🌹کوچههای آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_هفتادُ_یک :🔻 ⏳مدتی
#ادامه...☕️
_چه کسی میگوید #نظامی_گری، یعنی #خشونتِ رضا خانی..؟؟
حسام همیشه میخندید😃.. و دانیال خوش خنده تر از سابق شده بود ..
اما هنوز هم چیزی از نگرانی ام برایِ #حسامِ_امیر_مهدی نام کم نمیشد. و به #لطف تماسهایِ دانیال علاه بر خبرهایِ فاطمه خانم از پسرش، بیشتر از حالِ حسام #مطلع میشدم.
⏳️ زمان میدووید و من هر لحظه #ترسم بیشتر میشد از جا ماندن در دیدار دوباره ی تنها #ناجیِ زندگیم. #سرطان چیز کمی نبود که دل خوش به نفس کشیدن باشم.
_آن روز بر عکس همیشه دانیال #کلافه و عصبی بود. دلیلش را نمیدانستم اما از پرسیدنش هم باک داشتم.
پشتِ پنجره ایستاده بودم و قدم زدنهایِ #پریشانش در باغ و مکالمه ی پر اضطرابش با گوشی را تماشا میکردم.
#کنجکاوی امانم را بریده بود. به سراغش رفتم و دلیل خواستم و او سکوت کردم.
دوباره پرسیدم و او از مشکل کاریش گفت. اما امکان نداشت، چشمهایِ برادر رسم #دروغگویی به جا نمیآورد.
_باز کنکاش کردم و او با نفسی عمیق و پر آشوب جواب داد ( حسام گم شده..)
نفسم #یخ زد. و او ادامه داد ( دو روز هیچ خبری ازش نیست.. دارم #دیوونه میشم سارا..)
_یعنی فاطمه خانم میدانست؟ (یعنی چی که گم شد؟؟ معنیش چیه ؟)
دستی به صورتش کشید ( یعنی یا شهید شده.. یا گیر اون #حرومزاده هایِ داعشی افتاده..)
_و من با چشمانی شیشه شده در اشک😭، از ته دل برایِ #شهادتش دعا کردم..
_کاش شهید شده باشد..🥀
⬅️#ادامہ_دارد...
🌹کوچههای آسمانی🌱
تُـو را اگر خیلۍها دوسٺ مۍدارند
من کسی" جز تُـو "برای دوسٺداشتن ندارمـ..
-حسین جانم-
🌦🎶
شِعریعنۍ کہ سرِصُبح کسۍ مثلِ شما
باعثِ روشنۍحَضرتِ خُورشید شود؛
سلام،امام زمانم🤚🌱
🌹کوچههای آسمانی 🌱
✅️روزی تو خواهی آمد...❣️
👆💔
حالمـبداستباتُـوفقطخوبمیشومـ
خیلۍازآنچہفڪرڪنۍمبتلاترمـ..
-یاصاحبالزمان-
خورشیـد🌞 صفت
بخند بر هرچه کہ هست
بر شاخهی صبح ،🌦
خنـده هایت زیبـاست ...☺️
#سلام_صبحت_بخیر_رزمنده🤚🍃
⏳دوران جنگ تحمیلی
🌹کوچههای آسمانی🌱
به قول یکی از بسیجیان خوش ذوق:
✅ بی_رنگی ،رنگ بسیجیهاست!
مراقب باش رنگی نشوی...🎨
#سلام_صبح_بخیر 🤚
#بسیجیان_سربازانِ_روحالله
#مردان_خاکی_جبهه
🌹کوچههای آسمانی🌱
🌤 آغاز روز با یک لیوان شیر ...🥛
✍نوش جان ، گوارای وجود...
🌹کوچههای آسمانی🌱