eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
783 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_شصت_و_سه :🔻 🌗آن شب
☕️☕️☕️ 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_شصت_و_چهار :🔻 🔻بعد از حرفهایِ حسام، تازه متوجه مخالفتهایِ عثمان با به شدم. و من چقدر ، او را مردی مهربان فرض میکردم. _پرسیدم ( اون دختر آلمانی.. اونم بازیگر بود ؟) حسام کشید ( نه.. یکی از هایِ بود و اصلا نمیدونست که عثمان هم یکی از همونهاست و واقعا میخواست کمکت کنه تا به اون سمت نری..) _مشتاقانه و جمع شده در خود باقی ماجرا را طلب کردم ( و نقش تو این ماجرا چی بود؟) _لبانش را کرد (خب… شما باید میومدین ایران🇮🇷.. به دو دلیل.. حفظ امنیتتون و که به دانیال🧔 داده بودیم.. دستگیری ارنست.. یه ، و تو ایران.. _از خیلی وقت پیش دنبالش بودم اما خب اون از این حرفا بود که به تله بده.. پس از شما اقدام کردیم. چون جریان و انقدر مهم بود که به خاطرش وارد کشور بشه.. به همین خاطر رو وارد بازی کردیم. _اون و عثمان چندین سال پیش تو با هم دوست و همکلاسی بودن. اما همون سالها، با عضویت تو گروههای قید دانشگاه رو زد و تقریبا دیگه همدیگه رو ندیدن.. _یان هم بعد از مدتی ﷼عضو یکی از گروههای محلیِ از حقوق بشر شده بود و به عنوان برای مهاجران جنگ زده ، توی این انجمن ها فعالیت میکرد. _پس من هم به عنوان یه وارد انجمنی شدم که یان توش حضور داشت. و با نزدیک شدن و اعتمادش، اون رو برای وارد بازی کردم.. _از دانیالو خوونوادش گفتم.. و اینکه از فرار کرده و چون من یکی از قدیمش بودم ازم خواسته، قبل از اینکه آسیبی از طرف متوجه خوونوادش بشه، هر چه زودتر بی سرو صدا اونا رو راهی ایران کنم. _ازش خواستم تا با ارتباطِ مثلا اتفاقی، با عثمان رو به رو بشه و بدون اینکه اجازه بده تا اون از موضوع بویی ببره، خودش رو به شما برسونه و با استفاده از روانشناختی ازتون بخواد تا به ایران بیاید..) _منظورش را درست متوجه نمیشدم. ( خب یعنی چی؟؟ یان نپرسید که چرا خودت مستقیم به خوونواده اش، چیزی نمیگی؟؟ یا اینکه چرا عثمان نباید از موضوع چیزی بدونه ؟؟ ) _سری به نشانه ی تکان داد قاعدتا باید میپرسید.. پس من زودتر جریان رو به شیوه ی خودم توضیح دادم.. اینکه سارا با جماعت به خصوص من، مشکل داره. چون فکر میکنه که من باعث برادرش تو داعش و تنها موندش شدم. در صورتی که اینطور نیست و تمام تلاشم رو برای منصرف کردنِ دانیال انجام دادم.. اما نشد.. _و برایِ اینکه یان حرفهامو کنه، کلی عکس و فیلم از خودمو دانیال بهش نشون دادم و با یه تماس تلفنی از طرف برادرتون اطمینانشو جلب کردم.. _در مورد قسمت دوم سوالتون.. اینکه چرا عثمان نباید چیزی بدونه؟ اینطور گفتم که.. عثمان هم به واسطه ی خواهرش به نوعی با این گروه درگیره و ممکنه علاقه اش به سارا باعث بشه تا فکر کنه میتونه ازش محافظت کنه و سفرش به ایران بشه، اونوقت جون خودش و خوونواده ی دانیال رو به خطر میندازه.. _از اونجایی که یان یکی از انجمنهایی مدافع حقوق بشر و مهاجرین بود به راحتی قبول کرد.. _تقریبا با که از عثمان داشتم، این نقشه برایم قابل قبول نبود (یعنی اینکه یه درصد هم احتمال ندادین که عثمان و رفقاش از این نقشه تون بویی ببرن.. اینکه شما از یان کمک خواستین؟؟) _لبخندش شد و رویِ گونه اش عمیق تر ( خب ما دقیقا هدفمون همین بود.. اینکه عثمان از تلاش ایران ونزدیکی حسام به یان و کمک خواستن ازش، برایِ برگردوندنِ سارا به ایران مطلع شه..) _اصلا نمیتوانستم منظورش را بفهمم.. چرا باید عثمان متوجه ی ایران برای کشاندنم به این کشور میشد؟؟ مبهوت و پر سوال نگاهش کردم.. _ با تبسم ابرویی بالا داد ( خب بله.. کاملا واضحه که گیج شدین.. در واقع طوری عمل کردیم تا عثمان و بالا دستی هاش به این نتیجه برسن که ما داریم به طور و از طریق یان، شرایط برگردوندنتون به ایران رو میکنیم.. و این اجازه رو بهشون دادیم تا از هویت حسام، یعنی بنده با خبر بشن.. _اینجوری اونا فکر میکردن که دانیال ایرانه و خیلی راحت میتونن از طریق شما بهش برسن.. که اگر هم دستشون به دانیال نرسید، میتونن حسام رو گیر بندازن و اون رابط رو شناسایی کنن.. و در واقع یه بازی رو شروع میکنن.. غافل از اینکه خودشون دارن میخوردن و ما اینجوری با حفظ امنیت شما، رو به خاکمون میکشونیم.. ☕️...👇
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_شصت_و_چهار :🔻 🔻بعد
...☕️ _پس بازی شروع شد.. _یان به عنوان یه به عثمان نزدیک شد و عثمان خودشو به سادگی زد.. به اینکه یه عاشقِ♥️ ست که هیچ خبری از نقشه ی ایران و نزدیکیِ من به یان نداره.. حتی مدام با برگشت شما مخالفت میکرد.. میگفت که بدون شما نمیتونه و اجازه نمیده.. _بالاخره با تلاشهایِ یان شما از آلمان خارج شدین.. و مثلا به طور منو تو اون دیدین.. _در صورتی که هیچ چیز اتفاقی نبود.. و و بلافاصله با یه به امید دانیال و یا حسام وارد ایران شدن.. _اما خب این وسط اتفاقات هم افتاد. که بزرگترینش، بعد از دیدنم تو و این بود.. _اون شب🌙 تازه نوبت تموم شده بود و واسه رفتم خونه که پروین خانووم باهام تماس گرفت.. بود.. اصلا نفهمیدم چجوری خودمو رسوندم.. _تو راه مدام به دانیال🧔 و که واسه سلامتی تون بهش داده بودم، فکر میکردم.. _اون قدر نذر کردم که فکر کنم باید یه هفته بگیرم، تا بتونم همه شونو بفرستم.. _ولی خب از اونجایی که هیچ کار خدا نیست، بد شدن حال اون شبتون و اومدن من به خونتون باعث شد که عثمان و صوفی زودتر نقشه اشون رو شروع کنن.. _دیگر نمیداستم چه چیزی باید بگویم ( نکنه پروین هم نظامیه؟؟) خندید😁..بلند و با صدا ( نه بابا.. حاج خانووم نظامی نیستن.. ) _حالا میفهمیدم چرا وقتی از میپرسیدم که دوست ایرانیت کیست؟؟ اسم چیست؟؟ مدام بحث را عوض میکرد.. بیچاره یانِ .. دیوانه ترین روانشناس دنیا.. ⬅️... 🌹کوچه‌های آسمانی🌱
🖤💔 مےنویسیمـ‌اگر"یازهـرا" ڪارداریمـ‌همہ‌"بازهـرا" مے‌نویسیمـ‌هزاران‌دفعہ فاطمہ‌فاطمہ‌،‌زهرازهـرا.. 🌹کوچه‌های آسمانی🌱
~🦋~~ به خودتان مراجعه کنید؛ اگر هنوز در دلتان به حضرت زهرا(علیهاالسلام) محبت دارید؛ بدانید که از چشم خدا نیوفتاده‌اید..💔!' "استاد فاطمی نیا"
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏴 شیشھ عطرِ خُدا شڪستھ شد🥀 فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی ؛ ا؎ دࢪ فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی ؛ ا؎ دیواࢪ..‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌹کوچه‌های آسمانی🌱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام بر سلام بر صورت‌ها و پهلوها و بازوهای شکسته و خون‌آلود...🩸 سلام بر بچه‌‌های مادر پهلو شکسته ✋🏻 🌹کوچه‌های آسمانی🌱
چطوریه ؟ 👆اینطوری که رهبر انقلاب فرمودند👆 ✍هفته بسیج مبارک🍃 🌹کوچه‌های آسمانی🌱
32.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❓چرا و‌چگونه " بَـــــســـــــــیـــــــــج "تشکیل شد ..؟ 🇮🇷هفته بَــــســـــــیـــــــج گرامی باد.🇮🇷✌️ 🌹کوچه‌های آسمانی🌱