کافه نادری.
هیچ قراری، قشنگتر از قفل شدن دستا نیست . . .
هیچ قراری، قشنگتر از قفل شدن دستا نیست . . .
کافه نادری.
گاهی دلم میخواهد از چیزهایی بگویم که دیگر نیستند، از صداهایی که دیگر نمیشنوم، و از روزهایی که دیگر
دیشب خواب دیدم
خواب ان چشمانت را
چشمانی که زار میزدند ولی چشمانت حرف میزند نوشته هایی در چشمانت حک شده بود
ولی من نفهمیدم
میتوانی بار دیگر تکرار کنی؟
•|نامه هایی به هیچکس