eitaa logo
بُت شناسی
3.1هزار دنبال‌کننده
476 عکس
592 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هل الدین الا الحب و البغض!؟ سخنان مقام معظم رهبری درباره تولی و تبری @BotShenasi
نهم_ربیع؛_فضیلت‌ها،_شرافت‌ها_سیّد_علی.pdf
حجم: 2.7M
نهم ربیع الاول، فضیلت ها و شرافت ها پاسخ به شبهات در مورد ۹ ربیع الاول توسط عده ای جاهل و معاند! @botshenasi
🔍افاضات علمی علامه ذوالفنون شعرانی استاد مسلّم طبّ!!! به روایت علامه ذوالفنون !!! «... ولد داشتن و تولّد شدن بر دو قسم است: يك قسم را حكما توالد گويند، و قسم ديگر را تولد، و شامل حيوان و نبات هر دو مى‏شود. يك وقت به واسطه اجتماع نر و ماده اجزاى نطفه نر در شكم ماده پرورش داده شده و خداوند در شكم مادر صورت جنين خلق مى‏كند، اين را حكما توالد گويند. گاهى اوقات بدون اين ترتيب خداوند خلق مى‏كند، مثلا از چرك در بدن انسان شپش پيدا مى‏شود، يا در آب گنديده كرم و پشه و در وسط سيب گاهى يك كرم خداوند خلق كرده، يا در روده انسان بدون پدر و مادر؛ از قبيل قلمه زدن شاخه درخت كه بدون تخم سبز مى‏شود. حضرت آدم را نيز خداوند همين طور بى‏پدر و مادر خلق كرده ... به اين اصطلاح مى‏شود گفت آدم از زمين تولد يافته؛ چون مقدارى از اجزاى زمين جدا شده و آدم خلق شده، يا عقرب مثلا از خاك و آب تولد يافته؛ زيرا كه از اجزاى زمين رطوبتى و زير آجر خداوند عقرب را خلق مى‏كند ...» 📚هزار و يك كلمه، حسن زاده آملی، بوستان کتاب، ج‏4، ص240 نقد کلام ایشان را در درس علوم ابتدایی و راهنمایی (سابق) بخوانید!! @botshenasi
🔥حسن زاده آملی: صدور مخلوقات از خداوند، نکاح ازلی و مانند خروج مَنی از مرد است‼️ https://t.me/botshenasi/5181 «... چنانكه ناكح از اِمناى خود به توليد مثل خود و ايجاد ولدى بر صورت خود توجه مى‏نمايد. يعنى در حقيقت بعضى از روح خود را در نطفه نفخ مى‏كند كه اين امر و عمل خود يكى از مصاديق‏ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي است. تا از نفخ روح بدين معنى و اِمناء، نفس و عين خود را در مرآت ولد خود ببيند كه «الولد سرّ أبيه» و از عظمت شأن اين امر خداوند قسم مى‏خورد: وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ (بلد: 3) همچنين است خداوند سبحان در ايجاد خلق بر صورتش كه از آن تعبير به نكاح اصلى أزلي مى‏شود و نكاح سارى در موجودات كه به طور كلى بر پنج قسم گفته آمد...» 📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، ص 609 توضیحات آقای مهدی نصیری در این باره: http://www.borhannews.com/news/?p=3081 @botshenasi
🔥حسن زاده آملی و خلیفه ثانی «براى رسول اللّه در خواب كاسه شيرى آوردند و فرمود شير را نوشيدم تا اينكه سيرى و پرى آن از ناخنهايم به در زد و فضل‏ آن را به عمر دادم. يكى گفت، يا رسول اللّه خواب را چه تأويل فرموديد؟ فرمود: به علم.» 📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، ص 176 این ترجمه کلام ابن عربی است که حسن زاده، بی هیچ اشکال آن را پذیرفته؛ زیرا بنابر اظهاراتش در آغاز کتاب، همه ی فصوص الحکم را از جانب رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) می داند. او برای ابن عربی قائل به «نبوّت غیر تشریعی» شده و در مورد او و كتابش نوشته است: «نبوت تشريعى و رسالت به وجود خاتم ختم شد و اين بزرگان وارث علم‏ پيغمبرند به وحى الهامى كه همان مبشرات است و رؤياهاى صالحه.» 📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم؛ وزارت ارشاد؛ صص8-10 @botshenasi
🔥حسن زاده آملی و تجلیل یکی دیگر از ارکان سقیفه https://t.me/botshenasi/5186 «... اين معاذ نامبرده در نامه كه معاذ بن‏ جبل‏ انصارى خزرجى است از اجلّه صحابه است، همان معاذ است كه در تهجّد شب مى‏گفت: اللهمّ نامت العيون و غارت النجوم و انت حىّ قيوم.» 📚هزار و يك كلمه، نشر بوستان کتاب، ج‏2 ، ص62 و نامه‏ها برنامه‏ها؛ نشر الف لام میم؛ ص 186 ☀️معاذ بن جبل کیست؟! 1. کسی است که در روز غدیر از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست که ابوبکر و عمر را در ولایت شریک کند!! (شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام ؛ جامعه مدرسین؛ ج‏1 ؛ ص245) 2. کسی که حضرت زهرا سلام الله علیها به او فرمود: هرگز با تو سخن نخواهم گفت و در روز قیامت از تو شکایت می کنم. (الإختصاص ؛ مؤتمر الشیخ المفید؛ ص184) 3. کسی که با شمشیر کشیده به همراه هزار نفر برای تهدید اصحاب امیرالمؤمنین ع به یاری ابوبکر شتافته و او را بر منبر نشاندند. (الإحتجاج؛ نشر المرتضی؛ ج‏1 ؛ ص79 و رجال البرقي؛ دانشگاه تهران ؛ ص66) 4. پنجمین نفری که در سقیفه با ابوبکر بیعت کرد. (الإحتجاج؛ نشر المرتضی؛ ج‏1 ؛ ص81) 5. کسی که هنگام مرگ، ناله ی حسرت سر می داد که چرا خلافت را از آل محمد صلی الله علیهم غصب کرده و به ابوبکر سپرده است. (الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم؛ المکتبة الحیدریة ؛ ج‏3 ؛ ص153) 6. کسی که در شب عقبه قصد ترور رسول خدا صلی الله علیه و آله را داشت و عهد بست که نگذارد خلافت به علی بن ابی طالب برسد. (بحار الأنوار؛ دار احیاء التراث العربی؛ ج‏28 ؛ ص124) @botshenasi
حسن زاده آملی: صدور اشیاء از ذات خدا مانند خروج منی از بدن مرد است. @botshenasi
حسن زاده و تجلیل از معاذ بن جبل از ارکان سقیفه @Botshenasi
🔥حسن زاده آملی و عائشة «نبى (ص) اطيب‏ طيبين‏ است و عايشه و باقى زوجات نبى اطيب طيباتند.» 📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، ص 619 @botshenasi
🔥زندیق و لباس حجّة الاسلامی آنان که خود را به خواب غفلت زده اند؛ میگویند: چرا به «حسن زاده آملی» که از بزرگان است؛ اهانت می کنید؟! در پاسخ میگوییم: کدام بزرگان؟! اگر همه زندیقان عالم جمع شوند؛ نمی توانند بیش از حسن زاده کفر بگویند! اگر او کافر نباشد؛ دیگر یقین بدانید که در همه عالم کسی کافر نیست! برای خدا لحظه ای چشم خود را بگشایید و بنگرید آیا اهانتی مانده است که این زندیق و هم کیشانش به خداوند متعال نکرده باشند؟! کدام فحش بدتر از این است که حسن زاده آملی بارها «ازدواج» و «نکاح» را به خدا نسبت داده؟! «بَديعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ‏» (الانعام، 101) چگونه می توان به خداوند واحد و احد که مبرّا از هر ترکیب و دوئی و برتر از هر گونه شبیه و نظیر است؛ نکاح را نسبت داد؟! آیا نکاح بدون زوجیت ممکن است؟! آیا زوجیت مستلزم نقص و حد و ترکیب نیست؟ اکنون برخی سخنان شیطان آمل را بخوانید که کسی نمی تواند در کفر بودن آن شک کند؛ مگر آن که خود نیز مشرک و زندیق یا دست کم از فهم و ادراک ناتوان باشد. 🔥حسن زاده زندیق سروده است: جلال او شئون كبريائى است‏ نوال او شجون ما سوائى است‏ بتزويج جلالش با نوالش‏ تماشا كن بدين حسن جمالش‏ 📚«قرآن و عرفان و برهان از هم جدائى ندارند، مؤسسه مطالعاتی و تحقیقات فرهنگی، ص49) 🔥این ملحد وجود را –که به اعتقاد اینان همان خدا است- جفتِ ماهیت –که به اعتقاد اینان همان حیثیت عدمی است- دانسته: «جفتها را مصاديق بى‏شمار است از آن جمله عقل كل و نفس كلّ است ... و نيز از ازواج وجود و ماهيت مى‏باشند. و از جمله آنها نر و ماده از هر حيوان است» و بر همین اساس با کمال بی شرمی نکاح را به خداوند نسبت داده و اساس عالم را تثلیث دانسته است: « ... نكاح‏ در همه وجود سريان دارد اين سريان به واسطه حركت قدسي حبّى در مراتب كلّى وجود است كه به انواع پنجگانه تقسيم مى‏شود و اين انواع باعث پيدايش عوالم معنوى و روحى و نفسى و مثالى و حسّى با اختلاف صورى كه دارند مى‏شوند زيرا عادت وجود، وجود أزلي و ابدى است ... پس نخستين نكاح‏ از نكاحهاى پنجگانه كلى توجه الهى ذاتى از طريق اولين اسماء اصلى است كه مفاتيح غيب هويت الهى و حضرت كونى‏اند ... علم و عين بر اساس تثليثند ... تثليث، در عين، ايجاد اعيان خارجيه است كه نكاح سارى عينى از فرديت سه‏گانه شروع مى‏شود و اين فرديت عبارت است از ذات احديت يعنى توجه ذاتى الهى و اسماء الهى و طبيعت كلى كه نفس رحمانى است.» 📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، صص 661 -665 و عین همین جملات را به زبان عربی نیز بیان کرده است: ممد الهمم، وزارت ارشاد، صص 645 و 646 و هزار و يك كلمه، بوستان کتاب، ج‏4، صص 501-503 @botshenasi
🔍مباحث عالیه طبیعی از زبان علامه ذوالفنون حسن زاده با استناد به کلام شیخ الرئیس ابن سینا!!! ... جناب شيخ رئيس در فصل ششم مقاله دوم از فنّ پنجم طبيعيّات شفاء ... فرموده است: «... فكثير من الحيوانات يحدث بتولّد و بتوالد، و كذلك النبات. و قد يتّخذ حيّات من الشعر و عقارب من التّبن و البادروج، و الفار يتولّد من المدر و الضفادع يتولّد من المطر، و جميع هذه الاشياء فلها ايضا توالد ...» ... ترجمه: ... چنان كه بسيارى از حيوانات به تولد و توالد حادث مى‏شوند چنان كه مارها از مو، و كژدمها از كاه و از ريحان كوهى، و موش از كلوخ گلين، و قورباغه‏ها از باران بتولّد حادث مى‏شوند، و همه آنها را پس از تولّد، توالد است. 📚هزار و يك كلمه، حسن زاده آملی، بوستان کتاب، ج‏3 ، صص100 و 101 @botshenasi
🔥حسن زاده آملی و به سخره گرفتن عذاب دوزخ و انکار ضروریات توحید و معاد گمان نمی رود کسی که بویی از اسلام و قرآن برده باشد؛ بتواند در مقابل سخنان زیر سکوت کند و زبان به طعن و رد نگشاید: «و اگر اهل وعيد در دار الشفاء كه نار است داخل شدند همانا كه آنان بالاخره در آن دار الشقا واقع در لذت مى‏شوند اين لذت آنان در آن دار الشقا مباين است با نعيم جنان (بهشت) خلد. پس امر يكى است و بين اين دو نعيم كه نعيم اهل وعيد در دار الشقا و نعيم اهل بهشت خلد باشد در نزد تجلى، تباين است. پس هر قومى از اين دو گروه نعيمى دارند كه لايق به هر يك از آنهاست. نعيم نفوس طيبه نمى‏باشد مگر به طيبات و نعيم نفوس خبيثه نمى‏باشد مگر به خبيثات مثل لذت بردن جعل به قازورات و رنج بردن او از طيبات. خداى تعالى فرمود: الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ‏ و الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ‏ و تجلى الهى بر سعداء و اشقياء در اصل نيست مگر يك چيز .... نعيمى كه براى اهل شقا هست عذاب مى‏نامند از جهت عذوبت و شيرينى طعمش به نسبت آنان است. زيرا عذاب اصلا از عذب (شيرينى) مأخوذ است و اين لفظ عذاب براى عذب چون پوست است (قشر است) و پوست نگهدار مغزش از آفات است. پس لفظ عذاب معنايش را حفظ مى‏كند از ادراك محجوبان كه غافل از حقايق أشياء هستند يا اينكه شعر آخر را اين طور معنى كنيم كه: نعيم اهل دار شقا نسبت به نعيم اهل جنت نسبت پوست است