تو هیچوقت قرار نیست بفهمی
که من برای اینکه تورو
ناراحت نکنم چقدر خودمو ناراحت کردم.
گاهی فقط نگاه میکنم.
به دست ها، چشم ها، هوایی که نفس میکشم،
گرمای آفتابی که هنوز روی پوستم «حس میکنم.»
به درختها که حالا تو خوشرنگترین حالت خودشونن،
به قلبم و نبضم که حرکت منظمشون بهم میگه؛
«هی، تو زندهای.»
در غیر این صورت فکر میکنم وجود ندارم.
دَمـان ؛
-
در دَمان علی ابن موسی الرضا به یاد چنل های:
[میها] ،[تیسا] ،[دریای بندگی] ،[حرّه خاتون] ،
[هَوایَت] ،[کَمی مَن] ،[آب هویج] ،[وصال] ،
اینکه آرزوهای کوچیکم رونمیتونم
برآورده کنم؛با اینکه به راحتی میشه
به دستش آورد خیلی قلبم رو به درد میاره.