eitaa logo
انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
807 دنبال‌کننده
369 عکس
20 ویدیو
11 فایل
❖ انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم (ع) مجموعه ای‌ است که سعی دارد در عرصه ترویج تاملات فلسفی در عرصه علوم اجتماعی قدم بردارد. • • • • ❃ دبیر انجمن/سعید کریم داداشی @saeed_karimdadashi
مشاهده در ایتا
دانلود
انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
زبان در میدان جنگ: دفاعیه‌ای بر تحلیل شناختی دو بیانیه ( قسمت اول) ✍️ دکتر مجتبی رستمی کیا پیشگفتار
زبان در میدان جنگ: دفاعیه‌ای بر تحلیل شناختی دو بیانیه ( قسمت دوم) ✍️ دکتر مجتبی رستمی کیا این نقد به هیچ وجه به معنای «دروغگویی» یا «ضعف در مذاکره» نیست. بلکه به معنای التماس توجه به روانشناسی جمعی در لحظات بحرانی است. بیانیه رهبری دقیقاً این ظرافت را رعایت کرد: پیروزی را «تا این نقطه» تعریف کرد، نه «پایان نهایی»؛ مذاکره را «بستری برای سنگین‌تر شدن تکلیف» معرفی کرد، نه «خط پایان»؛ و شعار انتقام را برجسته نگه داشت. بخش چهارم: نقد رادیکال با نقد ارتباطی فرق دارد نویسنده نقد معتقد است تحلیل اولی به «جریان‌های فکری بدبین» خدمت می‌کند که «مواجهه‌ای سلبی با جمهوری اسلامی و دستاوردهای آن دارند». اما باید پرسید: آیا هر نقدی به عملکرد یک نهاد، به منزله نفی تمامیت آن نهاد است؟ واضح است که پاسخ منفی است. یک تحلیل‌گر ارتباطات می‌تواند بگوید «این بیانیه دچار خطای روایت بود» بدون آنکه بگوید «جمهوری اسلامی نامشروع است». اهل یک خانه می‌توانند از نحوه چیدمان مبلمان انتقاد کنند بدون آنکه بخواهند خانه را خراب کنند. تحلیل اولی صراحتاً بیانیه رهبری را عمل ترمیم‌کننده گسست معرفی می‌کند – یعنی دقیقاً همان نقشی که از نهاد ولایت فقیه در شرایط بحران انتظار می‌رود. اگر این را «خدمت به جریان بدبین» بدانیم، دیگر چه چیزی خدمت به نظام است؟ فقط سکوت مطلق؟ بخش پنجم: هسته مرکزی تحلیل – زبان واقعیت را می‌سازد صرف‌نظر از حاشیه‌ها، هسته مرکزی تحلیل اولی را نمی‌توان نادیده گرفت: در شرایط بحرانی، زبان فقط ابزار بازنمایی واقعیت نیست، بلکه خود در ساختن واقعیت اجتماعی نقش دارد. دو بیانیه با فاصله یک روز، درباره یک رویداد واحد، دو نوع «واقعیت عاطفی-اجتماعی» متفاوت ساختند. این تفاوت‌ها، صرفاً «تفاوت در سلیقه ادبی» نیست. این تفاوت در چارچوب‌بندی واقعیت است. و پاسخ میدانی به این دو چارچوب را مردم در خیابان‌های چهلمین روز شهادت نشان دادند: حضور پرشور، با شعار انتقام، بدون حس پایان جشن. نتیجه‌گیری: زبان بی‌خانمان نیست، اما نیازمند خانه گزینی دقیق‌تر است زبان‌شناسی شناختی بی‌خانمان نیست. او خانه‌اش را در بدن، فرهنگ، تاریخ و مغز سیاسی مردم ساخته است. شاید برخی از همسایگانش (مثل هرمنوتیک فلسفی یا جامعه‌شناسی معرفت) را نشناسد، اما این به معنای بی‌خانمانی او نیست. نقد وارد بر تحلیل اولی – اگر وارد باشد – نه در «روش» که در «حجم پوشش بافتار» است. شاید می‌توانست بیشتر به نقش رسانه‌های معاند یا جریان‌های سیاسی داخلی در تشدید گسست بپردازد. شاید می‌توانست صریح‌تر بگوید که «گسست شناختی» به معنای «غلط بودن محتوای سیاسی» نیست. اما اتهام «اتمیستی و مکانیکی بودن» و «نادیده گرفتن بافتار»، اتهامی نیست که با مبانی زبان‌شناسی شناختی سازگار باشد. این اتهام، یا از سر ترجیح شخصی به پارادایمی دیگر زده شده، یا از سر سوءفهمی عمیق از چیستی این حوزه. در پایان، شاید بتوان گفت: زبان در میدان جنگ، نه خیانت می‌کند نه نجات می‌دهد. اما اگر با وضعیت عاطفی-شناختی مخاطب هماهنگ نباشد، حتی صادق‌ترین پیام هم به گسست می‌انجامد. و این، همان چیزی است که تحلیل اولی – و این دفاعیه – می‌کوشید نشان دهد. • • • انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم 🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
❖ انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» با همکاری مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می کند! 🔹افـــــــــــــق‌های پســـــــــــاجنگ؛ گفــــت‌وگــوهایی برای آینده‌ای نو 🔸انگاره‌های سازنده‌ی دکترین در شـــــرایط مقـــــــاومتی ایـــــران ➕ ویژه مبلغان و مروجان ایده انقلاب اسلامی ▫️با ارائه ی استاد دکتر سعید اشیری ⏳ یکشنبه؛ ساعت ۱۶/۳۰ 🔹 لینک حضور برخط (آنلاین) • • • • انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم 🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
عقل قمار و عقل شطرنج یا عقل دیونیزوسی و عقل آپولونی تقابل دو تمدن در عصر پسامدرن جذاب ترین مواجهه ایران و امریکا مواجهه دو سنخ عقل است. دو سنخ عقلی که خود را به عرصه رویارویی آورده اند. عقلی که از سنت مبدعان شطرنج پا میدان می گذارد و عقلی که از پیروان قمار به عرصه آمده اند. عقل قمار، عقلِ پذیرشِ ریسک، بازی با عدم‌قطعیت، حرکت درون آشوب و اتکا به شور لحظه است؛ عقلی که با روح دیونیزوسی خویشاوند است: شهودی، تپنده، جسور و آغشته به میلِ تجربه‌کردن جهان در شدت و بی‌ثباتی‌اش. در برابر آن، عقل شطرنج عقلِ سنجش‌گری است، عقلِ طرح‌ریزیِ مرحله‌به‌مرحله، کنترل، تناسب، پیش‌بینی و ساختن نظمی که در آن هر حرکت معنای مشخص دارد؛ همان نیروی آپولونی که جهان را در قالب فرم، مرزبندی و روشنایی می‌نشاند. تقابل این دو نه صرفاً شکاف میان دو شیوه‌ی اندیشیدن، بلکه برخورد دو نوع بودن است: یکی جهان را از دل آشوب می‌آفریند، دیگری از دل نظم. متن کوتاهی که از این تقابل برمی‌آید، می‌تواند روایت کشمکشِ همیشگی‌ِ ما باشد میان عقلِ بازی در تاریکی و عقلِ مهندسیِ نور. در این تقابل پیروز کیست؟ اگر جهان را فقط با منطق شطرنج اداره کنیم، همه‌چیز پیش‌بینی‌پذیر، بی‌خطر و در نهایت، بی‌جان می‌شود؛ حرارتِ زندگی خاموش می‌گردد. اما اگر همه‌چیز را با منطق قمار پیش ببریم، جهان در هیاهوی آنی و زوالِ مداوم فرو می‌پاشد. آنچه مهم است، نه پیروزی یکی بر دیگری، بلکه گفت‌وگوی پنهانی میان‌شان است: آپولون باید به دیونیزوس حدودی بدهد تا آشوبش ویرانگر نشود، و دیونیزوس باید به آپولون یادآوری کند که زندگی صرفِ محاسبه نیست. در لحظات خلاقیت، عشق، یا تصمیم‌های بزرگ، این دو عقل به‌طور موقت مصالحه می‌کنند: از دل عقلِ شطرنجی، ساختار می‌گیریم؛ و از دل عقلِ قماری، جسارتِ شکستن را. شاید پیروزی واقعی، در همین تنشِ زنده و دائمی باشد ـ همان نازک‌خطی که میان نظم و شور، فرم و فوران، عقل و حیات کشیده شده است. ▫️ یادداشتی از دکتر محمدرضا مالکی بروجنی • • • انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم 🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
❖ انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» با همکاری مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می کند! 🔹افـــــــــــــق‌های پســـــــــــاجنگ؛ گفــــت‌وگــوهایی برای آینده‌ای نو 🔸ظرفیت‌ها و فرصت‌های اقتصاد مقــــــــــاومتی ایـــــــــــران در پسـاجنگ ➕ ویژه مبلغان و مروجان ایده انقلاب اسلامی ▫️با ارائه ی استاد دکتر سعید اشیری ⏳ چهارشنبه؛ ۹ اردیبهشت؛ ساعت ۱۶/۳۰ 🔹 لینک حضور برخط (آنلاین) • • • • انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم 🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
❖ انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» با همکاری مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می کند! 🔹افـــــــــــــق‌های پســـــــــــاجنگ؛ گفــــت‌وگــوهایی برای آینده‌ای نو 🔸نئولیبرالیسم و تناقضات سیاست در ایران با تکیه بر کتاب بنیادگرایی بازار اثر یوسف اباذری ➕ ویژه مبلغان و مروجان ایده انقلاب اسلامی ▫️با ارائه ی استاد دکتر علیرضا مکاریان پور ⏳ پنجشنبه؛ ۱۷ اردیبهشت؛ ساعت ۱۶/۳۰ 🔹 لینک حضور برخط (آنلاین) • • • • انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم 🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
❖ انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» با همکاری مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می کند! 🔹افـــــــــــــق‌های پســـــــــــاجنگ؛ گفــــت‌وگــوهایی برای آینده‌ای نو 🔸 فرازد و فرود های نئولیبرالیسم ▫️با ارائه ی استاد دکتر محمد مالجو ➕ ویژه مبلغان و مروجان ایده انقلاب اسلامی 🔹 اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام 📲 https://eitaa.com/joinchat/3829794210Ce7a91d725a • • • • انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم 🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
زن در بوته جنگ؛ روایتی از زن ایرانی در جنگ ✍🏻منصوره اولیایی 🔹در رمان حماسی «دن آرام» میخائیل شولوخوف، که یکی از برجسته‌ترین آثار رئالیستی درباره جنگ و انقلاب شمرده می‌شود، نمایی واقع گرایانه از زن در خشونت ساختاری جنگ ترسیم شده است. «فرانیا» – زنی که در کنار قزاق‌های روسی در نقش منشی خدمت می‌کند – به تلخ‌ترین شکل توسط فرماندهان و سربازان هم جبهه خود، مورد تجاوز گروهی قرار می‌گیرد. در این فضا، گویی «دوری از همسر» به مجوزی برای هر بی‌اخلاقی مبدل می‌شود. تاریخ نیز نشان داده که خشونت جنسی در منازعات بشری، حتی از مرزهای دین نیز عبور کرده است؛ نمونه بارز آن پدیده شوم «جهاد نکاح» در گروه‌های تکفیری مانند داعش است که با پوششی دینی، به ابزاری برای سواستفاده از زنان هم‌کیش بدل گشت. 