eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
778 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
#کلام_شهدا #شهید_محسن_وزوایی👇🥀
🔸 «اگر نتوانستید ام را به عقب بیاورید آنرا به روى دشمن بیندازید تا اقلا جنازه من کمکى به کرده باشد» 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
☺️✨ آرامش تنها در راضی نگهداشتنِ خُداست به دنبال رضایتِ خلقِ خُــدا نباشید..✅!' 👈🌹کوچه‌های آسمانی
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌💞 تـُـو قشنگ‌تـرین قسمتِ‌داستانِ‌زندگۍِمنۍ.. ، 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
وقت هایے که گیر مالے برای کارهای فرهنگی و پایگاه پیدا می کرد می‌گفت: خدا می رسونه! خانمش می گفت: "خب خدا از کجا می رسونه؟" مصطفے هم می گفت: ”اگه بپرسی از کجا، دیگه اسمش نمیشه! کارِ خدا امّا و اگه نداره...“ 💌🕊 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
...و هوا پر شد از بوی خدا.... ☺️✅
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌷🕊🕊🌷🇮🇷🌷🕊🕊🌷 💞 ❣ 🖊به قلم : سنیه منصوری 👈 تقدیم به از جان گذشتگانی که این سرزمین🇮🇷 شدند. آنان که دنیا را جا گذاشته و خدا را در گریه‌های😭 کودکان و زنان بی‌دفاع می‌دیدند. ✨تقدیم به مردان سبز پوش👨‍✈️👨‍🎨 سرزمینم🇮🇷 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🌷🕊🕊🌷🇮🇷🌷🕊🕊🌷 #به_وقت_رمان #عاشقانه‌های_شهدایی💞 ❣#از_روزی_که_رفتی 🖊به قلم : سنیه منصوری 3⃣ قسمت ۳:
🌷🕊🕊🌷🇮🇷🌷🕊🕊🌷 💞 ❣ 🖊به قلم : سنیه منصوری 4⃣ قسمت ۴: 🔻 ✍ پژوی 405 سفید رنگ حاج علی میرفت و ارمیا با موتور 🏍سیاه‌رنگش در پی آنها میراند. حاج علی از آینه 🪞به جوان سیاهپوش پشت سرش نگاه میکرد. نگران🥺 این جوان🧑‍🦱 بود... خودش هم نمیدانست چرا نگران🧐 اوست! انگار بار دیگر شده و به نزدش بازگشته است. خود را زندگی او میدانست. ساعات⏳ به کندی سپری میشد و راه به درازا کشیده بود. این برف ❄️سبب کندی حرکت بود. برای صبحانه و ناهار🥘 و نماز🕌 توقف‌های کوتاهی داشتند و دوباره به راه افتادند. به که رسیدند، حاج علی توقف کرد؛ از ماشین🚖 پیاده شد و به سمت ارمیا رفت... خداحافظی کوتاهی👋 کردند. حاج علی رفت و ارمیا نگاهش👀 خیره بود به راه رفتهی حاج علی! در یک تصمیم آنی، به دنبال حاج علی رفت؛ میخواست بیشتر بداند. حاج علی او را جذب میکرد... مثل آهن ربا🧲! جلوی خانه‌ای🏭 ایستادند و ماشین را وارد پارکینگ کردند. ارمیا زمزمه کرد: "بچه پولدارن!" وقتی ماشین🚖 پارک شد، به روزهایی رفت که گذشته بودند، ماشین مردش در بود. از همان روزی که او را خانه پدرش گذاشته بود و به سوریه رفته بود، ماشین همانجا بود! سوار آسانسور که شدند آیه باز هم به یاد آورد....:: 🕊-آخیش! خسته شدما بانو، چقدر راه طولانی بود. آیه پشت چشمی نازک کرد: _من که گفتم بذار منم یه‌کم بشینم، خودت نذاشتی؛ حالا هم دلم🤍 برات نمی‌سوزه! 🕊-چشمم روشن، دیگه چی؟! من استراحت کنم و شما رانندگی کنی؟ اعتراض آمیز گفت:😕 _خب خسته شدی دیگه! 🕊-فدای سرت! تو نباید خسته بشی!امانت حاج علی هستی ها، دختر دردونه‌ی حاج علی! آیه پشت چشمی نازک کرد و گفت: 😌 _من مال هیچکس نیستم! مردش ابرویی بالا انداخت و گفت: 🕊_شما که هستید؛ اما در اصل تو دستای من و پدرت، باید مواظبت باشیم دیگه بانو! حاج علی در🚪 را باز نگه داشته بود تا آیه خارج شود. این روزها.... 💚ادامه دارد... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
📆یکم شهریور ۱۳۲۷، در یک خانواده در شهر به دنیا آمد اما خانواده او اصالتاً به شهرستان در استان اصفهان تعلق دارند. 🎊بعد از چند روز از 'تولد او، پدرش که اداره فرهنگ و هنر بود، به شهر اصفهان منتقل شد. وی در سال ۱۳۴۵ بعد از فراغت از تحصیل از برای ادامه تحصیلات خود در رشته مهندسی برق در دانشگاه صنعتی آریامهر، راهی شد🏢 مجید یکی از سازمان مجاهدین خلق بود که توسط دیگر اعضای کوردل سازمان به خاطر تعلقات اسلامی کشته و جنازه‌اش به آتش🔥 کشیده شد بعد از انقلاب ۱۳۵۷، دانشگاه صنعتی آریامهر در تهران به نام این شهید به (دانشگاه صنعتی شریف) تغییر نام داده شد. مزار او در بهشت زهرای تهران، قـطعـه :۴۰ ردیـف :۱۲۹،شـماره :۱۳ واقع است. 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید