eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
777 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
خاک‌های_نرم_کوشک_زندگی‌نامه_شهید.pdf
حجم: 2.1M
📚 نسخه PDF | 📖 کتاب: " " 🌷بر اساس زندگی‌نامه و خاطرات شهید عبدالحسین ‌برونسی، استاد بنّایی که ‌در دوران بدون گذراندن دوره های نظامی به فرماندهی ‌تیپ ‌رسید - به فرموده ‌رهبر انقلاب: شهید برونسی جزء ‌عجایب ‌انقلاب ‌ماست. 🥀سردار فاطمی 🌿 فرمانده تیپ ۱۸ 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
#صدای_ماندگار؛ 👆 روایت شهید برونسی از عملیات فتح‌المبین و یاری امام زمان(عج) 🎙 سخنرانی شهید عبدال
🌷"بسم رب شهدا و صدیقین"🌷 سَلٰامْ بر آنانی که اَوَلْ از ســیم خاردار نَـفْسـْ گُذَشْتَنْـ و بَـعْد از سیم خار دار دشْمَنــــْ🥀 ... ✋💔 یه سلام از راه دور به حضرت عشق...❤️ به نیابت از اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَصْحابِ الْحُسَیْن 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🌷"بسم رب شهدا و صدیقین"🌷 سَلٰامْ بر آنانی که اَوَلْ از ســیم خاردار نَـفْسـْ گُذَشْتَنْـ و بَـعْد
🥀شهید ماه اسفند؛ سردار شهید عبدالحسین برونسی 🍃سهم خانواده من 🌺همسر شهید: يك روز با دو تا از همرزماش آمده بود خانه. آن وقت‌ها هنوز كوی طلاب می‌نشستيم. خانه🏡 كوچک بود و تا دلت بخواهد . فصل بود🌳 و عرق همين‌طور شُرشُر 😰از سرو رويمان می‌ريخت. رفتم آشپزخانه🚰. يک پارچ آب يخ درست كردم و آوردم برايشان. 👤یكی ‌از دوست‌های عبدالحسين گفت:"ببخشيد حاج آقا." اگر جسارت نباشد می‌خواستم بگويم كولری را كه داديد به آن بنده خدا، برای خانه خودتان واجب‌تر بود. يكی ديگر به تاييد حرف او گفت: آره بابا، بچه‌های شما اينجا خيلي بيشتر گرما می‌خورند. 🧐كنجكاو شدم. با خودم گفتم: پس شوهر ما هم تقسيم می‌كند! منتظر بودم ببينم عبدالحسين چه می‌گويد. خنده‌ای كرد و گفت: اين حرف‌ها چيه شما می‌زنيد؟ رفيقش گفت: جدی می‌گويم حاج آقا. باز خنديد و گفت: شوخی نكن بابا جلوی اين زن‌ها! الان خانم ما باورش می‌شود و فكر می‌كند اجازه تقسيم كولرهای دنيا، دست ماست. انگار فهميدند عبدالحسين دوست ندارد راجع به اين موضوع صحبت شود؛ ديگر چيزی نگفتند. من هم خيال كولر را از سرم بيرون كردم. می‌دانستم كاری كه نبايد بكند، نمی‌كند. از اتاق آمدم بيرون. 📚منبع: برگرفته از کتاب خاک‌های نرم کوشک 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🥀شهید ماه اسفند؛ سردار شهید عبدالحسین برونسی 🍃سهم خانواده من 🌺همسر شهید: يك روز با دو تا از همرزما
🔻 بعد از شهادتش💔، همان رفيقش می‌گفت: آن روزها وقتی شما از اتاق رفتيد بيرون، حاج آقا گفت: می‌شود آن خانواده‌ای كه شهيد دادند، آن شهيدی كه جگرش داغ دار😔 است، توی گرما باشد و بچه های من زير كولر؟! كولر سهم مادر شهيد است، خانواده من گرما🔥 را می‌توانند تحمل كنند. روحش شاد ، یادش گرامی ، راهش پر رهرو باد🥀🍃 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
#عاشقانه‌های_شهداء💞 #چمران_از_زبان_غاده #قسمت_بیست_یکم 🔰البته ما بیشتر روزهای #کردستان را در# مریو
💞 🔰به هرحال ، تصمیم گرفتم بمانم تا آخر و برنگردم . البته به سردشت که رفتیم ، من به اکیپ بیمارستان 🏨ملحق شدم . نمی توانستم بیکار بمانم . در کردستان سختی ها زیاد بود. همان ایام آقای طالقانی از دنیا رفتند🏴 و برگشتیم تهران . 😔در تهران برایم خیلی سخت بود و من برای اولین بار مصطفی را آنطور دیدم، با نگرانی شدید . منافقین خیلی حمله می کردند به او . عکسی از مصطفی کشیده بودند که در عینکش 🕶تانک بود و شلیک☄ می کرد ، خیلی عکس وحشتناکی بود .😩 ✅ من خودم شاهد بودم این مرد چقدر با خلوص کار می کرد ، چقدر خسته می شد ، گرسنگی می کشید ، اما روزنامه ها📰🗞 اینطور جنجال به پا کرده بودند. در ذهن من هیچ کس درک نمی کرد مصطفی چه کارهایی انجام میدهد . از آن روز از سیاست متنفر شدم . به مصطفی گفتم: باید ایران را ترک کنیم . بیا برگردیم لبنان . ولی مصطفی ماند. به من می‌گفت: فکر نکن من آمده ام و پست گرفته ام ، زندگی آرام خواهدبود. تا حق و باطل هست و مادام که سکوت نمی کنی ، جنگ هم هست . ✨بالاخره آزاد شد و من به لبنان برگشتم . همین قدر که گاهگاهی بروم و برگردم راضی بودم و مصطفی دقیق کارهایی را که باید انجام می دادم می گفت . سفارش یک یک بچه های🙋‍♂🙋 مدرسه را می کرد و می خواست که از دانه دانه خانواده تفقد کنم . برایشان نامه📝 می نوشت . می‌گفت: بهشان بگو به یادشان هستم و دوستشان 😍دارم . 🍃مدام می گفت: اصدقائنا ، دوستانم ، نمی خواهم دوستانم فکر کنند آمده ام ایران ، وزیر شده ام ، آن ها را فراموش کرده ام . ⚡️یک بار که در لبنان بودم شنیدم که عراق به ایران حمله کرده خیلی ناراحت شدم . جنگ کردستان که تمام شد خوشحال شدم . امید برایم بود که کردستان الحمدلله تمام شد. ⏪ ادامه دارد 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
📽 اگه سخت نگیره ، برونسی نمیشه...؟؟!!🤔👌👇 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
📹فیلم/ ماجرای فرشی که شهید برونسی اجازه نداد در منزلش پهن شود 💠 انتشار به مناسبت سالگرد شهید 🔹عبدالحسین برونسی، در سال ١٣٢٢ در توابع تربت حیدریه به‌دنیا آمد، او عبد صالح و عارف بالله بود و پس از چند بار تغییر شغل به علت شبهه‌ناک بودن کار و کم‌فروشی صاحبان مغازه، نهایتاً به شغل بنایی روی می‌آورد. با شروع جنگ او به سپاه پاسداران ملحق شده و فرماندهی تیپ جوادالائمه را برعهده می‌گیرد. 🥀شهید برونسی از فعالان سیاسی مخالف رژیم پهلوی بود که چند بار توسط دستگیر و شکنجه شده، به‌طوری که دندان‌ های او را می‌شکنند و نهایتاً حکم صادر می‌شود اما با وقوع انقلاب اجرایی نشده و نهایتاً در ۲۳ اسفند ۱۳۶۳ در در منطقه شرق دجله به شهادت می‌رسد. ‌‌👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید