از بیانیه شعام تا بیانیه رهبر ایران؛ از نگاه زبان شناسی شناختی
✍🏻منصوره اولیایی
🔷لیکاف در کتاب «مغز سیاسی» توضیح میدهد که انسانها جهان را نه از طریق «واقعیت خام»، بلکه از طریق چارچوبهای شناختی (cognitive frames) درک میکنند. بر اساس نظر لیکاف، اگر پیام در چهارچوبی متفاوت از مخاطب نوشته شود، حتی اگر از نظر گوینده منطقی باشد، در ذهن مخاطب «بیمعنا، توهینآمیز یا تحریفکننده» تلقی میشود و گسست شناختی ایجاد می کند.
🔷وضعیت عاطفی – شناختی مردم ایران در هنگام صدور بیانه شعام
غم شدید فقدان رهبرعظیم الشان ایران، نگرانی از ایجاد اغتشاشات توسط عوامل نفوذی دشمن، تقویت روحیه استقامت و انتقام خواهی خون رهبر شهید و حدود سه هزار شهید جنگ، عواملی بود که مردم را چهل شب متوالی در زیر حملات دشمن به خیابان ها کشاند. در این مقاومت مردمی مفاهیمی چون «انتقام»، «مقاومت در نبرد» و«حفظ آرمان ها» برجسته بود.
🔷مفاهیم تشکیل دهنده چهارچوب شناختی در بیانیه شعام
🔹۱. پیروزی عظیم و تحقق کامل اهداف جنگ
در این بیانیه از پیروزی عظیمی صحبت شده که حاصل اراده ملت بود و آمریکا را مجبور به پذیرش طرح ده ماده ای متعهد می کند. در بیانیه شعام مسئله آتش بس و مذاکره به نوعی پایان بندی جنگ است، چرا که اهداف جنگ محقق شدند. «به ملت بزرگ ایران بشارت می دهیم که تقریبا تمامی اهداف جنگ محقق شده» و این مسئله را مطابق با تدبیر رهبر مطرح می کند.
🔹۲. تحقق همه اهداف و پایان بندی جنگ به شکل آتش بس و مذاکره
در این بیانیه آمده است: «ایران و مقاومت به همه اهدافی که طراحی کرده بودند، رسیدند.» در واقع جنگ به نتیجه قطعی خود رسیده است و بعد از این نتیجه گیری مذاکره و آتش بس راه حل های پایان بندی جنگ هستند که در بیانیه ارائه می شوند.
🔹۳.ادامه جشن های پیروزی
عبارت جشن پیروزی همراه با تلاش های رسانه ای صدا و سیما در پخش موسیقی ها ی مرتبط و نحوه اجرای مجریان القای شوق و شادی می کرد و این استعاره با چهارچوب شناختی مردمی که محیای عزاداری چهلمین روز فقدان رهبر شهید و سایر شهدا می شدند، گسست شناختی ایجاد می کرد.
🔷چهارچوب شناختی بیانیه رهبری در روز چهلم رهبرعظیم الشأن ایران و ترمیم گسست شناختی
با آنکه بیانیه رهبر و هم بیانیه شعام با فاصله یکروز منتشر شدند، اما در این دوبیانیه مفاهیم مشترکی چون پیروزی، اهداف و.... با همدیگر متفاوت است. تمرکز ما دراستخراج چهارچوب شناختی برمفاهیم مشترک در این دوبیانیه بوده است.
🔹۱- چهارچوب بندی «پیروزی قطعی نیست، بلکه دستاورد مرحله ای است.»
«تا این نقطه از حماسه دفاع مقدس سوم، شما ملت ایران پیروز قطعی این میدان بودید.» در این بیانیه پیروزی به عنوان امر قطعی و غیر قابل بازگشت مطرح نمی شود. بلکه آن را «پیروزی تا این نقطه» و «دستاوردی در حماسه دفاع مقدس» توصیف می کند. این رویکرد، جنگ را در قالب «فرایندی ادامه دار» یا «مسیری پیش رو» قرار می دهد. نگاه فرایندی ومرحله ای به جنگ و القای حس قدرت به جای شادی پایان کار، هماهنگی شناختی بیشتری با چهارچوب شناختی مردم دارد. دراین بیانیه کنش شکرگذاری و حضور در خیابان با عنوان کنش های ضروری و هماهنگ با این چهارچوب شناختی توصیه شده است. نیاز عاطفی مخاطبان به انتقام و ادامه مسیر گسست معنایی را کاهش می دهد.
🔹۲-بازتعریف «مذاکره» و «سکوت صحنه نبرد»: «بیانیهٔ رهبری» مذاکره را «بستری برای سنگینتر شدن تکلیف مردم» معرفی میکند و «سکوت صحنه نبرد» را «امری مرحلهای و نه قطعی» توصیف میکند و مفاهیم را در قالب «استراتژیهای پویا» و «وظایف مستمر» قرار میدهد، نه نقاط پایان. ایشان در این بیانیه مذاکره و سکوت نبرد در صورت ضرورت را، بستری برای سنگین شدن تکلیف مردم برای حضور می داند و بار عاطفی منتشرشده از این کلمان نه مثبت و نه منفی است. برای مثال می گوید:«مسلما فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات موثراست.»
🔹۳-تأکید بر «انتقام» و «پاسداشت فقدان»: «بیانیهٔ رهبری» مفهوم «انتقام» را که در «بیانیهٔ شعام» غایب بود، برجسته میکند. این مفهوم، پاسخی مستقیم به چارچوب مفهومی «نیاز به جبران و پاسخگویی» در مخاطبان است.
🔹۴- استعارهٔ مفهومی «عزم بر انتقام»: این استعاره، بر «قطعیت اراده» و «ضرورت اجرای عدالت» در قبال «ظلم» تأکید دارد. این استعاره، جنبهٔ تسلیبخش برای تجربههای عاطفی مخاطبان دارد.
https://ble.ir/mansureh_oliaee
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
🔷تحلیل نشان میدهد که «بیانیهٔ شعام» با استفاده از چارچوببندیهای مبتنی بر «پایان قطعی» و «ضرورت جشن»، گسست شناختی با تجربهٔ زیستهٔ مردم ایجاد کرده است. در مقابل، «بیانیهٔ مقام معظم رهبری» با تاثیر گذاری بر ادراک مردم و دیدن پیروزی به صورت «فرایند مستمر»، «دستاورد مرحلهای»، بازتعریف استراتژیک مفاهیم و توجه به بار عاطفی «انتقام» و «فقدان»، تلاش در جهت ترمیم این گسست و ایجاد انسجام شناختی داشته است. این تفاوتها، نشاندهندهٔ قدرت زبان در شکلدهی به واقعیتهای اجتماعی و تأثیر آن بر درک و پذیرش مخاطبان است. بی توجهی به فضای عاطفی- شناختی مردم و تحمیل بار عاطفی- شناختی نامانوس، ایجاد سوءظن و بدبینی در مردم می کند. به این منظور دولتمردان باید دستاوردهای دیپلماتیک خود را به شکی مطابق با فضای عاطفی- شناختی مردم ارائه دهند و از سرمایه اجتماعی «اعتماد» مراقبت کنند.
https://ble.ir/mansureh_oliaee
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
از بیانیه شعام تا بیانیه رهبر ایران؛ از نگاه زبان شناسی شناختی ✍🏻منصوره اولیایی 🔷لیکاف در کتاب «م
⚠️ لطفاً با عینک سیاست زده مطالعه نکنید و تنها عینک مورد استفاده باید نشانه و زبان شناختی است.
❖ انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» با همکاری مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می کند!
🔹افـــــــــــــقهای پســـــــــــاجنگ؛
گفــــتوگــوهایی برای آیندهای نو
➕ ویژه مبلغان و مروجان ایده انقلاب اسلامی
▫️با ارائه ی استاد دکتر رضا ملایی
⏳ چهارشنبه؛ ۲۶ فروردین؛ ساعت ۱۰
🔹 لینک حضور برخط (آنلاین)
•
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
❖ انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» با همکاری مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می کند!
🔹افـــــــــــــقهای پســـــــــــاجنگ؛
گفــــتوگــوهایی برای آیندهای نو
🔸الگو های بدیل؛ وارسی انتقادی
ایــــده ســـــازندگی توسعه محـــــــــــور
➕ ویژه مبلغان و مروجان ایده انقلاب اسلامی
▫️با ارائه ی استاد دکتر علیرضا مکاریان پور
⏳ چهارشنبه؛ ۲۶ فروردین؛ ساعت ۱۶/۳۰
🔹 لینک حضور برخط (آنلاین)
•
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
❖ انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» با همکاری مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می کند!