🔹اما در ایران – سرزمینی با تمدن و فرهنگی متعالی – روایت جنگ و زن، وادی‌ای دیگر می‌پیماید. کتاب «تاریخ هخامنشی» اثر آر. تی. اومستد، رفتار جوانمردانه کوروش بزرگ را با زنان پادشاهان مغلوب را به تصویر می‌کشد؛ رویه‌ای که در تاریخ جهان‌باستان کم‌نظیر است. اما شگفت‌انگیزتر آنکه در هشت سال دفاع مقدس ایران در برابر رژیم بعث عراق، نه تنها یک مورد تجاوز مردان ایرانی به زنان ثبت و شنیده نشده است؛ بلکه چه بسیار رزمندگانی که جان خود را تنها برای نجات زنی از تعرض و اسارت دشمن فدا کردند. آنها نه تنها این ارزش و احترام را برای زنان هم وطن خود قائل هستند بلکه موشکهای خود را در جنگ اخیر، با نوشته هایی مانند «به یاد قربانیان جزیره اپستین» به سمت دشمن پرتاب می کنند. نماد بارز این تفاوتِ بنیادین میان فرهنگ ایرانی و سایر فرهنگ ها در مقوله زن و جنگ، «پدیده موشک صورتی» در جنگ اخیر ایران است. دخترکی از فرمانده جنگ می‌خواهد موشکی صورتی به‌سمت دشمن پرتاب شود. این درخواست نه تنها نادیده گرفته نمی‌شود، بلکه به سرعت عملی می‌گردد. این واقعه کوتاه، در تحلیل جامعه‌شناختی لایه‌های عمیقی دارد: توجه نهاد قدرت نظامی به عاملیت یک دختربچه، انتخاب رنگ صورتی به‌مثابه نماد جنسیت زنانه، تولید سرمایه نمادین از دل تکنولوژی موشک و درهم‌تنیدگی خشن‌ترین سویه جنگ با ظریف‌ترین نماد زنانه. اینجا ساختار قدرت نظامی نه با حذف، که با تأکید بر عنصر زنانه، مشروعیت فرهنگی خود را بازتولید می‌کند. 🔹این حساسیت فرهنگی نسبت به زن، به میدان نبرد محدود نمی‌شود. حضور گسترده و تأثیرگذار زنان در خیابان ها بیش از پنجاه شب متوالی برای حفاظت از امنیت محله‌ها، سوپرمارکت‌ها و بانک‌ها در برابر مزدوران داخلی دشمن – بازتابی از همان پایه‌های عمیق تاریخی است. در بسیاری از این تجمعات، تعداد زنان از مردان فراتر بود؛ زنانی با حجاب و بی‌حجاب در زیر سایه پرچم ایران از وطن پاسبانی می کردند. این‌ها گواه آن است که در فرهنگ و تاریخ ایران، زن نه ابزار، که خود ستون و پایه فرهنگ و قدرت بوده است. جایگاه بالای زن در ایران و تفاوت آن با دیگر جوامع اسلامی، بی‌گمان در نظام تشیع و نگاه فقیهان آن – به‌ویژه در رأس آن امام خمینی و رهبر شهید و معظم انقلاب؛ آیت الله سید علی خامنه ای ریشه دارد. در نظام شیعی که تمام ارکان و رهبران آن، در برابر زنی عظیم الشأن زانو می زنند. این دو رهبر بزرگ انقلاب اسلامی، با الگو قراردادن حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)، نه تنها برای زن پایگاه اجتماعی والایی تعریف کردند، بلکه کنشگری همه‌جانبه او را در علم، سیاست، هنر و حتی فرماندهی جنگ ممکن ساختند. امام خمینی نامه تاریخی خود را به دست سه نماینده به گورباچف می‌فرستد که یکی از آنان «مرضیه حدیدچی» زنی مبارز در تاریخ انقلاب اسلامی است. امام خمینی از اینکه زنی لایق و آزموده را به فرماندهی مردان نظامی قرار دهد، ابایی ندارد. حضور زن در فرماندهی نیروهای نظامی و سایر عرصه های قدرت نگاه ابزاری و دست پایین به زن را برهم می زند. در سیره و کلام رهبر شهید انقلاب آیت الله سید علی خامنه ای نیز این منزلت‌بخشی تداوم می یابد؛ ایشان همواره با زنان مخالف ارزش‌های اسلامی مانند حجاب، با محبت و لطف رفتار کردند و نقش زن را در پایداری نظام جمهوری اسلامی فراتر از نقش مردان دانسته‌اند. 