13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هل الدین الا الحب و البغض!؟
سخنان مقام معظم رهبری درباره تولی و تبری
@BotShenasi
نهم_ربیع؛_فضیلتها،_شرافتها_سیّد_علی.pdf
حجم:
2.7M
نهم ربیع الاول، فضیلت ها و شرافت ها
پاسخ به شبهات در مورد ۹ ربیع الاول توسط عده ای جاهل و معاند!
#نشر_واجب
@botshenasi
🔍افاضات علمی علامه ذوالفنون شعرانی استاد مسلّم طبّ!!! به روایت علامه ذوالفنون !!!
«... ولد داشتن و تولّد شدن بر دو قسم است: يك قسم را حكما توالد گويند، و قسم ديگر را تولد، و شامل حيوان و نبات هر دو مىشود. يك وقت به واسطه اجتماع نر و ماده اجزاى نطفه نر در شكم ماده پرورش داده شده و خداوند در شكم مادر صورت جنين خلق مىكند، اين را حكما توالد گويند. گاهى اوقات بدون اين ترتيب خداوند خلق مىكند، مثلا از چرك در بدن انسان شپش پيدا مىشود، يا در آب گنديده كرم و پشه و در وسط سيب گاهى يك كرم خداوند خلق كرده، يا در روده انسان بدون پدر و مادر؛ از قبيل قلمه زدن شاخه درخت كه بدون تخم سبز مىشود. حضرت آدم را نيز خداوند همين طور بىپدر و مادر خلق كرده ... به اين اصطلاح مىشود گفت آدم از زمين تولد يافته؛ چون مقدارى از اجزاى زمين جدا شده و آدم خلق شده، يا عقرب مثلا از خاك و آب تولد يافته؛ زيرا كه از اجزاى زمين رطوبتى و زير آجر خداوند عقرب را خلق مىكند ...»
📚هزار و يك كلمه، حسن زاده آملی، بوستان کتاب، ج4، ص240
نقد کلام ایشان را در درس علوم ابتدایی و راهنمایی (سابق) بخوانید!!
#نشر_واجب
#تصوف
#آملی
@botshenasi
🔥حسن زاده آملی: صدور مخلوقات از خداوند، نکاح ازلی و مانند خروج مَنی از مرد است‼️
https://t.me/botshenasi/5181
«... چنانكه ناكح از اِمناى خود به توليد مثل خود و ايجاد ولدى بر صورت خود توجه مىنمايد. يعنى در حقيقت بعضى از روح خود را در نطفه نفخ مىكند كه اين امر و عمل خود يكى از مصاديق نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي است. تا از نفخ روح بدين معنى و اِمناء، نفس و عين خود را در مرآت ولد خود ببيند كه «الولد سرّ أبيه» و از عظمت شأن اين امر خداوند قسم مىخورد: وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ (بلد: 3) همچنين است خداوند سبحان در ايجاد خلق بر صورتش كه از آن تعبير به نكاح اصلى أزلي مىشود و نكاح سارى در موجودات كه به طور كلى بر پنج قسم گفته آمد...»
📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، ص 609
توضیحات آقای مهدی نصیری در این باره:
http://www.borhannews.com/news/?p=3081
#تصوف
#نشر_واجب
#آملی
@botshenasi
🔥حسن زاده آملی و خلیفه ثانی
«براى رسول اللّه در خواب كاسه شيرى آوردند و فرمود شير را نوشيدم تا اينكه سيرى و پرى آن از ناخنهايم به در زد و فضل آن را به عمر دادم. يكى گفت، يا رسول اللّه خواب را چه تأويل فرموديد؟ فرمود: به علم.»
📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، ص 176
این ترجمه کلام ابن عربی است که حسن زاده، بی هیچ اشکال آن را پذیرفته؛ زیرا بنابر اظهاراتش در آغاز کتاب، همه ی فصوص الحکم را از جانب رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) می داند. او برای ابن عربی قائل به «نبوّت غیر تشریعی» شده و در مورد او و كتابش نوشته است:
«نبوت تشريعى و رسالت به وجود خاتم ختم شد و اين بزرگان وارث علم پيغمبرند به وحى الهامى كه همان مبشرات است و رؤياهاى صالحه.»
📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم؛ وزارت ارشاد؛ صص8-10
#آملی
#تصوف
#نشر_واجب
@botshenasi
🔥حسن زاده آملی و تجلیل یکی دیگر از ارکان سقیفه
https://t.me/botshenasi/5186
«... اين معاذ نامبرده در نامه كه معاذ بن جبل انصارى خزرجى است از اجلّه صحابه است، همان معاذ است كه در تهجّد شب مىگفت: اللهمّ نامت العيون و غارت النجوم و انت حىّ قيوم.»
📚هزار و يك كلمه، نشر بوستان کتاب، ج2 ، ص62 و نامهها برنامهها؛ نشر الف لام میم؛ ص 186
☀️معاذ بن جبل کیست؟!
1. کسی است که در روز غدیر از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست که ابوبکر و عمر را در ولایت شریک کند!! (شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام ؛ جامعه مدرسین؛ ج1 ؛ ص245)
2. کسی که حضرت زهرا سلام الله علیها به او فرمود: هرگز با تو سخن نخواهم گفت و در روز قیامت از تو شکایت می کنم. (الإختصاص ؛ مؤتمر الشیخ المفید؛ ص184)
3. کسی که با شمشیر کشیده به همراه هزار نفر برای تهدید اصحاب امیرالمؤمنین ع به یاری ابوبکر شتافته و او را بر منبر نشاندند. (الإحتجاج؛ نشر المرتضی؛ ج1 ؛ ص79 و رجال البرقي؛ دانشگاه تهران ؛ ص66)
4. پنجمین نفری که در سقیفه با ابوبکر بیعت کرد. (الإحتجاج؛ نشر المرتضی؛ ج1 ؛ ص81)
5. کسی که هنگام مرگ، ناله ی حسرت سر می داد که چرا خلافت را از آل محمد صلی الله علیهم غصب کرده و به ابوبکر سپرده است. (الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم؛ المکتبة الحیدریة ؛ ج3 ؛ ص153)
6. کسی که در شب عقبه قصد ترور رسول خدا صلی الله علیه و آله را داشت و عهد بست که نگذارد خلافت به علی بن ابی طالب برسد. (بحار الأنوار؛ دار احیاء التراث العربی؛ ج28 ؛ ص124)
#آملی
#تصوف
#نشر_واجب
@botshenasi
حسن زاده آملی: صدور اشیاء از ذات خدا مانند خروج منی از بدن مرد است.
#تصوف
#آملی
#نشر_واجب
@botshenasi
🔥حسن زاده آملی و عائشة
«نبى (ص) اطيب طيبين است و عايشه و باقى زوجات نبى اطيب طيباتند.»
📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، ص 619
#آملی
#تصوف
#نشر_واجب
@botshenasi
🔥زندیق و لباس حجّة الاسلامی
#آملی
آنان که خود را به خواب غفلت زده اند؛ میگویند: چرا به «حسن زاده آملی» که از بزرگان است؛ اهانت می کنید؟! در پاسخ میگوییم: کدام بزرگان؟! اگر همه زندیقان عالم جمع شوند؛ نمی توانند بیش از حسن زاده کفر بگویند! اگر او کافر نباشد؛ دیگر یقین بدانید که در همه عالم کسی کافر نیست! برای خدا لحظه ای چشم خود را بگشایید و بنگرید آیا اهانتی مانده است که این زندیق و هم کیشانش به خداوند متعال نکرده باشند؟! کدام فحش بدتر از این است که حسن زاده آملی بارها «ازدواج» و «نکاح» را به خدا نسبت داده؟! «بَديعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ» (الانعام، 101) چگونه می توان به خداوند واحد و احد که مبرّا از هر ترکیب و دوئی و برتر از هر گونه شبیه و نظیر است؛ نکاح را نسبت داد؟! آیا نکاح بدون زوجیت ممکن است؟! آیا زوجیت مستلزم نقص و حد و ترکیب نیست؟
اکنون برخی سخنان شیطان آمل را بخوانید که کسی نمی تواند در کفر بودن آن شک کند؛ مگر آن که خود نیز مشرک و زندیق یا دست کم از فهم و ادراک ناتوان باشد.
