eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
781 دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_پنجاه_و_هفت :🔻 📌عث
...☕️ _تلاش برایِ نفس کشیدن بی فایده بود.. دوست داشتم بکشم.. اما آن هم بود. _حسام به زور خود را از زمین کند. شالِ آویزان از گردنِ صوفیِ نگون بخت را رویِ صورتِ له شده اش انداخت.. سپس خود را به من رساند. روبه رویم نشست. ( نفس بکش.. آروم آروم نفس بکش..)نمیتواستم.. _چهره ی نگرانش، مضطرب تر شد. ناگهان فریاد زد ( بهت میگم نفس بکش..) . و ضربه ایی بین دو نشاند.. ریه هایم هوا را به کام کشید.. _چشهایم به صوفی و ردِ خونِ🩸 مانده روی زمین، چسبیده بود. حسام رو به روی صورتم قرار گرفت. دستانش را بلند کرد (سارا فقط به من نگاه کن.. اونورو نگاه نکن.. سارا.. ). حالا فقط در نگاهم، جوانی بود که نمیدانستم در واقع کیست. _از فرط ترس😱، لرزشی محسوس به بدنم آورد.. اگر دستِ این به برادرم میرسید، حتی هم سهم من نمیشد. _چانه ام به شدت میلرزید و زیر لب نام را زمزمه میکردم، مدام و پی در پی. آستین را گرفت و مرا به جهتی، مخالفِ صوفی چرخاند ( آروم باش.. میدونم قبول نداری.. اما یه بار کن.. ). _خدا؟؟ همان خدایی که همیشه وجودش را کردم؟؟ _در آن لحظه حکمِ تک دیواری را داشتم که در و در مسیرِ تاخت و تازِ قرار گرفته.. بی هیچ ستونی.. بی هیچ پایه ایی.. و هر آن امکانِ آوار شدن دارد.. _نیاز.. نیاز به خواستن، نیاز به قدرتی برتر، قلبم🫀 را خالی کرد.. من پناهی میخواستم تا هیچ نیرویی، یارایِ مقابله با آن را نداشته باشد و حسام، مادر، دانیال 🧑حتی تمامِ آدمهایِ رویِ زمین؛ آن که باید، نبودند.. ☆☆برای اولین بار را صدا زدم.. با تک تکِ مویرگهایِ وجودیم.. خواستم را ثابت کند.. _من دانیال را میخواستم.. پس کردم، به .. _مهر را از جیبم بیرون آوردم و را به جان کشیدم. حسام لبهای بی رنگ شده اش را نزدیک گوشم گرفت (دانیال حالش خوبه.. خیلی خوب.. ) _خنده بر جا خشک کرد.. چقدر زود را در حقم شروع کرده بود. پس حسام از دانیال🧑 خبر داشت و چیزی نمیگفت. _سرو صدایی عجیب از بیرونِ اتاق بلند شد.. حسام با چهره ایی رفته اما مطمئن به دیوار تکیه داد.. صدایش از ته به گوش میرسید ( شرع شد..) _ناگهان در با لگد محکمی باز شد.. و عثمان با چشمانی به نشسته وارد اتاق .. ⬅️... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
❤️‍🩹 اسرارِ غمش گفتم در سینھ نگھ دارمـ رسواےجھانم ڪرد این رنگ پریدن‌ها.. 🌹کوچه‌های آسمانی🌱
❤️‍🩹 التیام بده قلبی🫀 را که از سختی‌هایش با کسی جز تُـو حرف نمیزند..😢!'
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق💖 ثبت است بر جریده عالم دوام ما... 🌤صبحتون بخیر به عشق شهدا🥀
🌞خورشید شو و پنجـره ها را بگشا ☺️لبخنــــــد بزن ؛ که صبحمان✨ تازه شود... 🌴 🌹کوچه‌های آسمانی🌱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مرا بھ بوے خوشت جان‌ببخش و زندھ‌بدار ڪھ از تُـو چیزے ازین بیشتر نمۍخواهم..