امروز از روزهای شلوغ دانشکده است. برنامه درسیِ ترم اولیها را که نگاه میکردم، همهشان دوشنبهها کلاس دارند. سوای آن، امروز روز اولیست که خیلیهایشان برای ثبتنام آمدهاند. چهرههای جدیدی را میبینم که خیلیهایشان یک سال یا دو سال از من کوچکترند. سالِ گذشته که اینوقتها خودمان ترم یک بودیم، سال بالایی نداشتیم. اولین ورودیهای جامعهپژوهی بودیم و سر خیلی چیزها که به مشکل میخوردیم، احساس بیکسی و سردرگمی میکردیم. امسال اما خودمان شدهایم سال بالاییِ ورودیهای چهارصد و چهارِ جامعهپژوهی. کمی تجربه داریم که در اختیارشان بگذاریم. یکچیزهایی یاد گرفتهایم که به دردشان بخورد و بعضی از استادها را شناختهایم که راهنماییشان کنیم. بعد از چند هفته سر کلاس نشستن از این ترم، امروز احساس میکنم روز اول است. اولین روزی که آمدهام علومج. مثل اولین روزِ پارسال که راهم را گم کرده بودم و چهل دقیقهای معطلِ پیدا کردنِ دانشکده شدم. عجب خاطراتی ادواردو! عجب خاطراتی. امروز برایم دقیقا به همان اندازه نو و پرهیجان است. شوقِ دیدنِ بچههای جدید را دارم. البته نمیتوانم منکر اضطرابی شوم که در مواجهه با آدمهای جدید و آدمهای زیاد دارم. اما گاهی وقتها شوق ممکن است بر ترسها فائق شود. دوست دارم سر تکتک کلاسهایشان بنشینم و حرفِ تکتکشان را در شرحِ اهداف و انگیزههایشان بشنوم. وقتی که میگویند چرا و چطور جامعهپژوهیِ اسلامی قسمتشان بوده، برق چشمهایشان را رصد کنم و آنهایشان را که برق چشمانشان شبیه برق چشمان خودم است، جدا کنم. حرفهایشان را دربارهی استادها بشنوم و ببینم که نظرمان شبیه هم است یا نه، آنها هم مثل ما فکر میکنند یا نه. کمکشان کنم تا در این دنیایِ عجیب به هر سو نروند و راهشان را پیدا کنند. عجب فکر و خیالهایی ادواردو. عجب فکر و خیالهایی...
#منوعلومج / #مسطورات / #خانمعلیا / #دفترچه
@Alnana
دفتر خاطرات خانوم علیا -
اردبیل ۷ صبح دماش به ۴ درجه میرسه :)))))))))))))
لطفا یه پرواز برای چهارشنبه به اردبیل برای من بگیرید.
جدیداً آبها خوشمزه نیستن. واقعا دلم آب خوشمزهای میخواد که قیافهم بعد خوردنش تو هم نره.
هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
در وجوب حفظ آبروی بنده خدا (حتی گناهکار) فرقی بین بازیگر سینما و امام جمعه سابق تهران نیست. از عاقبت کار و خشم خدا بترسیم...
محسن طاهری
@ir_tavabin