📌عطر حیات طیبه
قسمت نهم:
بعد از پنج الی شش ماه، من به شکرانه این معجزه نورانی، از همان زمان با خدا و امام رضا(ع) عهد کردم که خودم را وقف انجام کارهای خیر کنم. چون مرا شفاعت کرده بود و محتاج کسی نشده بودم. خدا با این مجروحیت، در من تحولی ایجاد کرد، که انسان دیگری بشوم.
در سال ۱۳۶۸ برای تعیین درصد اقدام کردم. برایم پنجاه درصد منظور کردند و بعد هم در طی این سال ها دنبال پرونده ام نرفتم. درصدم را از خدا و امامان معصوم گرفته بودم. وقتی زیاد راه می رفتم، زیر ناخن های پایم کبود می شد و بعد از مدتی می افتاد. هنگام راه رفتن انگار روی قیر داغ قدم برمی داشتم و احساس می کردم هر آن در حال سقوط هستم با این وجود بهشان گفتم: « من توانایی انجام کار دارم، دلم می خواهد دستم توی جیب خودم باشد»
ما زیر چتر حمایت برادرم بودیم. کم کم مخارج پزشکی ام زیاد می شد. مادرم، هم از ناحیه کمر و هم از ناحیه گوش مجروح شده بود. اما او هم دنبال درصد نرفت. همه اش با هزینه برادرم بود. حقوق بازنشستگی از طرف پدر نداشتم.
به هر کاری هم راضی نمی شدم. ابتدا معرفینامه ای برای کار در مرکز تهیه پروتز برای سربازان و جانبازان به من دادند. آنجا نرفتم. یکی از دوستان مرا برای رفتن به استانداری تشویق کرد و گفت پیش فلان مسئول برو. وقتی به آنجا رفتم، اتفاقاً مسئول نهضت سواد آموزی، هم به دیدن آن آقا آمده بود. با لطف آن آقایان مشغول به کار شدم.
صبحها نهضت درس میدادم و بعدازظهرها هم تا ساعت ۸ شب مسجد میرفتم و بعد هم درخانه بودم. کارهایم را بهسختی هم که شده بود انجام میدادم. خانم مشاوری که به دیدنم میآمد میگفت شما باید مجدد کمیسیون بشوی. با وضعیتی که داری ۷۰ درصد هم برای شما کم است. گفتم درصد برایم دیگر معنایی ندارد.
بعد از مدتی، به خاطر خط زیبایم، مرا در قسمت امتحانات بردند تا کارنامه ها را بنویسم. گرچه چند بار تغییر کار داشتم اما تا آخر دوران کاری در اداره بودم. از سال ۸۴ زیر چتر آموزش و پرورش رفتیم و تا بازنشستگی ام در اردیبهشت سال ۹۵ خدمت کردم.
هرآنچه که بخواهد مرا شکست بدهد، مغلوبش میکنم. فقط این مورد آخری که افتادم و لگن پایم شکست، مرا به گریه انداخت.
به دندانپزشکی رفته بودم؛ موقع بازگشت، سوار تاکسی شدم. آمدم به آن سمت خیابان بروم که بین دو تاکسی که عقبعقب میآمدند، پایم لای عصایم رفت و روی آن افتادم. همانند هیزمی که دونیم شود، دچار شکستگی شدم.
ادامه دارد . . .
#عطر_حیات_طیبه
#حریم_مهتاب
بانو!
یافتنِ حقیقت ِ یکی از نام های تو
برای ره یافتن عالمی به سوی خدا کافی است؛ مثل این نام زیبایت ؛ راضیه
تو راضیه ای زهرا !
زیرا بنده ای
تو به ما آموختی ؛
بنده اگر دربندِ تدبیر خدا باشد
حتی چشم بر هم زدنی ظرف وجودش
از آبِ حیاتِ رضا ، تهی نمی شود.
تو به ما آموختی رضایت به آنچه او برایمان تقدیر کرده؛
نقشهٔ رسیدن به گنج آرامش است.
سرّ آرام گرفتن در دنیا و آخرت
راضی بودن ما از خدا نیست.
هنر آن است که یقین کنی خدا از تو راضی است.
تو آرام ترین بودی ،زهرا!
زیرا خدا « مرضیه » ات نامید
برای تو افتخاری بالاتر از این نبود که او از تو راضی باشد.
مرضیه ٔ خدا!
ظرف دلم را از کوثر رضای خویش لبریز کن!
#بانوی_بینهایت
✨️مهسا جمشیدی از بانوان نخبه کشورمان که دارای رتبه تک رقمی در مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری بوده و کارشناسی ارشد حقوق بین الملل را در آمریکا گذراندند و سپس به فراخور شرایط تحصیل و زندگی به اتفاق همسرشان در ژاپن زندگی میکنند و در عرصه فضای مجازی هم فعالیت دارند.
از جمله فعالیتهای علمی و پژوهشی مهسا جمشیدی میتوان به نگارش و چاپ چندین مقاله در حیطۀ موضوعات حقوقی اشاره کرد.
مهسا جمشیدی، بانوی نخبۀ ایرانی حجاب را نمادی از هویت و استقلال خود میداند. او بر اهمیت پایبندی به اصول اعتقادی و فرهنگسازی در مورد حجاب تأکید میکند و میگوید این انتخاب میتواند زیبایی واقعی را به نسل جوان نشان دهد. جمشیدی به دیگران میآموزد که حجاب، انتخابی آگاهانه و جذاب است که به شخصیت فردی میافزاید.
#ایران_دخت
#باحجاب_بدون_مرز
🌱 با مهر و خرد
به نیکیها دعوت کنیم...
#حریم_مهتاب
چه خوبه این روزهای فاطمیه
سخنرانان و مداحان محترم یک بازبینی به سخنرانی های مقام معظم رهبری درباره حضرت زهرا
و مداحی هایی که در حضور ایشون خوانده میشه
داشته باشند
تا سخنرانی ها و روضه های به روزی داشته باشند
چه خوب بود مداحان امشب
طوری می خوندند که همه فرج امام زمان و از خدا می خواستیم
با تمام وجود امام زمان مون و میخواستیم
منتقم آل محمد بیاید 🤲