب از جوان شیعه عاشق اهل بیت علیهم السلام چه انتظاری میشود داشت؟ صوفیه و شعائرش تا کجا نفوذ کردند؟ تا چه زمانی قصد ما خون کردن دل امام عصر روحی فداه است؟ ما باید شکایت از این صدا و سیما را به کجا ببریم؟ یک روز در این صدا و سیما منکر وجود حضرت رقیه سلام الله علیها میشوند! یک روز انکار شهادت حضرت محسن علیه السلام میشود! یک روز هو میکشند! هفتم صفر که شهادت امام مجتبی علیه السلام است بزن و برقص راه می اندازد! آیا صدا و سیما خودش مرجع تقلید است؟ این صدا و سیما باری به هر جهت است؟ شایدم ایالتی خود مختار است؟ ما صدا و سیمای صوفیِ معاند معصومین و شیعه نمیخواهیم!
@botshenasi
🌱 هیئت امام حسینی یا امام حسین هیئتی؟
شاید خیلی ها بگویند این چه جمله ای است؟ "امام حسین هیئتی یا هیئت امام حسینی؟" چه فرقی دارد؟ خیلی فرق دارد. امام حسین علیه السلام هیئتی یعنی من بیایم یک امام حسین علیه السلام طبق نظر خودم بسازم،این امام حسین طبق عقیدم و حرکاتم ساخته شود. هر کس هم هر چه بگوید، میگویم که تو کار امام حسین علیه السلام دخالت نکن! هر کاری دوست دارم انجام میدهم و امام حسین من هم تایید میکند! این امام حسین طبق سلیقه من هست، هر رفتاری هم انجام بدهم قبول دارد! حتی اگه وسط مجلس گروه ارکست بیاورم و بزن و برقص راه بندازم، امام حسین علیه السلام من قبول دارد! اما هیئت امام حسین علیه السلام یعنی هیئتی که تمام اعمال و رفتارش مطابق فرمایش معصومین است، اگر عملی میخواهند انجام دهند نگاه میکنند، طبق فرمایش معصومین هست یا خیر؟ هیئتشان را طبق کلام و سیره معصومین تنظیم میکنند. نه اینکه امام حسین علیه السلام را طبق هیئت! هیئت امام حسینی هَم و غمش این است که باعث ترویج فرهنگ صحیح معصومین شود، هیئت امام حسینی، هو نمیکشد! رقص سماع نمیکند، کِل نمیکشد! کفریات نمیخواند! منویات خودش را به اسم امام حسین علیه السلام نمیزد! هیئت امام حسینی مطابق فرمایش معصومین علیه السلام عمل میکند، هر کجا هم که مشکلی دارند و کلام معصومین را درک نکرده اند به فقها رجوع میکنند! کارهای خودشان را پای امام حسین علیه السلام نمیزنند! اگر اشتباهی میکنند و کسی تذکر میدهد، میگویند این کار و رفتار ما اشتباه بود، و به هیئت ربط نمیدهند! خیلی متفاوت است میان کسی که هیئتش را زیر نظر امام حسین علیه السلام برده و تمام فکرش و عملش در پی این است که در راه امام حسین علیه السلام و کلام معصومین باشد، تا کسی که هر غلطی میکند، تذکر میدهی، میگوید تو کار امام حسین علیه السلام دخالت نکن! و خود را نماینده امام حسین علیه السلام میداند! هیئت باید مطابق فرمایش امام حسین علیه السلام باشد، نه اینکه امام حسین علیه السلام مطابق هیئت! ما باید هیئتمان زیر پرچم امام حسین علیه السلام باشد، نه اینکه امام حسین علیه السلام را زیر پرچممان بیاوریم! و یاد بگیریم بین اعمال خودمان و هیئت تفاوت قائل شویم! اگر اشتباهی کردم و دوستی مرا پند داد، گفت عملت و رفتار اشتباه بود، او نقد اعمال مرا کرده، به هیئت ربط ندهم، سریع نگویم تو کار امام حسین علیه السلام دخالت نکن! خودت را و عملت را امام حسین علیه السلام نبین! دستگاه سید الشهدا علیه السلام آب میوه گیری نیست هر چه به دست ما آمد داخل آن بریزیم! هیئتمان را و بچه هیئتی هایمان را امام حسینی کنیم! امام حسین علیه السلام را طبق اعمال هیئت و بچه هایمان تنظیم نکنیم!
@botshenasi