eitaa logo
✿✯𝓒𝓸𝓵𝓸𝓻𝓼 𝓢𝓹𝓮𝓪𝓴✯✿
14 دنبال‌کننده
10 عکس
0 ویدیو
0 فایل
✧𝓑𝓮𝓱𝓲𝓷𝓭 𝓮𝓿𝓮𝓻𝔂 𝓬𝓸𝓵𝓸𝓻 𝓲𝓼 𝓪 𝓵𝓲𝓯𝓮 𝓼𝓽𝓸𝓻𝔂✧
مشاهده در ایتا
دانلود
عهههه چنل درست شدههههه بابت فاصله ای که افتاد متاسفم کم کم فعالیت رو شروع میکنیم خوشگلا ⋆... https://eitaa.com/Colors12 ...⋆
☆هنری بی جزئیات☆ ☆کلود مونه☆ Claude Monet ☆کودکی و نوجوانی کلود مونه در ۱۴ نوامبر ۱۸۴۰ در پاریس به دنیا آمد، اما خیلی زود خانواده‌اش به لوه‌ور، شهری کوچک در شمال فرانسه، نقل مکان کردند. پدر مونه، آدولف مونه، فروشنده‌ای بود که به تجارت محصولات خوراکی مشغول بود، اما علاقه‌ای به هنر نداشت. مادرش، لوئیز-ژان مونه، بیشتر به موسیقی علاقه داشت. با این حال، علاقه کلود به هنر از همان کودکی خود را نشان داد. در سن ۵ سالگی، مونه به مدرسه ابتدایی در لوه‌ور رفت و در این دوران به نقاشی علاقه زیادی پیدا کرد. او نقاشی‌هایی می‌کشید که بیشتر به صورت کاریکاتور بودند و حتی از اساتیدش در مدرسه به دلیل مهارتش در این زمینه تحسین می‌شد. در این زمان، مونه در کنار تحصیل، در یک فروشگاه پدرش نیز مشغول به کار بود. ☆تحصیلات و شروع به کار حرفه‌ای مونه در ۱۷ سالگی تصمیم گرفت که مسیر زندگی‌اش را به هنر اختصاص دهد و به پاریس برود. در این دوران، در یک آکادمی هنر در پاریس ثبت‌نام کرد، اما همیشه از قوانین و چارچوب‌های سخت آکادمیک نافرمانی می‌کرد. علاقه‌اش بیشتر به هنر آزاد و طبیعت بود. در پاریس، با هنرمندان برجسته‌ای همچون اگوست رنوار، ادگار دگا، ژرژ سورا و دیگر پیشگامان هنر امپرسیونیسم آشنا شد. در همین زمان بود که مونه به استفاده از رنگ‌های زنده و واضح علاقه‌مند شد و به تدریج از سبک‌های کلاسیک و رسمیت آن زمان فاصله گرفت. این ایده‌، که در آن از نور و رنگ‌ها برای ایجاد اثر استفاده می‌شد، نقطه عطفی در هنر او بود.
✿✯𝓒𝓸𝓵𝓸𝓻𝓼 𝓢𝓹𝓮𝓪𝓴✯✿
☆هنری بی جزئیات☆ ☆کلود مونه☆ Claude Monet ☆کودکی و نوجوانی کلود مونه در ۱۴ نوامبر ۱۸۴۰ در پاریس
☆آغاز مسیر هنری و سبک امپرسیونیسم در دهه ۱۸۶۰، مونه و دیگر هنرمندان جدید، سبک خاص خود را آغاز کردند که با نام امپرسیونیسم شناخته شد. اولین نمایشگاه بزرگ امپرسیونیست‌ها در سال ۱۸۷۴ در پاریس برگزار شد و همین عنوان، یعنی «امپرسیونیسم»، از عنوان یکی از آثار مونه به نام «امپرسیونی، طلوع آفتاب» (Impression, Sunrise) برگرفته شد. در این اثر، مونه تلاش کرده بود تا نور و جو را بیشتر از آنچه که با جزئیات واقعی قابل مشاهده بود، نمایش دهد. این سبک در ابتدا با مخالفت‌های زیادی مواجه شد، زیرا از دیدگاه بسیاری از منتقدان، کارهای امپرسیونیستی به‌صورت ناتمام و بی‌دقت به نظر می‌رسید. ☆دوران جنگ و زندگی شخصی در سال ۱۸۷۰، مونه به دلیل جنگ فرانسه و پروس مجبور شد به لندن مهاجرت کند. در لندن، مونه تحت تاثیر آثار هنری انگلیسی‌ها قرار گرفت و حتی در مورد نقاشانی چون جوزف مالورد ویلیام ترنر مطالعه کرد. این دوران در رشد بیشتر سبک نقاشی مونه بسیار مؤثر بود. در سال ۱۸۷۱، پس از پایان جنگ، مونه به پاریس بازگشت و در همین زمان زندگی شخصی‌اش نیز وارد مرحله‌ای جدید شد. او در سال ۱۸۷۰ با کامیلا دونسی ازدواج کرد و از او دو فرزند به نام‌های ژان و میشل داشت. اما کامیلای عزیزش در سال ۱۸۷۹ پس از مدت‌ها مبارزه با بیماری درگذشت. این مصیبت زندگی او را تحت تاثیر قرار داد و آثارش در این دوره حال و هوای غم‌انگیزی به خود گرفت. ☆دوران امپرسیونیسم و تکامل سبک کلود مونه در طول دهه‌های ۱۸۸۰ و ۱۸۹۰ به خلق آثار بزرگ و شناخته‌شده‌ای چون دریاچه نیلوفر و کشتزار گندم ادامه داد. مونه در این دوران بیشتر بر روی طبیعت، نور و رنگ تمرکز داشت. یکی از ویژگی‌های برجسته کارهای او، توجه به تغییرات نور در طول روز بود. به عنوان مثال، او بارها به یک سوژه مشابه نگاه کرد، اما با تغییرات نور، رنگ‌ها و سایه‌ها متفاوت به آن نگاه می‌کرد. همین امر باعث شد که در آثار او نور به یکی از مهم‌ترین عناصر تبدیل شود. او همچنین علاقه زیادی به طبیعت داشت و در دهه ۱۸۸۰ به ژیوویل، جایی که باغی با دریاچه نیلوفر درست کرد، نقل مکان کرد. بسیاری از آثار معروف او، مانند نیلوفرهای آبی، در این باغ خلق شدند. ☆موفقیت‌های جهانی و شهرت دهه‌های پایانی عمر مونه شاهد شهرت جهانی او بود. در سال ۱۹۰۰، مونه به عنوان یکی از برجسته‌ترین هنرمندان امپرسیونیست شناخته می‌شد و نقاشی‌هایش در سراسر دنیا به نمایش درآمدند. در همین دوران، او به شدت تحت تاثیر تغییرات جدید در دنیای هنر قرار گرفت و به تدریج به سوی سبک‌های جدیدتری حرکت کرد. آثار او در نمایشگاه‌های مختلف در فرانسه و دیگر کشورها به نمایش گذاشته می‌شد و به تدریج از محبوبیت بالایی برخوردار شد. ☆آخرین سال‌ها و مرگ در اواخر عمر، مونه به مشکلات بینایی دچار شد. این مشکل که ابتدا از یک بیماری چشمی ناشی می‌شد، در نهایت باعث کاهش توانایی او در کشیدن آثار دقیق شد. اما او همچنان به نقاشی ادامه داد و در این دوران به نقاشی‌های بزرگ‌تری مانند مجموعه نیلوفرهای آبی و کاشتگاه‌های گندم پرداخت. کلود مونه در ۵ دسامبر ۱۹۲۶ در سن ۸۶ سالگی در خانه‌اش در ژیوویل درگذشت. او در طول زندگی‌اش موفق به تغییر نقاشی مدرن شد و به یکی از تأثیرگذارترین هنرمندان تاریخ هنر تبدیل گردید. ☆میراث امروزه، مونه به عنوان یکی از مهم‌ترین هنرمندان تاریخ شناخته می‌شود و آثارش در موزه‌های بزرگ دنیا قرار دارند. از جمله موزه‌هایی که آثار او را به نمایش می‌گذارند می‌توان به موزه اورسی در پاریس اشاره کرد. سبک امپرسیونیسم او همچنان بر نسل‌های جدید هنرمندان تاثیرگذار بوده و بسیاری از هنرمندان معاصر هنوز از روش‌ها و تکنیک‌های مونه در آثار خود استفاده می‌کنند. ☆مونه نه تنها نقاشی را تغییر داد، بلکه به دنیای هنر نشان داد که هنر نمی‌تواند فقط در جزئیات دقیق و دقیق قرار بگیرد. هنر باید احساسات، نور و زیبایی لحظات لحظه‌ای را انتقال دهد.☆ (بابت کیفیت عکس متاسفم) ⋆... https://eitaa.com/Colors12 ...⋆
✦ ݁˖ هنرمندی که نقاشی را از نو تعریف کرد.✦ ݁˖ ♡پابلو پیکاسو♡ Pablo Picasso ♡تولد و کودکی پابلو روییس پیکاسو در ۲۵ اکتبر ۱۸۸۱ در شهر مالاگا در اسپانیا به دنیا آمد. پدرش «خوزه روییس بلاسکو» نقاش، معلم طراحی و مسئول یک موزه محلی بود و مادرش «ماریا پیکاسو لوپس» نقش مهمی در حمایت روحی از او داشت. پیکاسو نام خانوادگی مادرش را برای امضای آثارش انتخاب کرد. از همان کودکی، استعداد پیکاسو کاملاً متفاوت بود. گفته می‌شود اولین کلمه‌ای که گفت «مداد» بود! او در سن ۵ سالگی شروع به نقاشی کرد و در ۷ سالگی طراحی‌هایش آن‌قدر قوی بود که پدرش دیگر چیزی برای آموزش دادن به او نداشت. ♡نوجوانی و آموزش هنری پیکاسو در نوجوانی همراه خانواده‌اش به شهرهای مختلف اسپانیا مثل لاکرونیا و بارسلونا نقل مکان کرد. او خیلی زود وارد مدرسه‌های معتبر هنر شد، اما از قوانین خشک و آموزش‌های سنتی خوشش نمی‌آمد. در سن ۱۴ سالگی آزمون ورودی آکادمی هنر بارسلونا را در مدت کوتاهی گذراند؛ آزمونی که معمولاً یک ماه زمان می‌برد! او تکنیک‌های کلاسیک را خیلی خوب بلد بود، اما روحش به دنبال آزادی و نوآوری بود.
✿✯𝓒𝓸𝓵𝓸𝓻𝓼 𝓢𝓹𝓮𝓪𝓴✯✿
✦ ݁˖ هنرمندی که نقاشی را از نو تعریف کرد.✦ ݁˖ ♡پابلو پیکاسو♡ Pablo Picasso ♡تولد و کودکی پابل
♡دوره جوانی و دوران آبی در اوایل جوانی، پیکاسو به پاریس رفت؛ شهری که مرکز هنر جهان بود. در این دوران، به دلیل فقر، تنهایی و از دست دادن یکی از دوستانش، وارد مرحله‌ای به نام دوران آبی شد. ویژگی‌های دوران آبی: • رنگ‌های سرد (آبی، خاکستری) • موضوعات غمگین مثل فقر، تنهایی، انسان‌های تنها • احساسات عمیق و دردناک این آثار نشان‌دهنده روح حساس و درون‌گرای پیکاسو بودند. ♡دوران صورتی و تغییر نگاه بعد از مدتی، حال روحی پیکاسو بهتر شد و وارد دوران صورتی شد. در این مرحله: • رنگ‌ها گرم‌تر شدند (صورتی، نارنجی) • شخصیت‌ها شادتر و زنده‌تر شدند • موضوعاتی مثل دلقک‌ها و هنرمندان سیرک دیده می‌شد این تغییر نشان می‌داد که زندگی شخصی پیکاسو چقدر روی هنر او تأثیر می‌گذاشت. ♡تولد کوبیسم؛ انقلابی در هنر مهم‌ترین و معروف‌ترین بخش زندگی هنری پیکاسو، خلق سبک کوبیسم بود. او به همراه «ژرژ براک» این سبک را پایه‌گذاری کرد. کوبیسم یعنی: شکستن اشکال به فرم‌های هندسی نشان دادن یک سوژه از چند زاویه هم‌زمان فاصله گرفتن از واقع‌گرایی سنتی تابلوی معروف «دوشیزگان آوینیون» آغاز یک انقلاب هنری بود که دنیای نقاشی را برای همیشه تغییر داد. ♡بزرگسالی و تنوع هنری پیکاسو در طول زندگی‌اش بیش از ۵۰ هزار اثر خلق کرد: • نقاشی • مجسمه‌سازی • طراحی • چاپ • سرامیک او هیچ‌وقت در یک سبک ثابت نماند و همیشه در حال تجربه بود. اثر معروف «گرنیکا» یکی از سیاسی‌ترین و تأثیرگذارترین نقاشی‌های اوست که رنج انسان‌ها در جنگ را نشان می‌دهد. ♡شخصیت و ذهن پیکاسو پیکاسو انسانی: • بسیار خلاق • پرانرژی • جسور و متفاوت بود. او اعتقاد داشت: من دنبال چیزی نمی‌گردم، من پیدا می‌کنم او می‌گفت بچه‌ها همه هنرمندند، مشکل این است که چطور وقتی بزرگ شدیم هنرمند بمانیم. ♡سال‌های پایانی زندگی پابلو پیکاسو تا آخرین سال‌های عمرش نقاشی کرد. او در ۸ آوریل ۱۹۷۳ در سن ۹۱ سالگی در فرانسه درگذشت. ☆میراث پیکاسو پیکاسو ثابت کرد: • هنر قانون ثابت ندارد • خلاقیت یعنی جرأت متفاوت بودن • احساس و فکر از تکنیک مهم‌تر است ♡او یکی از تأثیرگذارترین هنرمندان تاریخ شد؛ کسی که نقاشی را وارد دنیای جدیدی کرد.♡ ⋆... https://eitaa.com/Colors12 ...⋆
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
☆مارک شاگال☆ Marc Chagall ☆حتی در دل تاریکی☆ مارک شاگال (Marc Chagall)، با نام اصلی مویشه شگالوف (Moishe Shagalov)، یکی از منحصربه‌فردترین چهره‌های هنر مدرن است. آثار او پلی است میان سبک‌های هنری مختلف—از کوبیسم و فوویسم گرفته تا سوررئالیسم—اما همواره ریشه در دنیایی شخصی، خاطرات کودکی، و جهان‌بینی یهودی او دارد. او هنرمندی بود که رنگ، عشق، و آسمان را به بوم نقاشی آورد. ☆ بخش اول: ریشه‌ها و کودکی در روسیه (۱۸۸۷–۱۹۰۶) مارک شاگال در ۷ ژوئیه ۱۸۸۷ در ویته‌بسک (Vitebsk)، واقع در امپراتوری روسیه (بلاروس امروزی)، در یک خانوادهٔ یهودی فقیر و مذهبی به دنیا آمد. این شهر کوچک، که از مرکز هنر و فرهنگ به دور بود، به مهم‌ترین منبع الهام او تبدیل شد. دنیای کودکی: زندگی در ویته‌بسک، که مملو از تضادهای اجتماعی، سنت‌های مذهبی، و بازارهای شلوغ بود، اولین دفترچه طراحی او را پر کرد. او شاهد زندگی روزمرهٔ یهودیان در محله‌های کوچک (شِتِل - Shtetl) بود؛ خانواده‌هایی که در میان فقر و ایمان عمیق زندگی می‌کردند. این فضاها، با رنگ‌های اشباع شده، حیوانات عجیب، و چهره‌های خاطره‌انگیز، بعدها در آثار او به عنوان "تصاویر شناور"متجلی شدند. اولین جرقه: پدر شاگال، کارگری در یک کارگاه ماهی‌فروشی، و مادرش زنی سخت‌کوش بود. علاقهٔ او به نقاشی در سنین پایین شکوفا شد. او با دیدن یک نقاشی، متوجه شد که می‌تواند دنیا را به گونه‌ای دیگر ثبت کند. در حدود سال ۱۹۰۶، او برای رسیدن به رؤیاهایش باید از آنجا خارج شود.
✿✯𝓒𝓸𝓵𝓸𝓻𝓼 𝓢𝓹𝓮𝓪𝓴✯✿
☆مارک شاگال☆ Marc Chagall ☆حتی در دل تاریکی☆ مارک شاگال (Marc Chagall)، با نام اصلی مویشه شگالوف
☆ بخش دوم: پاریس، انقلاب هنری و بِلا (۱۹۰۷–۱۹۱۴) در ۱۹۰۷، شاگال با اندکی پول و کوله‌باری از امید، به سن پترزبورگ، پایتخت فرهنگی روسیه، رفت. او در این شهر مشغول به کار شد و مدتی در مدرسهٔ نقاشی یمپل (Imperial Society for the Encouragement of the Arts) تحصیل کرد. محیط سن پترزبورگ او را با هنر مدرن اروپایی آشنا کرد، اما او احساس می‌کرد هنوز به نیروی اصلی خود نرسیده است. سفر به پاریس (۱۹۱۰): در ۱۹۱۰، شاگال با استفاده از یک بورسیهٔ کوچک، به پاریس، قلب تپندهٔ هنر جهان، سفر کرد. او در محلهٔ بوهمیایی مونپارناس (Montparnasse) مستقر شد و با هنرمندان بزرگی چون پیکاسو، ماتیس، و رُدین آشنا شد. تأثیرات اولیه: در پاریس، او با سبک کوبیسم آشنا شد که ساختارهای هندسی و اشکال تجزیه‌شده را به او آموخت؛ با این حال، شاگال هرگز خود را کاملاً یک کوبیست ندانست. او فرم‌های کوبیسم را گرفت اما آن‌ها را با رنگ‌های گرم و لطیف، و تم‌های نوستالژیک و روایی (روایتگر داستان‌های زندگی یهودی‌اش) ترکیب کرد. آثار این دوره، مانند "من و دهکده" (Me and the Village)*، ترکیبی از واقعیت، رؤیا، و سمبولیسم هستند. عشق زندگی: مهم‌ترین اتفاق در این دوره، آشنایی او با بِلا روزنفِلد (Bella Rosenfeld) در ۱۹۰۹ بود. بلا، دختر یک جواهرساز ثروتمند یهودی، نماد هرآنچه شاگال در کودکی‌اش آرزو داشت: زیبایی، روشنگری، و ثبات. او الهام‌بخش بسیاری از نقاشی‌های عاشقانهٔ شاگال، به‌ویژه پرتره‌های زنانی است که در آسمان پرواز می‌کنند. این دو در ۱۹۱۵ ازدواج کردند. ☆ بخش سوم: بازگشت به روسیه و سال‌های انقلاب (۱۹۱۴–۱۹۲۲) با شروع جنگ جهانی اول در ۱۹۱۴، شاگال و بلا مجبور به بازگشت به روسیه شدند. این بازگشت، شاگال را در میانهٔ انقلاب ۱۹۱۷ روسیه قرار داد. هنر و سیاست: در ابتدا، شاگال از تغییرات استقبال کرد و نقش مهمی در پروپاگاندای هنری شوروی ایفا نمود. او به عنوان کمیسر امور هنری برای منطقه ویته‌بسک منصوب شد و سعی کرد هنر مدرن را وارد مدارس کرد. با این حال، سبک شخصی او که عمیقاً با سنت‌ها و فردیت گره خورده بود، با ایدئولوژی سخت‌گیرانهٔ رئالیسم سوسیالیستی که بعدها دیکته شد، در تضاد قرار گرفت. فاصله گرفتن: تفاوت دیدگاه‌ها باعث شد او کم‌کم از فضای دولتی فاصله بگیرد. در ۱۹۲۰، او به همراه بلا و دخترشان آیدا، روسیه را ترک کرد و دیگر هرگز به طور دائمی بازنگشت. بخش چهارم: زندگی دوباره در اروپا و آمریکا (۱۹۲۳–۱۹۴۱) پس از ترک روسیه، شاگال مدتی را در برلین گذراند و سپس به پاریس بازگشت. او در این سال‌ها به شهرت بین‌المللی رسید و سفرهای متعددی به نقاط مختلف اروپا داشت. مسیر سوررئالیسم: اگرچه بسیاری سوررئالیست‌ها (به رهبری آندره برتون) شاگال را به عنوان یکی از پیشگامان خود می‌دانستند، شاگال همیشه مرزهای رسمی جنبش‌ها را رد می‌کرد. او بیان کرد: "سوررئالیسم همان دنیای من است، اما من آن را با نام دیگری می‌شناختم." او به جای کاوش در ناخودآگاه فرویدی، بر "ناخودآگاه شاعرانه" متمرکز بود. سفر به آمریکا (۱۹۴۱): با آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال فرانسه توسط نازی‌ها، شاگال و بلا، به دلیل یهودی بودن، در سال ۱۹۴۱ به نیویورک مهاجرت کردند. این دوره برای او دوران سختی بود، هرچند که موفقیت‌های هنری بزرگی کسب کرد. تراژدی: در سال ۱۹۴۴، بلا، عشق ابدی شاگال، ناگهان در نیویورک درگذشت. این فقدان، هنری عمیقاً غم‌انگیز و تأثیرگذار بر کار او گذاشت. آثار این دوره مملو از تصاویر سیاه‌وسفید، رنگ‌های تیره‌تر، و تمرکز مجدد بر "سوگ" و "یادآوری" بِلا است. ☆ بخش پنجم: سال‌های پایانی و میراث ماندگار (۱۹۴۵–۱۹۸۵) پس از مرگ بِلا، شاگال در ۱۹۴۹ با ووا (Vava) ازدواج کرد که او نیز دوست قدیمی بلا بود و زندگی او را نظم بخشید. در ۱۹۴۹، او به فرانسه بازگشت و تا پایان عمر در آنجا ماند و به یکی از هنرمندان مقیم و مورد احترام فرانسه تبدیل شد. فعالیت در ابعاد بزرگ: در دهه‌های پایانی عمر، شاگال به خلق آثار در مقیاس‌های عظیم روی آورد: 1. کلیسای دومینیکن (کلیسای فرایتر، سنت پل دو وانس): طراحی پنجره‌های رنگی خیره‌کننده که نور را به شکلی روحانی وارد فضا می‌کند. 2. سالن اپرای پاریس (پالای گارنیه): او در دهه ۱۹۶۰ سقف تالار اصلی اپرا را با نقاشی‌های بزرگ و زنده‌ای نقاشی کرد که نمادی از ادای دین او به موسیقی و میراث هنری فرانسه بود. 3. موزه‌ها: او همچنین مشغول ساخت موزاییک‌ها، مجسمه‌ها و پنجره‌های رنگی برای موزه‌های بزرگ در سراسر جهان بود. مرگ و سبک منحصربه‌فرد: مارک شاگال در ۲۸ مارس ۱۹۸۵ در سن ۹۷ سالگی در سن-پل-دو-وانس (Saint-Paul-de-Vence) فرانسه درگذشت.