eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
784 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
47.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 || «قاطر چموش» 🤣 ⏳ 🎤راوی: رزمنده جانباز، مصطفی خسروی «از اهالی خونگرم استان فارس» 🔹قسمت اول 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_سی_و_دو :🔻 📌نم
☕️☕️☕️☕️☕️ 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_سی_و_سه :🔻 ♨️ درد، آه از بلند کرد. سرم را روی میز گذاشتم.  همچون، زنی پا به ماه، عرصه ی لگد هایِ پی در پی و بی نظمِ افکارم بود. نمیدانستم دقیقا باید به چه چیز فکر کنم.. دانیال🧑.. _صوفی.. داعش.. پیوستن به گروه.. پیدا کردن برادر.. جنایت.. و یا حتی مادر.. نایاب ترین کلمه ممکن در ی آنیِ آن لحظاتم بود. _گرمایِ دست عثمان را روی شانه ام حس کردم (سارا خوبی؟ بازم درد داری؟) _خوب نبودم.. هیچ وقت خوب نبودم.. اصلا حالِ خوب چه مزه ایی داشت؟ _به جایش تا دلت بخواهد بودم. به اندازه تمامِ آدمهای دنیا.. انقدر که اگر میخوابیدم ، دیگر، رقم میخورد در 📆 تاریخِ آینده دنیا.. _عثمان که جوابی نشنید، ایستاد، میز را جمع کرد و رفت. سرم را روی دستانم به سمت شیشه باران🌨 خورده چرخاندم. چقدر آدمها از پشتِ این شیشه های خیس و بخار گرفته، به نظر میرسیدند. پر پیچ و تاب، درست عینِ  .. _صدای عثمان را شنیدم، از جایی  درست بالای سرم (( واست آوردم.. بخور.. اما از من میشنوی حتما برو پیش دکتر.. انقدر از کنار خودت نگذر.. وقتی تو واسه خودت وقت نمیذاری.. انتظار داری دنیا برات وقت بذاره؟؟))  _ گرمای لیوان را کنار حس میکردم ( بلند شو سارا.. بلندشو که یخ کنه دیگه فایده ایی نداره..) سرم را بلند کرد. _یکی از عکسهای دانیال 🧑روی میز جا مانده بود. همان عکسِ پر خنده و کناره صوفی.. عکس را به لیوانِ سرامیکی و مشکی رنگه، جوشانده تکیه دادم. باورِ حرفهای صوفی در خنده ی☺️ چشمان دانیال نمی گنجید.. مگر میشد این مرد، را بلد باشد؟؟ _عثمان رو به رویم نشست. درست در جای با همان لحن و آرامش ( چرا داری خودتو عذاب میدی؟ چرا نمیخوای قبول کنی که دانیال خودش انتخاب کرده؟ سارا.. دانیال یه نبود.. خودش خواست.. خودش، تو رو رها کرد.. اون دیگه برادرِ سابقِ  تو نیست.. صوفی رو دیدی؟ _اون خیلی سختی کشیده.. خیلی بیشتر از منو تو.. همه ی اون هم به واسطه دانیال🧔 سرش اومده.. دانیال عاشقِ♥️ صوفی بود.. کسی که از بگذره، گذشتن از براش مثه آب خوردنه، اینو باور کن.. با عضویت تو اون تمام زندگیتو میبازی.. _ چیزی در مورد شنیدی؟؟ در مورد خرید و فروششون تو بازار به گوشت خورده؟؟ نه.. نشنیدی.. نمیدونی.. سارا، چند وقت پیش با یه زن و شوهر اهل آشنا شدم. _زن تعریف میکرد که وقتی شهر رو کردن، شوهرش واسه انجام کاری به عراق رفته بود. داعش زمانی که وارد شهر میشه تمام زنهای ایزدی رو میکنه و مردهاشونو . و بعد از بیست روز زندانی شدن تو یه سالن بزرگ و روزانه یه وعده غذا، همه اون زنها و دخترها رو واسه به بازار ها میبرن. _اون زن میگفت و خوشگلترینها رو واسه پولدارِ حاشیه خلیج فارس کنار میذاشتن. _هیچکس هم جز اهالی و و کشورهای اجازه نداشتن بیشتر از سه برده بخرن .. _اون زن تعریف میکرد که به دو مرد فروخته شد و بعد از کلی آزارو اذیت و ، تونست کنه و خودشو به شوهرش برسونه. _ ساراجان.. حرفهای من، صوفی، اون دختر آلمانی، این زن ایزدی.. فقط و فقط یه از واقعیت ها و این گروهه.. سارا زندگی کن.. دانیال از تو گذشت.. توام بگذر..) _خیره نگاهش کردم ( تو چی؟؟ از هانیه میگذری؟؟ )_ _فقط در نگاهم کرد.. حتی  صدای نفسهایش هم بود. اگر دست و پا میگذشت، دل🤍 نمیگذشت.. _سکوتش طولانی شد (عثمان جواب منو ندادی.. پرسیدم توام از هانیه میگذری؟؟) _چشمانش شفاف شد، شفافتر از همیشه و صدایی که کمرش را در آن دیدم ( راهی جز گذشتن هم دارم؟؟) _راست میگفت.. هیچ کداممان راهی جز و نداشتیم.. و من، دلم چقدر بود.. بهانه جوی مردی که از عشقش گذشت.. سلاخی اش کرد.. و تحویل زمین داد.. همان برادری که کرد و در مستی هایش به فکر در بود.. _الحق که خواهری شرقیم.._ _عثمان را در سوال و جوابش با از عطر قهوه، رها کردم و سلانه سلانه، باران 🌨را تا خانه شدم.. خانه 🏠که نه.. سردخانه ی زنده گان. _در را باز کردم. برقها بود و همه جا سکوت.. حتی خبری از مادر تسبیح📿 به دست هم نبود. به اتاقم پناه بردم. افکارم سر سازش نداشت. ⏳ساعتها گذشت و صدای گریه های😭 معمول و آرام مادر بلند شد. _گریه هایی که هرگز برای مهم نبود_ ⬅️... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا