دفتر خاطرات خانوم علیا -
روز سی و چهارم چهلهی زیارت عاشورا✨
روز سی و پنجم چهلهی زیارت عاشورا✨
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
کانال بلهم رو پاک کردم، بنظرم یه خورده باید همینجاهایی که داشتم رو حفظ میکردم بعد به فکر جاهای جدید میافتادم. حالا شاید دوباره بزنم، ولی دیگه فقط نقاشی بزارم، فقط و فقط.. دارم جدیدا فکر میکنم تلگرامهم فقط بنویسم.. جالب میشه ولی خوشحالم نمیکنه. نمیدونم چرا انگار خود واقعیم چند تیکه میشه. من همینم دیگه، به آدمی که همه هندونههارو همیشه باهم برمیداره.
دفتر خاطرات خانوم علیا -
کانال بلهم رو پاک کردم، بنظرم یه خورده باید همینجاهایی که داشتم رو حفظ میکردم بعد به فکر جاهای جدی
همین دقیقا. هندونههامم همیشه میوفتن زمین و میشکنن.
دفتر خاطرات خانوم علیا -
روز سی و پنجم چهلهی زیارت عاشورا✨
روز سی و ششم چهلهی زیارت عاشورا✨
برق حسینیه رفته، بلندگوی هیئت کار نمیکنه و حاجآقا توانِ حنجرهش رو گذاشته و بدونِ میکروفون سخنرانی میکنه. حواسم رو برای شنیدنِ بحث امشب جمع میکنم چون موضوع به نظر جالب میاد. فارغ از گرما، دوست دارم این موقعیت رو.
"امام، یارِ صمٌ بُکم نمیخواهد.
امام یاری میخواهد که منتظر آن نماند که در همهی موارد، امام سخنی بگوید. بلکه به میزانی به ایدئولوژی و موازین امام نزدیک شده باشد که بتواند تشخیص دهد فرمان امام چه خواهد بود و برخیزد. مسیر را برای امام هموار کند."
@DTabiidi