eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
778 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫عطر در میان ها... ✨رمضان در جبهه‌ها عطر و بوی دیگری داشت سفره‌های خدایی رزمندگان بوی عشق می‌داد سفره های افطاری پر بود از سادگی و بی آلایشی ... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
💫عطر #رمضان در میان #جبهه ها... ✨رمضان در جبهه‌ها عطر و بوی دیگری داشت سفره‌های خدایی رزمندگان بوی
👆✅🍃 ✨گاهی رزمنده ها فقط با تکه ای نان روزه ی خود را افطار می کردند.سادگی و صمیمیت در سفره افطار موج می‌زد... ✨برکت دعا در کنار سنگرها، نماز روی زمین خاکی، سحری خوردن کنار آرپی‌جی و مسلسل، وضو با آب سرد، قنوت در دل شب...🌗 ✨قیام روبروی آسمان بدون هیچ حجابی که تو را از دیدن وسعت‌ها بی نصیب کند، گریه بچه‌های عاشق در رکوع و همه چیز عطر و بوی خدایی داشت... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
❄️۲۳ اسفند ۱۳۶۳ -- سالروز شهادت عارف، رزمنده و فرمانده تیپ ۱۸ جوادالائمه(ع)، عبدالحسین برونسی 🌴 - شرق دجله
خاک‌های_نرم_کوشک_زندگی‌نامه_شهید.pdf
حجم: 2.1M
📚 نسخه PDF | 📖 کتاب: " " 🌷بر اساس زندگی‌نامه و خاطرات شهید عبدالحسین ‌برونسی، استاد بنّایی که ‌در دوران بدون گذراندن دوره های نظامی به فرماندهی ‌تیپ ‌رسید - به فرموده ‌رهبر انقلاب: شهید برونسی جزء ‌عجایب ‌انقلاب ‌ماست. 🥀سردار فاطمی 🌿 فرمانده تیپ ۱۸ 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
#صدای_ماندگار؛ 👆 روایت شهید برونسی از عملیات فتح‌المبین و یاری امام زمان(عج) 🎙 سخنرانی شهید عبدال
🌷"بسم رب شهدا و صدیقین"🌷 سَلٰامْ بر آنانی که اَوَلْ از ســیم خاردار نَـفْسـْ گُذَشْتَنْـ و بَـعْد از سیم خار دار دشْمَنــــْ🥀 ... ✋💔 یه سلام از راه دور به حضرت عشق...❤️ به نیابت از اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَصْحابِ الْحُسَیْن 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🌷"بسم رب شهدا و صدیقین"🌷 سَلٰامْ بر آنانی که اَوَلْ از ســیم خاردار نَـفْسـْ گُذَشْتَنْـ و بَـعْد
🥀شهید ماه اسفند؛ سردار شهید عبدالحسین برونسی 🍃سهم خانواده من 🌺همسر شهید: يك روز با دو تا از همرزماش آمده بود خانه. آن وقت‌ها هنوز كوی طلاب می‌نشستيم. خانه🏡 كوچک بود و تا دلت بخواهد . فصل بود🌳 و عرق همين‌طور شُرشُر 😰از سرو رويمان می‌ريخت. رفتم آشپزخانه🚰. يک پارچ آب يخ درست كردم و آوردم برايشان. 👤یكی ‌از دوست‌های عبدالحسين گفت:"ببخشيد حاج آقا." اگر جسارت نباشد می‌خواستم بگويم كولری را كه داديد به آن بنده خدا، برای خانه خودتان واجب‌تر بود. يكی ديگر به تاييد حرف او گفت: آره بابا، بچه‌های شما اينجا خيلي بيشتر گرما می‌خورند. 🧐كنجكاو شدم. با خودم گفتم: پس شوهر ما هم تقسيم می‌كند! منتظر بودم ببينم عبدالحسين چه می‌گويد. خنده‌ای كرد و گفت: اين حرف‌ها چيه شما می‌زنيد؟ رفيقش گفت: جدی می‌گويم حاج آقا. باز خنديد و گفت: شوخی نكن بابا جلوی اين زن‌ها! الان خانم ما باورش می‌شود و فكر می‌كند اجازه تقسيم كولرهای دنيا، دست ماست. انگار فهميدند عبدالحسين دوست ندارد راجع به اين موضوع صحبت شود؛ ديگر چيزی نگفتند. من هم خيال كولر را از سرم بيرون كردم. می‌دانستم كاری كه نبايد بكند، نمی‌كند. از اتاق آمدم بيرون. 📚منبع: برگرفته از کتاب خاک‌های نرم کوشک 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🥀شهید ماه اسفند؛ سردار شهید عبدالحسین برونسی 🍃سهم خانواده من 🌺همسر شهید: يك روز با دو تا از همرزما
🔻 بعد از شهادتش💔، همان رفيقش می‌گفت: آن روزها وقتی شما از اتاق رفتيد بيرون، حاج آقا گفت: می‌شود آن خانواده‌ای كه شهيد دادند، آن شهيدی كه جگرش داغ دار😔 است، توی گرما باشد و بچه های من زير كولر؟! كولر سهم مادر شهيد است، خانواده من گرما🔥 را می‌توانند تحمل كنند. روحش شاد ، یادش گرامی ، راهش پر رهرو باد🥀🍃 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا