اینجا شده مثل دفتر خاطراتم. هرچی بیشتر زمان میگذره بیشتر درکش میکنم و دوست میدارمش :)
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
و آقای شهید یه سخنرانی دارن، مربوط به چندسال قبل، که توش کاملا درباره تندروی و کسانی که بهشون تندرو گفته میشه صحبت میکنن و در نهایت میگن اگر این تندرویه، منم تندورعم : ) ببخشید شرمنده واقعا آقا هم پایداریچی از آب در اومد..
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
خدایا تو شاهد باش که ما از قتلعام برادران و خواهران عزیزتر از جانمان در لبنان خون دل خوردیم. تو شاهد باش که ما راضی به این فاجعه بزرگ در لبنان نبودیم. که پیامبرت فرمود هرکس راضی به عمل قومی باشد، در جنایت او شریک است. خدایا تو شاهد باش که بیروت برای ما فرقی با تهران ندارد. صور برای ما خود میناب است. والله علیالطاهر و نبطیه برای ما تفاوتی با خارک و بندرعباس ندارد. آن بمب فسفری که در خیام فرود میآید بر قلب تبریز ما میخورد انگار. دخترکان خونآلودی که از زیرآوار فریاد «یوماه؛یوماه» میکشند برای ما فرقی با بچههای تهران ندارند. خدایا تو شاهد باش که ما از خطبه عاشورایی شیخ نعیم تنمان لرزید. مثل روزی که آقا مثلی لایبایع مثل یزید گفت. خدایا ما از شباهت سرنوشت لبنان به سوریه و از دست رفتنش میترسیم. ما شیعیان مظلوم امیرالمومنین توییم و از کمی دوستان، کثرت دشمنان و غیبت اماممان بر تو شکایت میبریم. بر ما و برادرانمان رحم کن و کسانی که به برادرانمان رحم نمیکنند بر آنها مسلط نکن. هرچه و هرکه مانع کمک بهموقع به شیعیان توست را از سر راه بردار و پاره تن ما را از ما جدا مکن!
«مهدی مولایی»
@m_molaie110
دفتر خاطرات خانوم علیا -
روز سی و چهارم چهلهی زیارت عاشورا✨
روز سی و پنجم چهلهی زیارت عاشورا✨
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
کانال بلهم رو پاک کردم، بنظرم یه خورده باید همینجاهایی که داشتم رو حفظ میکردم بعد به فکر جاهای جدید میافتادم. حالا شاید دوباره بزنم، ولی دیگه فقط نقاشی بزارم، فقط و فقط.. دارم جدیدا فکر میکنم تلگرامهم فقط بنویسم.. جالب میشه ولی خوشحالم نمیکنه. نمیدونم چرا انگار خود واقعیم چند تیکه میشه. من همینم دیگه، به آدمی که همه هندونههارو همیشه باهم برمیداره.
دفتر خاطرات خانوم علیا -
کانال بلهم رو پاک کردم، بنظرم یه خورده باید همینجاهایی که داشتم رو حفظ میکردم بعد به فکر جاهای جدی
همین دقیقا. هندونههامم همیشه میوفتن زمین و میشکنن.