✍...کشف حجاب و بی بند و باری، دروازه ورود تمدن شکست خورده غرب به کشور است.
از همین رو، جمهوری اسلامی دو راه بیشتر ندارد:
یا باید خود را در برابر آن حفظ کند و در مسیر شکل گیری تمدن اسلامی قرار بگیرد
و یا اینکه به صورت آرام در درون تمدن غرب هضم شود و ماهیت اصلی خود را از دست بدهد.
راه سومی نداریم!
✍ کانال جهاد تبیین
#حریم_مهتاب 🌱
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 مادری که ۱۷ سال از کنار فرزندش تکان نخورد
خانم نجف زاده، تهیه کننده و کارگردان مستند باز هم صبوری:
🔺️این روایت، تصویر مادر شهید دخانچی است که هفده سال تمام بیوقفه از فرزند جانبازِ زمینگیرش پرستاری کرد؛ مادری استوار که با وجود دشواریها و فشارها، بر ایمان، انتخاب و مسئولیت مادریاش تا پایان پایدار ماند.
#حریم_مهتاب
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این چای نوشیدن آقا موقع این شعر خیلی معنی داره، آرامش خانه و خانواده موج🌊 میزنه...🥰
#حریم_مهتاب
🌱
📌عطر حیات طیبه
قسمت هشتم:
برایم خبر آوردند که گروهی از پزشکان، ساعت سه بعد از ظهر برای معاینه و آخرین کمیسیون پزشکی برای درمان من، بالای سرم می آیند.
گفتند یک گروه ۱۶ نفره از پزشکان حاذق بیمارستان امام رضا(علیه السلام) قرار است امروز برای دیدنم بیایند. هم برای عیادت و هم این که ببینند زخم بستر چگونه در این مدت بهبوی پیدا نکرده است.
پزشکان که آمدند، خانم وحدتی، لباسم را بالا زد که زخمم را به پزشکم نشان بدهد.
یکی از پزشکان سرنگی باریک دستش بود تا به پشت من تزریق کنند. مرا با زحمت دمر کردند. همین که آن دکتر دستش برای تزریق جلو آمد، دکتر بنایی گفت: «صبر کن دکتر!»
دکتر با تعجب چندین ضربه روی زخم زد و گفت، یوسفیان چه کردی؟ زخمت نیست!
در حقیقت زخمی که ۲۰ سانت طول داشت به اندازهی دو یا سه سانت شده بود و خودش را جمع کرده بود. دکتر زخم مرا بررسی کرد و گفت: «درسته زخمش به اندازه یک بند انگشت قطر داره! ولی نیازی به این تزریق نیست! حتی نیاز به پیوند هم نداره!» به پرستارها هم گفت: « به پانسمان زخم ادامه بدین!»
یکی از پزشکان گفت: « دکتر پس برای استخوان کمرش اقدام کنیم؟ دکتر بنایی دوباره گفت: « نه! حالا زخمش را مداوا کنید تا ببینیم چی میشه!»
گفتم یادتان هست میخواستید مرا از بیمارستان بیرون کنید؟ حالا امام رضا(علیه السلام) شما را بیرون میاندازد؛ تا یاد بگیرید به مریض نگویید شما را بیرون میاندازم. همه خوشحال شدند و گفتند الهیشکر و رفتند.
این شد که روزی نبود که من چندین ملاقاتکننده نداشته باشم. از پرسنل بیمارستان، مردم عادی و از جانبازانی که در بیمارستان بستری بودند، همه میآمدند. آقای مسنی هم بود که میگفت از خادمین یکی از مساجد است. هر روز با دست پر به دیدنم میآمد؛ ده دقیقهای مینشست و میرفت.
مدتی مداوای زخم هایم طول کشید. بعد از آن فیزیوتراپی رفتم و یک سری ماساژ درمانی و سایر اقدامات پزشکی روی من انجام شد، اما هر چه اتفاق افتاد، تحت تاثیر همان توسل و خواب بود.
بعد از مدتی توانستم روی ویلچر بشینم اما از سال ۶۳ دیگر می توانستم با عصا حرکت کنم. البته مثل یک کودک نوپا قدم برمی داشتم.
من آخرین فرزند خانواده بودم و ازدواج هم نکرده بودم، ولی با شخصی نامزد کرده بودم که قرار بود اول ماه ربیع ازدواج کنیم. که این اتفاق برای من افتاد. هدایا و هرآنچه که برایم آورده بودند هم همانطور ماند.
بعد از بهبودی نسبی، مسئولان بیمارستان گفتند، دیگر نیاز به بستریشدن ندارید و میتوانید به شهرتان برگردید؛ اما اگر خانوادهتان بتوانند در این شهر خانهای برای شما بگیرند و به خوزستان نروید خیلی بهتر است. اما به دلیل شرایط برادرهایم و با وجود جنگ و بمباران شهرها بهناچار به دزفول برگشتیم.
ادامه دارد . . .
#عطر_حیات_طیبه
#حریم_مهتاب
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖥 قرآن را نخوان! زندگی کن
📝 عزیزان من! قرآن را بخوانید و بخوانید؛ در قرآن تدبر کنید.
🔰 رهبر انقلاب، ١٣٧٠/١١/١٧
💠 امروز یهآیه خوندی؟
👉 @yeayeh_app
پیام رهبر معظم انقلاب به فرشته حسنزاده: سلام و تشکر مرا برسانید و بگویید: از طلا برتر، همت و تلاش و ایمان و اعتماد به نفس شماست دخترم
مویتایکار ایران پس از کسب مدال نقره بازیهای همبستگی اسلامی گفته بود دوست داشت مدال طلایش را تقدیم رهبر انقلاب کند، اما مدال نقرهای را تقدیم ایشان میکند.
#حریم_مهتاب