قایقها به گل نشسته بود و دشمن یک نفس روی آن ها آتش می ریخت...رحمان رفت توی آب...
قایق اول را که آزاد کرد،عقب عقب توی آب شروع کرد به سمت قایق دوم راه رفتن...
گفتم چرا این جوری؟
گفت:نمیخوام قیامت اسمم جزء کسایی باشه که به دشمن پشت کردن!
شهید_عبدالرحمن_رحمانیان
https://eitaa.com/Chiefs
🌷شهید مهندس صدرالله فنی
⚪️ ناشناخته ترین سردار ایرانی
▫️همو که باز شدن راه کربلا را مدیون امثال او هستیم🚩🚩
🌷 ۲۵ دیماه ,,-- سالروز شهادت
ا▫️▫️▫️▫️▫️
مبارز انقلابی زمان شاه که همراه با شهیدمجیدبقایی،شهیداسماعیل دقایقی وشهیدحمیدشمایلی و نیز محسن رضایی و شمخانی درگروه مخفی #منصورون بفعالیت علیه نظام ستمشاهی میپرداختند
🌱پس از پیروزی انقلاب اسلامی به مبارزه علیه گروه های ضد انقلاب پرداخت . در جنگ تحمیلی نیز با تجارب خوب و داشته ها و پشتوانه علمی ، مدیریتی و معنوی در سمت های مختلف فرماندهی مشغول بکار بود تا اینکه با نگرش وآینده نگری عمیقی موفق شد افراد مستعد عراقی از جمله( پناهندگان ، رانده شدگان و اسیرانی که خواهان مبارزه علیه دولت عراق بودند)را جـذب نمایند
🌱لذا قرارگاه_رمضان و سپس لشکر_بـدر را در استان خوزستان راه اندازی کرد و با دیگر نیروهایش بارها با گذشتن از جان خود و روبرو شدن با سخت ترین شرایط جنگی برای کسب اطلاعات ، جذب افراد، انجام عملیات وهمچنین کمک بمردم مظلوم عراق وارد خاك آن کشور شدند وبا تلاش و مجاهدتهای فراوان این ماموریت خطیر را انجام دادند
هدیه به روح مطهر شهید #صلوات
https://eitaa.com/Chiefs
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
کلیپ فرماندهی شهید جهاد مغنیه
کسی که مثل خیلی از،شهدا از تمام دوست داشتنیهای دنیوی خودش گذشت.
https://eitaa.com/Chiefs
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
″خدایا ،
تو از ما راضی باش...″
[شهیدمدافعحرم
شهیدمصطفیصدرزاده]
میگفت:
اونیکه تورو باشهدا آشنا میکنه رو هیچوقت رهاش نکن ، شاید مامور باشه از طرف شهدا ...🌱
https://eitaa.com/Chiefs
″خدایا!
شهادت را نصیبمکن.
دلم برای حسینخرازی پرمیکشد
دلم برای شهـدا پرمیکشد
دنیا را رها کنید،
دنیا را وِل کنید،
همه چیز را در آخرت پیدا کنید،
و رضای خدا را
بر رضای مخلوق ارجحیت دهید...″
کلامشهیدحاجاحمدکاظمی
https://eitaa.com/Chiefs
_تکیه کن به شـهدا
شهدا تکیه شانبھ خداست
اصلا کنار گل بنشینی بوےگل میگیری
پس گلستان کن زندگیت را با یاد شهدا🌹
عزیز_برادرم
شهید_بابڪ_نورے_هریس🌱
https://eitaa.com/Chiefs
✍ #زندگینامه_شهید_محمد_حسین_ترابی
🌷در اوایل فروردین 1330 در خانواده ای #مستضعف به دنیا آمد، نامش را محمدحسین گذاشتند. بعد از گرفتن مدرک ابتدایی ترک تحصیل کرد. بعد از چند سال که به کار #کشاورزی مشغول بود به اهواز رفت و پیش برادر بزرگترش به کار مشغول شد. در اهواز نیز در #جلسات_مذهبی که برپا می شد شرکت داشت. به سن 17 سالگی که رسید از دختری که اهل همان شهرستان بود توسط خانواده اش خواستگاری کرد و بعد از چند روز وارد زندگی تازه ای شد. بعد از اینکه خدمت سربازی او به اتمام رسید شغل رانندگی تاکسی را برگزید. بعد از مدتی به اصفهان برگشت و در شرکت مسافربری ایران پیمای اصفهان استخدام و مشغول کار شد تا زمانی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. در اوایل انقلاب در فعالیت هایی که در مساجد و پایگاه های مردمی انجام می شد شرکت می کرد و در سال 59 که تازه #سپاه_پاسداران تأسیس شده بود به عضویت این نهاد انقلابی درآمد و برای بردن نیرو به جبهه های جنگ در این نهاد مشغول به کار شد در پی این مأموریت در لشگر چهارده امام حسین (ع) راننده ی فرمانده، #رحیم_صفوی بود. طی مدتی که در جبهه ها حضور داشت با این فرمانده #همکاری می کرد تا اینکه سرانجام در تاریخ 61/11/18 بعد از دیدار با حضرت آیت الله طاهری امام جمعه ی شریف اصفهان که در جبهه های جنگ و منطقه ی عملیاتی حضور داشتند، در همان منطقه ی عملیاتی به درجه ی رفیع #شهادت نایل گشت. 🌷
https://eitaa.com/Chiefs
🌷 #هر_روز_با_شهدا_4424🌷
#بگذار_من_همینجا_باشم...🌷
🌷در جریان عملیات كربلای ۵ در یكی از محورهای شلمچه جهت انتقال پیكر پاك شهدا به خط مقدم رفته بودیم من كه جلوی ستون حركت میكردم، خمپارهای پشت سرم خورد و مجروح شدم در پشت سر من، عزیز دیگری هم مجروح شد و ما دو نفر به زمین افتادیم ما را به عقب وانت گذاشتند دوست عزیزمان داور، سریع پرید عقب وانت و دیدم بالای سر من است به ایشان گفتم كه شما از عقب ماشین پیاده شوید چون منطقه دست انداز زیاد داشت.
🌷داور گفت: من پیاده نمیشوم، به خاطر اینكه سر شما به كف ماشین میخورد میخواهم سر شما را روی دستم نگه دارم. حدوداً ده_پانزده متر عقبتر آمدیم. دوباره به ایشان گفتم كه شما از ماشین پیاده شوید اینجا جای خطرناكی است هر آن امكان اصابت خمپاره هست جایی بود كه خمپاره های شصت دشمن می رسید.
🌷ایشان یك دستی به سر و صورت من كشید و مقداری خاك و خون صورتم را تمیز كردند و گفت: بگذار من همینجا باشم و سر شما را نگه دارم تا از اینجا رد بشویم. در همین موقع خمپارهای به زیر چرخ عقب ماشین خورد و بلافاصله در پاهایم حس كردم كه چند تركش خورده در همین موقع یك آن سرم را بلند كردم دیدم ایشان از ناحیه سر تركش خوردهاند و در همین حالت روی صورت من افتادند و شهید شدند.
🌹خاطره ای به یاد سردار شهید داور یسری [فرماندهی که در میدان جنگ چون شیر بیباک و در خلوت شب زاهدی بود كه اشک از چشمانش همیشه جاری بود.]
#راوی: رزمنده دلاور احمد مخبریان، از واحد اطلاعات و پیگیری مفقودین نیروی زمینی قرارگاه خاتم الانبیا (ص)
منبع: سایت نوید شاهد
#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج❤️
https://eitaa.com/Chiefs