و مغز ... حال كه گفتار شيخ را بيان كرديم شروع كنيم در تحقيق گفتار و مبناى او زيرا اين مطلب از اهم مهمات است و كمتر كسى به ريشه اين مقامات پى برده است. ... با آن كه عذاب نسبت به عارفى كه داخل در عذاب شد به سبب اعمالى است كه با آن عذاب مناسب است. اين عذاب از وجهى عذب است از وجه ديگر عذاب ... زيرا كه عارف معذّب را در تعذيبش مى‏بيند، پس تعذيب سبب شهود حق مى‏شود و اين شهود حق عالى‏ترين نعمتى است كه در حق عارف وقوع مى‏يابد. و با آن كه نسبت به محجوبان غافل از لذات حقيقيه باز از جهتى عذب است. چنانكه در حديث است كه بعضى از اهل آتش در آتش با آتش بازى‏ مى‏كنند و ملاعبه از تلذذ جدا نمى‏شود. اگر چه محجوبان از جهتى در عذابند كه جنت اعمال را كه حور و قصور است واجد نيستند، و با اينكه نسبت به قومى، استعدادشان بعد از حق و قرب به نار را طلب مى‏كند كه همين مقصود از جهنم است نيز عذب است اگر چه در واقع عذاب است ... با اينكه عذاب نسبت به منافقان كه آنان را هم استعداد كمال است و هم استعداد نقص اگر چه دردناك است زيرا كه ادراك كمال را مى‏كنند لكن چون استعداد نقصشان غالب است به نقصشان راضى مى‏شوند و تألم از آنها زايل مى‏گردد بعد از آن كه منتقم از آنها انتقام گرفت به عذاب كردنشان، حال عذاب به عذب منتقل مى‏شود. چنانكه مشاهده مى‏كنيم از كسى كه در اول به امر خسيسى راضى نيست. پس از آن كه در آن افتاد و به آن مبتلا شد و مكرر از او صادر شد با آن الفت مى‏گيرد و معتاد مى‏شود. پس به آن افتخار مى‏كند با آن كه آن را پيش از اين قبيح مى‏شمرد. اما نسبت به مشركان كه غير خداوند از موجودات را پرستش مى‏كنند. پس منتقم از آنها انتقام مى‏گيرد، زيرا كه آنان حق را محصور كرده‏اند در آن چه كه او را پرستش كردند و اله مطلق را مقيد قرار دادند. اما از آن جهت كه معبودشان عين وجود حق است كه در اين صورت ظاهر شده است، پس پرستش نمى‏كنند مگر خدا را «فرضي اللّه عنهم من هذا الوجه» پس عذابشان در حق ايشان عذب مى‏گردد ... و با اينكه عذاب نسبت به كافران نيز اگر چه عذاب عظيم است. لكن ايشان به عذاب معذب نمى‏شوند زيرا به آن چه در آنهاست راضى‏اند. براى اينكه استعدادشان همين را طلب مى‏كند. مانند گلخن‏ تاب كه به كار خود افتخار مى‏كند و همانا كه عذاب عظيم است، نسبت به كسى كه مى‏داند كه وراى مرتبه ايشان مرتبه‏اى است و اينكه معذبان در آن هستند نسبت به آن مرتبه عذاب است. (يعنى عظيم بودن عذاب كافران به اين وجه است). و انواع عذاب از آن جهت كه عذاب است بر اهلش مخلد نيست زيرا كه عذاب به شفاعت شافعان منقطع مى‏شود و آخرين كسى كه شفاعت مى‏كند چنانكه در حديث صحيح آمده است آن كس ارحم الراحمين است. از اين روى در قعر جهنم جرجير مى‏رويد زيرا كه نار منقطع مى‏شود و عذاب مرتفع مى‏گردد و نيز عذاب مخلد نيست به مقتضاى «سبقت رحمتي غضبي» پس‏ ظاهر آياتى كه در حق آنان تعذيب آمده است همه آنها حق است و كلام شيخ رضى اللّه عنه با او منافات ندارد زيرا كه عذاب بودن شي‏ء از وجهى منافات ندارد با اينكه از وجه ديگر عذب باشد.» 📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، صص 210-214 انصاف آن است که چون حسن زاده گفته است: «تعذيب سبب شهود حق مى‏شود و اين شهود حق عالى‏ترين نعمتى است كه در حق عارف وقوع مى‏يابد.» برای این عارف بزرگ از خداوند «اشدّ تعذیب» را بخواهیم تا با شهود معذّب در آن به عالی ترین نعمت برسد. آمین بحق محمد و آله الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین @botshenasi