🔹حاصل این نگاه متفاوت، دستیابی زنان ایران به بالاترین سطوح حضور اجتماعی و کسب افتخارات علمی و هنری است؛ چنان‌که در بسیاری از عرصه‌ها گوی سبقت را از مردان ربوده‌اند. تاریخ جهان باید ثبت کند و رمان‌نویسان بنویسند از جنگی که در آن زن نه قربانی، که بر بلندای تکنولوژی خشن نظامی جای می‌گیرد و فرمان می‌دهد. گویی جنگ با پلیدترین انسان‌های روی زمین و آفرینندگان جزیره‌های اپستین ، نوعی لبیک به قلب پراحساس زنان عفيف اين سرزمين است. https://ble.ir/mansureh_oliaee انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم 🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
❖ انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» با همکاری مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می کند! 🔹افـــــــــــــق‌های پســـــــــــاجنگ؛ گفــــت‌وگــوهایی برای آینده‌ای نو 🔸 تاریخ اندیشه اقتصادی ▫️با ارائه ی استاد دکتر مسعود درخشان ➕ ویژه مبلغان و مروجان ایده انقلاب اسلامی 🔹 اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام 📲 https://eitaa.com/joinchat/3829794210Ce7a91d725a • • • • انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم 🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
❖ مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه با همکاری انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» برگزار می کند! ▫️منطق اسلامی و مسئله اعتبار تجربه؛ بررسی نقش آزمایش و آمار در تولید معرفت ▫️با ارائه ی استاد دکتر حسن عبدی ➕ پیش نیاز: • آشنایی با منطق • آشنایی با فلسفه علم 🔸 برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام • • • • انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم 🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
❖ مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه با همکاری انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» برگزار می کن
🔹انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم «ع» برای بهره‌مندی دانش‌پژوهان گرامی، کد تخفیف ویژه‌ای در نظر گرفته است. ▫️کد تخفیف ۴۰٪ 📲 takhfif40all