🔥حسن زاده زندیق سروده است:
جلال او شئون كبريائى است
نوال او شجون ما سوائى است
بتزويج جلالش با نوالش
تماشا كن بدين حسن جمالش
📚«قرآن و عرفان و برهان از هم جدائى ندارند، مؤسسه مطالعاتی و تحقیقات فرهنگی، ص49)
🔥این ملحد وجود را –که به اعتقاد اینان همان خدا است- جفتِ ماهیت –که به اعتقاد اینان همان حیثیت عدمی است- دانسته:
«جفتها را مصاديق بىشمار است از آن جمله عقل كل و نفس كلّ است ... و نيز از ازواج وجود و ماهيت مىباشند. و از جمله آنها نر و ماده از هر حيوان است»
و بر همین اساس با کمال بی شرمی نکاح را به خداوند نسبت داده و اساس عالم را تثلیث دانسته است:
« ... نكاح در همه وجود سريان دارد اين سريان به واسطه حركت قدسي حبّى در مراتب كلّى وجود است كه به انواع پنجگانه تقسيم مىشود و اين انواع باعث پيدايش عوالم معنوى و روحى و نفسى و مثالى و حسّى با اختلاف صورى كه دارند مىشوند زيرا عادت وجود، وجود أزلي و ابدى است ... پس نخستين نكاح از نكاحهاى پنجگانه كلى توجه الهى ذاتى از طريق اولين اسماء اصلى است كه مفاتيح غيب هويت الهى و حضرت كونىاند ... علم و عين بر اساس تثليثند ... تثليث، در عين، ايجاد اعيان خارجيه است كه نكاح سارى عينى از فرديت سهگانه شروع مىشود و اين فرديت عبارت است از ذات احديت يعنى توجه ذاتى الهى و اسماء الهى و طبيعت كلى كه نفس رحمانى است.»
📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، صص 661 -665
و عین همین جملات را به زبان عربی نیز بیان کرده است: ممد الهمم، وزارت ارشاد، صص 645 و 646 و هزار و يك كلمه، بوستان کتاب، ج4، صص 501-503
#نشر_واجب
#آملی
#تصوف
@botshenasi
🔍مباحث عالیه طبیعی از زبان علامه ذوالفنون حسن زاده با استناد به کلام شیخ الرئیس ابن سینا!!!
... جناب شيخ رئيس در فصل ششم مقاله دوم از فنّ پنجم طبيعيّات شفاء ... فرموده است: «... فكثير من الحيوانات يحدث بتولّد و بتوالد، و كذلك النبات. و قد يتّخذ حيّات من الشعر و عقارب من التّبن و البادروج، و الفار يتولّد من المدر و الضفادع يتولّد من المطر، و جميع هذه الاشياء فلها ايضا توالد ...» ... ترجمه: ... چنان كه بسيارى از حيوانات به تولد و توالد حادث مىشوند چنان كه مارها از مو، و كژدمها از كاه و از ريحان كوهى، و موش از كلوخ گلين، و قورباغهها از باران بتولّد حادث مىشوند، و همه آنها را پس از تولّد، توالد است.
📚هزار و يك كلمه، حسن زاده آملی، بوستان کتاب، ج3 ، صص100 و 101
#تصوف
#آملی
#نشر_واجب
@botshenasi
🔥حسن زاده آملی و به سخره گرفتن عذاب دوزخ و انکار ضروریات توحید و معاد
گمان نمی رود کسی که بویی از اسلام و قرآن برده باشد؛ بتواند در مقابل سخنان زیر سکوت کند و زبان به طعن و رد نگشاید:
«و اگر اهل وعيد در دار الشفاء كه نار است داخل شدند همانا كه آنان بالاخره در آن دار الشقا واقع در لذت مىشوند اين لذت آنان در آن دار الشقا مباين است با نعيم جنان (بهشت) خلد. پس امر يكى است و بين اين دو نعيم كه نعيم اهل وعيد در دار الشقا و نعيم اهل بهشت خلد باشد در نزد تجلى، تباين است. پس هر قومى از اين دو گروه نعيمى دارند كه لايق به هر يك از آنهاست. نعيم نفوس طيبه نمىباشد مگر به طيبات و نعيم نفوس خبيثه نمىباشد مگر به خبيثات مثل لذت بردن جعل به قازورات و رنج بردن او از طيبات. خداى تعالى فرمود: الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ و الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ و تجلى الهى بر سعداء و اشقياء در اصل نيست مگر يك چيز .... نعيمى كه براى اهل شقا هست عذاب مىنامند از جهت عذوبت و شيرينى طعمش به نسبت آنان است. زيرا عذاب اصلا از عذب (شيرينى) مأخوذ است و اين لفظ عذاب براى عذب چون پوست است (قشر است) و پوست نگهدار مغزش از آفات است. پس لفظ عذاب معنايش را حفظ مىكند از ادراك محجوبان كه غافل از حقايق أشياء هستند يا اينكه شعر آخر را اين طور معنى كنيم كه: نعيم اهل دار شقا نسبت به نعيم اهل جنت نسبت پوست است و مغز ... حال كه گفتار شيخ را بيان كرديم شروع كنيم در تحقيق گفتار و مبناى او زيرا اين مطلب از اهم مهمات است و كمتر كسى به ريشه اين مقامات پى برده است. ... با آن كه عذاب نسبت به عارفى كه داخل در عذاب شد به سبب اعمالى است كه با آن عذاب مناسب است. اين عذاب از وجهى عذب است از وجه ديگر عذاب ... زيرا كه عارف معذّب را در تعذيبش مىبيند، پس تعذيب سبب شهود حق مىشود و اين شهود حق عالىترين نعمتى است كه در حق عارف وقوع مىيابد. و با آن كه نسبت به محجوبان غافل از لذات حقيقيه باز از جهتى عذب است. چنانكه در حديث است كه بعضى از اهل آتش در آتش با آتش بازى مىكنند و ملاعبه از تلذذ جدا نمىشود. اگر چه محجوبان از جهتى در عذابند كه جنت اعمال را كه حور و قصور است واجد نيستند، و با اينكه نسبت به قومى، استعدادشان بعد از حق و قرب به نار را طلب مىكند كه همين مقصود از جهنم است نيز عذب است اگر چه در واقع عذاب است ... با اينكه عذاب نسبت به منافقان كه آنان را هم استعداد كمال است و هم استعداد نقص اگر چه دردناك است زيرا كه ادراك كمال را مىكنند لكن چون استعداد نقصشان غالب است به نقصشان راضى مىشوند و تألم از آنها زايل مىگردد بعد از آن كه منتقم از آنها انتقام گرفت به عذاب كردنشان، حال عذاب به عذب منتقل مىشود. چنانكه مشاهده مىكنيم از كسى كه در اول به امر خسيسى راضى نيست. پس از آن كه در آن افتاد و به آن مبتلا شد و مكرر از او صادر شد با آن الفت مىگيرد و معتاد مىشود. پس به آن افتخار مىكند با آن كه آن را پيش از اين قبيح مىشمرد. اما نسبت به مشركان كه غير خداوند از موجودات را پرستش مىكنند. پس منتقم از آنها انتقام مىگيرد، زيرا كه آنان حق را محصور كردهاند در آن چه كه او را پرستش كردند و اله مطلق را مقيد قرار دادند. اما از آن جهت كه معبودشان عين وجود حق است كه در اين صورت ظاهر شده است، پس پرستش نمىكنند مگر خدا را «فرضي اللّه عنهم من هذا الوجه» پس عذابشان در حق ايشان عذب مىگردد ... و با اينكه عذاب نسبت به كافران نيز اگر چه عذاب عظيم است. لكن ايشان به عذاب معذب نمىشوند زيرا به آن چه در آنهاست راضىاند. براى اينكه استعدادشان همين را طلب مىكند. مانند گلخن تاب كه به كار خود افتخار مىكند و همانا كه عذاب عظيم است، نسبت به كسى كه مىداند كه وراى مرتبه ايشان مرتبهاى است و اينكه معذبان در آن هستند نسبت به آن مرتبه عذاب است. (يعنى عظيم بودن عذاب كافران به اين وجه است). و انواع عذاب از آن جهت كه عذاب است بر اهلش مخلد نيست زيرا كه عذاب به شفاعت شافعان منقطع مىشود و آخرين كسى كه شفاعت مىكند چنانكه در حديث صحيح آمده است آن كس ارحم الراحمين است. از اين روى در قعر جهنم جرجير مىرويد زيرا كه نار منقطع مىشود و عذاب مرتفع مىگردد و نيز عذاب مخلد نيست به مقتضاى «سبقت رحمتي غضبي» پس ظاهر آياتى كه در حق آنان تعذيب آمده است همه آنها حق است و كلام شيخ رضى اللّه عنه با او منافات ندارد زيرا كه عذاب بودن شيء از وجهى منافات ندارد با اينكه از وجه ديگر عذب باشد.»
📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، صص 210-214
انصاف آن است که چون حسن زاده گفته است: «تعذيب سبب شهود حق مىشود و اين شهود حق عالىترين نعمتى است كه در حق عارف وقوع مىيابد.» برای این عارف بزرگ از خداوند «اشدّ تعذیب» را بخواهیم تا با شهود معذّب در آن به عالی ترین نعمت برسد. آمین بحق محمد و آله الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین
@botshenasi