🔹خوانش مقاله عصر تصویر جهان
➕ ویژه مبلغان و مروجان ایده انقلاب اسلامی
▫️با ارائه ی استاد دکتر امیر آقاجانلو
⏳ چهارشنبه؛ ۲۶ فروردین
🔹 لینک حضور برون خط (آفلاین)
•
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
از بیانیه شعام تا بیانیه رهبر ایران؛ از نگاه زبان شناسی شناختی ✍🏻منصوره اولیایی 🔷لیکاف در کتاب «م
📝زبان بیخانمان: نقدی بر یادداشت «از بیانیه شعام تا بیانیه رهبری؛ از نگاه زبان شناسی شناختی»
✍محمدوحید سهیلی(عضو هیئت علمی گروه غربشناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی)
🔹مسئله چیست؟
چند روز گذشته خصوصا پنجشنبه و جمعه یعنی 20 و 21 فروردین نقطه عطفی در یک جنگ بزرگ و استثنایی بعد از جنگ جهانی دوم میان ایران و جریان مقاومت از سویی با محور آمریکایی-صهیونی در سوی دیگر بود. پذیرش یکباره آتش بس و بیانیه شعام در نیمههای شب، احساسات را متأثر کرد و سبب شکلگیری گفتگوهایی آتشین میان عموم مردم و نخبگان شد. در این میان جریانها و رساانههایی با تکیه بر ادبیاتی ویژه به ایجاد نوعی حس بدبینی وناامیدی به نتایج کنشهای سیاسی در چارچوب این آتشبس و موضع رسمی جمهوری اسلامی پرداختند. بیانیه مقام معظم رهبری به مناسبت چهلم امام شهید و نجوه تبیین صحنه از سوی ایشان منجر به آرامش در صحنه عمومی و حضور خیابانی شد و آن جریان بدبین، چند واکنش داشت. برخی از این جریان بر اساس تعبد عملی به ولایت فقیه و البته بدون حلوفصل پرسشهای موجود، بحث را خاتمه دادند. برخی دیگر بدون اذعان به نشانههای کلام مقام معظم رهبری بر مذاکرات آتش بس به عنوان موضع رسمی جمهوری اسلامی، سکوت کردند. این سکوت میتواند یک نوع کنش گری سیاسی و یا انفعال نسبت به موضع معظم له باشد. گروهی دیگر نیز تلاش کردند تا با تفسیرهایی ظاهرگرایانه و اتمیستی از الفاظ بیانیه، نوعی توجیه برای همنوایی مقام معظم رهبری را موضع اولیه خود را فراهم آورند. یادداشت مذکور از نظر نگارنده در این دسته جای میگیرد که تلاش نموده تا با سنگر گرفتن پشت سرِ ادبیاتهایی علمی نوعی گسست میان مقام معظم رهبری با ارکان و ساختار جمهوری اسلامی را تبیین کند.
🔹یادداشت چه میگوید؟
این یادداشت تحلیلی مبتنی بر نقش زبان در شکلدهی به واقعیتهای اجتماعی و تأثیر آن بر درک و پذیرش مخاطبان، تحلیلی زبانشناختی از دو بیانیه شعام و مقام معظم رهبری است. نتیجه یادداشت این است که بیانیه شعام واجد نوعی گسست شناختی با تجربه زیسته مدرم است و در مقابل بیانیه مقام معظم رهبری، تلاشی در جهت ترمیم این گسست و ایجاد انسجام شناختی بوده است.
🔹نقد و ارزیابی
این تحلیل نکات قابل اعتنایی در باب بیانیه شعام را بیان میدارد که حتا باید بهعنوان یک تجربه مورد لحاظ واقع شود. و قاعدتا کسی قائل به عصمت نویسنده و اعضای شعام نیست. به طور اجمالی نیز اصل نقد در نحوه انتقال حس پیروزی وارد است. زیرا بیانیه دارای نوعی تعجیل و تهییج بود و نتوانست این حس را به صورت مدیریت شده القاء نماید. اما مدعای تحلیل فراتر از این است و با ادبیات و چارچوب مفهومی به سراغ اثبات ادعای خود میرود که مستلزم نقدی بنیادین است و این نقد بنیادین در نحوه نتیجهگیری اثرگذار است.
آن نقد بنیادین عبارتست از عدم توجه به بافتار اجتماعی که الفاظ و مفاهیم و نحوه تعامل با آن الفاظ و مفاهیم در آن متولد میشود. توضیح آنکه زبان و مفاهیم بخشی از فرهنگی است که آن را میپروراند و بارها و بارها از طریق مطالعات تاریخی و جامعهشناختی «بافتار باور»(contextualist) نشان داده شده است. الگوی زبانشناسی شناختی با الفاظ مواجهه به مثابه یک شیء دارد و آن را در بافتاری که در آن تکوین و تکوّن دارد به وجه کلیت نمینگرد. این مواجهه مکانیکی هرچقدر هم که توسط ادبیات علوم شناختی تزیین شود، باز نوعی مواجهه مکانیکی و اتمیستی است. یعنی کوشش برای تحلیل پدیدههای انسانی، فرهنگی و فکری بر حس سازوکارهای علّی که در طبیعت بیجان نیز کاربرد دارند و در مقابل وجه فرهنگی و تاریخی پدیده مغفول میماند.
اما منظور از وجه تاریخی و اجتماعی که مواجهه با این بیانیه را سامان داد چیست؟ منظور این است که فراتر از دلالتهای مکانیکی الفاظ، زمینهخای اجتماعی و سیاسی وجود دارد و در این سالیان شکل گرفته که این مواجهه را رقم زده است. در واقع برای توضیح آنچه در مواجهه با بیانیه رخ داد باید از متن به سراغ بافتار اجتماعی رفت. آنچه در مورد تأثیرات منفی بیانیه بیان شده است، باید ناظر به توضیح لحظه اول مواجهه عمومی با آن دانست. تنظیم مطالب متن و نحوه اعلام در کنار شرایط ذهنی مخاطب در زمانی که جنگ به اوج خود رسیده است، آن کنش احساسی لحظه اول را رقم میزند. اما استمرار آن و فراهم آوردن ادبیات مفهومی برای یک نقد رادیکال و واسازی دستاورد واقعی این پدیده آتشبس، بدون آن بافتار اجتماعی قابل توضیح نیست و ارجاع به همان عوامل لحظه اول، نوعی تقلیلگرایی است.
در این جریانهای سیاسی و فکری که در تقویت انگاره گسست مؤثر بودهاند، نادیده انگاشته شده است. توضیح آنکه برخی جریانهای فکری مبتنی بر تفسیری خاص از انقلاب اسلامی و نسبت امام و جامعه و با مدد گرفتن از برخی ادبیاتهای مدرن، مواجههای سلبی را با جمهوری اسلامی و دستاوردهای آن در پیش گرفتهاند. این مواجهه که در آغاز ذیل دفاع از آرمانهای انقلاب و در مباحثات میان جریانات سیاسی شکل گرفت، به مرور به کلیت ساختار جمهوری اسلامی تسری یافت. در این الگو حتی ایده ولایت فقیه، بیشتر توضیحی سلبی دارد و برهمین اساس نمیتواند گسست دولت- ملت را حل کند. این نوع نگاه به ایده ولایت فقیه بالطبع به بقیه دستاوردهای جمهوری اسلامی نیز تسری مییابد. بدیهی است این سخن به معنای اعطای شأن عصمت به جمهوری اسلامی نیست و میدانهای فتح نشده فراوانی وجود دارد که باید نسبت به آن مطالبه داشت؛ اما مطالبهی آرمانهای محقق نشده، متوقف بر شروع اصلاح با تکیه بر داشتهها است، درحالیکه آنچه از این جریان میبینیم بیشتر طلبکاری است تا مطالبهگری!
به موضوع محل گفتگو یعنی بیانیه شعام بازگردیم! این بیانیه یک قسمت اساسی دارد که به شروط ایران برای پذیرش و شروع آتشبس مرتبط است. این قسمت دقیقاً مطابق با انتظارات مقام معظم رهبری تنظیم شده بود. یعنی تمام امتیازاتی که ایران برای پایان پیروزمندانه برای اتمام و بستن پرونده جنگ مورد نظر دارد. یک قسمت نیز به تبریک این اتفاق به عنوان پیروزی تاریخی اختصاص داشت. در این باره نیز باید توجه داشت که اصل این مسئله نیز با توجه به قواعد عالم سیاست منطقی و معقول است. در شرایطی که ترامپ جنایتکار مدام به دنبال ارائه تصویر پیروز است و حتی کشورهایی مانند اوکراین و امارت در رسانهها و تخیلات برای خود پیروزی برمیسازند؛ ایران نباید تعیین چارچوب مذاکرات مطابق سیاستها و منافعش را پیروزی بداند؟! بله همانطور که در ابتدای این یادداشت اشاره شد، متن کمی دارای تهییج بوده و نتوانسته بود با حس عمومی مردم در میادین همراه باشد. اما این نقد با نقدهای رادیکال و گسست های ادعایی متفاوت است.
بنابراین به نظر میرسد یادداشت «از بیانیه شعام تا بیانیه رهبری؛ از نگاه زبان شناسی شناختی» خواسته یا ناخواسته ایده سیاسی ویژه را تقویت مینماید.
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
در این جریانهای سیاسی و فکری که در تقویت انگاره گسست مؤثر بودهاند، نادیده انگاشته شده است. توضیح آ
⚠️ لطفاً با عینک سیاست زده مطالعه نکنید و تنها عینک مورد استفاده باید علمی و بنیادین باشد!
اگر دوستان دیدگاه، نقد یا نکته تکمیلیای درباره سلسله گفتوگوهای سرکار خانم اولیایی و حجتالاسلام محمدوحید سهیلی دارند، خوشحال میشویم آن را با ما به اشتراک بگذارند.
دبیر انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم
@saeed_karimdadashi
انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
از بیانیه شعام تا بیانیه رهبر ایران؛ از نگاه زبان شناسی شناختی ✍🏻منصوره اولیایی 🔷لیکاف در کتاب «م
زبان در میدان جنگ: دفاعیهای بر تحلیل شناختی دو بیانیه ( قسمت اول)
✍️ دکتر مجتبی رستمی کیا
پیشگفتار
چند روز پیش، در فضای مجازی، یادداشتی با عنوان «از بیانیه شعام تا بیانیه رهبر ایران؛ از نگاه زبانشناسی شناختی» منتشر شد. نویسنده با تکیه بر نظریه چارچوبهای شناختی جرج لیکاف، نشان میداد که بیانیه شعام با تجربه زیسته مردم ایران در چهلمین روز فقدان رهبر شهید، دچار «گسست شناختی» شده و بیانیه رهبری تلاش کرده این گسست را ترمیم کند.
https://eitaa.com/Bou_PHSS/854
به فاصله کوتاهی، یادداشت دیگری با عنوان «زبان بیخانمان» در نقد آن منتشر شد. نویسنده دوم، ضمن پذیرش برخی اشکالات شکلی بیانیه شعام، روش زبانشناسی شناختی را به «اتمیستی، مکانیکی و نادیدهگیرنده بافتار اجتماعی» متهم کرد.
https://eitaa.com/Bou_PHSS/870
نوشته حاضر، دفاعیهای است از تحلیل اول، بدون آنکه خود را از نقد بینیاز بداند. هدف، روشن کردن نسبت میان «زبان» و «بافتار» در شرایط بحرانی جنگی است.
بخش اول: زبانشناسی شناختی اتمیستی نیست، بافتارگراست
نویسنده نقد میگوید: «الگوی زبانشناسی شناختی با الفاظ مواجهه به مثابه یک شیء دارد و آن را در بافتاری که در آن تکوین و تکوّن دارد به وجه کلیت نمینگرد.» و در جای دیگر آن را «مواجهه مکانیکی و اتمیستی» مینامد.
این اتهام، اگر ناشی از عدم آشنایی با مبانی این حوزه نباشد، حداقل ناشی از خوانشی سطحی از آن است.
جرج لیکاف، بنیانگذار زبانشناسی شناختی در کاربست سیاسی، در کتاب «مغز سیاسی» (The Political Mind) بارها تأکید میکند که چارچوبهای شناختی درون تاریخ، فرهنگ و نهادهای اجتماعی شکل میگیرند. او صراحتاً میگوید: «ما جهان را نه از طریق واقعیت خام، بلکه از طریق ساختارهای عصبیای درک میکنیم که در تعامل با محیط اجتماعی و فیزیکی ساخته شدهاند.»
به عبارت دیگر، از نگاه زبانشناسی شناختی، بافتار اجتماعی نه بیرون از زبان که درونِ مفاهیم و استعارهها حضور دارد. وقتی تحلیلگر اول میگوید «وضعیت عاطفی-شناختی مردم ایران»، دقیقاً به همان بافتاری ارجاع میدهد که منتقد ادعا میکند نادیده گرفته شده است: غم فقدان رهبر، نگرانی از نفوذ دشمن، روحیه انتقامخواهی، چهلمین روز شهادت، حضور چهلشبه در خیابانها.
بنابراین، نه روش زبانشناسی شناختی ذاتاً اتمیستی است، نه تحلیل اولی بافتار را نادیده گرفته است. تفاوت در این است که تحلیل شناختی، بافتار را درون خودِ زبان و مفاهیمِ بیانیهها جستجو میکند، نه بیرون از آن.
بخش دوم: گسست شناختی به معنای نفی دستاوردها نیست
نویسنده نقد نگران است که تحلیل اولی «خوراک فکری برای جریان بدبین» فراهم میکند و «به واسازی دستاوردهای جمهوری اسلامی» میانجامد. اما به نظر میرسد این نگرانی، نتیجه خلط دو سطح تحلیل است: سطح ارتباطات سیاسی و سطح محتوای سیاسی.
تحلیل اولی در سطح ارتباطات حرف میزند: «بیانیه شعام دارای نوعی تعجیل و تهییج بود و نتوانست این حس را به صورت مدیریت شده القا کند.» این جمله به هیچ وجه نمیگوید که آتشبس اشتباه است، یا شروط ایران نادرست، یا تیم مذاکرهکننده خیانت کرده است. فقط میگوید: نحوه روایت این پیروزی، با وضعیت روانی مخاطب هماهنگ نبود.
برای روشن شدن مطلب، مثالی بزنم. فرض کنید تیمی پزشکی پس از یک عمل سخت، جان بیمار را نجات داده است. اما به جای آنکه ابتدا با خانواده داغدار و شبزندهدار صحبت کند، با بوق و شادی وارد اتاق انتظار میشود. محتوای پیام (نجات جان) درست است، اما نحوه ابلاغ آن با وضعیت عاطفی مخاطب (دلهره، خستگی، گریه) ناهماهنگ است. این یک خطای ارتباطی است، نه خیانت پزشکی.
بیانیه شعام دقیقاً دچار همین خطا شد. نه در «چه گفت»، بلکه در «چگونه گفت». و بیانیه رهبری، با تغییر چارچوب از «پایان و جشن» به «تداوم و تکلیف»، این خطا را ترمیم کرد.
بخش سوم: تهییج بیانیه شعام را نمیتوان با «قواعد عالم سیاست» توجیه کرد
نویسنده نقد مینویسد: «در شرایطی که ترامپ جنایتکار مدام به دنبال ارائه تصویر پیروز است و حتی کشورهایی مانند اوکراین و امارات در رسانهها و تخیلات برای خود پیروزی میسازند؛ ایران نباید تعیین چارچوب مذاکرات مطابق سیاستها و منافعش را پیروزی بداند؟»!
پاسخ: چرا، حتماً باید. اما نه با هر لحنی و در هر شرایطی.
تفاوت اساسی میان ایران از سویی و اوکراین/امارات از سوی دیگر، در وضعیت عاطفی-شناختی مردم است. در اوکراین و امارات، مردم لزوماً ۴۰ شب متوالی در فراق یک رهبر شهید به خیابان نیامده بودند. در ایران، مردم تشنه انتقام بودند، نه تشنه جشن. ارائه پیروزی در قالب «پایان جشنواره» به چنین مردمی، شبیه فروختن بستنی در مراسم خاکسپاری است: خود بستنی بد نیست، اما مکان و زمان آن اشتباه است.
انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
زبان در میدان جنگ: دفاعیهای بر تحلیل شناختی دو بیانیه ( قسمت اول) ✍️ دکتر مجتبی رستمی کیا پیشگفتار
زبان در میدان جنگ: دفاعیهای بر تحلیل شناختی دو بیانیه ( قسمت دوم)
✍️ دکتر مجتبی رستمی کیا
این نقد به هیچ وجه به معنای «دروغگویی» یا «ضعف در مذاکره» نیست. بلکه به معنای التماس توجه به روانشناسی جمعی در لحظات بحرانی است. بیانیه رهبری دقیقاً این ظرافت را رعایت کرد: پیروزی را «تا این نقطه» تعریف کرد، نه «پایان نهایی»؛ مذاکره را «بستری برای سنگینتر شدن تکلیف» معرفی کرد، نه «خط پایان»؛ و شعار انتقام را برجسته نگه داشت.
بخش چهارم: نقد رادیکال با نقد ارتباطی فرق دارد
نویسنده نقد معتقد است تحلیل اولی به «جریانهای فکری بدبین» خدمت میکند که «مواجههای سلبی با جمهوری اسلامی و دستاوردهای آن دارند». اما باید پرسید: آیا هر نقدی به عملکرد یک نهاد، به منزله نفی تمامیت آن نهاد است؟
واضح است که پاسخ منفی است. یک تحلیلگر ارتباطات میتواند بگوید «این بیانیه دچار خطای روایت بود» بدون آنکه بگوید «جمهوری اسلامی نامشروع است». اهل یک خانه میتوانند از نحوه چیدمان مبلمان انتقاد کنند بدون آنکه بخواهند خانه را خراب کنند.
تحلیل اولی صراحتاً بیانیه رهبری را عمل ترمیمکننده گسست معرفی میکند – یعنی دقیقاً همان نقشی که از نهاد ولایت فقیه در شرایط بحران انتظار میرود. اگر این را «خدمت به جریان بدبین» بدانیم، دیگر چه چیزی خدمت به نظام است؟ فقط سکوت مطلق؟
بخش پنجم: هسته مرکزی تحلیل – زبان واقعیت را میسازد
صرفنظر از حاشیهها، هسته مرکزی تحلیل اولی را نمیتوان نادیده گرفت: در شرایط بحرانی، زبان فقط ابزار بازنمایی واقعیت نیست، بلکه خود در ساختن واقعیت اجتماعی نقش دارد.
دو بیانیه با فاصله یک روز، درباره یک رویداد واحد، دو نوع «واقعیت عاطفی-اجتماعی» متفاوت ساختند.
این تفاوتها، صرفاً «تفاوت در سلیقه ادبی» نیست. این تفاوت در چارچوببندی واقعیت است. و پاسخ میدانی به این دو چارچوب را مردم در خیابانهای چهلمین روز شهادت نشان دادند: حضور پرشور، با شعار انتقام، بدون حس پایان جشن.
نتیجهگیری: زبان بیخانمان نیست، اما نیازمند خانه گزینی دقیقتر است
زبانشناسی شناختی بیخانمان نیست. او خانهاش را در بدن، فرهنگ، تاریخ و مغز سیاسی مردم ساخته است. شاید برخی از همسایگانش (مثل هرمنوتیک فلسفی یا جامعهشناسی معرفت) را نشناسد، اما این به معنای بیخانمانی او نیست.
نقد وارد بر تحلیل اولی – اگر وارد باشد – نه در «روش» که در «حجم پوشش بافتار» است. شاید میتوانست بیشتر به نقش رسانههای معاند یا جریانهای سیاسی داخلی در تشدید گسست بپردازد. شاید میتوانست صریحتر بگوید که «گسست شناختی» به معنای «غلط بودن محتوای سیاسی» نیست.
اما اتهام «اتمیستی و مکانیکی بودن» و «نادیده گرفتن بافتار»، اتهامی نیست که با مبانی زبانشناسی شناختی سازگار باشد. این اتهام، یا از سر ترجیح شخصی به پارادایمی دیگر زده شده، یا از سر سوءفهمی عمیق از چیستی این حوزه.
در پایان، شاید بتوان گفت: زبان در میدان جنگ، نه خیانت میکند نه نجات میدهد. اما اگر با وضعیت عاطفی-شناختی مخاطب هماهنگ نباشد، حتی صادقترین پیام هم به گسست میانجامد. و این، همان چیزی است که تحلیل اولی – و این دفاعیه – میکوشید نشان دهد.
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS