وصیت نامه شهیده فاطمهسادات ساداتی دختر ۱۰ ساله شهید ساداتی دانشمند هستهای
این وصیت نامه برای سال ۱۴۰۳ ، یعنی فاطمه فقط ۹ سالش بوده 🥲
من تا وقتی زنده هستم چادر خود را روی زمین نمیاندازم و تا آخر عمرم چادرم روی سرم هست، من به حضرت فاطمه قول دادم که همیشه چادر روی سرم باشد و اگر او روی زمین افتاد مرا حلال کند،
چادر، مثل تفنگ میماند که همیشه با خود همراه دارم.
*ساده ترین تعریف سواد رسانهای:*
*يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ.*
*اى كسانى كه ايمان آوردهايد، اگر فاسقى براى شما خبرى آورد ...، تحقيق كنيد، مبادا از روی نادانی (زودباورى و شتابزدگى تصميم بگيريد و) به گروهى آسيب برسانيد، سپس از كردهى خود پشيمان شويد!*
قرآن کریم سوره حجرات
#حریم_مهتاب
🌱
حریم پاکدامنی
📌عطر حیات طیبه قسمت سوم : بهخاطر همان بیحرکتی، همان شب دچار زخم بستر شدم. زمانیکه خواستند مرا
📌عطر حیات طیبه
قسمت چهارم :
برادرم که در ارتش خدمت میکرد؛ مادرم را زیر نظر بیمارستان ارتش بستری و درمان میکرد، وقتی ایشان کمی بهبود پیدا کرد، به همراه خواهرم، بعد از دو ماه به دنبال من به مشهد آمدند.
بعد از دو ماه که از بستری شدنم گذشت، مادرم بالای سرم آمد. او با چشم گریان کف پاهایم را می بوسید و به زبان دزفولی می گفت: « دا، چه وَرِت کوردِن؟ ( مادر با تو چه کردند؟)»
در این مدت، زخم هایم به شدت عفونی شد. پاشنه پاهایم وحشتناک شده بود. زخم آن را تراشیدند. از بس درد داشتم، خواب نداشتم. گاهی به زور مرفین چند ساعتی پلک هایم روی هم می افتاد.
« مادرحسینی» از بنیاد شهید به ما سرمیزد و بسیار به من محبت میکرد. او دایم مرا دلداری میداد که اصلاً غصه نخور؛ زود خوب و چابک میشوی. گفتم مادر! خیلی درد دارم و اذیت میشوم. هم کمر و هم پاهایم به شدت درد میکند. نفس هم که میخواستم بکشم دست و پا میزدم. انگشتانم هم جانی نداشت که بتوانم بدنم را به وسیله آنها حرکت بدهم. یعنی سمت چپ بدنم از کار افتاده بود. شده بودم یک آدم دو رنگ! طرفی که آسیب دیده بود، کاملاً تیره شده بود و طرف دیگرم روشن. مادرم بهخنده میگفت؛ تو که دختر دو رنگی نبودی!
برادرم. خیلی در حقم خوبی کرد. او تا پاسی از شب در بیمارستان می ماند و به کارهای من رسیدگی می کرد. عین یک پرستار از من مراقبت می کرد و لباس ها و ملافه هایم را عوض می کرد. در مشهد یک آشنایی داشتیم که برادرم، آخر شب به خانه شان می رفت. او هر روز که می آمد، می گفت: « طیبه! همین که از در بیمارستان می رم بیرون، صدای ناله هات تو گوشمه! حس می کنم داری منو صدا می زنی و ازم می خوای پیشت بمونم! من شبا تا صبح با کابوس و وحشت درگیرم! وقتی من بیمارستان نیستم تو چیکار می کنی؟!»
مسئلهی عمل کمرم که مطرح شد، قرار شد قسمتی از گوشت دست و پا و قسمتهای دیگر بدنم را برای پیوند پشت کمرم استفاده کنند. پرستار آمد لباسهایم را بیرون آورد. تمام بدنم را تمیزکرد و با گاز و باند، تمام بدنم را باندپیچی کرد. خاطرم هست به شدت و طولانی گریه کردم و گفتم : « من هیچوقت جلوی مادرم لباسهایم را درنیاورده بودم! شرم دارم که جلوی شما اینگونه باشم و حالا میخواهید مرا با این وضعیت زیر دست یک نامحرم بفرستید؟!»
دنیا در نظرم سیاه شده بود. به جدم قسم، از زمانی که خودم را شناختم، از بس حجب و حیا داشتم، هیچ وقت مادرم بدن مرا ندیده بود. با دلی شکسته و چشمی گریان مشغول راز و نیاز با خدا شدم. حال عجیبی داشتم. به خدا می گفتم: «خدایا! چطور من به این وضع افتادم؟ چطور راضی شدی؟»
ادامه دارد . . .
#عطر_حیات_طیبه
#حریم_مهتاب
🌹
️مایکل جونز: رواج بی حجابی در ایران، نقشه سازمان سیا است
🔹دکتر مایکل جونز نویسنده کتاب «انقلاب جنسی و کنترل سیاسی» نسبت به نقشه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) علیه حجاب زنان ایرانی هشدار داد .
🔹او گفت: «ماجرای بیحجابی در ایران، نقشه سازمان سیا در ایران است».
🔹وی افزود: «من به خانمها در ایران میگویم اگر یک قدم عقب بروید، و تأکید میکنم اگر حجاب را بردارید و درگیر کودتای سازمان سیا شوید، چه اتفاقی میافتد. آنها مصمم به ویران کردن کشور شما هستند. من از آینده میگویم»
#حریم_مهتاب
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴📌صحبتهای صریح و دلسوزانه کارشناس تلویزیون
با رئیس جمهور درباره مسئله حجاب
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خاطره مجید واشقانی از رفیقش که توی پدافند بوده / سیاهنماییهای آقامیری رو تو صورتش زد