🔸نظریه پردازی در علوم اجتماعی بدون تاملاتی فلسفی، فَطیر است! 🖋 یادداشتی از سعید کریم داداشی دبیر انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» 🔹فلسفه علوم اجتماعی شاخه‌ای از فلسفه است که به تحلیل مبانی نظری، پیش‌فرض‌های معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی، و نیز روش‌شناسی علوم اجتماعی، از جمله جامعه‌شناسی، اقتصاد و علوم سیاسی، می‌پردازد. این حوزه می‌کوشد به پرسش‌هایی از این دست پاسخ دهد که پدیده‌های اجتماعی به چه شیوه‌ای باید موضوع مطالعه قرار گیرند، آیا الگوهای روش‌شناختی علوم طبیعی برای فهم جامعه کفایت دارند یا خیر، و مفاهیمی نظیر کنش انسانی، ساختار اجتماعی، علیت، تبیین، تفسیر و ارزش‌ها چه جایگاهی در تولید معرفت اجتماعی دارند. همچنین، فلسفه علوم اجتماعی مسائلی چون نسبت عینیت و سوگیری ارزشی، رابطه فرد و جامعه، و امکان پیش‌بینی، فهم یا تفسیر کنش‌ها و فرایندهای اجتماعی را بررسی می‌کند تا حدود و ثغور اعتبار معرفت اجتماعی را روشن سازد. 🔹در سنت آنگلوـآمریکایی، فلسفه علوم اجتماعی معمولاً به‌طور مستقیم با «فلسفه اجتماعی» یکی تلقی نمی‌شود، هرچند این دو حوزه در عمل پیوندی وثیق با یکدیگر دارند. فلسفه علوم اجتماعی عمدتاً معطوف به بررسی ماهیت، مبانی و روش‌شناسی علوم ناظر به جامعه است؛ به این معنا که می‌پرسد علوم اجتماعی چگونه پدیده‌های اجتماعی را صورت‌بندی، تحلیل و تبیین می‌کنند. در مقابل، فلسفه اجتماعی بیشتر به تأمل در باب ماهیت جامعه، عدالت، آزادی، نظم اجتماعی، هنجارها و ارزش‌ها می‌پردازد و از این حیث، افقی هنجاری و کلان‌نگر دارد. با این همه، این دو حوزه در نسبت با یکدیگر تأثیرگذارند: پیش‌فرض‌های فلسفه اجتماعی بر صورت‌بندی روش‌های پژوهش اجتماعی اثر می‌گذارند و در مقابل، دستاوردهای علوم اجتماعی نیز می‌توانند مباحث فلسفه اجتماعی را غنا بخشند. 🔹آنچه به‌طور معمول در سنت تحلیلیِ انگلیسی مشاهده می‌شود، نوعی تفکیک نسبتاً روشن میان «فلسفه علوم اجتماعی» به‌مثابه حوزه‌ای روش‌شناختی و معرفت‌شناختی، و «فلسفه اجتماعی» به‌مثابه حوزه‌ای هنجاری و هستی‌شناختی است. در مقابل، در سنت آلمانی چنین مرزبندی کمتر به چشم می‌خورد و حتی می‌توان گفت که این تفکیک، در بسیاری موارد، اساساً ناموجه تلقی می‌شود. در این سنت، از هگل، مارکس و دیلتای گرفته تا هابرماس، لوهمان و گادامر، تأمل درباره جامعه همواره در پیوندی درونی با فلسفه جامعه و فلسفه فرهنگ شکل گرفته است؛ ازاین‌رو، مسائل روش‌شناختی از پرسش‌های هستی‌شناختی و هنجاری جداشدنی تلقی نمی‌شوند. 🔹برای مثال، دیلتای مفهوم «فهم» را نه صرفاً به‌عنوان یک روش، بلکه هم‌زمان به‌مثابه تجربه‌ای زیسته و نحوه‌ای از بودنِ انسانی صورت‌بندی می‌کند. هگل نیز علوم اجتماعی را بیرون از دستگاه فلسفه روح قابل درک نمی‌داند. مارکس، به‌نوبه خود، روش علمی را در بستر یک نظریه انتقادی و هنجاری از جامعه صورت‌بندی می‌کند. هابرماس نیز در پروژه عقلانیت ارتباطی، روش‌شناسی و نقد هنجاری را در قالب یک افق نظری واحد ادغام می‌سازد. افزون بر این، وبر نیز فلسفه اجتماعی را از مباحث روش‌شناسی علوم اجتماعی کنار نمی‌گذارد و تا پایان، بر پیوند میان علم اجتماعی، ایده‌ها و ارزش‌هایی که بر روش و تبیین اثر می‌گذارند، تأکید می‌کند. 🔹بر این اساس، در سنت آلمانی نه‌تنها امکان نزدیک‌کردن فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه اجتماعی وجود دارد، بلکه این دو در عمل همواره درهم‌تنیده بوده‌اند. به بیان دیگر، در این سنت، فلسفه علوم اجتماعی بدون ارجاع به فلسفه اجتماعی به‌درستی فهم‌پذیر نیست. این نکته را می‌توان یکی از تفاوت‌های اساسی میان دو سنت دانست: سنت انگلیسی ـ تحلیلی بر تفکیک حوزه‌ها تأکید می‌ورزد، حال آنکه سنت آلمانی گرایشی وحدت‌گرا و کل‌نگر دارد. 🔹از همین منظر، کسانی که در هر پایگاهی فکری_آنگلوـآمریکایی یا آلمانی _ در پی نظریه‌پردازی در علوم اجتماعی‌اند، ناگزیرند با رویکردی فلسفی به این عرصه وارد شوند؛ زیرا هر نظریه اجتماعی، آشکارا یا پنهان، بر مجموعه‌ای از پیش‌فرض‌های بنیادین درباره ماهیت جامعه، کنش انسانی، علیت، ساختار و امکان شناخت پدیده‌های اجتماعی استوار است. بدون تصریح و تحلیل این پیش‌فرض‌ها، نظریه‌پردازی به امری پراکنده، ناسازگار و فاقد انسجام درونی بدل می‌شود. رویکرد فلسفی این امکان را فراهم می‌سازد که نظریه‌پرداز روشن کند چه چیزی را «واقعیت اجتماعی» می‌داند، آن را از چه طریق می‌توان شناخت، چه نوع شواهدی را معتبر می‌شمارد، و غایت نظریه را در توضیح، تفسیر یا نقد جامعه می‌بیند.
🔹اگر مقصود از نظریه‌پردازی، تولید نظریه‌ای اصیل، بنیادی و ریشه‌دار باشد—نه صرفاً گردآوری ایده‌ها یا بازتکرار چارچوب‌های موجود—مطالعه‌ای سطحی و مقدماتی کافی نخواهد بود. نظریه‌پردازی عمیق مستلزم ورود به مباحث فنی، بنیادین و زیرساختی هر دو حوزه است. هر نظریه اجتماعی بر مفروضات هستی‌شناختی خاصی استوار است؛ مفروضاتی درباره کنش، ساختار، معنا، روایت، قدرت یا نظام اجتماعی. این مفروضات بدون مطالعه دقیق فلسفه اجتماعی به‌درستی قابل فهم نیستند. همچنین، هر نظریه به مبنایی معرفت‌شناختی و روش‌شناختی نیاز دارد؛ یعنی باید روشن سازد که شناخت اجتماعی چگونه ممکن است، چه نوع ادله و شواهدی در آن معتبرند، و حدود تبیین و تفسیر اجتماعی کجاست. در غیاب این بنیان‌ها، نظریه‌پردازی به سطحی‌نگری، التقاط غیرآگاهانه، یا بازتولید نظریه‌های موجود در قالبی تازه فروکاسته می‌شود. 🔹از همین‌رو، نظریه‌پردازِ جدی نمی‌تواند نسبت به منطق مفهومی، روش، نحوه صورت‌بندی مفاهیم و پیش‌فرض‌های هنجاری بی‌اعتنا بماند؛ چراکه قوام و انسجام نظریه او دقیقاً بر پایه همین عناصر شکل می‌گیرد. در پرتو چنین ملاحظاتی است که می‌توان دریافت چرا متفکران بزرگی چون وبر، دورکیم، مارکس، هابرماس، بوردیو، گیدنز و لوهمان، همگی به‌نحوی عمیق درگیر مباحث فلسفی بوده‌اند. این عمق فلسفی نه امری حاشیه‌ای، بلکه شرط امکان نظریه‌پردازی در علوم اجتماعی است. از این‌رو، می‌توان گفت پیش از ورود تخصصی به هر علم، ضروری است مباحث و مفاهیم بنیادین آن در دو حوزه فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه اجتماعی—دو حوزه‌ای که در بسیاری از سنت‌های فکری از یکدیگر جدایی‌پذیر نیستند—به‌صورت زیرساختی مورد تأمل و بررسی قرار گیرند. 🔻پ.ن: بی مایه فطیر است؛ منظور این است که اگر بنیاد چیزی درست نباشد به ثمر نخواهد رسید! • • • • انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم 🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS