eitaa logo
حریم پاکدامنی
613 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
2.2هزار ویدیو
110 فایل
آنچه درباره حجاب و عفاف باید بدانیم. محتوای تبیینی ویژه جهادگران تبیین. @a_f_133 سیاست، سخنواره، پاسخ به شبهات، ضرورت و فلسفه، دلایل عقلی، روانشناسی، اهمیت و... در قالبهای پرده نگار، موشن، کلیپ https://eitaa.com/Chastity/3191
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖥 مهم‌ترین نیاز و حق بانوی خانه چیست؟ رسانه «ریحانه» 💐 🌻 @Chastity
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
D1738237T15963508(Web).mp3
زمان: حجم: 13.2M
🎙کتاب صوتی 📘 چشمه های یاس 🌸 🪴فصل چهارم 4️⃣ این قسمت: شهیده پروانه شماعی زاده🌷 شهیده حنیفه رستمی🌷 💐 🌻 @Chastity
📸📸 شهیده پروانه شماعی زاده 🌷 و شهیده حنیفه رستمی 🌷 شادی روحشون صلوات و فاتحه ای هدیه کنیم 💐 🌻 @Chastity
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌شهیدمطهری : «اگر برهنگی تمدن می‌آورد، حیوانات باید متمدن‌ترین موجودات می‌بودند!» حجاب، زبانی بی‌کلام برای گفتن یک حقیقت است: زن، ارزشمندتر از آن است که با نگاه‌ها سنجیده شود 💐 🌻 @Chastity
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨﷽✨ 🌺داستان زیبا ✍چند سال پیش ، در یک روز گرم تابستان ، پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی پسرش شنا می کرد مادر وحشتزده به سمت دریاچه دوید و با فریادش پسرش را صدا زد . پسرش سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد، مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت می کشید ولی عشق مادر آنقدر زیاد بود که نمی گذاشت پسر در کام تمساح رها شود.کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود ، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را فراری داد پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی پیدا کند. پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود خبرنگاری که با کودک مصاحبه می کرد از او خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخمها را نشان داد ، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت" این زخمها را دوست دارم ، اینها خراشهای عشق مادرم هستند" گاهی مثل یک کودک قدرشناس خراشهای عشق خداوند را به خودت نشان بده خواهی دید چقدر دوست داشتنی هستند ‌ 💐 🌻 @Chastity